بخريد و بخوانيد ...
زمانی که هم‌صحبت فریدا بودم بودم (بچه‌محل نقاش‌ها - 5)

زمانی که هم‌صحبت فریدا بودم بودم (بچه‌محل نقاش‌ها - 5)

نویسنده: محمدرضا مرزوقی 
ناشر: هوپا
سال نشر: 1399 (چاپ 9)
قیمت: 39000 تومان
تعداد صفحات: 176 صفحه
شابك: 978-600-8869-95-5
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'زمانی که هم‌صحبت فریدا بودم بودم (بچه‌محل نقاش‌ها - 5)':

این‌بار خود دایی ابتکار عمل را به دست می‌گیرد و صفحه‌هایی را که زمانی فریدا به او داده بود تا صدایش را روی آن‌ها ضبط کند در اختیار مانی و باقی بچه‌ها قرار می‌دهد. با شنیدن صدای نوجوانی دایی‌سامان روی صفحه‌ها، بچه‌ها به ماجرای سفر دایی به مکزیک و رفتنش به خانه‌ی فریدا پی می‌برند. در این سفر که لوئیس بونوئل دایی و فریدا را همراهی می‌کند، به اصرار بونوئل به دل جنگلی عجیب می‌زنند که درختانش انسان هستند. بعد هم سر از معابد آزتک‌ها درمی‌آورند و گرفتار اشباح می‌شوند. اشباحی که در اعتصاب کارگری به سر می‌برند و برای همین دست به سیاه و سفید نمی‌زنند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)

داستان با این جملات آغاز می‌شود:

"مینا زنگِ در حیاط را زد. در بلافاصله باز شد. بی‌آنکه کسی از آیفون بپرسد "کیه؟". مانی رو کرد به بچه‌ها و گفت: "مادربزرگ خونه نیست."

قبل از اینکه مانی جواب بدهد، پریسا گفت: "از اونجا که مادربزرگ همیشه می‌پرسه 'کیه'؟ تازه گاهی وقت‌ها سفارش هم داره."

مانی گفت: "سفارشش هم همیشه نون سنگکه."

محسن گفت: "آخ! چقدر گشنمه."

مینا در را باز کرد و بچه‌ها وارد حیاط شدند. توی حیاط و آشپزخانه هم کسی نبود. مانی گفت: "دیدین گفتم مادربزرگ نیستن؟ فقط دایی‌سامان خونه‌ست."

صدای موسیقی از اتاق نشیمن شنیده می‌شد. خواننده‌ای به زبان اسپانیولی، آوازی غمگین می‌خواند. مینا گفت: "موزیک جاز."

از اینکه تازگی با بعضی از سبک‌های موسیقی آشنا شده بود، به خودش می‌بالید.

مانی گفت: "از اون قدیمی‌هاست ها ... که دایی‌سامان خیلی دوست داره."

خواست برود سمت اتاق نشیمن که پریسا گفت: "شاید دوست نداشته باشه مزاحمش بشیم." ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!