بخريد و بخوانيد ...
کمی دیرتر

کمی دیرتر

نویسنده: سیدمهدی شجاعی 
ناشر: کتاب نیستان
سال نشر: 1400 (چاپ 15)
قیمت: 61000 تومان
تعداد صفحات: 267 صفحه
شابك: 978-964-337-686-4
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 7 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (3.5 امتیاز با رای 2 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'کمی دیرتر':

کتاب با یک اتفاق شگفت و غریب آغاز می‌شود. جشن نیمه‌شعبان و مجلسی پرشور و بسیاری که فریاد "آقا بیا" سرداده‌اند ... در این میان جوانی و فریادی که: "آقا نیا..." این شروع جذاب، ما را با شخصیت‌هایی آشنا می‌کند که همه مدعی‌ انتظارند اما وقتی هنگام عمل می‌رسد و هنگامه عمل به شعارها می‌رسد، آن نمی‌کنند که می‌گفتند. رمان در فضایی مکاشفه‌گونه و بی‌زمان پیش می‌رود و مواجه همه آدم‌ها را می‌بینیم با قصه ظهور ... و کشف چرایی "آقا نیا"ی قهرمان داستان. نویسنده در این رمان همه اقشار و همه آدم‌ها را با بهانه‌هایشان برای نخواستن امر ظهور، دقیق و ظریف معرفی می‌کند. تا آنجاکه حتی به راوی هم رحم نمی‌کند و در فضایی بسیار بدیع،‌ خودش را هم در معرض این امتحان می‌گذارد. از نظر او انسان‌های مدعی انتظار و منتظر ظهور غریبه نیستند؛ خودمانیم. نویسنده در پایان همه موشکافی‌هایش در نقد منتظران به دنبال آن است که مخاطب منتظر واقعی را بشناسد و ببیند که انتظار به فریادهای بلند "آقا بیا" نیست؛ به دلی است که برای حضرت می‌تپد ... (برگرفته از معرفی کتاب در وب سایت ناشر)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"خدا که باطن آدم‌ها را بهتر می‌شناسد و از نیت قلبی همگان خبر دارد، خودش شاهد است که من در مجلس شرکت نکردم که سوژه‌ای برای نوشتن پیدا کنم یا اصلا به فکر داستان و رمان و این حرف‌ها باشم.
من اگر چه شغل و حرفه‌ام نویسندگی است ولی این‌طور نیست که همه آدم‌ها و حوادث اطرافم را با این نگاه ببینم یا همه برنامه‌های زندگی‌ام را بر اساس شغل و حرفه‌ام طراحی کنم.
پس اگر شب نیمه شعبان در جشن سالروز ولادت امام زمان شرکت کردم صرفا به دلیل اعتقادات و باورهای شخصی‌ام بوده نه برای یافتن سوژه و نوشتن قصه و داستان ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید در اینجا و اینجا و اینجا بیابید.

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 محمد پيرو:  این کتاب تصور فرد از کارنامه‌اش را می‌ترکاند (عکس جلد انتخاب خوبی بود)

 حنيفه ايمانيان:  از لحن متن و به اصطلاح رو بودن رخدادها زیاد خوشم نیامد، نثر کتاب توقعی که از سید مهدی شجاعی داشتم را براورده نکرد.