بخريد و بخوانيد ...
مجرمان را بیاورید (سه‌گانه تالار گرگ - کتاب دوم)
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

مجرمان را بیاورید (سه‌گانه تالار گرگ - کتاب دوم)

(Bring Up the Bodies (Wolf Hall, Book 2))
نویسنده: هیلاری مانتل (Hilary Mantel)
ترجمه: علی‌اکبر قاضی‌زاده
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1399 (چاپ 2)
قیمت: 95000 تومان  81000 تومان
تعداد صفحات: 543 صفحه
شابك: 978-600-182-101-1
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'مجرمان را بیاورید (سه‌گانه تالار گرگ - کتاب دوم)':

رمان تاریخی چهارچوبی است در دست نویسنده که تاریخ را از درون آن برمی‌گزیند و روایت می‌کند. پیداست که از درون این چهارچوب، تمامیت یک دوران یا یک روند تاریخی را نمی‌توان دید. این نوع رمان، نمی‌تواند به اصل تاریخ وفادار بماند.
هیلاری مانتل روایتی از دوران پرآشوب اما اثرگذار بر آینده‌ی بریتانیا و اروپا در قرن شانزدهم را به دست داده است. بخش اول این رمان با نام "تالار گرگ" که جایزه‌ی من‌بوکر را دریافت کرده توسط کتابسرای تندیس انتشار یافت و با پذیرش اهل نظر استقبال شد.
"مجرمان را بیاورید" در واقع ادامه‌ی آن رمان از دوران پرحادثه‌ی هنری هشتم است و مانتل می‌گوید شاید تا چند کتاب دیگر ادامه یابد.
نویسنده بیش از توجه به روند و منطق تاریخ و عناصر تاریخ‌ساز، به زیست و گذران مردم توجه دارد. به علاوه نشان می‌دهد در عرصه‌ی سیاست چگونه آدم‌هایی چون تامس کرامول می‌توانند با ناراستی، دسیسه و نزدیکی به کانون قدرت و بی‌پروایی، در خدمت خواست‌های پادشاه درآیند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"ویلت‌شایر، سپتامبر 1535
بچه‌هایش از آسمان فرود می‌آیند. هکتارها خاک انگلستان را روی اسب در پس پشت خود دارد که آن‌ها با بال‌های زرین و چشم‌های خون گرفته رو به پایین شیرجه می‌زنند. "گریس کرامول" در هوای رقیق شناور است. این پرنده شکارش را در سکوت می‌گیرد؛ همان‌طور که حالا در سکوت روی دست او می‌نشیند. سپس از حیوان صداهایی شنیده می‌شود: صدای سایش پرها، صدای گرفته‌ای و صدای بال که روی خود جمع می‌شود. این صداها از آشنایی، صمیمی بودن، اداهای دخترکانه و تا اندازه‌ای سرکشی خبر می‌دهد. لخته‌های خون روی سینه و خراشه‌های گوشت هنوز روی چنگالش دیده می‌شود.
کمی بعد شاه هنری خواهد گفت: "دخترهای تو، امروز خوب پریدند." "آن کرامول"، عقاب دیگر روی دستکش چرمی "ریف سندلر"، که خرامان و گفت‌وگوکنان با شاه می‌آید، می‌نشیند. خسته‌اند. خورشید رو به خاموشی می‌رود و آنان سوی "وولف هال" باز می‌گردند. لگام اسب‌ها روی گردنشان یله شده است. همسر و دو دخترش، این عقاب‌های شکاری، قرار است فردا بیرون بیایند. استخوان‌های این زنان مرده که سال‌ها پیش، زیر خاک لندن فرو رفته، حالا شکل عوض کرده است. روح آنان سبک و بی‌وزن روی جریان هوای بالای آسمان مثل این پرندگان در پروازند ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!