نگاشته شده
به تاريخ 12/5/86

گوتنبرگ، قفسه و ... خواندن كتاب روي مانيتور


مجسمه يادبود گوتنبرگ در استراسبورگ اوائل دهه 1370 شمسي كه دسترسي به اينترنت تازه در ايران امكانپذير شده بود، يكي از معماهاي زندگي پيدا كردن پاسخ اين سوال بود كه "اينترنت اصلا به چه دردي مي‌خوره!"
با دسترسي دست و پا شكسته‌اي كه به همت محمد جواد لاريجاني برقرار شده بود و با استفاده از ابزارهايي ابتدايي كه اصلي‌ترين و كارآترين‌شان "ايميل" بود، شروع كرديم به "اينور و آنور" رفتن و سرك كشيدن براي آنكه سر در بياوريم كه اين موجود افسانه‌اي چه استفاده‌هايي دارد. آن زمان همه چيز متني (Text) بود، حتي وب. از تصوير و صوت و ويدئو و ... هرچه چندرسانه‌اي است، خبري نبود. براي استفاده از امكاناتي مثل gopher، archie و همين World Wide Web نرم‌افزارهايي ساده و ابتدايي وجود داشتند كه سر در آوردن از شيوه كارشان با سرعت‌هاي آن زمان وقت و حوصله بسيار مي‌خواست. يادم مي‌آيد كه من معمولا همه كار را با "ايميل" انجام مي‌دادم. به نشاني‌اي نامه مي‌فرستادم و تقاضا مي‌كردم كه يك صفحه وب را برايم بفرستد. فردايش نامه پاسخ رسيده بود و صفحه در اختيارم بود و دوباره اگر در صفحه بعدي پيوندي (Link) وجود داشت كه مي‌خواستمش، نامه ديگري و تقاضاي ديگر!

خلاصه با همين روش‌ها بود كه روزي "پروژه گوتنبرگ" را پيدا كردم. مجموعه‌اي از آثار ادبي جهان كه دوره اعتبار حق مولف‌شان (Copyright) اغلب به دليل گذشت زمان بسيار از انتشارشان به پايان رسيده بود و متوني رايگان يا آزاد محسوب مي‌شدند، به همت دست‌اندركاران اين پروژه بصورت ديجيتال در آمده بودند و در قالب پرونده‌ها/فايل‌هاي متني در پايگاه اطلاع‌رساني اين پروژه در اختيار علاقمندان قرار گرفته بود.

در آن زمان برخورد با اين "كتابخانه الكترونيك" براي كسي كه عادت كرده بود دسترسي به "كتاب خارجي" يعني سالي يكبار مراجعه به نمايشگاه كتاب و گذشتن از خان‌هاي مختلف براي خريداري يك كتاب (هنوز هم تقريبا همينطور است!)، بسيار هيجان‌انگيز بود. كافي بود عصر قبل از رفتن به خانه يك نامه بفرستي و فردا صبح هريك از آثار مارك تواين، ژول ورن، سرآرتور كونان دويل و ... بسياري ديگر از بزرگان ادب دنيا در صندوق پستي‌ات بود. البته با اين روش خرج كاغذ و نوار چاپگر آدم بالا مي‌رفت!

آن وقت‌ها مجموعه گوتنبرگ حاوي چند صد كتاب بود. بعدتر مجموعه كامل آن آثار را بر روي ديسك نوري هم ديدم. اما اخيرا كه براي نوشتن اين مطلب دوباره به سراغ پروژه گوتنبرگ رفتم، ديدم كه در تمام اين سال‌ها پروژه به كار خودش ادامه داده و اين كتابخانه حالا چيزي بيش از 20000 جلد كتاب را در خود جاي داده است.

پروژه گوتنبرگ، امروز!
نشاني وب سايت پروژه مثل طراحي در و ديوارش بسيار ساده است. www.gutenberg.org. تصور مي‌كنم گوتنبرگ به خواب هم نمي‌ديد كه روزي اين نشاني به كاربردي چنين مرتبط با نام او اختصاص بيابد.

همانطور كه گفتم پروژه در حال حاضر مجموعه‌اي بيش از 20000 كتاب الكترونيك رايگان را در اختيار علاقمندان قرار مي‌دهد. كتاب‌ها در قالب‌هاي مختلف متني (Text)، HTML، eBook و صوتي آماده شده و ارائه مي‌شوند.

اشاره شد كه كتاب‌هاي ارائه شده همگي دوره اعتبار حق مولف‌شان به پايان رسيده و به همين خاطر از نظر قانوني عرضه رايگان آنها منع و مشكلي ندارد. با نگاهي به صفحه Gutenberg: Partners, Affiliates and Resources مشاهده خواهيد كرد كه مدت زماني اعتبار حق مولف در كشورهاي مختلف دنيا متفاوت است. بنابراين اين امكان بوجود آمده تا آثار جورج اورول در شاخه استرالياي پروژه عرضه شود، در صورتي كه اين آثار در پايگاه اصلي گوتنبرگ وجود ندارد. به اين ترتيب پايگاه گوتنبرگ ادعا مي‌كند كه مجموعه‌اي بيش از يك صد هزار كتاب الكترونيك در پايگاه اصلي و ديگر پايگاه‌هاي وابسته به آن به علاقمندان عرضه مي‌شود. وب سايت گوتنبرگ ابزارهاي ساده‌اي براي مرور آثار موجود در سايت دارد. ابزار جمع و جوري براي جستجوي كتابها، امكان مرور كتابها بر اساس نام نويسندگان آنها، ارائه فهرست‌هاي مختلفي از "كتابهاي تازه اضافه شده به مجموعه"، "يكصد كتابي كه بيش از همه برداشت شده‌اند" و عرضه كتابها با طبقه‌بندي ساده موضوعي در "قفسه‌هاي" مختلف، همگي در عين سادگي دسترسي هر "كتاب‌باز"ي را به اين مجموعه خارق‌العاده فراهم مي‌كند.

اسم‌هاي آشنا
گستردگي پروژه گوتنبرگ باورنكردني است! البته كه كپي الكترونيك "راز داوينچي" را در اين كتابخانه پيدا نخواهيد كرد. يادمان باشد كه كتابها بايد مدت اعتبار حق‌مولف‌شان به پايان رسيده باشد. اما با كنار رفتن كتابهايي كه هنوز براي در اختيار داشتن‌شان بايد به صاحب يا وارث آن پول پرداخت كرد (!!) هنوز هم كتابهاي زيادي هستند كه با گشت و گذار در لابلاي قفسه‌هاي اين كتابخانه، چشم آدم را مي‌گيرند و باعث مي‌شوند تا حداقل چند دقيقه‌اي را به وارسي‌شان بگذراني.
اوليسِ جيمز جويس، شهريارِ ماكياولي، ماجراهاي تام سايرِ مارك تواين، اماي جين اوستين، سيذارتاي هرمان هسه تعدادي از كتابهايي هستند كه در گشت و گذار اخير نگاهي بهشان انداختم. از نويسنده‌ها هم سراغ سامرست موام، اچ. جي. ولز و هرمان ملويل را گرفتم.

اما گوتنبرگ وطني!
اين كه اصلا بعد از سالها يادي از پروژه گوتنبرگ كردم، بيشتر به اين خاطر بود كه به صرافت افتادم تا پايگاه قفسه را حضورتان معرفي كنم. وب سايتي كه آن هم مجموعه در حد خود باورنكردني از كتاب‌هاي تاليف و ترجمه فارسي را به رايگان به علاقمندان ارائه مي‌كند. سايت قفسه كه علي‌الظاهر به همت شخصي و از سال 1384 در نشاني www.farsiebook.com فعال است به نوعي يك گوتنبرگ فارسي است.

اين پايگاه-كتابخانه با امكانات فني قابل قبول تعداد قابل توجهي كتاب در موضوعات مختلف را بصورت‌هاي PDF يا HTML در اختيار علاقمندان قرار داده است و با توجه به آمار و ارقام قابل مشاهده بر روي پايگاه، علي‌الظاهر استقبال مناسبي هم از آن صورت گرفته.
با گشتي در بخش رمان پايگاه، علاقمندان از "آبشوران" درويشيان، تا "سنگي بر گوري" آل‌احمد و "كوري" ترجمه مينو مشيري را خواهند يافت. چندتائي از كتاب‌هاي م. مودب‌پور هم در رديف ديده مي‌شود.

تفاوتي كه "قفسه" با پروژه گوتنبرگ دارد اما احتمالا بر سر حق‌مولف آثار "ديجيتال" شده است. تصور نمي‌كنم براي عرضه اينچنين اين آثار هيچ هماهنگي يا تمهيدي حقوقي صورت گرفته باشد (لااقل در صفحات پايگاه كه من نتوانستم در اين رابطه مطلبي پيدا كنم). و بعيد است كه كليه بزرگواراني كه در پاراگراف قبل نام‌شان ذكر شد (يا وارثانشان) پذيرفته باشند كه آثارشان بصورت رايگان و از طريق اينترنت در اختيار عموم قرار بگيرد. "شيرين" آقاي مودب‌پور را تا اين لحظه بيش از 3000 نفر برداشت كرده‌اند كه با احتساب قيمت پشت جلد كتاب براي خودش مبلغي مي‌شود.

خلاصه ضمن تاكيد بر زحمت و پشتكار مهدي گلسرخ‌تبار، ايجادكننده قفسه، در گردآوري اين مجموعه به نظر من مباحث حقوقي اين پايگاه جزو مسائلي است كه بالاخره صداي كسي را در خواهد آورد.

آخر مگر مي‌شود پاي مانيتور كتاب خواند؟!
دستگاه سوني براي مطالعه كتابهاي الكترونيك و بالاخره اينكه در رابطه با "كتاب‌هاي الكترونيك" يا eBookها اين سوال هميشه وجود داشته كه آيا روزي جايگزين كتاب‌هاي سنتي و كاغذي مي‌شوند يا نه.
اين روزها ديگر هريك از ما تعداد قابل توجهي متن و نوشته را در قالب PDF روي رايانه‌مان داريم. خواندن چند صفحه‌اي از راهنماي يك نرم‌افزار يا دستگاه سخت‌افزاري روي صفحه نمايشگر يك چيز است و خواندن 3000 صفحه كنت مونت كريستو چيز ديگر! خيلي از اوقات كساني را مي‌بيني كه مدعي هستند اصلا با بوجود آمدن اين سيستم "اسناد الكترونيك" مصرف كاغذشان بيشتر شده. اشاره به اينكه "سند" را الكترونيك مصرف نمي‌كنند و از چاپ شده آن استفاده مي‌كنند. و اگر فرض كنيم كه ديگر همه براي نگهداري "سند" نسخه الكترونيك را ترجيح مي‌دهند، بديهي است كه هر بار كه با سند كار داشته باشيم مجبوريم يكبار آن را چاپ كنيم و اينجوري واقعا مصرف كاغذمان از زماني كه سندها را همه كاغذي نگهداري مي‌كرديم بالاتر مي‌رود!

و البته هستند كساني هم كه با خواندن متن روي صفحه نمايشگر رايانه و PDA و تلفن همراه مشكل ندارند و واقعا سند را بصورت الكترونيك مصرف مي‌كنند. كه من يكي فعلا جزو اين گروه نيستم.

براي من خواننده فيزيك كتاب جزو شخصيت كتاب است. اينكه قطور است يا نازك كلي سيستم خوانش آن را شكل مي‌دهد. اينكه تا كجاي آن پيش رفته‌ام و چوق‌الف‌ام تا كجاي كتاب پيش رفته، تنظيمم مي‌كند تا تند، تند بخوانم يا آهسته و گه‌گداري. بوي كتاب نو و برق جلد نوي آن هم اغلب وجدآور است. خلاصه اينكه با نهايت تشكر از زحمت دوستان، من همچنان نسخه كاغذي را بيشتر ترجيح مي‌دهم، لطفا بيش از اين اصرار نفرمائيد!!!



"نوشته‌هايي به بهانه كتاب" معمولا در آخر هفته‌ها نوشته مي‌شوند و از طريق پست الكترونيك براي كليه مشتركين خبرنامه جيره‌كتاب ارسال مي‌شوند. اگر مايل به دريافت مستمر اين نوشته‌ها هستيد مي‌توانيد مشترك خبرنامه جيره‌كتاب بشويد.

فهرست "نوشته‌هايي به بهانه كتاب"


جيره كتاب چيست؟    چگونه مي‌توان عضو شد؟    لطفا نظر بدهيد!    مبلغ ما، شما هستيد
خرده‌ريز‌هاي مفيد    اگر كارمان داشتيد