نگاشته شده
به تاريخ 15/8/86

جشن‌كتاب در لباس جديد، طرحي نو و كمي دريغ


"جشن‌كتاب" را به عنوان يكي از نشرياتي كه اختصاصا به كتاب و كتابخواني مي‌پردازد قبلا حضورتان معرفي كرده بودم. نشريه جمع و جوري كه توسط انتشارات كاروان، يكي از پيگيران جدي ترجمه و انتشار آثار پائولو كوئيلو در ايران چاپ مي‌شد و تا پيش از اين بصورت محدود و از طريق پست براي مشتركينش ارسال مي‌شد يا اگر سري به كتابفروشي اين ناشر پركار مي‌زديد و خريدي مي‌كرديد به عنوان "توشه‌اي اضافه بر سازمان" در سبد خريدتان قرار مي‌گرفت.

اين نشريه اما از ابتداي امسال شكل و شمايل تازه‌اي به خود گرفته. با افزايش تعداد صفحات و اختصاص حجم قابل توجهي به موضوعاتي همچون داستان، سينما، موسيقي و البته كتاب و معرفي آن، تبديل به نشريه‌اي ادبي (يا مطابق آنچه بر روي جلد شماره‌هاي اخير نوشته شده "فرهنگي-هنري") شده و سر از كيوسك‌هاي روزنامه‌فروشي و "كتابفروشي‌هاي معتبر" در آورده است.

خصوصيت قابل توجه جشن‌كتاب در اين شمايل جديد البته اين است كه مخاطبين خود را "علاقمندان غيرحرفه‌اي فرهنگ، ادب و هنر" انتخاب كرده. بنابراين احتمالا حجم قابل توجهي از علاقمندان مباحث فرهنگي كه معمولا با ورق زدن نشريات جدي ادبي سر درد مي‌گيرند و دچار سردرگمي مي‌شوند كه "اينها دارند درباره چي صحبت مي‌كنند؟!" با جشن‌كتاب احساس راحتي خواهند كرد و در مقابل، آن تعداد كم‌شمارتر اعضاي طبقه نخبگان و روشنفكران ورزيده چندان جدي‌اش نخواهند گرفت و همچنان با نشريات سنگين‌تر خود مشغول خواهند بود. كه خب اگر موجب دلخوري و چشم و هم چشمي نشود، هيچ ايرادي هم ندارد. مگر نشريه‌اي هست كه بتواند همه سطوح مختلف دانش در ميان مخاطبان خود را پاسخگو باشد.

اما چرا ادعا مي‌كنم كه مخاطبين جشن‌كتاب، علاقمندان غيرحرفه‌اي ادب و فرهنگ و هنر هستند.
دو شماره جشن‌كتاب كه تاكنون منتشر شده هركدام يك ديسك نوري (CD) به همراه داشته. ديسك اول كنسرتوهاي چهار فصل ويوالدي و ديسك دوم توكاتا و فوگ باخ را به همراه مجله به دست خريدار مي‌رساند. بخشي از هر شماره هم به شرح و توضيح تاريخچه و اهميت هريك از اين آثار براي علاقمندان موسيقي كلاسيك اختصاص دارد.

شماره اول (دوره‌ي جديد) را كه باز مي‌كني، در همان صفحه اول، تصوير تابلوي "جيغ" ادوارد مونك به چشمت مي‌خورد كه بصورت رنگي چاپ شده و در صفحه مقابل، توضيحاتي درباره اين نقاشي و نقاش آن به خواننده داده شده. اين جايگاه در شماره دوم به تصوير نقاشي "مكتب آتن" اثر رافائل اختصاص دارد.

راستش بار اول كه تصوير "جيغ" و توضيحات مربوط به آن را در شماره اول ديدم به باعث و باني‌اش آفرين گفتم. فكر كردم كه اگر همينجوري شماره به شماره نقاشي‌هاي مختلف معرفي شوند، من كه هيچوقت فرصت نشده در مورد نقاشي‌هاي معروف دنيا بصورت اصولي اطلاعاتي بدست بياورم به مرور اطلاعات عمومي مفيدي در اين زمينه بدست خواهم آورد و ... بدست آوردن اين "دانش عمومي" برايم لذتبخش است. احتمالا خيلي‌ها هم با شنيدن كنسرتوهاي چهارفصل و خواندن مطلب مربوط به آن همين احساس بهشان دست داده (بگذريم كه انتخاب توكاتا و فوگ باخ براي شماره دوم به نظر من اشتباهي "علاقمند فراري‌بده" بوده كه احتمالا با بررسي بازخوردهاي خوانندگان/شنوندگان بايد تصحيح شود!)

خلاصه اينكه اطلاق "نشريه‌اي براي علاقمندان غيرحرفه‌اي" به جشن‌كتاب در شكل و شمايل جديدش نه تنها اظهارنظري براي كوچك و بي‌اهميت دانستن آن نيست، بلكه درست برعكس ويژگي مهمي است كه به نظرم بايد همواره به آن اشاره شود و با توجه به نبود نشريه مشابه‌اي براي اين گروه از مخاطبين كه تعدادشان هم بسيار زياد است، خريدن و خواندن جشن‌كتاب را به علاقمندان توصيه كرد تا هم كار نشريه رونق بگيرد و باعث حفظ مسيري كه در پيش گرفته شود و هم "جيره فرهنگي" تهيه شده به دست اهلش، كه معمولا دچار فقر و سو تغذيه فرهنگي است، برسد.

بالاخره اينكه در صفحات آخر شماره دوم جشن‌كتاب، ناشر چند نمونه از نامه‌هايي را كه در بازخورد شماره اول به دستش رسيده چاپ كرده است. در يكي از اين نامه‌ها كه به قلم يكي ديگر از ناشرين كشور نوشته شده ضمن ابلاغ تبريكات معمول به چند نكته هم خرده گرفته شده كه اتفاقا بعد از خواندن نكات به نظرم رسيد كه من با خيلي از آنها مخالفم!!!

يكي از ايرادات گرفته شده اين بود كه "تصويرسازي براي داستان‌هاي نويسندگان مهمي مثل كالوينو، آلن‌پو و ديگران كه داستان‌هايشان اساسا براي بزرگان است بي‌دليل است ... اين داستان‌ها تصويربردار نيستند."

من خيلي اهل داستان كوتاه نيستم (خيلي از اهالي جيره‌كتاب هم همينطور!) اما اتفاقا تصويرهايي كه در دو شماره اخير جشن‌كتاب براي تصويرسازي در لابلاي متن داستان‌هاي نشريه درج شده به نظر من بسيار قابل توجه هستند. آنقدر كه گاهي آدم در حال ورق زدن نشريه به واسطه جذابيت همين تصويرها ترغيب مي‌شود كه داستان را بخواند! اين البته نظر من است و خب ... سليقه‌ها متفاوتند.

... و كمي هم دريغ
انتشار جشن‌كتاب در هيبت جديد نشانه اين است كه ديگر جشن‌كتابي در شكل و شمايل قبلي نخواهيم داشت! از محاسن و ويژگي‌ها و مميزه‌هاي شكل جديد گفتيم. اما يك افسوس كوچولو هم صادر كنيم براي شكل و ظاهر قبلي.
جشن‌كتاب اوليه كم‌برگ، سبك و ارزان بود. اصلا احتمالا قيمت پانصد توماني روي جلد آن فرماليته بود. تهيه مي‌شد تا درون سبد خريد خريداران قرار بگيرد. خبرش را ندارم اما حتي اگر بقال‌ها آن را در كيسه خريد خريداران مي‌انداختند يا خشك‌شوئي‌ها لباس‌ها را در آن مي‌پيچيدند و دست مشتري مي‌دادند اشكالي نداشت. اگر اتفاقا شماره‌هايي از آن سر از روي "ميز انتظار" سلماني‌ها يا اتاق انتظار پزشكان در مي‌آورد، خيلي هم خوب بود. چون آن شكل قبلي براي اين تهيه و تكثير مي‌شد تا به "غيرعلاقمندان" اعلام كند كه "آي، ايها الناس، در دنيا چيزي به نام كتاب هم هست!" شكل و شمايل و فرمتش هم براي همين مخاطب در نظر گرفته شده بود.

اما حالا كه پربرگ و سنگين شده، CD به همراه دارد و در داخل لفاف نايلوني روي كيوسك عرضه مي‌شود و قيمتش (1200 تومان) آنقدري هست كه وقتي دست مي‌كني تا آن را برداري با خودت دو دو تا چهار تا كني، يك جورهايي يعني آن "مخاطب غافل" ديگر از صحنه خارج شده. گفتم كه مخاطب حالا "علاقمند غيرحرفه‌اي" است. و در اين وانفسا كه به سبك "صد سال تنهايي" بايد در جلوي ورودي روستايمان بنويسيم "كتاب هست!" جاي آن شكل قبلي بسيار خالي خواهد بود.

اما خب، مي‌گويند اين خصوصيت جهان است كه همواره همه چيز بايد در حال تغيير و تحول باشد.

"نوشته‌هايي به بهانه كتاب" معمولا در آخر هفته‌ها نوشته مي‌شوند و از طريق پست الكترونيك براي كليه مشتركين خبرنامه جيره‌كتاب ارسال مي‌شوند. اگر مايل به دريافت مستمر اين نوشته‌ها هستيد مي‌توانيد مشترك خبرنامه جيره‌كتاب بشويد.

فهرست "نوشته‌هايي به بهانه كتاب"


جيره كتاب چيست؟    چگونه مي‌توان عضو شد؟    لطفا نظر بدهيد!    مبلغ ما، شما هستيد
خرده‌ريز‌هاي مفيد    اگر كارمان داشتيد