شناسنامه محصول
کلکسیونر چشم
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

کلکسیونر چشم

(The Eye Collector)
نویسنده: سباستین فیتسک (Sebastian Fitzek)
ترجمه: زهره صبوحی زرافشان
ناشر: ورا
سال نشر: 1398 (چاپ 1)
قیمت: 59000 تومان
تعداد صفحات: 422 صفحه
شابك: 978-600-6955-05-6
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 4 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (3.5 امتیاز با رای 2 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'کلکسیونر چشم':

روش کار "کلکسیونر چشم" هر بار یکجور است. جسد زنی پیدا می‌شود که به مچ دست او کورنومتری در حال شمارش بسته شده. هر بار پسربچه‌ای ناپدید شده و پدر بچه تنها تا پایان وقتی که کورنومتر نمایش می‌دهد فرصت دارد که پسر خود را بیابد و او را از مرگ نجات دهد. اگر پدر موفق نشود، "کلکسیونر چشم" چشم چپ پسر را به عنوان یادگار برمی‌دارد.
تاکنون جسد سه زن پیدا شده و "کلکسیونر چشم" سه پسربچه را به قتل رسانده. هر بار هم الکساندر زورباخ خبرنگار روزنامه‌ای که قبلا پلیس بوده، درباره قتل‌ها گزارش نوشته است. اما در نوبت بعد صحنه جنایت با دفعات قبل تفاوت می‌کند. اینبار در کنار جسد زن کیف پول زورباخ پیدا می‌شود و به همین خاطر ظن پلیس به او جلب می‌شود که شاید "کلکسیونر چشم" او باشد. حالا زورباخ تنها چهل و پنج ساعت فرصت دارد تا زندگی یک پسربچه بیگناه را نجات دهد و او را از دست "کلکسیونر چشم" خلاص کند.
داستان از فصل آخر به فصل اول روایت می‌شود. جملات زیر، در ابتدای کتاب، ذیل "فصل آخر. پایان" آمده‌اند:
" "لالایی کوچولو من، لالایی
بابا رفته سفر زود برمی‌گرده."
از هدفونی که توی گوش چپم بود فریاد زدند: "تمامش کن دیگر!"
"کوچولو عزیزم زود لالا کن
یه دنیا رویای شیرین در انتظاره."
"همین حالا خواندن این شعر لعنتی را تمام کن!"
از طریق میکروفون بی‌سیم خیلی کوچکی که دقایقی قبل توسط مسئول بی‌سیم گروه عملیات ویژه در پیراهنم کار گذاشته بودند و حالا از طریق آن با آن‌ها در ارتباط بودم، جواب دادم:
"بله، بله، واضح است، من می‌دانم الان باید چی کار کنم."
"اگر یک‌بار دیگر تو گوش من داد بزنید این گوشی لعنتی را بیرون می‌کشم. فهمیدید؟"
در حالی که با سرعت صد کیلومتر رانندگی می‌کردم به اواسط پل رسیدم. در این میان بزرگراه شهر که فاصله‌اش با ما یازده متر بود از هر دو طرف بسته شده بود. بیشتر به خاطر حافظت از راننده‌ها، برای وقتی که می‌خواستیم زن روان‌پریش را با مشان استیشن از آن‌جا دور کنیم ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 محمد صادق دهقان:  مبهوت‌کننده و حیرت‌انگیز!
داستان پرکشش و جذاب و حیرت‌انگیزی بود تم جذاب و گیرایی داشت ولی ترجمه‌ش افتضاح بود (از دید من البته) یه کتاب عالی و قوی تو ژانر خودش که با یه داستان سراسر هیجان خواننده رو تا آخر داستان میخکوب نگه می‌داشت.
چهار ستاره دادم فقط به خاطر ترجمه‌ی ضعیف کتاب وگرنه داستانش عالی بود و من آخر کتاب فهمیدم چرا این کتاب تونسته سلطه‌ی دن براون رو تو آلمان پایان بده!

 بنفشه بامداد:  به نظر من این کتاب به هیچ عنوان با نوشته‌های دن براون قابل مقایسه نیست. داستان‌های براون از ابتدا هیجان‌انگیز است و در هر بخش از کتاب اتفاق جدید و غیرمنتظره‌ای مطرح می‌شود و در آخر داستان که راز کتاب برملا می‌شود، خواننده مبهوت و هیجان‌زده می‌ماند. همچنین صحنه‌ها و وقایع دقیق‌تر و جذاب‌تر توصیف شده‌اند. می‌توان این طور برداشت کرد که اطلاعات براون در مورد مکان‌ها و وقایع داستان زیاد است و این اطلاعات را به زیباترین وجه به خواننده منتقل می‌کند و این موضوع یکی از زیبایی‌های نوشته‌های او است. البته ترجمه‌ی این کتاب مناسب و قابل قبول است.