بخريد و بخوانيد ...
من شماره‌ی چهار هستم (میراث لورین - کتاب 1)
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

من شماره‌ی چهار هستم (میراث لورین - کتاب 1)

(I Am Number Four (Lorien Legacies Book 1))
نویسنده: پیتاکوس لور (Pittacus Lore)
ترجمه: پیمان اسماعیلیان
ناشر: افق
سال نشر: 1400 (چاپ 1)
قیمت: 75000 تومان
تعداد صفحات: 456 صفحه
شابك: 978-600-353-854-2
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'من شماره‌ی چهار هستم (میراث لورین - کتاب 1)':

تقریبا تمامی اهالی سیاره لورین بدست دشمنانشان که از نژاد موگادوری هستند، نابود شده‌اند. تنها 9 نوجوان به سیاره زمین فرستاده شده‌اند تا در میان ساکنین این سیاره بصورت مخفیانه زندگی کنند و از گزند موگادوری‌ها در امان باشند. آنها هریک قدرتی خارق‌العاده، خاص خود دارند و با اینکه از وجود هم اطلاع ندارند، اما از طریق یک طلسم با یکدیگر در ارتباط هستند.

موگادوری‌ها موفق می‌شوند سه نوجوان را در زمین پیدا کرده و آنها را نابود کنند. حالا نوبت شماره چهار است. شماره چهار ترجیح می‌دهد زندگی‌اش را مثل یک نوجوان معمولی زمینی سپری کند. اما سرنوشت برای او طور دیگری رقم می‌خورد ...

داستان با این جملات آغاز می‌شود:

"در، شروع به لرزیدن می‌کند. چیزی سست و ساخته‌شده از شاخه‌های بامبو است که با ریسمان‌هایی کهنه و رشته‌رشته به هم بسته شده‌اند. لرزه‌ی در خفیف است و تقریبا بی‌درنگ متوقف می‌شود. پسری جهارده‌ساله و مردی پنجاه‌ساله، که همه تصور می‌کنند پدرش است، سر بلند می‌کنند؛ غافل از اینکه مرد در نزدیکی جنگلی دیگر و روی سیاره‌ای دیگر و در فاصله‌ی صدها سال نوری به دنیا آمده است. هر دو بی‌پیراهن روی تخت‌هایی سفری و زیر پشه‌بندهایی که در دو سر آلونکی برپا شده‌اند، دراز کشیده‌اند. صدایی مهیب از دور به گوش می‌رسد، صدایی شبیه شکستن شاخه‌ی درختی توسط یک جانور، هرچند این یکی بیشتر شبیه شکستن تنه‌ی درخت است.

پسر می‌پرسد: "این چی بود؟"

مرد جواب می‌دهد: "هیس!"

جز صدای جیرجیر و وزوز حشرات چیزی نمی‌شنوند. وقتی لرزه دوباره آغاز می‌شود، مرد پاهایش را از لبه‌ی تخت آویزان می‌کند. لرزشی طولانی‌تر و محکم‌تر از قبلی و صدای مهیب سقوطی دیگر که این بار نزدیک‌تر است. مرد از تخت پایین می‌آید و آهسته به سوی در می‌رود، سکوت. همان‌طور که دستش را به سوی چفت در دراز می‌کند، نفس عمیقی می‌کشد. پسر نیز سرجایش می‌نشیند ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!