بخريد و بخوانيد ...
بازی تاج و تخت (مجموعه نغمه آتش و یخ - کتاب اول - جلد 1)
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

بازی تاج و تخت (مجموعه نغمه آتش و یخ - کتاب اول - جلد 1)

(A Game of Thrones)
نویسنده: جرج آر. آر. مارتین (George R. R. Martin)
ترجمه: رویا خادم‌الرضا
ناشر: ویدا
سال نشر: 1399 (چاپ 18)
قیمت: 189000 تومان
تعداد صفحات: 420 صفحه
شابك: 978-964-6807-81-5
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 1 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (3 امتیاز با رای 1 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'بازی تاج و تخت (مجموعه نغمه آتش و یخ - کتاب اول - جلد 1)':

کتاب اول از مجموعه‌ای مشتمل بر 7 کتاب با عنوان "نغمه آتش و یخ" (A Song of Ice and Fire). ناشر ایرانی این کتاب اول را در سه مجلد به فارسی منتشر کرده. کتاب حاضر جلد اول این مجموعه سه جلدی است.
استارک‌ها بر سرزمین زمستانی حکم می‌رانند، جایی که خلق و خوی مردمانش همچون طبیعت سرد و خشک است. صدافت و درستکاری پیشه آنهاست. بازی تاج و تخت داستان جوانمردی و درستکاری همین مردمان است، آنجا که چشمان تنگ بین دشمنان زیرنظرشان دارد و …
کتاب در حقیقت سه داستان را بصورت موازی روایت می‌کند. داستان نخست و اصلی نبرد بر سر تخت آهنین است که در وستروس و در سرزمین پادشاهان رخ می‌دهد. پس از مرگ شاه رابرت باراتئون، پسرش جوفری با حمایت مادرش ملکه سرسی، بر تخت می‌نشیند اما ادارد استارک که دوست، وزیر و مشاور اول پادشاه است درمی‌یابد که او و خواهر و برادرش فرزندان راستین رابرت نیستند و …
داستان دوم در شمال وستروس رخ می‌دهد، جایی که دیواری بسیار بزرگ و کهن از یخ قلمرو انسان‌ها را از موجودات از ما بهتران جدا می‌کند و برادران قسم‌خورده نایت‌واچ تمام عمر خود را صرف مراقبت و محافظت از آن می‌کنند و …
داستان سوم هم در آن‌سوی دریا، از ماجراهای دنریز تارگارین، آخرین بازمانده خاندان بزرگ تارگارین که پادشاهان پیشین وستروس بوده‌اند حکایت دارد و …
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"گرد با اصرار گفت: "باید برگردیم. همه وحشی‌ها مرده‌ن."
سر ویمر رویس لبخندزنان پرسید: "از مرگ می‌ترسی، گرد؟"
گرد در دام نیفتاد. او سالخورده بود، پنجاه سالی داشت و پادشاهی‌های زیادی دیده بود. گفت: "مرگ، مرگه دیگه، ما کاری به کارش نداریم."
رویس به آرامی پرسید: "حالا واقعا مرده‌ن؟ مدرک هم داریم؟"
گرد گفت: "ویل اونا رو دیده. اگه اون می‌گه مرده‌ن، من یکی که باور می‌کنم."
ویل به خوبی می‌دانست دیر یا زود پایش را به میان خواهند کشید، فقط آرزو می‌کرد کاش این دیرتر اتفاق می‌افتاد. او خودش را وارد ماجرا کرد و گفت: "مادرم گفته بود مرده‌ها آواز نمی‌خونن!"
رویس پاسخ داد: "پرستار منم همین رو گفته بود، ویل. هیچ‌وقت حرف‌هایی رو که از یه زن شنیدی، باور نکن. از مرگ هم می‌شه خیلی چیزها یاد گرفت." آهنگ صدایش در فضای گرگ‌ومیش جنگل پیچید ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!