شناسنامه کتاب

روی ماه خداوند را ببوس
روی ماه خداوند را ببوس
نویسنده: مصطفی مستور (Mostafa Mastoor)
ناشر: مرکز
سال نشر: 1396 (چاپ 68)
قیمت: 10900 تومان
تعداد صفحات: 113 صفحه
شابک: 978-964-305-574-5
تعداد کسانی که تاکنون کتاب را دریافت کرده‌اند: 311 نفر
امتیاز کتاب: (3.42 امتیاز با رای 84 نفر)
قهرمان کتاب، یونس، دانشجوی دکترای فلسفه است و مشغول نوشتن پایان‌نامه. موضوع پایان‌نامه‌ی یونس، تحلیل جامعه‌شناسانه خودکشی دکتر محسن پارسا است. دکتر پارسا فرد موفقی بوده که به ظاهر هیچ دلیلی برای خودکشی نداشته و حالا یونس به دنبال پیدا کردن علت اصلی مرگ اوست.
یونس با دختری به نام سایه نامزد است و قرار است پس از پایان کار پایان‌نامه با او ازدواج کند. ضمنا، مهرداد، یکی از دوستان زمان مدرسه‌ی یونس که سالها پیش به آمریکا رفته و در آنجا با زنی آمریکایی ازدواج کرده، اخیرا به ایران برگشته و به سراغ یونس آمده. وضع روحی مهرداد تعریفی ندارد چون جولیا به بیماری صعب‌العلاجی دچار شده و پزشکان همه از او قطع امید کرده‌اند.
قهرمان اصلی داستان اما "ایمان" است. نویسنده در این فضا و میان این شخصیت‌ها مساله‌ی "ایمان به خدا" و تلقی هریک از شخصیت‌های داستان نسبت به پروردگار را بررسی می‌کند و نسبت و احساس هریک از قهرمان‌های داستان را با خداوند وامی‌کاود.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"چند شاخه گل ارکیده‌ی صورتی می‌خرم و آن‌ها را روی صندلی عقب ماشین می‌اندازم. می‌روم فرودگاه. ته افق، خورشید روی آسفالت جاده‌ی کرج جان می‌کند. نه سال پیش که مهرداد رفت آمریکا من و او دو سالی بود که در رشته فلسفه‌ی دانشگاه تهران قبول شده بودیم. مهرداد آن قدر با Pen Friendاش نامه‌نگاری کرد که پاک عاشق‌اش شد. درس‌اش را نصفه و نیمه رها کرد و رفت آمریکا دنبال‌اش. مدت‌ها بود که مهرداد را فراموش کرده بودم. حتی وقتی مادرش زنگ زد و گفت باید بروم فرودگاه استقبال‌اش، خیلی به مغزم فشار آوردم تا جزئیات چهره‌اش را به خاطر بیاورم. از اتوبان به سمت جاده‌ی فرودگاه می‌پیچم و بی‌خودی خاطرات مدرسه در ذهن‌ام زنده می‌شود: میز چوبی‌ای که من و مهرداد پشت آن می‌نشستیم پر از شهرهایی بود که او با تیغه‌ی چاقوی عباس روی آن حک کرده بود، بیش‌تر، شعرهای عاشقانه‌ی حافظ بود که هیچ وقت هم معشوق خارجی نداشتند. مهرداد هیچ وقت برای معشوق واقعی شعر روی میز نمی‌نوشت. عشق‌هایش همه خیالی بودند. این را فقط من می‌دانستم. بچه‌های کلاس خیال می‌کردند او خیلی‌ها را زیر سر دارد اما من می‌دانستم که مهرداد حتی جرات نگاه کردن به یک دختر را هم ندارد ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا و اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

 

اگر این کتاب را می‌خواهید به جمع اعضای جیره‌کتاب بپیوندید ...

شما با پیوستن به جیره‌کتاب می‌توانید این کتاب را به عنوان یکی از جیره‌های ماهانه‌تان دریافت کنید. اگر هم مایل به دریافت پیوسته کتاب در هر ماه نیستید، می‌توانید مشترک "جیره‌ به درخواست" جیره‌کتاب بشوید تا تنها وقتی که خودتان کتابی را درخواست می‌کنید، آن را برایتان ارسال کنیم:

  • برای آشنایی بیشتر با جیره‌کتاب و فعالیت‌هایش به اینجا مراجعه کنید
  • اگر با جیره‌کتاب آشنا هستید، می‌توانید در اینجا فرم عضویت اولیه را تکمیل کنید تا دسترسی‌تان به وب سایت مشترکین جیره‌کتاب برقرار شود

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u