|
نگاشته شده به تاريخ 9/1/87
اسباب كتاببازي چوقالف
سالها پيش، در اوائل شروع نوشتن اين مكاتبات، چند مطلبي نوشتم درباره "آداب كتاببازي"! امروز كه نگاه كردم ديدم هنوز فرصت نكردهام كه آن مطالب را بر روي سايت بياورم و بنابراين شايد معنا و مفهوم ماجرا براي بعضيها كمي مبهم باشد. اما قول ميدهم اگر كمي صبر كنيد (چقدر؟!) فرصتي پيدا كنم و آن مطالب را هم به آرشيو اين نوشتهها اضافه كنم.
اما چوقالف!
دقيقا يادم نميآيد كه چند ساله بودم كه به اين لغت برخوردم. يادم ميآيد كه در يكي از كتابهاي كانون پرورش فكري آن زمان ("هوگو و ژوزفين" يا "فلفلي و آنتوان") خواندم كه بچهها در مدرسه چوقالفهايشان را با همديگر معاوضه ميكردند و يادم هست كه روي آنها عكس فرشتگان نقاشي شده بود و هر قدر تعداد فرشتهها روي يكي بيشتر بود، ارزشش در معاملات ميان بچههاي مدرسه بالاتر بود.
بعد احتمالا در مراجعه به بزرگتري يا با رفتن به سر وقت فرهنگ لغت متوجه شدم كه چوقالف همان "نشانه كتاب" است كه در لاي كتاب ميگذارند تا مطلب خاصي را نشانه بگذارند يا در مراجعه بعدي به راحتي محلي را كه بايد خواندن را از آنجا ادامه بدهند پيدا كنند.
واقعيت اين است كه براي نشانهگذاري كتاب از هر چيزي ميشود استفاده كرد! از يك قبض تا شده لباسشوئي تا كارت ويزيت متخصصين تخليه چاه، و از خودكار بيك استاندارد تا خلال دندان (ترجيحا مصرف نشده!) ميتوانيم براي اينكه "يادمان نرود تا كجا خواندهايم!" استفاده كنيم. بعضيها حتي گاهي از كتاب ديگري به عنوان نشانه استفاده ميكنند.
با چنين طرز تفكري البته، احتمالا نسل چوقالف خيلي پيش از اينها بايستي ور ميافتاده. اما خب از آنجا كه آدميزاد طبيعتي "زيباپسند" دارد، چوقالفها هم در طول ساليان به عنوان يك ابزار هنري طراحي و توليد شده و مورد استفاده كتابخوانها قرار گرفتهاند.
اگر در اينترنت به دنبال تصاويري مرتبط با عبارت Bookmark بگرديد ميبينيد كه انگار در جهان چوقالفها را از انواع و اقسام مواد ميسازند. از چرم و فلز گرفته تا نخ و كاموا. اما متداولترين نوع، نشانه كاغذي/مقوايي است. همان نوعي كه در دور و بر ما نيز، در ايران قهر با كتاب، معمولا چاپ و استفاده ميشود.
چوقالف، براي آنكه تفاوت خودش را با كارت ويزيت و خلال دندان ثابت كند، معمولا طرح و ايدهاي بر خود دارد. و سازنده در پياده كردن همين طرح و ايده است كه تلاش ميكند چيزي زيبا بسازد و زيباپسندان را به خود جذب نمايد. البته طراحان و هنرمندان گاهي موفقاند و گاهي هم نه! چوقالفها هم گاهي زيبا و دوستداشتنياند و گاهي معمولي و پيشپاافتاده.
شايد در اين مقوله طراحي را بتوان موفق دانست كه افراد "كتابنخوان" هم با ديدن نشانه كتاب دستپختشان بياختيار دست ميكنند و يكي يا چند تا از روي پيشخوان برميدارند، بدون توجه به اينكه چوقالفها اگر كتابي به دست نگيريد، و از آن مهمتر آن را نخوانيد، هيچ كاربردي براي صاحب آن نخواهند داشت! خدا را چه ديديد، شايد همين باعث شود كه طرف كتابي هم بخرد تا محل مناسبي براي قرار گرفتن چوقالفاش باشد.
چرا چوقالف؟
ماجرا از اين قرار است كه روزي، ماهها پيش، وقتي وارد خانه شدم ديدم ابوي ميز ناهارخوري را اشغال كرده و سرتاسر آن را با چوقالفهايي كه در طول ساليان جمع كرده به رديف پوشانده است. با ديدن اين منظره فكر كردم "حالا كه اين همه چوقالف داريم"، بد نيست مطلبي هم درباره اين ابزار كتاببازي بنويسم و نمايشي از اين مجموعه به راه بياندازم. ماهها گذشت و فرصت پرداختن به اين موضوع پيدا نشد، تا اين تعطيلات طولاني كه تصميم گرفتم تعدادي از پروژههاي عقبمانده را به سرانجام برسانم. يكي هم همين ماجراي نشانههاي كتاب.
بخش اعظم مجموعه 50 قطعهاي كه مشاهده خواهيد كرد از آرشيو "شهباز شهرير" برداشت شده، تعداد اندكي را هم از ميان كتابهاي خودم بيرون كشيدهام. تلاش كردهام در هنگام انتخاب از همه انواع موجود (با پيام، بيپيام، تبليغاتي، فرهنگي، ...) يك نمونه بياورم. اما مطمئنا تنوع مجموعه در مقايسه با آنچه كه ميشد در آنسوي آب جمعآوري كرد، اندك است. به اندازه بضاعت و ابعاد صنعت نشر و بازار كتاب خودمان!
اميدوارم كه اين مجموعه را بپسنديد!
|
"نوشتههايي به بهانه كتاب" معمولا در آخر هفتهها نوشته ميشوند و از طريق پست الكترونيك براي كليه مشتركين خبرنامه جيرهكتاب ارسال ميشوند. اگر مايل به دريافت مستمر اين نوشتهها هستيد ميتوانيد مشترك خبرنامه جيرهكتاب بشويد.
|
فهرست "نوشتههايي به بهانه كتاب"
|