جمعه, 02 مهر 1395 23:49

یک نسل گیج، زیر میکروسکوپ

نوشته: ماني شهرير
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

از همان زمانی که چاپ اول "یادتونه" منتشر شد، من در مقابلش گارد گرفتم! برخورد کتاب با "اشیا" و نمادهای سال‌های دهه شصت و اصولا سوز و گداز "نوستالژیک" برای دوره‌ای تاریخی که کمترین المان‌های نوستالژی‌زا را برای آنها که تجربه‌اش کرده بودند در خود داشت، به نظرم مقدار زیادی عوام‌فریبانه بود! الان که دارم این مطلب را می‌نویسم رفته‌ام و دیده‌ام که در سال 1395 کتاب به چاپ نوزدهم رسیده است. تیراژ چاپ‌های مختلف متفاوت است، اما به نظر می‌رسد که بطور متوسط تیراژ کتاب در هر چاپ در حدود بیست‌هزار نسخه بوده. بنابراین با یک حساب سرانگشتی می‌توان مدعی شد که کتاب تا اینجای کار 380000 نسخه فروش رفته (نمی‌دانم، شاید هم به این همه استقبال حسودی‌ام شده و حرصم گرفته!!!)

بنابراین وقتی تصمیم گرفتم درباره کتابی بنویسم که ویژگی اصلی‌اش بررسی تاثیر اشیایی مثل "نوار ویدئو"، "شلوار جین"، "کراوات" و ... در زندگی روزمره دهه شصت است، اول به نظرم رسید که شاید دارم از "رژیم فرهنگی" مورد قبولم تخطی می‌کنم و شما را به خواندن یکجور "پفک‌نمکی ادبی" تشویق می‌کنم. اما بعد که کمی به موضوع فکر کردم با خودم به این نتیجه رسیدم که تفاوت رویکرد "یادتونه" با "امر روزمره ..." بسیار زیاد است و ... اصلا همین رویکرد متفاوت است که نظر من را به کتاب جلب کرده و تصمیم گرفته‌ام بابتش چند خطی برایتان بنویسم.


خودمانیم، شاید اگر "امر روزمره ..." یکی از فصل‌های خود را به "شلوار جین" اختصاص نداده بود ("زندگی لباس‌های جین در دهه 1360")، شاید توجه‌ام را اینقدر به خودش جلب نمی‌کرد.

در نوجوانی، ما، یعنی من و برادرم، هم مشتری شلوار جین بودیم. خیلی قبل‌تر از اینکه با مارک‌های معروف و گرانقیمت مثل ایزی و زیکو و استیلتو آشنا شویم و ماه‌ها و سال‌ها در حسرت خریدن شلواری مزین به یکی از این مارک‌های نامدار سر کنیم. والده در حوالی اداره‌اش یکی از فروشگاه‌های "کمیته امداد امام خمینی" را پیدا کرده بود و متوجه شده بود که یکی از محصولات کمیته، شلوار جین است. شلوارهایی که به دست کارگران تحت سرپرستی کمیته امداد دوخته می‌شدند و نه مارک و آرم داشتند و نه از برش‌های تنگ و مد روز بویی برده بودند! پارچه‌ی جین بود که بصورت ساده‌ای برش خورده و دوخته شده بود و نام شلوار بر خود گرفته بود. از آنجا که قیمت شلوارها با بودجه‌ی کارمندی (آن هم از نوع دهه شصتی) والده هماهنگ بود و سگ‌جانی پارچه‌ی جین هم ویژگی ممتازی برای رخت و لباس پسربچه‌های آتش‌پاره به حساب می‌آمد، تا مدتها والده مشتری این شلوارهای جین وطنی بود و ما هم که دستمان به آن مارک‌های دیگر نمی‌رسید به همین راضی بودیم که "شلوار جین" به پا داریم.

نکته‌ی جالب ماجرا اما این بود که همان اولین روزی که با این شلوارها به مدرسه رفتیم، اولیای امور گوش‌مان را کشیدند که "شلوار جین ممنوع است!" و من خوب بخاطر دارم که در همان عالم بچگی "گیج" شده بودم که چطور ممکن است محصولی که از جایی خریداری شده که نام "امام خمینی" را برخود دارد، ممنوع باشد.

امر روزمره در جامعه‌ی پساانقلابیwidth='120pxامر روزمره در جامعه‌ی پساانقلابی
نویسنده: عباس کاظمی
ناشر: فرهنگ جاوید
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 20000 تومان
تعداد صفحات: 247 صفحه
شابک: 978-600-6182-91-9
مروری بر جامعه‌شناسی ایران پس از انقلاب با بررسی امور و اشیا روزمره‌ای همچون صف ارزاق، شلوار جین، دفترچه سهمیه خانوار، نوار ویدئو و ... کراوات

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

این گیجی، سال‌ها بعد در بزرگسالی هم عارض شد. زمانی که در عکس یکی از مراسم سینمایی دیدم که ابراهیم حاتمی‌کیا، که او هم برای من و نسل من کپسولی از یادها و مفاهیم و نمادهای مختلف است، شلوار جین به پا دارد و ... دوباره ژیروسکوپم به هم ریخت که آخر پس ماجرا از چه قرار است!


حالا که فکر می‌کنم "امر روزمره ..." روایت همین "گیجی" است! یا شاید هم بهانه‌ای برای فکر کردن به این گیجی. راستش پیش از اینکه شروع به نوشتن این مطلب کنم، فکر کردم دست‌کم فصل "شلوار جین" کتاب را بخوانم. الان وسط‌هایش هستم. تا اینجا به نظرم متن خیلی جامعه‌شناسانه و آکادمیک انشا شده (خب، بالاخره نویسنده از مدرسین جامعه‌شناسی مملکت است.) اما همین طرح آکادمیک مساله هم ذهن منِ مبتدی را نظمی می‌دهد و شاید حتی این امکان را برایم ایجاد کند تا به جای برخورد احساسی با موضوع (چون آن را تجربه کرده‌ام)، دورتر بایستم و از جایگاهی بالاتر به "تصویر بزرگ" نگاه کنم.


آیا "تصویر بزرگ" مهم است؟ اولین‌بار که با موضوع "امر روزمره ..." آشنا شدم پیش خودم فکر کردم که چه اهمیتی دارد پرداختن به این موضوع که در دهه شصت برای تهیه ارزاق در صف می‌ایستادیم، یا شیوه دسترسی و استفاده از ویدئو در آن زمان چگونه بوده. بعد اما به این نتیجه رسیدم که نسل ما ساخته شده توسط همین اشیا و امور است و "اینجوری" بودن‌مان، آنجا تعریف شده. در زمان به هم بافتن این افکار هنوز به این اصطلاح "گیجی" نرسیده بودم، اما حالا که آن را پیدا کرده‌ام، به نظرم می‌رسد کیفیتی است که خیلی از ابعاد زندگی‌ام را تعریف می‌کند (مال شما را نمی‌دانم) و اگر بخواهم بدانم (و اگر بخواهید بدانید) این کیفیت از کجا سر و کله‌اش پیدا شده، احتمالا باید همین اشیا و امور تاثیرگذار در "جامعه پساانقلابی" را مرور کنیم.

 

امر روزمره در جامعه‌ی پساانقلابیwidth='120pxامر روزمره در جامعه‌ی پساانقلابی
نویسنده: عباس کاظمی
ناشر: فرهنگ جاوید
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 20000 تومان
تعداد صفحات: 247 صفحه
شابک: 978-600-6182-91-9
مروری بر جامعه‌شناسی ایران پس از انقلاب با بررسی امور و اشیا روزمره‌ای همچون صف ارزاق، شلوار جین، دفترچه سهمیه خانوار، نوار ویدئو و ... کراوات

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

خواندن 1956 دفعه

1 نظر

  • پیوند نظر محمود اسلامیان دوشنبه, 05 مهر 1395 19:07 ارسال شده توسط محمود اسلامیان

    به نوعی من هم این گیجی شما را تجربه کرده ام ؛ اما درامور دیگر جامعه ی امروز... در کلاس به دانش آموزان می گوییم صرفه جویی ولی بیرون مصرف بی رویه داریم، می گوییم قوانین راهنمایی و رانندگی اما درخیابان هر کی زرنگتره ! را انجام می دهیم از من نوعی بگیر تا دیگر آحاد این جامعه ،همه به نوعی گیج می زنیم . متاسفانه آموزش چیزهای خوب در حد اطلاعات عمومی و به عنوان آرمانی به ظاهر دست نیافتنی باقی مانده و این به نظر من فاجعه است ...

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u