بخريد و بخوانيد ...
مامور مرگ‌های غیراتفاقی

مامور مرگ‌های غیراتفاقی

نویسنده: حسام حیدری 
ناشر: چشمه
سال نشر: 1399 (چاپ 1)
قیمت: 28000 تومان
تعداد صفحات: 127 صفحه
شابك: 978-622-01-0775-0
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 10 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'مامور مرگ‌های غیراتفاقی':

شغل رسمی راوی داستان قتل است. او در یک آژانس درجه چندم کار می‌کند که به دلیل زدوبندهای تجاری در این صنف، زنگ‌خور قتلش خیلی کم است. اما با وجود کسادی بازار، برای راوی داستان کسر شأن است که دل به پروژه‌هایی نظیر نُطُق‌کشی و بازجویی و ... بدهد. این است که حال خوشی ندارد اما همچنان دست و پا می‌زند که حق را ناحق نکند؛ دلی را نرنجاند؛ درستکار باشد و صرفاً از راه تخصص اصلی‌اش، قتل، امرار معاش کند! (برگرفته از توضیحات درباره کتاب در وب سایت الف)

داستان با این جملات آغاز می‌شود:

"با عجله گفتم "آره. من کشتمش." و درِ ظرف یک‌بار مصرف غذا را باز کردم. لعنت به‌اش! باز از این کوبیده‌های گوشت منجمد. کاش گوجه بیش‌تر گذاشته بود لااقل.

پسرکِ کارآموز، همان‌طور که ایستاده بود، پیچ‌وتابی خورد و گفت "راست می‌گید؟ همون بازیگر خفنه رو می‌گم‌ها. همون دختره که فیلم عشقِ آخر رو بازی کرده بود ... دماغ‌عملیه."

گفتم "آره،همون. دماغ و دهنش رو گرفتم تا از حال رفت. حالا می‌ذاری غذام رو کوفت کنم؟"

بیست و چهار ساعت بود چیزی نخورده بودم. حس می‌کردم اجزای بدنم دارند از هم جدا می‌شوند. چند قاشق برنج ریختم لای نون و بلعیدم.

کارآموز بغل دستم نشست و همین‌طور که به صورتم زل زده بود، گفت "وای‌وای‌وای ... باورم نمیشه استاد. دیگه از آدم‌معروف‌ها کی‌ها رو کشتید؟ فوتبالیست چی؟ فوتبالیست هم کشتید؟"

دو سه لقمه‌ی اول را که خوردم، حالم جا آمد. انگار یک چیزی توی رگ‌هام به حرکت افتاده بود. عضلاتم به‌نوبت داشتند جان می‌گرفتند و پوست بدنم گزگز می‌کرد. بعد از یک روز دل‌ضعفه، داشتم سیر می‌شدم، دلم می‌خواست بلندبلند ناله کنم. حس کردم نور به چشم‌هایم آمد و تازه تصویر پسرک واضح شد. چشم‌های هیجان‌زده‌ی قهوه‌ای و موهای فرفری‌اش را دیدم و همین‌طور خال‌های پرتعداد روی صورتش را. نشست روی مبلِ کناری‌م و گفت "استاد من خیلی دوست دارم مثل شما قاتل بزرگی بشم. یعنی واقعا می‌تونم یه روز یه سلبریتی بکشم؟" ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!