بخريد و بخوانيد ...
فهرست کتاب
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

فهرست کتاب

(The Reading List)
نویسنده: سارا نیشا آدامز (Sara Nisha Adams)
ترجمه: فاطمه جابیک
ناشر: میلکان
سال نشر: 1401 (چاپ 2)
قیمت: 125000 تومان
تعداد صفحات: 415 صفحه
شابك: 978-622-254-374-7
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 3 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'فهرست کتاب':

موکش در ومبلی زندگی آرامی دارد و از وقتی همسرش را از دست داده تنها زندگی می‌کند. مستند دوست دارد، چهارشنبه‌ها به خرید می‌رود و گاه نگران نوه‌اش می‌شود که دائم سرش توی کتاب است. موقع مرتب کردن اتاق همسر مرحومش کتابی پیدا می‌کند که مال کتابخانه است و از خیلی وقت پیش آن‌جا مانده.

آلیشیا دختری جوان، باهوش و تا حدی مضطرب است که قرار است در تعطیلات تابستان کتابدار کتابخانه‌ای باشد. او اتفاقی فهرست کتابی پیدا می‌کند و به دلایلی ناچار می‌شود شروع به خواندن کتاب‌های فهرست کند. هر داستان او را جادو می‌ند و به لطف کتاب‌های الیشیا می‌تواند از حقایق دردناک زندگی‌اش فرار کند.

موکش برای پس‌دادن کتابی که همسرش امانت گرفته بوده به کتابخانه می‌رود و همین سبب آشنایی موکش و آلیشیا و اتفاق‌های بعدی می‌شود. از طرفی هم موکش موقع تلاش برای ورود به دنیای ناشناخته‌ی کتاب‌ها به مشکلاتی برمی‌خورد و باید کمی تلاش کند، کمک بگیر، شکست بخورد و بیشتر تلاش کند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)

داستان با این جملات آغاز می‌شود:

"درها جدیدند: خودکار باز می‌شوند؛ چه شیک! آخرین‌بار که ایدِن این‌جا بود درها خیلی فرق داشتند. اولین چیزی که نظرش را جلب می‌کند طبقه‌های نیمه‌خالی در قفسه‌های کتاب است. آن زمان که کوچک‌تر یا کوتاه‌تر بود ردیف کتاب‌ها به چشمش بی‌پایان می‌آمد؛ انگار آن موقع همه‌ی ردیف‌ها پر از کتاب‌های کوچک و بزرگ بود. حتی وقتی نوجوان بود و تابستان‌ها این‌جا کار می‌کرد هم این‌جا برایش مثل پناهگاه بود و بااین‌که حاضر نبود چنین چیزی را پیش دوستانش اعتراف کند، عاشق این بود که لابه‌لای قفسه‌های تو در توی کتاب‌های مرجع گم شود. شاید حالا که خیلی از آن زمان گذشته، دارد خودش را با خاطرات محو و کمرنگ گول می‌زند و دوست دارد آن‌ها را در ذهنش قشنگ‌تر ببیند و دوست دارد فکر کند این‌جا سرزمین عجایب جادویی کتاب‌ها بوده؛ درحالی‌که نبوده. ولی حالا که بیست‌ودوساله و مرد شده و دیگر بچه نیست، دوباره این‌جاست و دنبال جایی برای‌پنهان شدن می‌گردد؛ از دست دنیا، دوستانش و خانواده‌اش.

وقتی از در وارد می‌شود، کتابدار برای لحظه‌ای سرش را بالا می‌گیرد و لبخند می‌زند. سکوت به ایدِن خوشامد می‌گوید. در یاد او این‌جا هرگز سکوتی به خود ندیده است؛ البته این‌جا کتابخانه است، پس ... همیشه ساکت بوده ولی همواره آن زمزمه‌ی آرام را با خود داشت؛ صدای راه‌رفتن آدم‌ها، بچه‌هایی که در گوش مادرشان پچ‌پچ می‌کنند، صدای ورق خوردن کتاب و جا‌به‌جا شدن صندلی روی زمین و همچنین صدای وول خوردن، سرفه و فخ‌فخ کردن. امروز زیاد خبری از این صداها نیست. کسی دارد تیلیک‌تیلیک با گوشی چیزی تایپ می‌کند. صدای تق‌تق صفحه‌کلید کهنه‌ی کتابدار هم شنیده می‌شود. هیچ صدای دیگری نیست ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!