|
نوشته: ماني شهرير
به تاريخ 19/9/89
وقتي ستارهها حرف ميزنند!
يكي دو سالي ميشود كه هروقت مطلبي دربارهي كتابي مينويسم، اگر كتاب ترجمه باشد و متن اصلياش در آن سوي مرزها چاپ شده باشد، ارجاعي هم به صفحهي اطلاعات نسخهي انگليسي كتاب در وبسايت كتابفروشي معظم آمازون ميدهم.
وبسايت آمازون به نظر من براي كتاببازها بهشت برين است! اگر مثل من عادت داشته باشيد كه مرتب به بخش كتاب اين وبسايت سر بزنيد به مرور با امكانات و ابزارهايي آشنا ميشويد كه اطلاعات مفصلي را درباره هر كتاب در اختيار عشقكتابها قرار ميدهند. براي همين هم هست كه حتي اگر امكان سفارش ارزي و درخواست و دريافت كتاب از طريق اين كتابفروشي اينترنتي را هم نداشته باشيد، باز هم گستردگي عناوين كتابها (معمولا اطلاعات هر كتابي كه در ده، بيست سال گذشته به زبان انگليسي در جهان منتشر شده را ميتوانيد در آمازون پيدا كنيد) و اطلاعاتي كه دربارهي هر كتاب در اين سايت وجود دارد هميشه آدم را هيجانزده ميكند.
احتمالا حالا از خودتان ميپرسيد مگر دربارهي يك كتاب، به جز اطلاعات شناسنامهاي آن كه مثلا نام نويسندهاش چيست و چه كسي آن را ترجمه كرده، چه اطلاعات جالب ديگري ممكن است وجود داشته باشد. راستش براي يك كتابفروش، يك كتابدار يا هركس ديگري كه ميخواهد براي ديگران كتاب انتخاب كند يا به آنها كتابي براي خواندن پيشنهاد كند به جز اطلاعات شناسنامهاي كتاب، ويژگيهاي ديگري هم هستند كه ميتوانند كتاب را توجهبرانگيز كنند!
"بقيه چي فكر ميكنند؟"
اين شايد در داخل يك كتابفروشي، يا در فضاي ديگري كه داريم دربارهي بازاريابي و تبليغ يك كتاب صحبت ميكنيم، اصليترين متغيري باشد كه ميتواند كتابي را به عرش اعلا و ديگري را به حضيض ذلت برساند! اينكه نظر كساني كه كتاب را خواندهاند دربارهي آن چه بوده است.
توي چشمترين امكان كتابفروشي آمازون براي جمعآوري و همچنين نمايش اين "نظر جمعي" ساز و كار امتياز/ستارهدهي وبسايت است كه براي همهي كتابهاي كتابفروشي فعال و در دسترس است. براي همين هم هست كه من بعد از خريد هر كتابِ ترجمه اولين كاري كه ميكنم مراجعه به آمازون است براي اينكه ببينم كتاب از نظر خوانندگانش چه امتيازي كسب كرده.
اگر مدتي به حاضر غايب اين ستارهها براي كتابهاي مختلف بپردازيد، متوجه ميشويد كه در اين "بازي" معمولا تعداد ستارهها (يا همان امتياز كتاب) به تنهايي حرف اول را نميزند. بلكه امتياز كتاب با در نظر گرفتن تعداد رايهايي كه دريافت كرده اقبال عمومي به كتاب را مشخص ميكند.
براي مثال در نظر بگيريد كه اين روزها كتاب "بادبادكباز" (نوشتهي خالد حسيني) در كتابفروشي آمازون 4/5 امتياز كسب كرده (دامنهي امتيازدهي در آمازون بين 0 تا 5 است). كتاب "سكهسازان" (نوشتهي آندره ژيد) هم امتيازش همين مقدار است. اما امتياز "بادبادكباز" معدل راي 2782 نفر به كتاب است و امتياز "سكهسازان" با راي 13 نفر به دست آمده. پس اين كجا و آن كجا!
اگر به آمار و عجايب آن علاقه داشته باشيد، با كمي فكر كردن به موضوع ستارهها متوجه ميشويد كه مثلا كافيست 13 نفر پيدا بشوند و بعد از خواندن "سكهسازان" به آن امتياز پايين بدهند تا به سرعت امتياز كتاب نصف آن چيزي بشود كه حالا هست. در صورتي كه در مورد "بادبادكباز" حتي اگر همين فردا صبح 100 نفر به اين راي بدهند كه كتاب را دوست نداشتهاند، نظر اين تعداد (در مقايسه با تعداد كساني كه تا حالا نظرشان را اعلام كردهاند) آنقدر قوي نخواهد بود كه معدل امتياز كتاب را چندان جابجا كند. بنابراين آقاي حسيني حالا حالاها خيالش راحت است اما آقاي ژيد بايد به فكر پيدا كردن طرفداران و علاقمندان بيشتري براي كتابش باشد!
(باز هم اگر به آمار علاقه داشته باشيد و با "جادوي توزيع نرمال" آشنا باشيد، ميدانيد كه تقريبا غيرممكن است كه "يكدفعه" صد نفر يكروز صبح با هم از خواب بلند شوند و همهشان بدون غرض و مرض به اين نتيجه برسند كه "بادبادكباز" را دوست ندارند و تصميم بگيرند امتياز صفر براي كتاب ثبت كنند. براي همين است كه امتياز كتاب را نه تنها معدل نظر رايدهندگان بلكه با يك تقريب معقول متوسط كلي امتياز همهي خوانندگان كتاب، حتي آنها كه راي ندادهاند، ميتوان محسوب كرد. البته هرقدر تعداد رايدهندگان بيشتر باشد، دقت اين حكم كلي هم بيشتر است!)
"با چند راي معروف ميشوم؟"
حالا كه تعداد راي/امتياز ريخته شده به صندوق هر كتاب اينقدر مهم است، احتمالا ميپرسيد كه هر كتاب اگر چند راي بدست بياورد اسم و رسمدار محسوب ميشود و بايد جايگاه ويژهاي در ويترين به آن اختصاص داد.
راستش براي "درجهبندي" اين موضوع احتمالا هركسي به يك روشي عمل ميكند. براي من وقتي كتابي در آمازون 10-20 راي كسب كرده باشد به معني اين است كه توجه خوانندگان را برانگيخته. وقتي تعداد آرا به 50 تا 100 ميرسد، فرض ميكنم كه كتاب پرطرفدار است. تعداد آراي بين 100 تا 1000 را معمولا كتاب پرفروش در نظر ميگيرم. همان چيزي كه آنور آبيها بهش ميگويند Bestsellers و كلي در روزنامه و مجله برايش تبليغ ميكنند.
كتابهايي كه بيش از 1000 راي دارند به نوعي در كتابفروشي آمازون قهرمان قهرمانهاي كتابها محسوب ميشوند. وارد شدن به اين گروه اصلا ساده نيست. معدل امتياز كتابهاي اين گروه هم معمولا هميشه بالا است. چون به هر حال حتما كتاب ويژگي توجهبرانگيزي داشته كه اينهمه آدم آن را خواندهاند و به آن امتياز دادهاند و اينگونه ويژگيها معمولا مثبت هستند (چرا بايد كتابهايي كه يكجاي كارشان ميلنگد را آدمهاي زيادي بخوانند؟!)
"آيا خوانندههاي همهي دنيا ذائقهي مشابه دارند؟"
وقتي داشتم مقدمات نوشتن اين مطلب را آماده ميكردم پيش خودم فكر كردم كه خوانندهي آن بالاخره در جايي خواهد پرسيد كه: "بر فرض كه فهميديم فلان كتاب در فلان نقطه از كرهي خاكي پرطرفدار است. آيا اين تكليف خوانندهي ايراني را روشن ميكند كه او هم بايد از كتاب خوشش بيايد؟"
خودمانيم، سوال سختي است! براي آنكه جوابي برايش پيدا كنم باز هم به سراغ آمازون رفتم. شايد بدانيد كه كتابفروشي آمازون به جز در ايالات متحده در 7 كشور ديگر هم بصورت مستقل فروش و فعاليت دارد (اين كشورها عبارتند از: كانادا، چين، فرانسه، آلمان، ايتاليا، ژاپن و انگلستان). براي اينكه ببينم ذائقهي خوانندگان در كشورهاي مختلف چقدر با يكديگر تفاوت دارد شروع كردم به شمردن ستارههاي چند كتاب آشنا در سه كشور مختلف. نتايج حاصل در جدول زير آمدهاند:
نكتهي جالبي كه از اطلاعات جدول بدست ميآيد اين است كه انگار در ممالك مورد بررسي، سليقهي خوانندهها خيلي از هم دور نيست. تقريبا در مورد هيچكدام از كتابهايي كه امتيازشان را در بالا آوردهام، تفاوت زيادي در نظرات خوانندگان نسبت به كتاب وجود ندارد. راستش را بخواهيد، كار تنظيم جدول را كه شروع كردم تصور خودم اين بود كه نتيجهي كار بايد اختلاف قابل توجهي را ميان سليقهها نشان دهد. مخصوصا بين آمريكاييها و فرانسويها يا آمريكاييها و انگليسيها كه هميشه بر سر ذائقهي ادبي بين خود كُركُري دارند! اما در عمل به نظر ميرسد كه حداقل در زمينهي كتابهاي مطرحي كه در بالا نام آنها را آوردهام، چنين اختلاف سليقهاي به چشم نميخورد.
اما سليقهي ما ايرانيها و آنور آبيها چقدر به هم نزديك است؟ راستش براي اندازهگيري اين موضوع متر و معياري به جز جيرهكتاب و نظراتي كه مشتركين دربارهي كتابها دادهاند در اختيار ندارم. از ميان كتابهاي بالا، دو كتاب "خاكسترهاي آنجلا" و "بادبادكباز"، در جيرهكتاب نيز جزو كتابهاي پرطرفدار و پرستاره محسوب ميشوند:
| نام كتاب |
تعداد مشتركين جيرهكتاب كه كتاب را دريافت كردهاند |
تعداد مشتركيني كه به كتاب راي/امتياز دادهاند |
امتيازي كه كتاب كسب كرده |
| بادبادكباز |
193 |
39 |
4/16 |
| خاكسترهاي آنجلا |
145 |
30 |
3/5 |
همانطور كه ميبينيد براي اين دو كتاب كمي اختلاف ميان نظر خوانندگان ايراني و خوانندگان كتابها در كشورهاي ديگر به چشم ميخورد. اين اختلاف اما براي كتابهاي زير خيلي بيشتر است:
| نام كتاب |
تعداد مشتركين جيرهكتاب كه كتاب را دريافت كردهاند |
تعداد مشتركيني كه به كتاب راي/امتياز دادهاند |
امتيازي كه كتاب كسب كرده |
| ناتوردشت |
19 |
1 |
2 |
| زندگي پي |
17 |
2 |
2 |
همانطور كه در زير مشاهده ميكنيد هر دو كتاب فوق در آنور آب بسيار پرطرفدار و پرخواننده هستند:
فراتر از ستارهها
تا اينجاي كار همهاش دربارهي ستارهها و امتياز كتابها صحبت كرديم. اما همانطور كه گفتم در آمازون اطلاعات متنوعي دربارهي محبوبيت هر كتاب ميتوان يافت. اگر باز هم به دنبال متغيري عددي براي سنجش محبوبيت كتاب باشيد، توصيه ميكنم به رتبهي فروش هر كتاب در آمازون نگاهي بياندازيد. مقدار اين متغير كه نشاندهندهي رتبهي فروش كتاب در ميان بقيهي كتابهاي عرضه شده در كتابفروشي است، همواره در ذيل سرفصل Product Details هر كتاب اعلام ميشود. براي كتابهاي زير ذرهبين ما در اين مطلب، جدول زير وضع رتبهي فروش هر كتاب را مشخص ميكند (هرقدر رتبهي فروش كمتر باشد يعني ميزان فروش كتاب بيشتر است و بالعكس):
توجه: رتبهها در جدول فوق مربوط به تاريخ 19 آذرماه 1389 هستند. بديهي است اين رتبهها در طول زمان تغيير ميكنند. هميشه ميتوانيد رتبهي روزآمد را در وبسايت آمازون مشاهده كنيد.
اگر فكر ميكنيد كه رتبهي فروش 14586 براي يك كتاب آنقدر نيست كه بتوان آن را در دستهي كتابهاي پرفروش و پرطرفدار طبقهبندي كرد، بد نيست به رتبهي فروش كتابهاي آشناي زير هم توجه كنيد:
توجه: براي تنظيم جدول فوق به دنبال كتابهايي كه از نويسندگان فارسي زبان به انگليسي ترجمه شده، جستجو كردم. مبناي اصلي جستجو حافظهام بوده و اگر مورد مطرح ديگري از قلم افتاده، تقصير از ضعف حافظه است!
همانطور كه ميبينيد در اينجا رتبهي بالاتر از 1600000 هم داريم. تا آنجا كه به ياد ميآورم من رتبههاي دو ميليون و سه ميليون هم ديدهام. بنابراين قبول بفرماييد كه در كتابفروشياي با اين ابعاد رتبهي فروش 14586 بسيار هم درخشان است!
چرا ناشران ما از اين اطلاعات استفاده نميكنند؟
آمازون همچنين به كاربرانش اين امكان را ميدهد تا علاوه بر اعلام نظرشان بوسيلهي ستاره و امتياز، اگر نقد و نظري مكتوب درباره كتاب دارند نيز آن را به اين مجموعه بيافزايند و بدينترتيب از توليدات قلمي مشتريانش به بهترين وجه براي اطلاعرساني به علاقمندان هر كتاب استفاده ميكند.
كيفيت نقد و نظرها معمولا يكسان نيست. از بررسي يا معرفي بسيار جدي و حرفهاي تا اعلام نظرهاي احساسي و با يا بدون منطق در اين بخش از اطلاعات مربوط به هر كتاب به چشم ميخورد. خود ساز و كار نقد و نظر در وبسايت هم ابزاري براي اعلام نظر خوانندگان را در اختيار قرار ميدهد. بنابراين كساني كه نقدها را ميخوانند ميتوانند دربارهي اينكه چقدر معرفي يا نظر ارائه شده از سوي يك كاربر در معرفي كتاب بهشان كمك كرده نظر بدهند و ... بعد از مدتي آدم ميتواند فقط سراغ نظرهايي برود كه بيشترين امتياز مثبت را به خود اختصاص دادهاند.
همانطور كه ميبينيد ابر و باد و مه و خورشيد و فلك به كار گرفته شدهاند تا وقتي مخاطب به سراغ كتابي ميرود تا آنجا كه ممكن است اطلاعات لازم در اختيارش قرار بگيرد و به اين ترتيب احتمال اينكه او بالاخره كتاب مورد نيازش را انتخاب كند و آن را در سبد خريدش قرار دهد به حداكثر برسد (اينجا ديگر سرتان را بيشتر از اين درد نميآورم و به امكان ورق زدن بخشهايي از متن كتاب بر روي وبسايت اشاره نميكنم!)
تنها سوالي كه اين وسط باقي ميماند اين است كه چرا صنعت نشر ايران براي تبليغ و اطلاعرساني آن دسته از كتابهايي كه از زبانهاي ديگر ترجمه ميكند از اين منبع اطلاعاتي استفاده نميكند. با در اختيار داشتن اين حجم از معرفي و رتبهبندي و طبقهبندي و ... هزار نكتهي ريز و درشت ديگر كه بصورت رايگان در اختيار هر علاقمندي قرار دارد به نظر ميرسد كه تدوين يا سر هم كردن مواد تبليغي براي كتابهايي مثل "خاكسترهاي آنجلا"، "جاده"، "زندگي پي"، "ناتور دشت" و ... بايد كار آساني باشد. پس چطور است كه معمولا هيچگاه نميبينيم كه دستاندركاران نشر به جز درج چند كلمهاي با مضمون "برندهي جايزهي ..." بر روي جلد كتاب، استفادهاي از اين مواد اطلاعرساني/تبليغي براي شناساندن بيشتر محصولشان بكنند. اگر پاسخي براي اين سوال پيدا كرديد خبرش را به ما هم بدهيد!
و بالاخره اينكه، اطلاعات بيشتر دربارهي بعضي از كتابهاي مورد اشاره در اين مطلب را ميتوانيد در نشانيهاي زير بيابيد:
- جاي خالي سلوچ (محمود دولتآبادي)
- شطرنج با ماشين قيامت (حبيب احمدزاده)
- كشتن مرغ مينا (هارپر لي)
- جاده (كرمك مكارتي)
- زندگي پي (يان مارتل)
- ناتور دشت (جي. دي. سلينجر)
شايد بدتان نيايد نگاهي هم به اين مطالب بياندازيد:
كتابخوانها؛ آدمهايي سعادتمند در خلوت خودشان!
چرا كتاب ميخوانيم؟ فايدهاش چيه؟ آيا كتابخوانها با كتابنخوانها فرق دارند؟ در مطلبي نوشتهي اورهان پاموك كه از هفتهنامهي شهروند امروز نقل شده به دنبال پاسخ بعضي از اين پرسشها ميگرديم.
|
وقتي ستارهها حرف ميزنند!
اين مطلب مروري است بر امكانات و اطلاعاتي كه يك "كرمكتاب" ميتواند از ميان صفحات مختلف وبسايت كتابفروشي آمازون دربارهي كتابهاي مورد علاقهاش بدست آورد.
|
ماجراي من و شاملو
اين مطلب يادي است از احمد شاملو به همراه فايلي صوتي از سخنان او دربارهي "حال و اوضاع زبان فارسي در ديار فرنگ" و همچنين ذكر خاطرهي ديدار با او.
|
|
"نوشتههايي به بهانه كتاب" معمولا در آخر هفتهها نوشته ميشوند و از طريق پست الكترونيك براي كليه مشتركين خبرنامه جيرهكتاب ارسال ميشوند. اگر مايل به دريافت مستمر اين نوشتهها هستيد ميتوانيد مشترك خبرنامه جيرهكتاب بشويد.
|
فهرست "نوشتههايي به بهانه كتاب"
|