|
نگاشته شده به تاريخ 24/9/85
كتابخواني كودكان و نوجوانان
قبلا برايتان گفته بودم كه از شهريور ماه يكدفعه تعداد اعضاي جيرهكتاب دو برابر شدند. شركت كنترل ترافيك تهران به واسطه يكي از آشنايان تصميم گرفت تا جيرهكتاب نوجوان را تا پايان سال به فرزندان كاركنان خود هديه بدهد. به اين ترتيب ناگهان تعداد اعضاي غيربزرگسال جيرهكتاب افزايش يافت. اين را هم بگويم كه تا پيش از آن جيرهكتاب را تنها براي "نوجوانان" ارسال ميكرديم. يعني گروه سني راهنمايي و دبيرستان. اما اعضاي معرفي شده از سوي كنترل ترافيك در هم بودند و به همين خاطر مجبور شديم تا براي گروه سني كودك (سالهاي ابتدايي دبستان) نيز فكري بكنيم و ناخواسته به تحقيق و تفحص در آن بازار هم بپردازيم.
يكي ديگر از تاثيراتي كه پيوستن اين گروه از كتابخوانان خردسال به جمع مشتركين جيرهكتاب داشت اين بود كه پس از مدتها بيخبري از نظرات اين گروه، ناگهان جريان مستمري از "اظهارنظر" درباره كتابهاي ارسالي به دستمان رسيد. با شركت قبلا هماهنگ شده بود تا فرمهاي نظرخواهي را كه همراه كتابها ارسال ميكنيم بچهها بتوانند از طريق پدر و مادرشان به روابط عمومي شركت بسپارند و بعد ما يكجا آنها را تحويل بگيريم. اينطوري ديگر دنگ و فنگ پستخانه رفتن يا ارسال پست الكترونيك و اينجور قرتيبازيها هم حذف شد!
تا پيش از اين متاسفانه آن گروه انگشتشمار از مشتركين نوجوان كه برايشان جيره نوجوان ارسال ميشد چندان خبر و نظري درباره كتابهايي كه به دستشان ميرسيد به ما نميدادند. و به همين خاطر هم اغلب معلوم نبود (و نيست) كه اصلا كتابها به دستشان ميرسد يا نه. آيا آنها را ميخوانند. و آيا از انتخابهاي ما خوششان ميآيد يا خير.
حالا اما، بعد از ارسال چهار سري جيره كودك و نوجوان براي اين گروه مشتركين جديد، انبوهي از فرمهاي نظرخواهي به دستمان رسيده و كمكم دارم فكر ميكنم در پايگاه جيرهكتاب صفحهاي را هم به "پرستارههاي كودك و نوجوان" اختصاص دهم. نمونهاي از نظرات ارائه شده را در ذيل مشاهده ميفرماييد:
اظهارنظر بالا را مهسا شيباني درباره "پولينا، چشم و چراغ كوهپايه" ارسال كرده. اما اگر فكر ميكنيد كه همه بچهها اينقدر سهلگيرند يا اينكه جيرهكتاب بيدردسر و زحمت ميتواند ازشان "5" بگيرد سخت در اشتباهيد:
مهسيما كرمبخش البته يكي از ديرپسندترين مشتركين جيرهكتاب نوجوان است. و اضافه كنم كه عكسالعمل عمومي درباره "چيتي، چيتي، بنگ، بنگ" هم بسيار بالا و پايين داشته. مثلا به اظهارنظر "سياستمدارانه" حامد جعفريانفر درباره اين كتاب توجه بفرماييد:
ولي خب، هميشه دريافت فرمي مثل اين يكي خستگي آدم را در ميآورد و روز آدم را روشن ميكند (سارا عبادالهي درباره "ماتيلدا"):
چند تا از پر ستارهها!
خب ديگه، دسته گل فرستادن براي خودمون كافيه! فكر كردم حالا تا فرصت كنم يك صفحه پرستارهها براي كتابهاي كودكان و نوجوانان درست كنم فعلا دست به نقد يك چندتاييشون رو اينجا بهتون معرفي كنم. خدا را چه ديديد، شايد همين روزها خواستيد براي كسي كتاب "غيربزرگسالانه" بخريد و لازم شد بدانيد چي تو بازار هست!
 |
چيتي، چيتي، بنگ، بنگ
ناشر: هرمس
تعداد آرا كسب شده: 12
امتياز: 3.5
|
|
 |
شير، كمد، جادوگر
ناشر: هرمس
تعداد آرا كسب شده: 7
امتياز: 3.6
|
|
 |
ماجراي احمد و ساعت
ناشر: كانون پرورش فكري
تعداد آرا كسب شده: 6
امتياز: 3.8
|
|
 |
بچههاي راهآهن
ناشر: كانون پرورش فكري
تعداد آرا كسب شده: 6
امتياز: 3.5
|
و بالاخره اينكه!
قرار گرفتن "بچههاي راهآهن" در فهرست بالا چيزي را به خاطرم آورد. اين هفته توي يكي از اين سريالهاي بزن و بكش كه اعراب پخش ميكنند (!!) در صحنهاي يكي از قهرمانان از قهرمان اصلي كه خدايگان بزن و بهادرهاي فيلم است پرسيد "وقتي توي آتشسوزي اخير منزلت، همه وسائلت از بين رفت، از دست دادن چي بيش از همه برات دردناك بود!" قهرمان ما هم جواب داد: "نسخه چاپ اول آليس در سرزمين عجايب كه مادرم تولد پنجسالگيم بهم هديه داده بود!" چند صحنه بعد اون كه سوال كرده بود يك نسخه چاپ چهارم آليس را به قهرمان سريال هديه ميده با اين توضيح كه "اگه ميخواستم نسخه چاپ اول را برات بخرم بايد حقوق يكسالم را بالاش پول ميدادم!"
خلاصه من هم يادم افتاد كه يك نسخه قديمي از "بچههاي راهآهن" توي كتابهام دارم و وقتي رفتم به سراغش ديدم كه كتاب من هم چاپ اوله به سال "2535 شاهنشاهي". وقتي داشتم دوباره كتاب را سر جايش در كتابخانه ميگذاشتم پيش خودم فكر كردم "خدا را چه ديدي، شايد اين هم يكروزي قدر و قيمتي پيدا كرد!" پس فعلا تا اون روز جايش همانجا در لابلاي بقيه كتابهاي كانون خوبه.
شايد بدتان نيايد نگاهي هم به اين مطالب بياندازيد:
كتابخوانها؛ آدمهايي سعادتمند در خلوت خودشان!
چرا كتاب ميخوانيم؟ فايدهاش چيه؟ آيا كتابخوانها با كتابنخوانها فرق دارند؟ در مطلبي نوشتهي اورهان پاموك كه از هفتهنامهي شهروند امروز نقل شده به دنبال پاسخ بعضي از اين پرسشها ميگرديم.
|
وقتي ستارهها حرف ميزنند!
اين مطلب مروري است بر امكانات و اطلاعاتي كه يك "كرمكتاب" ميتواند از ميان صفحات مختلف وبسايت كتابفروشي آمازون دربارهي كتابهاي مورد علاقهاش بدست آورد.
|
ماجراي من و شاملو
اين مطلب يادي است از احمد شاملو به همراه فايلي صوتي از سخنان او دربارهي "حال و اوضاع زبان فارسي در ديار فرنگ" و همچنين ذكر خاطرهي ديدار با او.
|
|
"نوشتههايي به بهانه كتاب" معمولا در آخر هفتهها نوشته ميشوند و از طريق پست الكترونيك براي كليه مشتركين خبرنامه جيرهكتاب ارسال ميشوند. اگر مايل به دريافت مستمر اين نوشتهها هستيد ميتوانيد مشترك خبرنامه جيرهكتاب بشويد.
|
فهرست "نوشتههايي به بهانه كتاب"
|