بخريد و بخوانيد ...
بی‌پایانی

بی‌پایانی

نویسنده: بلقیس سلیمانی 
ناشر: چشمه
سال نشر: 1400 (چاپ 2)
قیمت: 82000 تومان  74000 تومان
تعداد صفحات: 234 صفحه
شابك: 978-622-01-0852-8
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 2 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'بی‌پایانی':

زوجی بازنشسته تصمیم گرفته‌اند به شهر کوچک پدری مرد بازگردند. راوی، که زنی مدرن و امروزی است، از آن دیار دل خوشی ندارد اما آن‌ها تصمیم گرفته‌اند با ساختن یک اقامتگاه توریستی بازنشستگی‌شان را به دور از هیاهوی شهرهای بزرگ و سیاست بگذرانند. در ابتدا همه‌چیز عادی و خوشایند به نظر می‌رسد اما حوادثٍ بسیار هولناکی در انتظار این زن و خانواده‌ی اوست ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)

داستان با این جملات آغاز می‌شود:

" "تمام لنجان زیر پامونه."

"بیخود که به‌ش نمی‌گفتن شاه‌نشین."

"باید می‌گفتن خان‌نشین."

"خان همون شاه بوده این‌جا."

"من که دلم می‌خواد بگم پنج‌دری."

"پنج‌دری اتاقه. این‌جا حکمِ تراس یا طارمی رو داره."

"به هرحال پنج‌دریه."

"اون‌طور که پدرم تعریف می‌کرد خان‌بابا از همین بالا به حرف رعیت‌هاش گوش می‌داده. از همین جا هم فرمان صادر می‌کرده."

"لابد از همین جا هم فلک کردن و شلاق خوردن‌شون رو تماشا می‌کرده."

"به حق چیزهای ندیده و نشنیده! مگه قراره موزه‌ی عبرت راه بندازیم؟ توریست و مسافر می‌آد این‌جا که خوش بگذرونه، نمی‌آد که درس عبرت بگیره!"

"تله‌موشِ دویست سال پیش‌رو که می‌بینه، خب چوب‌وفلک هم ببینه. چه اشکالی داره."

"اشکالش اینه که آدم توی تله‌موش نمی‌افته ولی ممکنه فلک بشه یا شده باشه. حالا خودش نه، پدرش، پدربزرگش. توریست می‌آد این‌جا که این چیزها رو فراموش کنه، اون وقت عدل همین‌ها رو بذاریم جلو چشمش." ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!