چهارشنبه, 05 فروردين 1394 15:00

کتاب به جای جوراب!

نوشته: ماني شهرير
این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

کتابفروشی یک دستفروش نوجوان در هند - منبع عکس صفحه فیس‌بوک پائولو کوئلیوچند هفته پیش دوستی توجه‌ام را به مطلبی در صفحه‌ی فیس‌بوک "پائولو کوئلیو" نویسنده معروف برزیلی (نویسنده کتاب "کیمیاگر" و بسیاری عنوان‌های پرفروش دیگر) جلب کرد. ماجرا از این قرار بود که شخصی از هند تصویر یک نوجوان دستفروش را برای کوئلیو فرستاده بود. عکس، این دستفروش جوان را در خیابان‌های دهلی نشان می‌دهد که مشغول فروش کتاب است و در میان کتاب‌هایی که در دست دارد دو عنوان از کتاب‌های کوئلیو، که احتمالا کپی غیرقانونی هم هستند، به چشم می‌خورد.

نکته جالب اما، عکس‌العمل کوئلیو به این ماجرا بوده. در حالی که اغلب نویسندگان ساکن در ممالک جهان اول به هنگام مواجهه با پدیده کپی غیرمجاز آثارشان برمی‌آشوبند و عصبانی می‌شوند و بر باعث و بانی‌اش لعنت می‌فرستند، کوئلیو از دیدن عکس خوشحال هم شده! او در صفحه فیس‌بوک‌اش، به عنوان توضیح عکس آورده بود:

"در کوچکترین کتابفروشی دنیا، میان بازوهای یک نوجوان، دو عنوان از کارهای من به چشم می‌خورد.

(توضیح: من می‌دانم که مردم این کتاب‌ها را کپی غیرقانونی و "دزدی" می‌دانند. اما این برای من افتخار است و برای این مرد جوان راه شرافتمندانه‌ای که بتواند امرارمعاش کند)"

همین عکس‌العمل باعث شد که "پست" کوئیلو در چندین نشریه اینترنتی دیگر هم منعکس شود و به قول مطبوعاتی‌ها، ماجرا "خبرساز" شود.

خواندن و دنبال کردن این مطلب چند نکته را به نظرم آورد که فکر کردم اینجا برایتان بنویسم.

اول اینکه مدتهاست در مورد این مساله رویاپردازی می‌کنم که کاش می‌شد روزی روزگاری دستفروش‌های شهرمان را سازماندهی کنیم تا به جای جوراب و سیم ظرفشویی و سوزان‌نخ‌کن و ... کتاب بفروشند (یا علاوه بر اینها، کتاب هم بفروشند!) نمی‌دانم چرا دچار این توهم هستم که با انتخاب کتاب مناسب و مقداری آموزش احتمالا می‌توان با این برنامه هم کتاب فروخت و هم دستفروش‌های فعلی را از مدل "از صبح تا حالا چیزی نخورده‌ام، ترا خدا یه دونه بخر" به فروشنده‌های متمدن‌تر و بافرهنگ‌تری تبدیل کرد. بله، بله، می‌دانم که احتمالا دچار توهم شدید شده‌ام (خودم که چند خط بالاتر اعتراف کردم) اما خب رویای قوی‌ای است و هروقت سوار اتوبوس یا مترو می‌شوم با دیدن خیل دستفروش‌هایی که خرت و پرت‌های بی‌مصرف (برای من) را می‌فروشند یا خواننده‌های بدصدایی که به بدترین وضع ممکن "برنامه‌ای هنری" اجرا می‌کنند، تخیل این رویا در ذهن من کلید می‌خورد و دقایقی مرا به هپروت می‌برد!

نکته توجه‌برانگیز دوم، که در منابع دیگر هم به آن اشاره شده بود، ترکیب جالب و حرفه‌ای کتاب‌هایی بود که دستفروش حاضر در عکس برای عرضه و فروش انتخاب کرده بود. به جز دو کتاب کوئلیو که یکی از آنها Adultery، تازه‌ترین نوشته‌ی نویسنده (منتشر شده در سال 2014) است (و بدون آنکه چیزی از محتوایش بدانم با توجه به  نامش تصور می‌کنم که در ایران مجوز انتشار نخواهد گرفت!)، دو کتاب آشنای دیگر هم برای ما جیره‌کتابی‌ها در دستان دستفروش به چشم می‌خورد. یکی کتاب "من ملاله هستم" و دیگری "خطای ستارگان بخت ما". این "ترکیب ادبی" همانطور که گفتم ناظر بر آن تاکید چند خط قبل است که با "انتخاب کتاب مناسب" (و البته عرضه‌ی آنها در محل مناسب برای مخاطبینی که این ترکیب توجه‌شان را جلب می‌کند) زنده و feasible کردن آن رویا می‌تواند کار چندان غیرممکنی هم نباشد.

کافیست توجه کنیم که کوئلیو نویسنده‌ای است که شهرت‌اش نیاز به جار زدن ندارد. پس پیدا کردن خریدار برای تازه‌ترین کتاب‌هایش وسط خیابان‌های دهلی نباید کار سختی باشد. ملاله یوسف‌زی، شخصیت جوان و "توی بورسی" است که در همین سال برداشته شدن عکس، برنده جایزه نوبل شده و اصل و نسب جهان سومی‌اش احتمالا توجه بسیاری از اهالی شبه‌جزیره‌ی هند را به او جلب می‌کند. "خطای ستارگان بخت ما" کتاب پرفروش و موفقی بوده که به همین خاطر هالیوود در همین سال 2014 فیلم موفقی از روی آن ساخته و اکران کرده و ... خلاصه به نظر می‌رسد که مرد جوان کتاب‌هایش را خوب انتخاب کرده و بقیه‌اش دیگر بستگی به این دارد که کجا پاتوق کند و با چه کیفیتی سر و صدا به راه بیاندازد!

خلاصه اینکه علاوه بر انتخاب مناسب کتاب‌ها، آشنا بودن عنوان تعدادی از کتاب‌های موجود در عکس هم باعث شد احساس "وصل بودن" بکنم. اینکه ما هم همان کتاب‌هایی را می‌خوانیم که خیلی‌های دیگر در جاهای دیگر دنیا آنها را می‌خوانند (و همان فیلم‌هایی را می‌بینیم که ...، و همان موسیقی‌ای را گوش می‌کنیم که ... و ...) پس در این دهکده جهانی خیلی هم تنها و دورافتاده نیستیم!

خواندن 3973 دفعه

5 نظر

  • پیوند نظر فاطمه جعفری شنبه, 04 مهر 1394 10:41 ارسال شده توسط فاطمه جعفری

    سلام مترو تهران هم گاهی میزبان فروشنده کتاب های خانواده و احکام و موارد مشابه است که معمولا خریدار هم ندارد اما ایده و رویاپردازی شما مرا هم شگفت زده به خیالات کشاند ایکاش طرحی برای عملی شدن رویایتان بریزد مثلا انتخاب چند کودک دستفروش و ارائه کتابهای انتخابی خودتان به آنها با قیمت بسیار کم تا آنها نیز کتابها رو زیر قیمت در اماکن عمومی بفروشند و البته عملکرد بچه ها رو کنترل کنید (مثلا در پشت هر کتاب برچسبی بزنید و شماره تماس و ایمیلی برای جمع آوری نظ خریداران) برای تامین هزینه خرید کتاب هم از هر طریق که مناسب میدونید فراخوان بدید تا خرید کتاب برای بچه ها ممکن بشه مثلا از طریق ایمیل از افراد متقاضی بخواهید تا هر ماه مبلغی حتی ناچیز رو برای این امر هدیه کنند چیزی شبیه با اهدا کتاب به مراکز نگهداری ایتام که قبلا انجام دادید
    لطفا رویایتان را عملی کنید من برای همکاری آماده ام امیدوارم دوستان دیگه هم به جمع بپوندند از فضاهای مجازی مثل تگرام هم برای ایجاد گروه کمک بگیرید امیدوارک خیلی زود نتیجه بگیرید

  • پیوند نظر خبیب اله فرازیان شیرازی جمعه, 28 فروردين 1394 06:58 ارسال شده توسط خبیب اله فرازیان شیرازی

    با سلام . در سرزمین من کتابهای پائولو کوئیلو فقط زینت‌بخش بعضی قفسه‌های کتاب است نه وسیله‌ای برای خواندن. در شهر من فقط تعداد کمی از مردم با نام ابوتراب حسروی آشنا هستند. و از بین کسانی که کتابهای ایشان را در خانه دارتد به تدرت کسی پیدا می‌شود که بیش از دو کتاب ایشان را خوانده باشد. در سرزمین من سریالهای ترکیه‌ای حرف اول را می‌زنند. اینست یک گوشه کوچک از واقعیت جامعه ما. متشکرم

  • پیوند نظر پریسا چهارشنبه, 19 فروردين 1394 08:00 ارسال شده توسط پریسا

    در شیراز خانم های محترمی رو دیدم که در جاهایی مثل بانک و ... با تعدادی کتاب می آیند و مؤدبانه آنها را برای فروش به شما نشان می دهند. ولی اکثر این کتابها جزو کتابهای جیبی با مضامینی مثل خانواده، احکام، سلامتی و ... است که برای من اصلا جالب نیست.

  • پیوند نظر علی ارم شنبه, 08 فروردين 1394 12:20 ارسال شده توسط علی ارم

    مطلب بسیار جالبی بود و با نظر شما موافقم. فروش کتابهای خوب می تونه هم فال باشه هم تماشا. خیلی بهتر از خرت و پرتهای بی مصرفیه که الان می فروشن (آیا هنوز مردم اونا رو می خرن؟ شک دارم)

  • پیوند نظر امیرحسین عصارها شنبه, 08 فروردين 1394 05:31 ارسال شده توسط امیرحسین عصارها

    چه وب خوبی دارید... موفق باشید. :)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u