بخريد و بخوانيد ...
رها و ناهشیار می‌نویسم: هنر جستارنویسی
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

رها و ناهشیار می‌نویسم: هنر جستارنویسی

(Naked, Drunk, and Writing: Shed Your Inhibitions and Craft a Compelling Memoir or Personal Essay)
نویسنده: ادر لارا (Adair Lara)
ترجمه: الهام شوشتری‌زاده
ناشر: اطراف
سال نشر: 1401 (چاپ 3)
قیمت: 79000 تومان
تعداد صفحات: 349 صفحه
شابك: 978-622-6194-56-3
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'رها و ناهشیار می‌نویسم: هنر جستارنویسی':

کتاب چکیده‌ی تجربه‌ی چندده‌ساله‌ی ادر لارا، جستارنویس، خاطره‌پرداز، روزنامه‌نگار و مربی نویسندگی است. لارا در این کتاب با زبانی سرخوش و غیررسمی پیشنهادهایی برای نوشتن جستار شخصی و نوشته‌های خاطره‌پردازانه ارائه می‌دهد و ذوق نوشتن را در مخاطب بیدار می‌کند.

بی‌تردید نوشتن جستار مانند متون دیگر ادبی، هم به استعداد و قریحه‌ی نویسنده متکی است هم به میزان تمرین، تلاش و پشتکار او. کتاب‌های آموزشی فقط کمک می‌کنند جست‌وخیزهای بازیگوشانه‌ی ذهن نویسنده راحت‌تر به کاغذ راه پیدا کنند. "این‌که نوشتن مطلبی بی‌دردسر پیش برود و یکراست و فوری به نتیجه‌ی مطلوب برسید، نوعی اعتمادبه‌نفس به شما می‌دهد. اما اعتمادبه‌نفس واقعی، آن اعتمادبه‌نفسی که جزئی از وجود آدم می‌شود، محصول این است که آن‌قدر کوک‌های بد را بشکافید و کوک‌های بهتری بزنید تا کار به سرانجام برسد. فقط از کجا بفهمیم کدام کوک‌ها بد هستند؟" (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)

فصل اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:

"سی‌سالگی را که رد کردم، فهمیدم قرار نیست نویسنده بشوم. بله، زمانی درباره‌ی قهرمانی‌های سگ‌ها قصه‌هایی می‌نوشتم که دل و دینِ معلم کلاس ششم را می‌بردند اما حالا وسط نوشتن هرچیزی دلسرد می‌شدم و کار خراب می‌شد. بنابراین سراغ دومین گزینه‌ی مطلوب رفتم و تصمیم گرفتم شغلی مربوط به نویسندگی پیدا کنم. برای ویراستاری در سان‌فرانسیسکوفوکس، مجله‌ی محلی شهر سان‌فرانسیسکو، به مصاحبه دعوت شدم و پیش سرویراستارش قسم خوردم که نویسنده نیستم و سعادتم در گروی این است که مراقب باشم املای اسم نیتن کاتزمن را درست بنویسیم.

استخدامم کردند. از شادی این‌که در مجله‌ای واقعی مشغول کارم در پوستم نمی‌گنجیدم. نمونه‌خوانی می‌کردم، درستی محتوای مطالب را بررسی می‌کردم و پیش‌نویس‌های علامت‌گذاری شده را به حروفچین می‌دادم. برای نوشتن شرح عکس‌ها جوری عرق می‌ریختم که انگار با رمان جنگ و صلح سروکار دارم. و تیترهایی مثل "نوشیدنی‌های قابل با قیمت‌های ناقابل" می‌نوشتم (که البته کسی زیر بار چاپش نمی‌رفت. بزدل‌ها!) ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!