بخريد و بخوانيد ...
زمانی که یک اثر هنری بودم

زمانی که یک اثر هنری بودم

نویسنده: اریک مانوئل اشمیت (Éric-Emmanuel Schmitt)
ترجمه: فرامرز ویسی، آسیه حیدری
ناشر: افراز
سال نشر: 1400 (چاپ 21)
قیمت: 80000 تومان
تعداد صفحات: 240 صفحه
شابك: 978-964-7640-94-7
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 16 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (4 امتیاز با رای 7 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'زمانی که یک اثر هنری بودم':

تازیو پسر جوانی است که از زندگی ناامید شده. او دو برادر دارد که هر دو بسیار زیبا و مشهور هستند اما خودش نه چهره‌ی زیبایی دارد و نه استعداد و دستاورد خاصی در زندگی داشته است. تازیو تصمیم به خودکشی می‌گیرد اما هنگامی که می‌خواهد خود را از بالای پرتگاهی به پایین پرت کند زئوس، هنرمند معروف او را از این کار باز می‌دارد و به او پیشنهاد می‌کند تا اگر واقعا به ادامه زندگی علاقه‌ای ندارد خود را به دست او بسپارد تا از او یک اثر هنری بسازد. (متن معرفی با کمی تغییر از وب سایت bestbooks.blogfa.com برگرفته شده)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"همیشه در خودکشی‌هایم ناموفق بوده‌ام، همیشه، در همه‌چیز ناموفق بوده‌ام. بهتر بگویم زندگی‌ام عین خودکشی‌هایم بوده. آنچه درباره‌ی من وحشتناک و غم‌انگیز است، اشراف کامل من به موفق نبودنم است. روی کره‌ی زمین هزاران نفر هستند که از نیرو، روحیه، زیبایی و شانس بی‌بهره‌اند، اما بدبختی عجیب من این است که از بدبختی خود آگاه‌ام. همیشه از تمام مواهب زندگی بی‌بهره بوده‌ام، به‌جز هوشیاری و آگاهی. از خود شرمسارم. در زندگی آدم ناتوانی بوده‌ام و راهی برای خلاصی از آن پیدا نکرده‌ام. آدم بی‌فایده‌ای هستم و هیچ کاری نمی‌توانم بکنم. حالا وقت آن رسیده که در سرنوشت خود اندکی اراده داشته باشم. من وارث زندگی بوده‌ام، اما مرگ را با اراده‌ی خود به‌دست خواهم آورد.
اینها را آن روز صبح به خود می‌گفتم، وقتی به پرتگاه پیش پایم نگاه می‌کردم که دهان باز کرده بود. تا جایی که چشم کار می‌کرد، اثری از چیزی دیده نمی‌شد. جز آبکند و شکاف و تیزی صخره‌هایی که درختچه‌ها را خنجر می‌زدند. آن پایین پایین، آب کف‌آلود خروشانی می‌غرید، خشمگین و آشفته، انگار برای سکون رجز می‌خواند، می‌توانستم بروم و کمی اوضاع را برای مردن بررسی کنم ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا و اینجا بیابید.

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 صفورا زواران حسيني:  قبل از این خرده جنایت‌های زناشوهری اشمیت را خوانده بودم. این یکی را کمتر دوست داشتم، اما ناامیدکننده هم نبود. موقع خواندنش خیلی نگران بودم که دو خط دیگر شعار دادن را شروع کند که نکرد. کتاب لذتبخشی بود در کل. اشکالات ترجمه و تایپ آزاردهنده بود.

 مهسا هوايي:  كتاب جذاب و جالبي بود؛ زماني در ليست انتخابي نظردهي چند گزينه وجود داشت كه درباره اين كتاب براي من سرنوشت اين داستان اين بود كه يك نفس تا به آخر خواندمش.
درك اين امر كه زندگي در بدترين لحظات و شايد به تصور شخص در بدترين و آزارنده‌ترين شكل ممكن نيز چيزي بسيار فراتر از معناي زنده بودن محض است كه بتوان از آن گذشت و يا به هركسي جز خودت سپرد. موهبت زيستن …