|
كتابهايي كه در خرداد 1389 خريدم!
ميدانم! ميدانم! مدتي است پيدايم نيست، سايت سوت و كور است و صدايي هم از سمت من بلند نميشود!!! الان دو هفته است كه هر روز عصر مينشينم جلوي كامپيوتر تا مطلبي را كه به يكي از دوستان قول دادهام بنويسم تمام كنم، اما هر بار دو سه خطي مينويسم و بعد ولش ميكنم. نميدانم اين چه جور بيمارياي است. فقط اميدوارم واگير نداشته باشد و زود هم مداوا شود و اوضاع به روال سابق بازگردد.
مريض يا سالم اما خريد كتاب همچنان ادامه دارد. بنابراين هرچيز ديگري اگر پس و پيش بشود، اين فهرست ماهانه فعلا سرجايش هست (چشم نزنم!)
آخرين كتابي كه خريدهام
با خودم قرار گذاشتهام كه اين كتاب عباس كازروني را هم بخرم و ديگر بنشينم فهرست خرداد ماه را سر هم كنم. قبلا نسخهي چاپ انتشارات هرمس را روي پيشخوان ديدهام بنابراين نشاني همان را هم به كتابفروش محل ميدهم. ميگويد نداريم! قيافهاش اما مشكوك است. شكر خدا كه سيستم رايانهاي دارند. ميگويم بگرد. هيچكدام اسم دقيق كتاب يادمان نيست. اما وقتي همه كتابهاي نشر هرمس را احضار ميكند، پيدايش ميكنم و ميبينم راست ميگويد، موجودياش صفر است.
دلخور و دمغ همينطور بيهدف قفسهها را نگاه ميكنم. در قفسه كتابهاي ترجمه چشمام به اين يكي ترجمه ميافتد. پس انتشارات نيلوفر هم كتاب را چاپ كرده! گل از گلام ميشكفد. حالا ميتوانم بنشينم و به كار تنظيم فهرست خرداد برسم.
|
مرد كوچك
نوشته: عباس كازروني
ترجمه: هرمز عبداللهي
ناشر: نيلوفر
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 5800 تومان
تعداد صفحات: 309 صفحه
شابك: 978-964-448-360-8
در پشت جلد كتاب ميخوانيم:
"سناريويي را در نظر مجسم كنيد. شما فقط هفت سال داريد و تك و تنها در سرزميني غريب رها شدهايد. پدر و مادرتان با پولي اندك شما را به اين كشور فرستادند تا شما را در سن و سال شكننده هشت سالگي از ورطه جنگ تحميلي دور نگه دارند. عباس در تلاش براي به دست آوردن ويزاي انگلستان روانه استانبول شده تا پيش يكي از خويشاوندانش پناه بگيرد و آيندهاش را خود پايهريزي كند.
داستان "مرد كوچك" چيزي فراتر از داستان مراسم گذر از مرحله كودكي به مرحله آغازين نوجواني است كه به حمايت خانواده و جامعهاش سخت نياز دارد. اما اين كودك نه تنها از اين حمايتها محروم است بلكه در چنگال شهري پرمخاطره گرفتار آمده است. او در مسير اين سفر دوستاني پيدا ميكند ولي اين دوستي به خاطر ترحم آنها نيست بلكه ريشه در شخصيت نيرومند و ايمان استوار او به زندگي دارد. اما اين همه هنوز او را نميتواند از گذرگاههاي خطر كه در كمين اوست در امان نگه دارد، تا آنجا كه خواننده همواره از خود ميپرسد آيا او جان سالم به در خواهد برد؟ كافي است سن و سال اندك و آسيبپذير او را در نظر بياورد تا به اين نتيجه برسد كه او هيچ شانسي براي جان به در بردن ندارد. چگونه او خود را از مهلكه اين همه خطرات نجات خواهد داد؟ چگونه از پس اين همه دشواريها برخواهد آمد؟ چه كسي در طول اين سفر پرخطر يار و ياور او خواهد بود؟ آيا افراد پاك-نهادي پيدا خواهند شد كه در سرنوشت او تغييري بدهند؟ چگونه يك كودك ميتواند همه اينها را پشت سر بگذارد و به مردي بدبين و نااميد تبديل نشود؟ آيا در نهاد اين پسر بچه فضيلتي پنهان است كه همواره به او كمك
ميكند تا از ميان اين همه دشواريها و موانع قد برافرازد و پيش برود؟"
|
اين عادل موقعشناس!
جامجهاني شروع شده، تب فوتبال دوباره همه جا را گرفته و كتاب عادل فردوسيپور هم مدتي است روي پيشخوان كتابفروشيها خودنمايي ميكند.
مدتي است با خودم كلنجار ميروم تا فردوسيپور را پيدا كنم و ازش بخواهم كتابهاي سفارشي جيرهكتابيها را امضا كند. بعد اما فكر ميكنم قرار بود كتاب با امضاي نويسنده بفروشيم، نه كتاب با امضاي مترجم. به هر حالت هنوز دارم دست، دست ميكنم. نميدانم تا زماني كه موقع بستهبندي كتابها بشود بالاخره چه اتفاقي خواهد افتاد؟! آيا اصلا در اين بحبوحهي كاري فردوسيپور رضايت ميدهد كه وقت بگذارد و كتاب امضا كند؟ خلاصه قول نميدهم. بعدا نگوييد "تو گفته بودي ..."
كتاب، بررسي نقش و تاثير فوتبال است در جهان امروز و در ميان مردم كشورها و فرهنگهاي مختلف. يك بررسي جامعهشناسانه از اين جدال گلادياتوري قرن بيست و يكم.
|
فوتبال عليه دشمن
نوشته: سايمون كوپر (Simon Kuper)
ترجمه: عادل فردوسيپور (Adel Ferdosipour)
ناشر: چشمه
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 8000 تومان
تعداد صفحات: 423 صفحه
شابك: 978-964-362-767-6
در پشت جلد كتاب ميخوانيم:
"فوتبال چيزي فراتر از محبوبترين بازي جهان است. براي ميليونها نفر فوتبال حكم مرگ و زندگي را دارد و يك زبان بينالمللي است. فوتبال به تعبير پله "بازي زيبايي" است كه جنگها را آغاز ميكند و به پايان ميرساند، جرقهي انقلابها را زده و خيلي از ديكتاتورها را هم در قدرت نگه داشته است.
سايمون كوپر به 22 كشور سفر كرد تا تاثير گاه عجيب فوتبال بر سياست و فرهنگ اين كشورها را درك كند. در عين حال تلاش كرد متوجه شود چه عاملي باعث ميشود كشورهاي مختلف اين بازي ساده را اين قدر متفاوت بازي كنند.
كوپر در اين مسير با تعداد زيادي هوادار متفاوت فوتبال روبهرو شد، از هوادار اهل برلين شرقي كه پليس امنيتي آلمان شرقي به خاطر طرفداري تيم محبوبش آزارش داد، تا ژنرالي آرژانتيني كه ديدگاه خودش را راجع به تاكتيكها داشت. او همچنين اشتراك ترسناك بين فوتبال و سياست را روشن كرد، به خصوص در زمان حملههاي يازده سپتامبر، كه امثال اسامه بن لادن به شدت دغدغهي فوتبال داشتند. حاصل تلاش او تحقيق جالبي است دربارهي فوتبال و جايگاهش در جهان."
|
حكايت فرمانروايي خوكها!
چند هفته پيش دوستي پيامي فرستاد كه: "بهترين ترجمهي مزرعه حيوانات در بازار كدام است؟" ميدانستم كه ترجمههاي متعددي از اين داستان مشهور اورول در بازار موجود است و اميد نداشتم كه با بررسي اطلاعات كتابشناختيشان بتوانم راي صادر كنم كه "آن يكي!" اما در ميان پنج، شش ترجمه مختلفي كه ردشان را پيدا كردم يكي هم نام صالح حسيني را به عنوان مترجم بر خود داشت. براي آن دوست نوشتم كه اگر قرار بر اين باشد كه بدون ديدن كتاب و خواندن چند جملهاي از آن يكي از ترجمهها را بخريم احتمالا انتخاب بايد اين يكي باشد!
چند روز بعد كتاب را در يكي از كتابفروشيها ديدم و ... خريدم.
|
مزرعه حيوانات (Animal Farm)
نوشته: جورج اورول (George Orwell)
ترجمه: صالح حسيني، معصومه نبيزاده
ناشر: دوستان
سال نشر: 1387 (چاپ چهارم)
قيمت: 2500 تومان
تعداد صفحات: 158 صفحه
شابك: 978-964-6207-20-2
در صفحه 129 داستان ميخوانيم:
"... هرچند مزرعه پررونقتر از قبل به نظر ميرسيد، حال و روز خود حيوانات به غير از خوكان و سگان بهتر نشده بود. شايد تا اندازهاي دليلش اين بود كه تعداد خوكها و سگها زياد بود. البته اينطور نبود كه خوكان و سگان اصلا دست به سياه و سفيد نزنند، بلكه بفهمي نفهمي كار هم ميكردند. اسكوييلر هميشه خدا به حيوانات ميگفت كار نظارت و اداره مزرعه كه تمامي ندارد. بيشتر كار ما طوري است كه شما عقلتان به اين چيزها قد نميدهد. مثلا ما خوكها بايد هر روز خدا روي چيزهاي سري كه به آنها "پرونده"، "گزارش"، "صورتجلسه" و "يادداشت" ميگويند ساعتها كار كنيم. كاغذهاي بزرگي را بايد با دقت از نوشته سياه كنيم و همين كه پر از نوشته شد در تنور ميسوزانيم. اين كار به صلاح مزرعه است. با اين حال از كار و بار خوكان و سگان مواد غذايي بدست نميآمد. تعدادشان هم كه خيلي زياد بود و هميشه خدا هم اشتهايشان خوب بود.
زندگي بقيه حيوانات تا آنجا كه خودشان به ياد داشتند ذرهاي تغيير نكرده بود. معمولا گرسنه بودند، روي مشتي از كاه ميخوابيدند، از بركه آب ميخوردند و در مزرعه جان ميكندند. زمستانها سرما امانشان را ميبريد و تابستانها از دست مگسها كلافه ميشدند. بعضي اوقات پير و پاتالهاي مزرعه هرچه زور ميزدند بلكه يادشان بيايد كه روزهاي اول بعد از شورش كه تازه جونز را بيرون انداخته بودند، حال و روزشان بهتر بود يا امروز، فايده نداشت كه نداشت. چيزي به خاطرشان نميرسيد. اصلا چيزي نداشتند كه زندگي امروزي خودشان را با آن مقايسه كنند. فقط آمار و ارقام اسكوييلر بود كه نشان ميداد همه چيز دارد بهتر و بهتر ميشود ..."
|
"جوش خودمان را بزنيم و ماست خودمان را بخوريم"
والده عازم سفري است. دائي كوچيكه دو سه روز قبل از پرواز زنگ ميزند و ميپرسد: "كتاب تازهي قائد را خريدي؟" ميگويم نه، محلهي ما هنوز نياوردهاند! ميگويد: "يكي بخر بده مادرت با خودش ببرد." اما تا شب آخر هم كتاب در محلهي ما سر و كلهاش پيدا نميشود!
محمد قائد موجود جالبي است. از معدود آدمهايي كه در اين مملكت با "نگاه غيرشرقي"اش تاب آورده و با ذرهبين نشسته به نظاره تا شپشهاي فرهنگي ما ملت غيور را بجورد. عقايد خاص خودش را دارد و خواندن نوشتههايش هم آنچنان راحت نيست. اما موجود جالبي است، باور كنيد.
قائد وبسايتي هم دارد كه ميتوانيد براي كسب اطلاعات بيشتر به آنجا هم سري بزنيد.
|
ظلم، جهل و برزخيان زمين نجوا و فريادها در برخورد فرهنگها
نوشته: محمد قائد
ناشر: طرح نو
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 10000 تومان (با جلد سخت)
تعداد صفحات: 397 صفحه
شابك: 978-964-489-093-2
در پشت جلد كتاب چنين آمده:
"در هنگامه چالش فرهنگ ديني خاورميانه و شمال آفريقا نسبت به مغرب زمين - كه اصطلاحا "برخورد تمدنها" خوانده ميشود - به يك جنبه كمتر توجه شده: طيف رنگهاي مادون قرمز تا ماورا بنفش در داخل هر فرهنگ، و خصومت خردهفرهنگها كه گاه آشتيناپذيرتر از برخورد فرهنگهاي دو ملت به نظر ميرسد.
يك خردهفرهنگ ايران عميقا خاورميانهاي و صحرايي است، در حالي كه بخشي ديگر از همين جامعه خود را ذاتا، و نه تنها از نظر گرايش سياسي، در حوزه فرهنگ اقوام اروپايينژاد ميداند.
بدگماني، بددلي، ناسازگاري و درگيري لايههاي خردهفرهنگي، در نبردي محلي و دروني، موضوع مشاهدات اين كتاب است. چنين نبردهايي سبب گرفتاريهاي بينالمللي و تا حد زيادي تعيينكننده نتيجه كشمكشهاي ايران با قدرتهاي خارجي است.
خردهفرهنگهاي سرزميني كه امروزه ايران نام دارد همواره شكست از مهاجم خارجي را به سازش در ميان خود ترجيح دادهاند. اولي مرثيهاي است عظيم، دومي حقارتي است غيرقابل تصور."
|
اثر جديد نويسندهي "پاگرد"
"پاگرد" يكي از رمانهايي است كه خيلي از جيرهكتابيها آن را خواندهاند. و حالا "شب ممكن" دومين داستان بلند محمدحسن شهسواري، نويسنده "پاگرد"، است كه به تازگي منتشر شده.
|
شب ممكن
نوشته: محمدحسن شهسواري
ناشر: چشمه
سال نشر: 1389 (چاپ دوم)
قيمت: 3400 تومان
تعداد صفحات: 160 صفحه
شابك: 978-964-362-637-2
كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"بيشك بيتو، بارها و بارها خواهم خنديد. ميدانم اينقدر سر به هوا هستي و شايد بزرگوار كه حتا يادت نميآيد يك روز قسم خوردم ديگر بيتو نخندم. وقتي حرفي ميزنم، مثل آن روزي كه قسم خوردم ديگر محال است بيتو بخندم، واقعا فكر ميكنم دارم يقينيترين حقيقت عالم را ميگويم ... يادت ميآيد؟ روز بعد از آن شب بود. درستتر بگويم شب بعد از آن شب بود. همان شبي كه به قول تو هر دو با هم ناگهان بزرگ شديم. اگر بخواهم رمانتيك شوم، زيادي رمانتيك شوم، بايد بگويم گاهي كه دست از شوخي برميداشتي و جدي حرف ميزدي، كلمهها يكطور ديگر ميشدند. چرا مزخرف ميگويم! يكطور ديگر يعني چي؟ من كه به قول تو نانم را از كنار هم گذاشتن كلمهها ميخورم چرا نميتوانم بهجاي "يكطور ديگر" چيزي مناسب، مناسب معناي كلمهها، گاهي كه دست از شوخي برميداشتي و جدي حرف ميزدي، انتخاب كنم؟ مثل "ناگهان" و "بزرگ" كه وقتي تو صبح، دراز كشيده توي تخت به من گفتي، ناگهان بزرگ شدند. شب همان روزي را ميگويم كه تولد من بود و تو برخلاف حالا كه آرام دراز كشيدهاي، يكجا بند نميشدي. رستوران بوف بوديم. سميرا هم بود و تو سفارش كوبيدهي پپروني با سس قارچ
دوبل دادي ..."
|
به ياد آن روزها كه امور تربيتي داشتيم
نميدانم هنوز هم در مدرسهها امور تربيتي دارند يا نه. احتمالا اگر با همين نام هم نباشد، بالاخره چيزي ژنريك بايد موجود باشد. و باز هم نميدانم آيا هنوز مثل آن زمانها كه ما مدرسه ميرفتيم "داستان راستان" كتاب مورد علاقه و پيشنهاد اين معلمان ترويجدهنده دين و اخلاق هست يا نه.
داستان راستان براي نسل ما يادگار خيلي چيزهاست، تلخ و شيرين. از حق البته نبايد گذشت، هميشه فكر كردهام كه كتاب براي هدفي كه داشته بسيار هوشمندانه تدوين شده و خيلي "خوشساخت" است. و وقتي اين سالها ميبينم برنامهريزيهاي فرهنگي براي ترويج فرهنگ اسلامي، آنطور كه مورد نظر مسئولان است نتيجه نميدهد، به خودم ميگويم چطور بعد از اين همه سال تالي موفق ديگري براي اين كتاب پيدا نشده.
|
داستان راستان
گردآورنده: مرتضي مطهري (Morteza Motahhari)
ناشر: آدينه سبز
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 4500 تومان
تعداد صفحات: 408 صفحه
شابك: 978-964-2937-50-9
در داستان "خواهش دعا" در صفحه 31 ميخوانيم:
"شخصي با هيجان و اضطراب، به حضور امام صادق (ع) آمد و گفت:
"درباره من دعايي بفرماييد تا خداوند به من وسعت رزقي بدهد، كه خيلي فقير و تنگدستم."
امام: "هرگز دعا نميكنم."
- "چرا دعا نميكنيد؟!!"
"براي اينكه خداوند راهي براي اينكار معين كرده است، خداوند امر كرده كه روزي را پيجويي كنيد، و طلب نماييد. اما تو ميخواهي در خانه بنشيني، و با دعا روزي را به خانه خود بكشاني!" "
|
كتابهاي "شرق"ي اين ماه!
در كتابفروشي نشر ني چندين بار اين كتاب را ديده بودم و از كنارش گذشته بودم. اسم و ظاهرش به نظر خيلي جدي و تخصصي و "عصا قورت داده" ميآمد. اما بعد همين چند روز پيش در روزنامه شرق مصاحبهاي خواندم با مترجم آن كه اشاره كرده بود: "... اين كتاب آموزشي نيست و بيشتر سعي دارد فوت و فنهاي نويسنده را براي مخاطب رو كند. پس بيشتر هنر داستانخواني است (گفت و گو با رضا رضايي، روزنامه شرق، پنجشنبه 20 خرداد)". به نظرم رسيد كه در ارزيابي اوليه از كتاب دچار اشتباه شدهام. بيخود نيست كه هميشه ميگويند از روي ظاهر آدمها نبايد درباره باطنشان قضاوت كرد!
|
هنر داستاننويسي (The Art of Fiction)
با نمونههايي از متنهاي كلاسيك و مدرن
نوشته: ديويد لاج (David Lodge)
ترجمه: رضا رضايي
ناشر: نشر ني
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 8000 تومان (با جلد سخت)
تعداد صفحات: 422 صفحه
شابك: 978-964-185-102-8
در پشت جلد كتاب ميخوانيم:
"هنر داستاننويسي كتابي است درباره شيوهها و شگردها و جنبههاي مختلف داستاننويسي به قلم ديويد لاج، يكي از بزرگترين نقادان معاصر. ديويد لاج كه اكنون از چهرههاي ممتاز نقد داستان به شمار ميرود در 50 فصل به موضوعها و مبحثهايي پرداخته است كه در عالم داستاننويسي و داستانخواني اهميت بسيار دارند و هر نويسنده و خوانندهاي بايد با آنها آشنايي داشته باشد.
مثالها و بررسيها در اين كتاب بر حدود دويست متن داستاني كلاسيك و مدرن مبتنياند كه بيشتر آنها متن مرجع به حساب ميآيند. در عين حال، خواننده غيرحرفهاي نيز از مظالعه كتاب حاضر لذت بسيار خواهد برد و عملا با فوت و فنها آشنا خواهد شد و پديدهاي به نام "رمان" را در چشماندازي وسيع خواهد شناخت. اين كتاب براي خوانندگان حرفهايتر و همچنين براي نويسندگان عملا نوعي كارگاه داستاننويسي و داستانخواني است."
|
معرفي اين كتاب را هم در روزنامه شرق ديدم. در حقيقت اين يكي هم مصاحبهاي بود با مترجم كتاب، كه چشمم را گرفت و راهي نشر چشمهام كرد.
|
ژالهكش (The Dew Breaker)
نوشته: ادويج دانتيكا (Edwidge Danticat)
ترجمه: شيوا مقانلو
ناشر: چشمه
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 4500 تومان
تعداد صفحات: 230 صفحه
شابك: 978-964-362-464-4
نويسنده در يك پيام شخصي به خواننده ايراني چنين آورده است:
"... داستان كتابي كه مشغول خواندنش هستيد، داستان مشكلي براي نوشتن بود. از دست دادن پدر و عمويم سختترين چيزي است كه تا به حال براي من اتفاق افتاده. با اين همه خوشاقبالم، چون پايان آن فقدان طلوعي زيبا بود، شگفتانگيزترين آغازها. من اين كتاب را در تجليل اجداد گرانقدرمان، و به همان اندازه بزرگداشت زندگي تازه نوشتم. و براي درخواست عدالت و جلبتوجه مردم به گرفتاريهاي پناهندگان در سراسر جهان. اما همچنين اميدوارم خواندنش هم لذتبخش باشد. شايد شما آدمهايي را در اين كتاب ملاقات كنيد كه بهنظرتان غريبه برسند، اما همهي ما ته قلبمان احساسات نهفته، عشق، لذت و رنج يكساني را تجربه كردهايم، خواه از ايران باشيم يا از هائيتي.
اين كتاب پيش از زلزلهي مرگبار 12 ژانويهي سال 2010 در هائيتي نوشته و منتشر شده. بنابراين هائيتي زلزلهزده را در اين كتاب نخواهيد ديد، بلكه هائيتييي خواهيد يافت كه ما بسيار عاشقش بوديم و هنوز هم هستيم: آن هائيتييي كه بود و اميدواريم از نو ساخته شود، بهتر و قويتر و درستتر و موفقتر از سابق. در هر صورت من خيلي خوشحالم كه اين سفر خطير را همراه شما انجام ميدهم، درست همانطور كه آن پيادهرويهاي سحري را همراه خالهام و در آن كووتزهاي هائيتيايي انجام ميدادم، آنوقتها كه بچه بودم. صميمانه اميدوارم از خواندن اين كتاب لذت ببريد."
|
يكي ديگر از كتابهايي كه بايد پيش از مرگ خواند
اين يكي از جملهي "كلاسيكها" است. در طول چند سال گذشته به مرور تعداد ديگري از كتابهايي كه بايد پيش از مرگ خواند ترجمه شدهاند و به بازار آمدهاند. همين روزها بايد فهرست خودمان را گردگيرياي بكنم و كتابهاي جديد و جاافتاده را به آن فهرست اضافه كنم.
|
نوسترومو (Nostromo)
نوشته: جوزف كنراد (Joseph Conrad)
ترجمه: سهيل سمي
ناشر: ققنوس
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 9000 تومان
تعداد صفحات: 519 صفحه
شابك: 978-964-311-847-1
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"در دوره حكومت اسپانياييها، و تا سالها پس از آن، سولاكو - شهري كه زيبايي و سرسبزي باغهاي پرتقالش شاهد قدمت آن است - به لحاظ اهميت تجاري فقط بندرگاهي ساحلي بود كه خريد و فروش نيل و پوست گاو محلي در آن رونق زيادي داشت. آنجا كه كشتي مدرن و تندرو با كوچكترين جنبش بادبانهايش سينه امواج را ميشكافت، كشتيهاي بيقواره و اقيانوسپيماي فاتحان كه بدون وزش تندباد حتي از جايشان حركت نيز نميكردند، به واسطه آرامش فراگير خليج وسيع سولاكو، از رسيدن به سواحلش باز مانده بودند. بعضي از بندرگاههاي دنيا به دليل خيانتپيشگي صخرههاي پنهان در زير آب و طوفانهاي ساحلي به سختي قابل دسترسياند. سولاكو در سكوت سنگين گولفو پلاسيدوي عميق، انگار در داخل معبري عظيم و نيمدايرهاي و بدون سقف، مشرف به اقيانوس، با ديوارهايي از كوههاي مرتفع و پردههاي سياه ابر، در برابر وسوسههاي دنيوي اهل تجارت و معامله، براي خود حريمي امن يافته بود."
|
داستان فتح تروا براي نوجوانان!
چند سال پيش "اوديسه" بازنويسي شده را در فهرست يكي از ماهها معرفي كردم. كتاب در اصل براي نوجوانان نوشته شده بود اما بزرگسالان هم از آن استقبال كردند. حالا امسال انتشارات افق با چاپ "ايلياد"، ديگر اثر افسانهاي هومر را هم عرضه كرده است. هم براي نوجوانان و هم براي بزرگسالان علاقمند!
|
ايلياد هومر (Iliad)
اثر: هومر (Homer)
بازنوشتهي: نيك مككارتي
ترجمه: حسين ابراهيمي الوند
ناشر: افق
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 3200 تومان
تعداد صفحات: 157 صفحه
شابك: 978-964-369-470-8
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"پدر آشيل پيلييس، انسان و مادرش تيتس، ايزدبانوي دريا بود. تيتس ميدانست كه اگر پسرش را در آب رود استيكس فرو برد، از آسيبهاي زميني در امان خواهد ماند. بنابراين پاشنهي پاي كودكش را گرفت و او را درون آبهاي سر و تيره و خروشان رود فرو برد.
آيا با اين كار كودك از آسيبهاي زميني در امان ماند؟ خواهيم ديد.
در زمان داستان ما، آشيل بزرگ شده است. او از غزال تندتر ميدود و از گرازي خشمگين جسورتر ميجنگد. آشيل با زره پرزرق و برق خود پنجاه كشتي و بيش از دو هزار جنگجوي درندهتر از گرگ زير فرمان دارد. آنان براي گرفتن انتقام از درياهاي جنوبي خود را به سواحل تروي رساندهاند ..."
|
داستانهايي از نويسندهي "نيمه غائب" و "ويران ميآيي"
كتاب دو داستان بلند است. اولي، با نام "آتشبندان"، 67 صفحه و ديگري با نام "شمايل تاريك كاخها" در حدود 150 صفحه.
|
شمايل تاريك كاخها
نوشته: حسين سناپور (Hosain Sanapour)
ناشر: چشمه
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 4200 تومان
تعداد صفحات: 220 صفحه
شابك: 978-964-328-554-8
"آتشبندان" با اين جملات آغاز ميشود:
"وقتي از آن بالا، از توي هواپيما تكچراغها را پهن و گسترده روي زمين ديدم، هنوز درست نميتوانستم بفهمم چرا پا به اين شهر قديمي ميگذارم. هنوز عكسهاي آن نمايشگاه دو ماه پيش با تصويرهاي توي خوابام درهم و برهم ميآمدند و من باز هم مثل اين دو ماه، فقط لحظهاي ذهنام با تكتصويري مشتعل ميشد، انگار كه فلاشي قديمي با نوري درخشان و انفجاري پرصدا روشناش كرده باشد، و مثل برقگرفتهها برجا ميماندم و دوباره ميرفت تا انفجاري ديگر، و يا تا خوابام، كه ديگر امانام را در اين دو ماه بريده بود با آن همه پرندههاي سياه و بزرگ و سگ زرد چهار چشم و آدمهايي صورت با شال پوشانده و آن كوچههاي كاهگلي و پيچدرپيچ كه به هيچ كجا ختم نميشد ..."
|
امان از دست اين حافظهي پتپتي!
كتاب، حاوي دو داستان از چندلر است كه قهرمان اولي فيليپ مارلوي معروف است و ماجرا هم از زبان او حكايت ميشود. اما در داستان دوم از مارلو خبري نيست و عليالظاهر از زبان داناي كل روايت ميشود.
در تورق اوليه به نظرم رسيد كه داستان اول (اسمش "قاتل در باران" است) را قبلا جايي خواندهام. اما هرچه گشتم و فكر كردم يادم نيامد كه در كدام كتاب بوده!!! به هر حالت ما قبلا از چندلر تنها كتاب "حقالسكوت" را معرفي كرده بوديم كه اين داستانها مطمئنا ربطي به حقالسكوت ندارند!
|
قاتل در باران
نوشته: ريموند چندلر (Raymond Chandler)
ترجمه: اميد نيكفرجام
ناشر: چشمه
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 2200 تومان
تعداد صفحات: 115 صفحه
شابك: 978-964-362-403-3
داستان "قاتل در باران" با اين جملات آغاز ميشود:
"در اتاقي در ساختمان برگلاند بوديم. من لب تخت نشسته بودم و دراوك روي صندلي راحتي. آنجا اتاق من بود.
باران به شدت به پنجرهها ميخورد. چون پنجرهها بسته بود، اتاق خيلي گرم شده بود و من پنكهي كوچك روي ميز را روشن كرده بودم. باد پنكه از پايين به صورت دراوك ميخورد، موهاي سياه و زبرش را بالا ميزد، و موهاي دراز ابروهاي كلفتش را كه در صورتش دو خط صاف انداخته بودند تكان ميداد. قيافهي يكهبزني را داشت كه از قضا به پول و پلهاي رسيده است ..."
|
و بالاخره ...
|
درخشش ابدي ذهن بيآلايش (فيلمنامه) (Eternal Sunshine of the Spotless Mind)
نوشته: چارلي كافمن (Charlie Kaufman)
ترجمه: آراز بارسقيان
ناشر: افراز
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 4000 تومان
تعداد صفحات: 180 صفحه
شابك: 978-964-5218-68-8
در پشت جلد كتاب ميخوانيم:
"... تم پيچيدهتر فيلم، مسالهي خاطره و فراموشي است. كافمن با رجوع به يك جمله قصار از نيچه، به اين تم غناي چشمگيري ميبخشد: "خوشا به حال فراموشكاران، كه حتي خطاهايشان هم به فرجام نيك ميرسد" طعنهي تلخ نيچه متوجه آدمهاي ساده و راحتي است كه حافظهشان با بيرحمي، حاصل تجربيات زندگي را به رخشان نميكشد. اينها آسوده خيال و فارغاند، چون به ياد نميآورند. در حالي كه زندگي اصيل و دردمندانه با خيره شدن در جزئيات و به خاطر سپردن نتيجهي تجربيات گوناگون خود و ديگران حاصل ميشود."
|
|
عروسك سخنگو - شماره 223 - خرداد 1389 ماهنامه هنري، ادبي، فرهنگي
سردبير، صاحب امتياز و مدير مسئول: زري نعيمي
دوره انتشار: ماهانه
قيمت: 2000 تومان
تعداد صفحات: 98 صفحه
بعضي از مطالبي كه در اين شماره ميخوانيم:
- جوهرآشام (فصل 1 و 2 از رمان "يك ني براي دو نفر" نوشته اريك سانويسين)
- جاي خالي فروغ فرخزاد در شعر كودك ايران (زري نعيمي)
- من يك دايناسور هستم (مصاحبه با دوريس لسينگ)
|
|
انشا و نويسندگي - شماره 4 فصلنامه آموزشي، پژوهشي، خبري، اطلاعرساني، تحليلي
مدير مسئول و سردبير: سيدحسين محمدي حسينينژاد
دوره انتشار: فصلنامه
قيمت: 3000 تومان
تعداد صفحات: 168 صفحه
بعضي از مطالبي كه در اين شماره ميخوانيم:
- فرم و ساختار در اثر هنري (حافظ موسوي)
- يادي از پير ترجمه ايران زندهياد محمد قاضي (سيدمحمد صمدي)
- روزنامه، كمك آموزشي براي تدريس ادبيات (وحيد يزدانفر)
- لذت نوشتن را تجربه كن (محمدعلي عسگري)
- دو طرح درس براي كلاسهاي انشا (علياكبر زينالعابدين همداني)
- يادگيري از طريق نوشتن (محمد باقر ميرزايي حصاريان)
- از فلسفه به انشا (گفتگو با زهرا پارساپور)
|
|
نقد و بررسي كتاب تهران - شماره 29 - بهار 1389 فصلنامه آموزشي، اطلاعرساني، تحليلي در زمينه مسائل اجتماعي-فرهنگي
صاحب امتياز و مدير مسئول: هرمز همايونپور
دوره انتشار: فصلنامه
قيمت: 3000 تومان
تعداد صفحات: 244 صفحه
بعضي از مطالبي كه در اين شماره ميخوانيم:
- رمان سياسي در ايران (عبدالحميد ابوالحمد)
- كتابخانه ديجيتال (يحيي تابش، مژگان مومني)
- يادي از منوچهر آتشي (وليالله دروديان)
- پروندهاي ويژه هرتا مولر، برنده نوبل ادبي 2009
- عبدالرحيم جعفري، بنيانگذار انتشارات اميركبير (مريم پيرنظر)
- شبيهخواني و عزاداريهاي زنانه (صادق همايوني)
|
اگر در مورد هريك از كتابهاي بالا اطلاعات بيشتري ميخواهيد:
به سايت www.ketab.ir سر بزنيد. كافيست روي كد شابك هريك از كتابها اشاره كنيد. يادتان باشد كه ketab.ir چند صفحه اول كتابهاي چاپ جديد را كه معمولا شامل فهرست كتاب و مقدمه آن است به صورت PDF عرضه ميكند.
|
|