بخريد و بخوانيد ...
موتورهای مرگبار (مجموعه رویدادنگاری شهر گرسنه - کتاب اول)
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

موتورهای مرگبار (مجموعه رویدادنگاری شهر گرسنه - کتاب اول)

(Mortal Engines)
نویسنده: فیلیپ ریو (Philip Reeve)
ترجمه: مهدی بنواری
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1400 (چاپ 3)
قیمت: 59000 تومان
تعداد صفحات: 313 صفحه
شابك: 978-600-462-432-9
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'موتورهای مرگبار (مجموعه رویدادنگاری شهر گرسنه - کتاب اول)':

داستان در آینده‌ای تاریک می‌گذرد که در آن جهان طی جنگی خانمان‌برانداز که تنها شصت دقیقه به‌طول انجامیده دچار صدمات فراوان شده و براثر این درگیری جهانی، کره زمین متناوبا با مشکلات زمین‌شناسی مختلفی همچون زلزله، آتشفشان و ... دست‌وپنجه نرم می‌کند.

برای مقابله با این مشکلات یکی از رهبران جهان روشی ابداع کرده و به کمک آن شهر لندن با استفاده از موتورها و چرخ‌های غول‌آسا می‌تواند حرکت کند و به این ترتیب با حمله به دیگر شهرها، منابع مورد نیاز خود را با غارت شهرهای دیگر بدست آورد. این فناوری بدست شهرهای دیگر جهان هم افتاده است و حالا جهان به دو پاره تقسیم شده. یک گروه شهرها و مناطقی که طرفدار این هستند تا با استفاده از این فناوری مناطق ضعیف از سوی مناطق قوی‌تر مورد حمله قرار بگیرند تا در این تنازع منابع ضعیف‌ها توسط قوی‌ها تاراج شود. گروه دیگر اما معتقدند که شهرها باید دست از حرکت و جابجایی بردارند و به‌این‌ترتیب به مصرف بی‌رویه منابع کره زمین خاتمه دهند.

در ابتدای داستان شهر لندن برای تسخیر شهر کوچکی به نام سالت‌هوک حرکت خود را آغاز کرده. در همین زمان تام، پسر نوجوانی که در محل بازیافت منابع بدست آمده از دیگر شهرها در لندن کار می‌کند، با تدیوس ولنتاین افسانه‌ای، که مشهورترین باستان‌شناس لندن و سرپرست مرکز بازیافت منابع است و دخترش کاترین آشنا می‌شود. او موفق می‌شود که جلوی سوءقصد هستر شاو به ولنتاین را بگیرد. هستر یکی از اهالی سالت‌هوک است که تصمیم دارد برای جلوگیری از نابودی شهرش توسط لندن ولنتاین را از سرراه بردارد. اما با دخالت تام پابفرار می‌گذارد و تام هم شروع به تعقیب او می‌کند تا سر از کارش دربیاورد ...

داستان با این جملات آغاز می‌شود:

"بعدازظهر بهاری پر باد و دلگیری بود و شهر لندن، شهرک کوچک معدن‌کاوی را در پهنه‌ی بستر خشکیده‌ی دریایی تعقیب می‌کرد که پیش از این دریای شمال نام داشت.

اگر اوضاع روبه‌راه بود، لندن خودش را برای شکاری چنین مردنی به زحمت نمی‌انداخت. قدیم‌ترها، شهر پیشرانه‌ای لندن، سوار بر چرخ‌ها و شنی‌هایش، برای صید شهرهایی بسیار بزرگ‌تر از این، از شمال تا مرز برهوت یخ و از جنوب تا سواحل مدیترانه جولان می‌داد. اما این روزها دیگر شکار، از هر نوعی، کمیاب شده بود و برخی شهرهای بزرگ‌تر با حرص و ولع در کمین لندن بودند. ده سالی می‌شد که لندن از ترس آن‌ها مخفی شده و در منطقه‌ای مرطوب و کوهستانی در غرب پناه گرفته بود. جایی که به اعتقاد صنف مورخان زمانی جزیره‌ی بریتانیا بوده. ده سالی می‌شد که لندن چیزی جز شهرک‌های کشاورزی خرد و دهکده‌های یک‌جانشین آن دره‌های مرطوب را به نیش نکشیده بود. حالا، بالاخره، جناب شهردار تصمیم گرفته بود که دیگر وقت آن است شهرش را از پل سرزمینی به قلمرو شکارگاه بزرگ برگرداند ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!