|
نگاشته شده به تاريخ 8/12/85
آداب كتاببازي نشريات كتاب، كتاب در نشريات
يادش بخير آن روزهايي كه "شرق" بود. صبح در مسير رفتن به سر كار تا سوار تاكسي ميشدم روزنامه را باز ميكردم و فورا به سراغ صفحه "كتاب" ميرفتم و تا به مقصد برسم تمام آن صفحه/بخش را ميخواندم.
در كشور ما كه توزيع و عرضه كتاب همواره يك چيزيش ميشود، خبردار شدن از اينكه كتابي چاپ شده يا "مطلع ماندن" درباره تازههاي نشر شاخههايي از فرهنگ مكتوب كه به آن علاقه داري و دنبالش ميكني، براي خودش داستاني دارد و فوت و فن خاصي ميطلبد. بايد هميشه شاخكهايت كار كند و شامهات تيز باشد تا نكند كتابي منتشر شود و تو با خبر نشوي.
وقتي كتابفروشها اغلب فقط يك يا دو نسخه از كتابهاي جديد به ناشر يا توزيعكننده سفارش ميدهند (چون ميترسند اگر بيشتر بخرند "روي دستشان باد كند" و فروش نرود!) احتمال اينكه اين يكي دو جلد خيلي زود به فروش برود و كتابفروش هم فراموش كند تا دوباره از آن كتاب سفارش بدهد، بسيار زياد است.
تازه اگر فروش هم نرود، در كتابفروشيهاي نقلي شهر "متري دو ميليون تومان" ما، همين يكي دو جلد هم خيلي زود از پشت ويترين يا "روي بساط" جمع ميشوند تا جايشان را به كتابهاي جديدتر بدهند و ميروند در قفسههاي "سر به فلك كشيده" كه آنجا هم چشم عقاب ميخواهد تا بتواني در ميان صدها كتاب ديگر اين تازه از راه رسيده را دوباره كشف كني.
بنابراين يك كتابباز حرفهاي هميشه به دنبال سرنخي ميگردد تا از انتشار كتابي جديد باخبر شود و در اين راه رصد كردن نشريات كتاب و زير نظر گرفتن اخبار كتاب در نشريات جزو ملزومات محسوب ميشود.
نشريات كتاب هم مثل الباقي چيزهاي مرتبط با كتاب در مملكت گل و بلبل بنيه نحيفي دارند. تعدادشان كم و تنوعشان كمتر است. اغلب براي ذائقه خواص تهيه و منتشر ميشوند و مثلا نميتوانيد نشريهاي در اين بازار پيدا كنيد كه مداوما درباره كتابهاي پليسي يا ادبيات علمي-تخيلي مطلب چاپ كند. احتمالا براي همين هم هست كه معمولا عوام دستشان نميرود تا آنها را از روي بساط روزنامهفروشي بردارند، ورق بزنند و احيانا چند صد توماني خرجشان كنند. با اين حال همانطور كه گفتم در بازار كتاب ما وجود همين منابع انگشتشمار هم غنيمت است اگر بخواهيد سرنخ كار از دستتان در نرود و در رابطه با كتاب و نشر "مطلع" باقي بمانيد.
اگر بخواهم به بعضي از نشريات كتاب اشاره كنم احتمالا اول از همه بايد "كتاب هفته" را بهتان معرفي كنم، هفتهنامهاي كه توسط خانه كتاب (وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) منتشر ميشود و به دليل منشا دولتياش هم مرتب چاپ ميشود و هم با چاپ فهرست كاملي از كتابهاي چاپ شده در كشور در طول هر هفته، ماخذ مناسبي است براي مطلع شدن از كتابهايي كه به بازار ميآيد. كتاب هفته اغلب در هر شماره مطالبي خواندني نيز درباره كتاب و نشر در ايران و جهان به مخاطبينش عرضه ميكند. مطالب اين هفتهنامه برخلاف مطالب برادران بزرگترش، نشريات "كتاب ماه"، براي مخاطب عمومي تهيه ميشوند و معمولا هم موضوعات مختلفي را از شير مرغ تا جان آدميزاد در بر ميگيرند!
قيمت كتاب هفته 100 تومان است و معمولا روزنامهفروشهاي استخواندار پايتخت (مثلا آنكه در خيابان وليعصر، پايين ميدان ونك است) مرتب آن را ميآورند. پيشترها كتاب هفته را به كتابفروشها هم ميدادند و آنها هم معمولا آن را به عنوان "هديه" در كيسه مشترياني كه از آنها كتاب ميخريدند ميانداختند، اما مدتي است كه نه آن را ميبينيم و نه اين را! كتاب هفته سايت هم دارد كه اگر علاقمندان خواستند ميتوانند براي ديدن آن به نشاني www.ketabehafteh.ir مراجعه كنند.
بعد از كتاب هفته، نوبتي هم اگر باشد نوبت "جهان كتاب" است. نشريه پرسابقه كتاب كه الان ده سالي است به همت طليعه خادميان، مجيد رهباني و فرخ اميرفريار منتشر ميشود. اين يكي البته به دليل طبيعت غيردولتياش با آنكه قرار است ماهنامه باشد اما با فاصله زماني و اغلب نامرتب چاپ ميشود. مخصوصا در سالهاي اخير. اما با اين وجود چاپ ميشود و ممكن نيست كه شماره نوروز، شماره مخصوص نمايشگاه كتاب در بهار و شماره مخصوص هفته كتاب در پاييز منتشر نشود. به جز اينها در اين ميانهها هم دو سه شماره ديگر چاپ ميشود و جمع كه بزني ميشود آن را "دو ماه نامه" محسوب كرد. سبك و سياق "جهانكتاب" از "كتاب هفته" جديتر است. مطالب آن معمولا نقد و بررسي كتابهاي منتشر شده در ايران (و گاهي هم جهان) است و نويسندگان مطالب نشريه نيز كتابهاي مورد نظر خود را در زمينههاي مختلف مورد علاقهشان (تاريخ، علوم اجتماعي، ادبيات و رمان، شعر و ...) برميگزينند.
معمولا بسياري از ناشران مطرح و صاحبنام كشور در هر شماره از "جهانكتاب" تبليغ دارند، به همين خاطر به جز مطالب نشريه آگهيهاي آن هم منبع اطلاعاتي خوبي براي مطلع شدن از كتابهاي تازه منتشر شده اين ناشران محسوب ميشود. "جهانكتاب" را تقريبا همه روزنامهفروشيها و كتابفروشيهاي معتبر (و نه فقط استخواندارها!) عرضه ميكنند. فقط مشكل اينجاست كه عرضهكنندگان معمولا تعداد كمي (دو يا سه نسخه) از آن را ميگيرند و به همين خاطر اغلب آن را زود تمام ميكنند. بنابراين آدم بايد حواسش باشد كه نكند يك شماره را از دست بدهد. جديدترين شماره منتشر شده "جهانكتاب" را به قيمت 600 تومان خريدهام اما آن شمارههاي مخصوص كه قبلا برايتان گفتم معمولا قيمتشان گرانتر است.
و اما "جشنكتاب"! "جشنكتاب" را اولينبار بعد از اينكه در شماره 19 خود مطلبي در معرفي جيرهكتاب نوشته بود شناختم. يكدفعه در عرض چند روز متوجه شدم كه ميزان مراجعه به سايت جيرهكتاب بسيار زياد شده و بعد چند تن از مراجعهكنندگان اقدام به تكميل فرم عضويت كردند و در فرم خود "جشنكتاب" را عامل آشنايي
با جيرهكتاب معرفي كردند. اين شد كه شروع كردم به تحقيق كه ببينم "جشنكتاب" ديگر سر و كلهاش از كجا پيدا شده! خدا حفظ كند حضرت Google را كه با چند كليك اغلب مشكلات آدم را حل ميكند. "جشنكتاب" را انتشارات كاروان منتشر ميكند. نشريهاي است كه انگار در مقياس محدودي چاپ و توزيع ميشود. ناشر، هم آن را به خريداران كتابهايش "هديه" ميدهد هم نسخهاي از هر شماره را براي اعضاي "باشگاه كتاب كاروان" ارسال ميكند. رسانهاي است كوچك و جمع و جور هم براي معرفي كتابهاي تازه منتشره انتشارات كاروان و هم براي معرفي "كتابهاي ديگر" به خوانندگانش با هدف ترغيب آنها به كتاب خواندن. مطالب نشريه به همين خاطر لزوما مربوط به كتابهاي تازه منتشر شده يا كتابهاي مطرح و جنجالي نيست. اما با توجه به كاركرد و مخاطبانش (و البته تاثير آن چند خطي كه در معرفي جيرهكتاب نوشته بود) مطمئنا هدف منتشركنندگانش را برآورده ميكند. "جشنكتاب" سايت هم دارد كه علاقمندان براي مشاهده آن ميتوانند به
نشاني www.boofiesta.ir مراجعه نمايند.
"بخارا" گراننشريهاي است ادبي كه "هر وقت دلش بخواهد" منتشر ميشود و به همين خاطر هم فقط ميشود اسم گاهنامه بر آن گذاشت. البته تصور نكنيد كه به اين ترتيب بخارا دير به دير منتشر ميشود. نه، هيچ هم اينطور نيست. مخصوصا حالا كه چندي است آقاي دهباشي، صحنهگردان بخارا، به جز شمارههاي اصلي نشريه شمارههايي اختصاصي هم منتشر ميكند، شايد تعداد شمارههاي منتشره بخارا در يكسال از 12 هم بالا بزند. "ويرجينيا وولف"، "گونترگراس"، "تاگور"، اومبرتو اكو" و "لوئي فردينان سلين" تنها تعدادي از موضوعات انتخابي براي ويژهنامههاي اخير بخاراست. هريك از ويژهنامهها با حجم 300-400 صفحهاي خود و با تركيبي از مقالات ترجمه و تاليفي تماما به بررسي زندگي و آثار نويسنده موضوع ويژهنامه اختصاص دارد.
بخارا در شمارههاي معمول هم قطور و پرصفحه است و از بخشهاي متنوعي تشكيل شده. عنوان بخشهاي مختلف نشريه شايد تصوري از موضوعات آن به دستتان بدهد: نشر و فرهنگ، ايرانشناسي، نقد ادبي، شعر جهان، شعر فارسي، گزارش سفر، موسيقي، اسناد تاريخي، گزارش، نقد كتاب. همانطور كه احتمالا حدس ميزنيد آن دسته از مطالب بخارا كه شايد مستقيما درباره كتاب و نشر نيستند هم معمولا دستپخت نويسندگان و مترجمان مطرح كشورند. بخارا هم خوشبختانه سايت دارد و علاقمندان ميتوانند اطلاعات بيشتر درباره اين نشريه را در نشاني www.bukharamagazine.com بيابند.
درباره نگاه نو هم چند خطي بنويسم و اين بخش را جمع كنم. "نگاه نو" يك فصلنامه اجتماعي، فرهنگي، هنري، ادبي است كه معمولا در ميان مطالب متنوع هر شمارهاش نوشتههايي نيز در معرفي و نقد كتاب چاپ ميكند. شماره اخير آن كه تصوير روي جلدش را در اين جا ميبينيد به مناسبت اعطاي جايزه نوبل ادبيات به اورهان پاموك نويسنده ترك، با ترجمه متن سخنراني پاموك به هنگام دريافت جايزه نوبل آغاز ميشود. همچنين اين شماره مطلب خواندنياي با عنوان "يك سال يك كتاب" دارد كه در آن افراد مختلفي به دعوت مجله اقدام به معرفي بهترين كتابي كه در يك سال گذشته خواندهاند كردهاند.
"نگاه نو" هم در نشاني www.negahenou.com سايتي دارد كه براي كسب اطلاعات بيشتر ميتوانيد به آن مراجعه كنيد.
به جز نشريات كتاب، الباقي روزنامهها، مجلات و رسانههاي كاغذي و غيركاغذي ديگر هم به فراخور علائق مخاطبينشان معمولا بخشي از مطالب خود را به معرفي يا نقد كتاب اختصاص ميدهند. براي علاقمند غيرحرفهاي كتاب حتي شايد اين "نوشتهجات مربوط به كتاب" كه اغلب كوتاه و موجز هم هستند مناسبتر و برانگيزانندهتر از نشريات كتابي و ادبي جدي و حرفهاي باشد.
نشريات تخصصي هم معمولا تلاش ميكنند تا درباره كتابهاي مرتبط با رشتهشان آخرين اخبار و اطلاعات را به سمع و بصر مخاطبان برسانند. بنابراين اگر مثلا علاقمند به رشته چاپ هستيد با خريدن مرتب "ماهنامه صنعت چاپ" ميتوانيد مطمئن باشيد كه ممكن نيست كتابي در رابطه با اين موضوع چاپ شود و شما بيخبر بمانيد. يا اگر رشته كاريتان حمل و نقل است بايد مشتري "صنعت حمل و نقل" يا "ترابران" باشيد تا در بخش كتابخانه اين نشريات از كتابهاي تازه منتشر شده مربوط به اين رشته با خبر شويد.
خلاصه اينكه اگر اهل مجله خريدن باشيد، احتمالا با پيدا كردن مجله باب طبعتان، ميتوانيد بخشي از اخبار كتابي مورد نيازتان را هم در لابلاي صفحات آن پيدا كنيد. مجله فيلم و دنياي تصوير درباره كتابهاي سينمايي مينويسند. مجله زنان اغلب اوقات به معرفي كتابهاي نوشته شده يا ترجمه شده توسط بانوان يا كتابهايي كه موضوعشان به صورتي مشخص درباره زنان است ميپردازد و ...
به جز اينها كه شرح آنها رفت، بد نيست به مجله هفت هم اشاره كنم كه به "هفت هنر" ميپردازد و بر اين اساس گاهي مطلب اصلياش درباره ادبيات و كتاب است. گهگاه هم آقاي طالبينژاد، مدير مسئول مجله، اگر فرصت كند چند كتابي را تلگرافي معرفي ميكند و از اين طريق ميشود متوجه شد كه اخيرا چه كتابهايي در كتابفروشي چشمش را گرفته (يا كدام نويسنده يا مترجم موي دماغش شده كه "كتاب من را در مجلهات معرفي كن!")
هر روز صبح ايستگاه اول بعد از خروج از خانه روزنامهفروشي محل است. اسكن كردن روزنامهها و مجلات رنگارنگ و پيدا كردن گوشه آرم روزنامه و مجلهاي كه مرتب آن را ميخري و شماره جديدش منتشر شده در لابلاي ديگر نشريات زرد و سفيد كيفي دارد. شما هم امتحان كنيد، مشتري ميشويد!
|
"نوشتههايي به بهانه كتاب" معمولا در آخر هفتهها نوشته ميشوند و از طريق پست الكترونيك براي كليه مشتركين خبرنامه جيرهكتاب ارسال ميشوند. اگر مايل به دريافت مستمر اين نوشتهها هستيد ميتوانيد مشترك خبرنامه جيرهكتاب بشويد.
|
فهرست "نوشتههايي به بهانه كتاب"
|