دوشنبه, 02 فروردين 1395 ساعت 11:38

مجموعه کتاب‌های جک ریچر

نوشته: ماني شهرير
این مورد را ارزیابی کنید
(7 رای‌ها)

طرح روی جلد تعدادی از کتاب‌های مجموعه جک ریچر به زبان اصلی

راستش باید بگم که هالیوود با رفتن به سراغ "جک ریچر" به مقدار زیادی آبروی هنری خودش را زیر سوال برد! اگر از من بپرسید مشکل هم این نبود که برای بازی کردن نقش این "قهرمان تنها" تام کروز را انتخاب کرد (که خب اصلا انتخاب مناسبی نبود!) ماجرا اینجاست که اگر بنشینید و فکر کنید که بجای تام کروز کدام هنرپیشه مرد دیگری می‌توانست، در حد قابل قبول، ذهنیت ما خوانندگان (و شیفتگان) جک ریچر را به تصویر بکشد، احتمالا به نتیجه‌ای نخواهید رسید. مشکل از خود "جک ریچر" است!

در حقیقت به نظر من ارباب رسانه سینما باید تشخیص می‌دادند که داستان‌های لی چایلدز از آن نوع قصه‌هایی است که به تصویر در آوردن‌شان، اگر نگوییم غیرممکن، بسیار سخت است. بنابراین باید می‌فهمیدند که "جک ریچر" روی پرده سینما موفق نمی‌شود و دندان طمع ساختن مجموعه‌ای بیست قسمتی از فیلم‌ها را حتی قبل از ساختن همان فیلم اول، می‌کشیدند و دور می‌انداختند!

برای "تبلیغ" این مطلب و فهرست همراهش روی اینترنت خیلی به دنبال تصویر گشتم. اغلب تصاویر مربوط به "تام کروز" و فیلم اکران شده بود که پیشاپیش تکلیفم را باهاش روشن کردم. بعد به سراغ طرح روی جلد کتاب‌ها به زبان اصلی رفتم. برایم جالب بود که در اغلب طرح‌های روی جلد کتاب‌های این مجموعه، خبری از یک آدم قلچماق و بزن‌بهادر که حدس بزنید قهرمان داستان است، نبود. روی جلد یک مجموعه از کتاب‌ها (که نمی‌دانم مربوط به چاپ انگلستان کتاب‌ها بود یا چاپ آمریکا) اغلب تصویری از جاده‌ای خلوت و دورافتاده می‌بینید که تا بینهایت ادامه دارد و ... حتی در یکی دو عنوان هم که در تصویر شمایل آدمیزادی قرار داده شده، این شمایل در مقابل محیط اطرافش آنقدر کوچک و "بی‌اهمیت" تصویر شده که احساس تنهایی و تک‌افتادگی ریچر را در جامعه‌ای که در آن "پرسه می‌زند" به خوبی منتقل می‌کند.

جک ریچر، بزن‌بهادری گوشه‌گیر، ساکت، تنها و ولگرد است که یکجا بند نمی‌شود و همینجور در جاده‌ها و بزرگراه‌های بی‌انتهای آمریکا مشغول پرسه زدن است. اصلا همین خاصیت پرسه زدن اوست که به نویسنده امکان داده در هر کتاب او را در محیطی متفاوت قرار دهد. داستان‌ها را معمولا "راوی" تعریف می‌کند، به این ترتیب تمهیدی را که سینما در اختیار ندارد، نویسنده در کتاب به راحتی بکار گرفته. اینکه راوی احساسات و افکار ریچر را با ما در میان می‌گذارد و با توصیفاتش از او و اقداماتش برای حل پرونده‌ها و مشکلاتی که جلوی راهش سبز می‌شوند، شخصیتی ادبی را برایمان می‌آفریند که شاید چندان دوست‌داشتنی نیست اما توجه‌برانگیز است و حتی بعد از خواندن دومین و سومین کتاب از داستان‌های او، باز هم داستان بعدی یقه‌ات را می‌گیرد و فکر نمی‌کنی که "خب من که دیگر این بابا را می‌شناسم و می‌دانم چطور عمل می‌کند!"

ویژگی‌های جک ریچر همانطور که گفتم توجه‌برانگیز است. او به تشخیص خودش از عدالت و درستی اعتقاد دارد. برای همین هم در راه برقراری عدالت اصلا در بند رعایت قانون و بند و بساط دست‌وپاگیر جوامع انسانی نیست! در مورد اعتقاداتش با کسی بحث نمی‌کند یا بالای منبر نمی‌رود. برای همین هم اگر "راوی" نبود که برایمان تعریف کند در مغزش چه می‌گذرد، سر درآوردن از کارهایش تقریبا غیرممکن بود. او از آن آدم‌هایی است که اعتقاد دارد اگر قرار است با کسی درگیر شود، بهتر است مشت اول را او بزند و آن مشت را آنقدر محکم بزند که طرف بخوابد و دیگر هم بلند نشود!

هریک از داستان‌های مجموعه (دست‌کم در سه کتابی که من تاکنون از این مجموعه خوانده‌ام) علاوه بر شرح قهرمان‌بازی‌های ریچر، اطلاعات قابل قبولی هم در مورد یک موضوع که محور داستان کتاب است، در اختیار خواننده قرار می‌دهد. مثلا در "قتلگاه" خواننده با چند و چون چاپ اسکناس در ایالات متحده و ویژگی‌های کاغذ و جوهر و ... مورد استفاده برای انتشار دلار آشنا می‌شود. در "سوءقصد" حساسیت‌ها و روش کار سرویس امنیتی آمریکا که مسئولیت حفاظت از جان رئیس‌جمهور و دیگر مقامات بلندپایه دولتی را برعهده دارد، شرح داده می‌شود. و در "آخرین مهمان" وضعیت زنانی که در ارتش آمریکا مشغول خدمت هستند و مشکلاتی که در محیط نظامی برای آنها بوجود می‌آید، زیر ذره‌بین نویسنده قرار می‌گیرد.

نکته دیگر اینکه یک حساب و کتابی کردم و دیدم جیره‌کتابی‌ها تاکنون 8 رای به کتاب‌های این مجموعه داده‌اند، که به جز یک رای، در بقیه موارد 5 امتیاز کامل را به کتاب مورد نظرشان از این مجموعه اعطا کرده‌اند. به این ترتیب به نظر می‌رسد اگر اهل خواندن کتاب‌های این ژانر نیستید اما بدتان نمی‌آید دست‌کم یکبار نوع "تریلر و هیجان‌انگیز" را امتحان کنید، کتابی از مجموعه جک ریچر می‌تواند یکی از بهترین انتخاب‌هایتان باشد.

امروز که این مطلب را می‌نویسم، یک هفته‌ای می‌شود که کتاب هشتم از این مجموعه به بازار آمده. لی چایلدز، نویسنده این مجموعه، تاکنون بیست داستان با هنرنمایی "جک ریچر" نوشته و داستان بیست و یکم هم توی راه است. کتابسرای تندیس، ناشر ایرانی کتاب‌ها، هم قصد کرده که همه عنوان‌های این مجموعه را به مرور منتشر نماید. بنابراین

قتلگاه (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چایلد
ترجمه: محمد عباس‌آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 2)
قیمت: 30000 تومان
تعداد صفحات: 536 صفحه
شابک: 978-600-180-081-6
جک ریچر یک پلیس سابق ارتش است که اکنون زندگی بی‌هدفی را می‌گذراند و در سرتاسر آمریکا آواره و سرگردان است. او یک ساعت پس از ورود به شهر کوچک و گمنام مارگریو در جورجیا به جرم قتل بازداشت می‌شود. تنها چیزی که او می‌داند این است که کسی را نکشته است. حداقل نه در این شهر، و نه اخیرا. ولی او هیچ شانسی برای قانع کردن کسی ندارد ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
این کتاب، اولین رمان از مجموعه داستانهایی با محوریت شخصیت جک ریچر است که لی چایلد، نویسنده بریتانیایی آنها را به رشته تحریر درآورده است.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"ساعت دوازده در سالن غذاخوری اینو در حال خوردن تخم‌مرغ و نوشیدن قهوه بودم که دستگیر شدم. این بیشتر یک صبحانه دیروقت بود تا ناهار سروقت. بعد از یک پیاده‌روی طولانی زیر باران شدید خیس و خسته بودم. تمام راه را از بزرگراه تا حاشیه شهر پیاده آمده بودم.
رستوران کوچک، ولی روشن و تمیز بود. تازه‌ساز و به شکل یک واگن قطار ساخته شده بود. فضای کم‌عرضی داشت و در یک طرفش پیشخان غذای باریکی تعبیه شده بود. آشپزخانه‌اش در عقب سالن و یک ردیف میز کنار دیوار مقابل و در رستوران در وسط قرار داشت.
من پشت یکی از میزهای کنار پنجره نشسته بودم و روزنامه‌ای را می‌خواندم که آنجا رها شده بود. مطلبی که می‌خواندم راجع به ستاد انتخاباتی رئیس‌جمهوری بود که بار قبلی بهش رای نداده بودم و این دفعه هم نمی‌خواستم بهش رای بدهم ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

تا پای مرگ (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چایلد
ترجمه: محمد عباس‌آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1393 (چاپ 1)
قیمت: 25000 تومان
تعداد صفحات: 559 صفحه
شابک: 978-600-182-130-1
جک ریچر در زیر آفتاب دلپذیر شیکاگو قدم می‌زند که زنی عصا به دست به همراه مقداری لباس از یک خشک‌شویی بیرون می‌آید. ریچر برای کمک به سمت او می‌رود اما ناگهان، افرادی آن دو را گروگان گرفته، داخل یک کامیون می‌اندازند و این، آغاز سفر 2000 کیلومتری ریچر و زنی مرموز به ناکجاآباد خواهد بود.
"تا پای مرگ" دومین کتاب از مجموعه‌ای تریلر با محوریت شخصیت "جک ریچر" است. این مجموعه که اولین قسمت آن با نام "قتلگاه" در سال 1997 به چاپ رسید با استقبال کم‌نظیر مخاطبان و منتقدان در ایالات متحده و دیگر کشورها مواجه شد. تاکنون 19 کتاب از این مجموعه منتشر شده و با فروش 90 میلیون نسخه در 97 کشور و ترجمه به 24 زبان، جک ریچر یکی از پرفروش‌ترین و درعین‌حال تحسین‌شده‌ترین مجموعه‌های تریلر به حساب می‌آید. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"نیتن روبین مرد چون شجاعت به خرج داد. نه از آن شجاعت‌های مستمر که آدم با آن در جنگ مدال می‌گیرد، بلکه از آن برآشفتگی‌های لحظه‌ای ناگهانی که آدم را توی خیابان به کشتن می‌دهد.
او مثل همیشه زود از خانه بیرون زد: شش روز در هفته، پنجاه هفته در سال. صبحانه‌اش را با احتیاط تمام خورد، صبحانه‌ای مناسب یک مرد کوتاه گرد که می‌خواست همچنان در دهه چهل زندگی‌اش روی فرم بماند. سپس از کریدورهای فرش‌شده خانه کنار دریاچه‌ای مناسب کسی که در هرکدام از آن سیصد روز کاری هزار دلار درمی‌آورد پایین رفت. با شستش دکمه بازکننده در گاراژ را زد و با چرخاندن مچ موتور بی‌سر و صدای گرانقیمتش را روشن کرد. یک سی‌دی داخل دستگاه پخش گذاشت، با دنده عقب وارد راه شنی جلوی خانه‌اش شد، آهسته روی ترمز زد، دنده را عوض کرد، فشار کوچکی به گاز داد، بعد آخرین رانندگی کوتاه زندگی‌اش را در پیش گرفت. شش و چهل و نه دقیقه صبح روز دوشنبه ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

قلاب (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چایلد
ترجمه: محمدعباس آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1393 (چاپ 1)
قیمت: 25000 تومان
تعداد صفحات: 551 صفحه
شابک: 978-600-182-135-6
جک ریچر در یکی از جزایر فلوریدا بی‌سر و صدا در حال گذران زندگی است که سر و کله‌ی مردی غریبه برای یافتن او پیدا می‌شود. مرد سوالات زیادی دارد اما ساعاتی بعد از ملاقات با جک به طرز مشکوکی می‌میرد. جک ریچر برای سر در آوردن از چند و چون ماجرا آستین بالا می‌زند و به سمت نیویورک به راه می‌افتد تا در آنجا افرادی که مرد غریبه را به دنبال او فرستاده‌اند پیدا کند ...
فصل اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"جک ریچر دید که یارو از در وارد شد. در واقع، دری وجود نداشت. یارو فقط از قسمت دیوار جلویی که وجود نداشت وارد شد. در بار یکراست به روی پیاده‌رو باز می‌شد. میز و صندلی‌هایی در بیرون، زیر یک درخت موی قدیمی خشکیده که یک‌جور سایه‌ی طبیعی می‌انداخت چیده شده بود. یک سالن داخلی-خارجی بود که از میان دیواری که وجود نداشت، می‌گذشت. ریچر حدس می‌زد که یک‌جور نرده‌ی آهنی برای قفل کردن در بار موقع تعطیل کردن باشد. البته اگر تعطیل می‌شد. مطمئنا ریچر هیچ‌وقت ندیده بود که بار تعطیل کند. او تقریبا در اضافه‌کاری افراط می‌کرد.
یارو در یک متری داخل سالن تاریک ایستاد و صبر کرد، پلک زد تا چشمانش بعد از آن سفیدی داغ خورشید کی وست به تاریکی عادت کند. ماه ژوئن، ساعت چهار بعدازظهر در جنوبی‌ترین قسمت ایالات متحده بود ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

آخرین مهمان (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چایلد
ترجمه: محمدعباس آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 27000 تومان
تعداد صفحات: 543 صفحه
شابک: 978-600-182-141-7
در سراسر کشور زنانی به دست قاتلی کشته می‌شوند که هیچ اثری از خود به جا نمی‌گذارند؛ نه مدرکی، نه زخم مهلکی، نه اثری از درگیری، و نه هیچ سرنخی از انگیزه‌ای برای کشتن. جسدها در وانی پر از رنگ سبز ارتشی در خانه‌های قربانی‌ها رها می‌شوند. قتل‌ها کاملا بی‌نقص صورت می‌گیرند. در واقع، تنها چیزی که همه‌ی قربانی‌ها را به هم پیوند می‌دهد مردی است که آن‌ها قبلا می‌شناخته‌اند: جک ریچر. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
این کتاب چهارمین داستان از سری کتاب‌های جک ریچر است.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"می‌گن دانش قدرته. هرچی دانشت بیشتر باشه، قدرتت بیشتره. فرض کن همه‌ی اعداد برنده‌ی لاتاری رو می‌دونستی. نه این‌که حدس می‌زدی یا خوابشون رو می‌دیدی، بلکه واقعا می‌دونستی. چه کار می‌کردی؟ فورا می‌رفتی مغازه. اون اعداد رو روی ورق علامت می‌زدی و می‌بردی.
درمورد بازار بورس هم همین‌طور. فرض کن واقعا می‌دونستی چه سهامی بالای همه قرار می‌گیره. منظورت فقط یه حدس یا حس ششم نیست. منظورت یه گرایش یا بازی درصد یا شایعه یا اشاره نیست. منظورت دانشه. دانش واقعی و معتبر. فرض کن این دانش رو داشتی. دانش واقعی و معتبر. فرض کن این دانش رو داشتی. چه‌کار می‌کردی؟ به دلالت زنگ می‌زدی. سهام می‌خریدی. بعد می‌فروختیش و پولدار می‌شدی ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

اکو در آتش (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چایلد
ترجمه: محمد عباس‌آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 32000 تومان
تعداد صفحات: 543 صفحه
شابک: 978-600-182-150-9
در پنجمین کتاب از مجموعه کتاب‌های جک ریچر که در سال 2001 منتشر شد، او این بار در گرمای آتشین تگزاس درگیر یک ماجراجویی خطرناک دیگر می‌شود. ریچر درحالی که مثل همیشه با پای پیاده در جاده‌ها سرگردان است، در یکی از جاده‌های سوزان تگزاس با زنی به نام کارمن گریر برخورد می‌کند و آن زن برای پیشبرد نقشه‌ی رهایی از دست شوهرش که همیشه او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد ریچر را با وجود مقاومت‌ها و مخالفت‌های اولیه ترغیب کرده و به مزرعه‌ای دورافتاده در بخش "اکو" می‌کشاند: ریچر با دردسر بیگانه نیست؛ و در مزرعه‌ی کارمن در "اکو" دردسرهای زیادی نهفته است: دروغ و غرض، تنفر و قتل، ریچر هیچ‌وقت نمی‌تواند در برابر یک زن درمانده مقاومت کند. خانواده‌ی کارمن متخاصم‌اند. پلیس‌ها غیرقابل اعتمادند و وکلا کاری پیش نمی‌برند. اگر ریچر نتواند اوضاع را سر و سامان دهد، پس چه کسی می‌تواند؟ ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"دیده‌بان‌ها سه نفر بودند؛ دو مرد و یک پسر. از تلسکوپ استفاده می‌کردند، نه از دوربین صحرایی. مسئله‌ی فاصله بود. به خاطر عوارض آن ناحیه، حدود یک و نیم کیلومتر با منطقه‌ی هدف فاصله داشتند. مخفیگاه نزدیک‌تری وجود نداشت. مناطقی پست و ناهموار پوشیده از علف و صخره و ماسه‌های شبیه به هم بود که خورشید آن‌ها را سوزانده و به رنگ خاکی درآورده بود. نزدیک‌ترین مخفیگاه امنی که داخلش بودند یک تنگ‌دره‌ی خشک وسیع بود که یک میلیون سال پیش با تغییرات آب و هوایی و باران و سرخس و رودخانه‌های خروشان شکل گرفته بود.
مردها در حالی که گرمای اول صبح به پشتشان می‌تابید، دمر روی خاک دراز کشیده و تلسکوپ‌هایشان را جلوی چشمانشان گرفته بودند. پسر روی زانوهایش حرکت کرد و از داخل آبسردکن آب آورد. در حالی که حواسش به بیدار شدن مارهای زنگی بود توی یک دفتر توضیحاتی می‌نوشت. آن‌ها قبل از سپیده‌دم با یک وانت گرد و خاکی از طرف زمین‌های بایر و عریان از سمت غرب آمده بودند ...."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

سوء‌ قصد (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چایلد
ترجمه: محمدعباس آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 27000 تومان
تعداد صفحات: 540 صفحه
شابک: 978-600-182-158-5
خانم جوانی که به تازگی به سمت فرماندهی سرویس امنیتی معاون رئیس‌جمهور منصوب شده از جک ریچر می‌خواهد نفوذپذیری تیم امنیتی او را مورد آزمایش قرار دهد. پس از گذشت چند روز ریچر به کمک یکی از همکاران سابقش نقاط ضعفی از آن‌ها می‌یابد که باعث نگرانی‌شان می‌شود.
آنها ماجرای نامه‌های تهدیدآمیزی که اخیرا روی میز معاون رئیس‌جمهور قرار می‌گیرد را با ریچر در میان می‌گذارند و از او تقاضای همکاری و مشاوره می‌کنند. ریچر با قبول این پیشنهاد به جنگ قاتلین بالفطره‌ای می‌رود که برای ترور معاون رئیس‌جمهور از ارتکاب هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کنند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"در مورد او در ماه ژوئیه شنیدند و تمام ماه اوت از دستش عصبانی باقی ماندند. سعی کردند در سپتامبر او را بکشند. هنوز خیلی زود بود. آمادگی‌اش را نداشتند. تلاششان با شکست مواجه شده بود. می‌توانست برایشان فاجعه به بار بیاورد. ولی در واقع شبیه یک معجزه بود. چون هیچ‌کس متوجه نشد.
برای گذشتن از حراست شیوه‌ی معمول را به کار بردند و فاصله‌ی سی متر با جایی که او در حال صحبت بود را تعیین کردند. از صداخفه‌کن استفاده کردند و تیرشان به فاصله‌ی دو سانتیمتر خطا رفت. احتمالا گلوله از بالای سرش رد شده بود. شاید حتی از میان موهایش، چون بلافاصله به موهایش دست کشید، انگار که باد آن‌ها را به هم زده باشد. بعد از آن، چندین و چند بار این صحنه را در تلویزیون دیدند. دستش را بالا برد و به موهایش دست کشید. هیچ کار دیگری نکرد. بدون اینکه متوجه چیزی شود به سخنرانی‌اش ادامه داد، چون گلوله‌ای که با صداخفه‌کن شلیک می‌شود آن‌قدر سریع است که نمی‌توان آن را دید ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

وسوسه‌ی انتقام (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چایلد
ترجمه: محمد عباس‌آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 30000 تومان
تعداد صفحات: 524 صفحه
شابک: 978-600-182-169-1
جک ریچر، پلیس سابق ارتش، سال‌هاست که ارتش را ترک کرده و زندگی پرماجرایی را آغاز کرده است؛ بدون خانواده، بدون دارایی و بدون هیچ تعهدی. و البته بدون هیچ ترسی. با اینکه ریچر به دنبال دردسر نیست، دردسر همه‌جا به دنبال او می‌گردد. و وقتی دردسر او را پیدا می‌کند، ریچر اهل جا زدن نیست … هیچ‌وقت.
ده سال پیش یکی از ماموریت‌های ریچر برای کشتن یک افسر اطلاعات ارتش که قصد فروختن طرح‌های یک سلاح سری به عراق را داشت و یکی از همکاران نزدیک ریچر را به قتل رساند خوب پیش نرفت. حالا پس از یک رویارویی تصادفی همه‌چیز برای او زنده می‌شود. اینجاست که با آخرین شانس خود مواجه می‌شود. بعضی‌ها به آن می‌گویند انتقام، بعضی دیگر هم شاید اسم رستگاری را روی آن بگذارند؛ اما برای ریچر چیزی نیست جز ... عدالت ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"مامور پلیس دقیقا چهار دقیقه قبل از تیر خوردن از ماشینش پیاده شد. طوری حرکت کرد که انگار سرنوشت خود را از پیش می‌دانست. در را در برابر مقاومت لولاهای سفت باز کرد و آهسته روی صندلی وینیل کهنه چرخید و هر دو پایش را روی جاده گذاشت. سپس چارچوب در را دودستی گرفت و خودش را بلند کرد و بیرون کشید. یک‌لحظه در هوای سرد و صاف ایستاد و بعد برگشت و دوباره در را پشت سرش بست. یک‌لحظه‌ی دیگر بی‌حرکت ایستاد. سپس رفت جلو و به پهلوی کاپوت، نزدیک به چراغ جلو تکیه داد.
ماشین یک شورولت کاپریس هفت‌ساله بود. مشکی بود و نوشته و نشان پلیس نداشت. ولی سه تا آنتن رادیو و قالپاق‌های کروم ساده و معمولی داشت. بیشتر پلیس‌هایی که با آن‌ها صحبت می‌کنی حاضرند قسم بخورند که کاپریس بهترین ماشین پلیسی است که تا به حال ساخته شده است. به این یکی هم می‌آمد با حرف آن‌ها موافق باشد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

دشمن (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چیلد
ترجمه: محمد عباس‌آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 34000 تومان
تعداد صفحات: 572 صفحه
شابک: 978-600-182-177-6
وقایع این هشتمین کتاب از مجموعه جک ریچر در سال 1990 در زمانی اتفاق می‌افتد که دیوار برلین فرو ریخته و جنگ سرد در شرف اتمام است. به جک ریچر اطلاع می‌دهند که یک مقام عالی‌رتبه‌ی ارتش ایالات متحده به قتل رسیده و هنگامی که ریچر برای دادن خبر قتل به سراغ خانواده‌ی مقتول می‌رود، با جنازه‌ای دیگر مواجه می‌شود؛ جنازه‌ی همسر ژنرال. ریچر برای یافتن پاسخ کنکاش خود در ارتش آمریکا را آغاز می‌کند و ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"وخیم در حد حمله‌ی قلبی. شاید این‌ها آخرین کلماتی بود که وقتی کن کریمر آخرین نفسش را کشید و به درون ورطه سقوط کرد مانند آخرین طغیان ترس در ذهنش گذشته بود. از هر لحاظی پا را از حد فراتر گذاشته بود و خودش به درستی این را می‌دانست. در جایی بود که نباید می‌بود و با کسی بود که نباید می‌بود و چیزی همراهش بود که باید آن را در جای امن‌تری نگه می‌داشت. ولی داشت قسر درمی‌رفت. داشت پیروز میدشد. در بازی‌اش کاملا به برتری رسیده بود. احتمالا لبخندی بر لب داشت. تا اینکه تپش ناگهانی داخل سینه‌اش بهش نارو زد. سپس شرایط به کلی تغییر کرد. موفقیت به مصیبت آنی تبدیل شد. فرصت درست کردن اوضاع را نداشت.
هیچ‌کس نمیدداند حمله‌ی قلبی چه حسی دارد. هیچ بازمانده‌ای نیست که برایمان بگوید. پزشک‌ها از بافت‌مردگی و لختگی خون و کمبود اکسیژن و انسداد رگ‌ها صحبت می‌کنند. یا انقباض‌های تند دهلیز را پیش‌بینی می‌کنند، یا اصلا چیزی پیش‌بینی نمی‌کنند. کلماتی از قبیل انفارکتوس و فیبریلاسیون به کار می‌برند، ولی این کلمات هیچ مفهومی برای ما ندارند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

یک شلیک (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چایلد
ترجمه: محمد عباس‌آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 30000 تومان
تعداد صفحات: 503 صفحه
شابک: 978-600-182-191-2
در ایالت ایندیانای آمریکا، تک تیراندازی با شلیک شش گلوله، پنج نفر را در روز روشن به قتل می‌رساند و با آثار و مدارک زیادی که از خود به جا می‌گذارد به‌راحتی دستگیر می‌شود. او در حین بازپرسی تنها یک جمله را تکرار می‌کند: "جک ریچر رو برام پیدا کنید." کسی نمی‌داند او از چه حرف می‌زند. اما به‌زودی خواهند فهمید؛ ریچر در راه ایندیاناست ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
"یک شلیک" نهمین کتاب از مجموعه داستان‌های جک ریچر است.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"جمعه، ساعت پنج عصر. شاید سخت‌ترین زمان برای حرکت در میان شهر بدون جلب‌توجه بود. شاید هم راحت‌ترین زمان بود. چون در ساعت پنج عصر جمعه هیچ‌کس به هیچ‌چیز توجه نمی‌کند؛ جز به جاده‌ی پیش رویش.
مردی که تفنگ دوربین‌دار به دست داشت با ماشین به سمت شمال رفت. نه تند می‌رفت، نه آهسته. بدون اینکه توجه کسی را به خودش جلب کند یا توی چشم باشد. سوار یک مینی‌ون رنگ روشن بود که روزهای خوبش را پشت سر گذاشته بود. تنها پشت فرمان نشسته بود. یک پالتو بارانی رنگ روشن به تن داشت و از آن کلاه‌های عرقچین رنگ روشنی به سر گذاشته بود که پیرمردها هنگامی که هوا آفتابی است یا باران می‌بارد توی زمین گلف به سر می‌گذارند. یک نوار قرمز دورنگ دور کلاه قرار داشت. مرد آن را پایین کشیده بود. دکمه‌های پالتویش را هم تا بالا بسته بود. با اینکه ون شیشه‌ی دودی داشت و هوا سرد نبود عینک آفتابی زده بود ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

راه سخت (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چایلد
ترجمه: محمد عباس‌آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 32000 تومان
تعداد صفحات: 539 صفحه
شابک: 978-600-182-197-4
این داستان، دهمین کتاب از مجموعه داستان‌های جک ریچر است. قصه در نیویورک آغاز می‌شود. رئیس یک شرکت نظامی خصوصی در ازای پرداخت یک میلیون دلار از ریچر می‌خواهد همسر و فرزندش را که ظاهرا گروگان گرفته شده‌اند نجات دهد. ریچر در طول تحقیقاتش به موارد مشکوکی برمی‌خورد و درمی‌یابد که آن‌چه او می‌داند همه‌ی داستان نیست. او در میانه‌ی راه تصمیم دشواری می‌گیرد، به نقطه‌ی شروع بازمی‌گردد و این بار "راه سخت" را برمی‌گزیند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"جک ریچر اسپرسوی دوبل سفارش داد؛ بدون شیر و شکر، با لیوان اسفنجی، نه چینی، و قبل از اینکه آن را سر میزش بیاورند دید که زندگی یک مرد برای همیشه عوض شد. البته نه به خاطر اینکه پیشخدمت کند کار کرده باشد. فقط آن حرکتی که دید خیلی زیرکانه صورت گرفت. آن‌قدر زیرکانه که ریچر نمی‌دانست دارد چه چیزی را نگاه می‌کند. یک صحنه‌ی شهری ساده بود که روزی هزاران بار در هر جایی در دنیا تکرار می‌شد: یک نفر قفل در ماشینی را باز کرد و سوار شد و رفت. فقط همین.
ولی فقط عمین کافی بود.
اسپرسویی که خورده بود به بی‌نقص نزدیک بود،بنابراین ریچر دقیقا بیست و چهار ساعت بعد به همان کافه برگشت. سپری کردن دو شب پشت سر هم در یک مکان برای ریچر غیرعادی بود، ولی با خودش فکر کرد که خوردن قهوه‌ی عالی ارزش تغییر روال را دارد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

مشاهده و انتخاب کتاب‌های فهرست در بخش مشترکین

بازدید 2588 بار

13 نظرها

  • پیوند نظر سونیا جمعه, 07 آبان 1395 ساعت 12:19 ارسال شده توسط سونیا

    سایتتون عالی هست و استفاده زیادی می کنم از کتاب هایی که معرفی می کنید که خیلی خوب هستند امیدوارم همیشه به کارتون ادامه بدید
    فقط یه پیشنهاد اثار فانتزی (فانتزی والا, فانتزی حماسی و فانتزی شهری) رو بیشتر معرفی کنید ممنون می شم و همین طور معرفی کتاب های داستانی تاریخی (مثل بلبل یا نوری که نمی توانیم ببینیم) رو بیشتر کنید

  • پیوند نظر فاطمه یکشنبه, 12 ارديبهشت 1395 ساعت 17:18 ارسال شده توسط فاطمه

    اشاره ای شده بود به مقاله هنر کتاب نخواندن. من این مقاله را مطالعه کردم. بسیار مفید و راهبردی است. اما میدانید چیه؟ این مقاله برای قشر خاصی است. عده ای که کتابخوان حرفه ای حساب میشوند و آنقدر با کتاب رفیق هستند که حالا مشکلشان شده این: چطور همه کتاب های دنیا رو بخونم؟ اینجاست که قاعده ای به نام هنر کتاب نخواندن به ما خط میدهد که چه باید کرد و کدام مسیر به غنی تر شدن مطالعات ما کمک میکند. ولی بیاید رو راست باشیم! به جوانی که کل خاطراتش از کتاب بیدارخوابی شب امتحان است و هیچ از مطالعه خوشش نمیاد باید رمانی بدی که نتونه زمین بذاره. فاکتور اول جذابیته. نه به این معنا که بگم موضوع مطالعه مهم نیست. منظور اینه که محتوای خوب رو باید تو قالب درست عرضه کنید. وگرنه طرف کتاب را میبنده و به گشت و گذار تو نت ادامه میده. حالا میرسیم به اینکه شک نباید کرد راه آشتی با کتاب 90 درصد از ادبیات داستانی میگذرد و وقتی فاکتور جذابیت را مهم تلقی میکنیم صرفا نمیرسیم به قلمرو تریلر. یک نفر میتونه با رمانی مثل کنت مونت کریستو اوقات مفرحی داشته باشد و با آلکساندر دومای معروف هم آشنا بشه. میتونه جین ایر بخواند یا ربکا. میشه رفت سراغ ادبیات روسیه و گذر از رنج ها خواند... یا جان شیفه ی فرانسه رو. پس حتی تو ادبیات داستانی هم مراحلی از جدی خوانی وجود داره. میشه یک جوان را از جک ریچر رساند به بینوایان ویکتور هوگو. شاید واقعا لازم باشه که اول به او لذت بردن از کتاب را یاد بدی بعد آموزش را شروع کنی. در دنیای کتاب هرگز بی لذت مطالعه نمیشود چیزی آموخت. پس ادبیات داستانی را جدی بگیریم چون نه فقط در ایران بلکه در دنیا محبوب ترین شکل مطالعه است. شاید بشه از جیره فقط تقاضا کرد فهرست هایی جدا برای "جدی" های دنیای داستان هم تهیه کند. مثلا رمان های تاریخی. کتاب های تاریخ همه چیز را از دور نشون میده. انگار سوار هواپیمایی و شهر رو میبینی. اما رمان تاریخی ما رو وارد کوچه ها میکند تا قدم بزنیم... ادبیات داستانی گرانبهاست و به عنوان کسی که بسیار مطالعات جدی فکری و فلسفی هم دارم نظرم اینه که جیره کتاب روی خوب جایی دست گذاشته و دست مریزاد داره

  • پیوند نظر فرزاد پنج شنبه, 19 فروردين 1395 ساعت 00:33 ارسال شده توسط فرزاد

    آقایون ... آقایون ... آقایون!!!
    آخه چه گیری به اسم سایت دادین؟ یه سخن جالبی هست که میگه: منتقد سینما چون نمیتونه خودش فیلمی بسازه میره منتقد میشه چون حرف زدن راحت تر از عمل کردنه. خط مشی جیره کتاب مشخصه حالا هر چی که باشه، اگر افرادی اون رو سطحی میبینند چرا خودشون آستین بالا نمی زنند که یه سایت فکری و فلسفی درست کنند که معمولا جذابیتی ندارند؟ ما هم اگر مثل صادق هدایت و کافکا هرچند نویسندگان بزرگی بودند بخواییم به عمق هستی زیاد فکر کنیم آخرش میشیم مثل اونا، یه کم تنوع هم نیازه. اصلا چه ایرادی داره بدونیم تو فرهنگ آمریکایی که زنا هم سربازی میرن چه بلاهایی سرشون میاد. ما تو ایران نشستیم و فکر می کنیم که فقط خودمون تمدن داریم (غافل از اینکه زیاد هم نداریم) و حافظ و مولانا و فردوسی داریم در حالی که جمعیت ایران یک صدم جمعیت دنیاست و به طبع اون نویسنده و متفکراش هم کمتر هستن، چه ایرادی داره با نویسنده های خارجی حتی اگه زیاد متفکرانه نباشه آشنا بشیم فوقش خوشمون نیاد کتاب بعدیش رو نمی خونیم. به نظر بنده جیره کتاب حداقل به ما میگه که همچین کتابایی هم اومده تو بازار چیزی که ما خودمون شاید وقتشو نداشته باشیم بریم دنبالش بگردیم. جیره کتاب مخاطب عام رو در نظر داره نه صرفا چند تا مخاطب خاص رو. ممنون از حوصله تون.

  • پیوند نظر امین جمعه, 13 فروردين 1395 ساعت 11:31 ارسال شده توسط امین

    جناب آقای احسان گرامی! واقعاً از پاسخ مفصل شما سپاسگزارم. و اما نکته ای چند دربارۀ آن:

    1- موافقم که نام شناخته شدۀ «جیرۀ کتاب» را به آسانی نمیتوان تغییر داد اما میتوان عبارت «ویژۀ ادبیات داستانی یا کتاب داستان» را مثل عدد تک (tok) با رنگ قرمز به آن اضافه کرد، مثل عبارت «مطلب ویژه» در عنوان همین مطلب «مجموعه کتاب‌های جک ریچر».
    2- کاملاً با شما موافقم که مخاطب کتاب در ایران عمدتاً به دنبال کتابهای مربوط به «ادبیات داستانی» است و اعتنایی به کتابهای فکری و فلسفی ندارد و از این رو، پولی هم برای آن نوع کتابها هزینه نمیکند! اما «جیرۀ کتاب» میتواند با "معرفی بیشتر کتابهای فکری" سلیقۀ مخاطبان کتاب را تا اندازه ای تغییر و ارتقا بدهد و آنان را به خواندن کتابهای فکری ترغیب کند.
    3- اگر قرار باشد که ما کتاب بخوانیم برای اینکه فقط کتاب خوانده باشیم، البته حق با شماست و به قول معروف «کاچی به از هیچی» و «جک ریچر» خواندن به از کتاب نخواندن است! اما اگر قرار باشد که کتاب بخوانیم برای اینکه "کیفیت تفکر" مان بالا برود و در نتیجه، نوعی زندگی بهتر داشته باشیم، آنگاه «جک ریچر» خواندن و مانند آن کمکی به ما نخواهد کرد.

    و نکتۀ آخر اینکه متأسفانه بیشتر مردم جامعۀ ما احساس نیاز به «تفکر» نمیکنند و «مسئله ای ندارند!» (نمیدانم چرا؟) اگر غیر از این بود، بجای کتابهای «جک ریچر» یا «هری پاتر»، به دنبال کتابهای فکری و فلسفی میرفتند و از این جهت، آقای شهریر و «جیرۀ کتاب» گناهی ندارند!!

    با احترامات فائقه
    موفق و سلامت باشید

  • پیوند نظر علی پنج شنبه, 12 فروردين 1395 ساعت 16:40 ارسال شده توسط علی

    با نظر قبلی موافقم!
    بخصوص اونجا که میگه: ولی شاید کسی که عادتش بجای کتاب دست گرفتن شده گوشی موبایل دست گرفتن، اگر برای تجربه اول بخواهد با شاهنامه شروع کند، تجربه موفقی از آب در نیاید!

    دقیقا همینطوریه! من خودم از این دسته موبایلی هام! شروع کتاب خونیمم با همین جیره بوده و یکی از کتاب های علمی تخیلی که نویسنده اش آمریکایی بوده و خیلی هم بهم حال داد باعث شد بعدش چند تا کتاب از نویسنده های ایرانی هم بخونم که داستانی هم نبودن اتفاقا!

  • پیوند نظر احسان پنج شنبه, 12 فروردين 1395 ساعت 01:51 ارسال شده توسط احسان

    سلام مجدد و ممنون از جناب امین عزیز بخاطر پاسخشان،
    یکی دو نکته،

    من به عنوان مشتری دیرینه خدمات این سایت این پاسخ را به شما دادم. پیشنهاد شما در مورد عوض کردن نام سایت میتواند صحیح باشد، ولی یک مورد فنی و یک مورد روانی وجود دارد. نام ثبت شده سایت جیره کتاب(به لاتین) به راحتی قابل تغییر نیست و با تغییر آن تمامی رتبه بندی آن در موتورهای جستجوگر از بین میرود. و اینکه حتی شرکت ایران خودرو و پارس خودرو هم خودرو ایرانی تولید نمیکنند، پس انتخاب نام میتواند اشاره ای کلی به خدمات ارائه شده توسط آن مجموعه داشته باشد و وارد جزئیات نشود. همچنین نام "جیره کتاب" پس از این همه سال فعالیت حدودا شناخته شده است و از نظر روانی خیلی راحت نمی توان آن را تغییر داد.

    تا آنجایی که میدانم جیره کتاب همچنان به دنبال رسالت اصلی خود که ترغیب مردم به کتابخوانی هست می باشد. مسیر اصلی این حرکت ادبیات داستانی است ولی هر از چندگاهی گریزی به کتابهایی خارج از این گروه هم میزند.(سری کتابهای صادق زیبا کلام نمونه ای از همین گریزها بود)

    همانطور که خودتان بهتر از من میدانید، هر فعالیت اقتصادیی باید بازده مالی داشته باشد. با توجه به این مورد، فکر میکنم که جیره کتاب هم مستثنا نیست و ناچار در مسیر همان رسالت کتابهایی را انتخاب میکند که بتواند بازده مالی و فعالیت مجموعه با هم تضمین کند.

    من هم با شما موافق هستم که بچه های ما حدودا هیچ کدام از شاهکارهای ادبی کهن ما را نخوانده اند و جای تاسف بسیار زیادی وجود دارد. ولی شاید کسی که عادتش بجای کتاب دست گرفتن شده گوشی موبایل دست گرفتن، اگر برای تجربه اول بخواهد با شاهنامه شروع کند، تجربه موفقی از آب در نیاید. شاید بهتر باشد ابتدا با کتابهایی که بیشتر به روحیه او نزدیک است شروع کرد و به مرور سعی در آشتی دادن او با این گونه کتابها کرد. نمیدونم آیا شما با این نظریه که بالاخره جک ریچر خوندن بهتر از هیچی نخوندن هست موافق هستید یا خیر(متاسفانه برداشتی که من از جمله آخر نظر شما کردم این است که مخالف هستید).

    از طرفی، من شخصا علاقه به داستان های علمی تخیلی و هیجانی با تم امروزی تر دارم، متاسفانه در این گروه ها نویسنده ایرانی خیلی زیادی وجود ندارد و چند مورد از همانهایی که وجود داشتند را امتحان کردم، چنگی به دل نمیزدند. سری کتابهای جک ریچر هم آنطور که شما برداشت کردید، مشکلات جامعه آمریکا را بررسی نمیکنند. ماجرا این است که معمولا هر داستانی، یک سیر کلی دارد که در طی آن اتفاقات جزئی زیادی رخ میدهد. اگثر کتابهای جک ریچر که من تا کنون خوانده ام، سیر کلی داستان یکی از مشکلاتی است که ممکن است در هر جامعه ای رخ دهد که فقط سیر کلی داستان است و اتفاقات جزئی که اصل داستان را میسازند، اتفاقاتی است که برای شخصیت اصلی داستان می افتد و ربط چندانی به بررسی مشکلات جامعه آمریکا ندارد. در ضمن همانطور که گفتم، این اتفاقات در هر جامعه ای ممکن است بیفتد. فکر میکنم شما کمی بر روی نام آمریکا حساس شده اید. وگرنه کافیست که همان نام آمریکا را بردارید و بجایش مثلا حتی ایران بگذارید. همان اتفاقات به فرم دیگری که با شرایط کشور ما میتواند سازگاری داشته باشد میتواند در ایران بیفتد و مایه نوشته شدن کتاب یا داستانی اینچنینی شود. شاید اگر یکی از کتاب های این مجموعه را خوانده بودید نظرتان راجع به این مجموعه کمی تغییر میکرد.

    دغدغه ای که شما در این مورد دارید کاملا برای من قابل فهم است و همین ماجرا برای انتخاب فیلم، موسیقی، آثار نقاشی و همه گروها های هنر هم وجود دارد. یک منتقد آثار سینمایی حدودا تمامی آثار ساخته شده در هالیوود را فاقد ارزش سینمایی میداند و در نظر او، هزینه کردن برای خرید بلیط سینما جهت دیدن آثار هالیوود، فرقی با دور ریختن پول ندارد. در عوض به شدت موافق فیلم سازان مستقل آمریکا(و اروپا یا شرق آسیا) هست. در عمل سهم بزرگی از گیشه سینمای آمریکا را فیلم های هالیوودی در دست دارند، ولی سینمای مستقل آمریکا(و اروپا) هم سهم خود را دارند.

    حتی شاید جناب شهریر هم بدشان نیاید که کتابهایی از گروهی که بیشتر مد نظر شما هست را در اختیار مشتریهاشان قرار بدهند، ولی با توجه به ماجرای داشتن توجیه اقتصادی فعالیت هر بنگاه اقتصادی کوچک، مجبور به انتخاب جک ریچر شدند!

    در آخر اینکه شاید بد نباشد جناب شهریر مطالبی که در بخش نظرهای این پست وجود دارد را مروری کنند. به عنوان یک پیشنهادی که پس از خواندن نظرات شما به ذهنم رسید این است که یک دسته بندی به عنوان "ادبیات داستانی کهن ایران" یا هر نام دیگری که مناسب این گروه می باشد بسازند و کتابهایی مانند شاهنامه، مثنوی، گلستان، غزلیات حافظ و ... را در آن معرفی کنند و مشترکین امکان سفارش کتابهای این گروه را هم داشته باشند. امیدوارم که در صورت اضافه شدن این دسته بندی به سایت، مورد استقبال قرار گیرد.

    تشکر مجدد بخاطر نظرات شما...

  • پیوند نظر علی چهارشنبه, 11 فروردين 1395 ساعت 19:47 ارسال شده توسط علی

    امین جان؛ پدر من؛ همین کارها رو میکنید که تیراژ کتاب ها اینقدر اومده پایین تو ایران!

    شاهنامه رو من کارتونشو دیدم! بازیشم ساختن برا کامپیوتر؛ بازی کردم! دهن ما رو سرویس کردین با این چیزا از ابتدایی تا اخر دانشگاه!

    منی که میرم Clash Of Clan بازی میکنم! صد سال نمیام بشینم "بودا" یا "خیام" بخونم! حال نمیکنم!

    من کتاب داستان های باحال رو حال میکنم بخونم! باحــــال! مثل اکثر کتاب هایی که جیره میذاره!

    شما میتونی پیشنهادت رو به سایت هایی مثل آدینه بوک بگی! با تشکر و سپاس و احترام و از این چیزا....

    در ضمن DEAD POOL جدید اومده! حتما ببین خیلی باحاله!

  • پیوند نظر علی چهارشنبه, 11 فروردين 1395 ساعت 19:39 ارسال شده توسط علی

    لطفا چند کتاب جنسی برای جناب "امین" ارسال کنید تا سرش گرم شود.

    با سپاس

  • پیوند نظر امین دوشنبه, 09 فروردين 1395 ساعت 05:41 ارسال شده توسط امین

    آقای احسان گرامی! پاسخ شما را خواندم و از توجه شما متشکرم، اما باید بگویم که گویا با دقت نظر مرا نخوانده اید!

    1- اتفاقاً من هم با توجه به همین نکته ای که شما به آن اشاره کرده اید، البته «پیشنهاد» (نه انتقاد) کردم که اسم این سایت را از «جیرۀ کتاب» به «جیرۀ کتاب داستان» تغییر بدهید تا با همان محدودۀ کاری شما، که «ادبیات داستانی» است متناسب باشد.

    2- اتفاقاً کل مطالب این سایت را دیدم! و بیشتر آن (با توجه به همان محدودۀ کاری شما که به آن در نظرتان اشاره کرده اید، «کتاب داستان» بود) مثلاً در همین فهرست «برگزیدۀ کتاب‌های انتشارات امیرکبیر» تقریباً بیشتر کتابها مربوط به ادبیات داستانی است! انتقاد من این است که چرا محدودۀ کاری تان را عوض نمکنید و بجای ادبیات داستانی، «بیشتر» (لطفاً به قید «بیشتر» دقت کنید!) به کتابهای «تفکر برانگیز» توجه نمیکنید؟ ضمناً شما در پاسخ اولتان میگویید که محدودۀ کاری ما ادبیات داستانی است و بلافاصله در پاسخ دومتان آن را نقض میکنید! و میگویید که به محدوده هایی دیگر مثل «کتاب‌های صادق زیباکلام» هم میپردازیم! پس حداقل تکلیف محدودۀ کاری خودتان را روشن کنید!

    3- البته من داستانهای هیجانی را بی ارزش نمیدانم و اصلاً نظرم این نیست که اینگونه داستانها نباید نوشته شود و همۀ مردم باید کتابهای افلاطون را بخوانند! شما درواقع در اینجا مرتکب مغالطۀ «پهلوان پنبه» شده اید و نظر مرا تحر یف کرده اید!! حرف من این است که اولاً داستانهای «جک ریچر»، همانطور که خود آقای شهریر گرامی به آن اشاره کرده اند، مشکلات جامعۀ آمریکایی را بررسی میکند که اساساً ربطی به جامعۀ جهان سومی ما ندارد. ثانیاً حالا که میخواهید داستانهای هیجانی بخوانید، چرا مثلاً «داستانهای شاهنامه» را نمیخوانید؟! متأسفانه بچه های ما داستانهای «جک ریچر» را خوانده اند! اما حتا یکی از داستانهای شاهنامه را نخوانده اند.

    4- من به شما توصیه میکنم که مقالۀ «هنر کتاب نخواندن» را بخوانید و بدانید که هر کتابی ارزش خواندن ندارد.
    موفق باشید

  • پیوند نظر احسان یکشنبه, 08 فروردين 1395 ساعت 17:08 ارسال شده توسط احسان

    ای کاش امکان دادن پاسخ مستقیم به نظرهای دیگران وجود داشت.
    امیدوارم جناب امین عزیز که در پایین نظر خود را نوشته اند این نظر را بخوانند:

    1- لطفا سری به بخش "درباره جیره کتاب" - "جیره کتاب چیست" در همین سایت بزنید. مطمئنان با این متن روبرو خواهید شد:
    "جیره کتاب" با هدف فراهم کردن امکان مطالعه برای سرگرمی طراحی شده. برای همین هم محدوده کاری خود را ادبیات داستانی (اعم از رمان، داستان کوتاه و یا بلند) انتخاب کرده است.
    پس این پاسخ انتقاد اول شما.

    2- لطفا کل مطالب این سایت را مطالعه کنید، سپس انتقاد کنید. برای نمونه توجه شما را به چندین فهرست کتاب که معرفی مجموعه کتاب هایی مانند همین مجموعه هستن را جلب میکنم:
    *کتاب‌های جلال آل‌احمد
    http://www.jireyeketab.com/booklogs/books-by-author/books-by-jalal-aale-ahmad
    *کتاب‌های صادق زیباکلام
    http://www.jireyeketab.com/booklogs/books-by-author/sadegh-zibakalam-works
    *برگزیده کتاب‌های نشر شورآفرین
    http://www.jireyeketab.com/booklogs/books-by-publishers/shoorafarin-books
    *برگزیده کتاب‌های انتشارات امیرکبیر
    http://www.jireyeketab.com/booklogs/books-by-publishers/amirkabir-books
    و البته فهرست های دیگری که اگر بگردید حتما پیدا خواهید کرد.

    3- ممکن است شما به داستان ها و رمان های هیجانی(تریلر) هیچ علاقه ای نداشته باشید یا اصولا این گونه نوشته ها را فاقد هرگونه ارزشی بدانید و نظرتان این باشد که این گونه کتاب ها اصلا نباید نوشته شوند و همه مردم فقط باید کتاب های (مثل بودا، افلاطون، خیام، حکیم رازی و مانند ایشان) را مطالعه کنند، ولی خب باید قبول کنید که این نظر شخصی شماست و فکر کنم بهتر باشد که نظر شخصی دیگران را هم برای خودشان محترم بشمارید.

  • پیوند نظر علی شنبه, 07 فروردين 1395 ساعت 22:01 ارسال شده توسط علی

    من هنوز کتاب های جیره ماه قبلم رو تموم نکردم؛ ولی با دیدن این لیست هم ذوق زده شدم!
    منتظرم حقوق رو بریزن بیام یه سری کتاب های جدید انتخاب کنم برا جیره بعدیم.

    بنظر من اگه "بروس ویلیس" هفت؛ هشت سال جوونتر بود؛ میتونست خیلی بهتر از "تام کروز" درش بیاره....
    ولی خب تام کروز هم طرفدارای خودشو داره! :)

  • پیوند نظر علی شنبه, 07 فروردين 1395 ساعت 21:43 ارسال شده توسط علی

    پرداختن به كار خود و پرهیز از دخالت در كار دیگران، عین دادگری است. ((افلاطون))

  • پیوند نظر امین جمعه, 06 فروردين 1395 ساعت 05:27 ارسال شده توسط امین

    آقای جیرۀ کتاب گرامی! با سلام و احترام فراوان به شما، یک انتقاد دارم و یک پیشنهاد! پیشنهاد میکنم که اسم سایت «جیرۀ کتاب» را به «جیرۀ کتاب داستان» تغییر بدهید تا اسم سایت با بیشتر محتوای آن متناسب باشد.
    و اما، انتقادم این است که شما چرا بجای معرفی یک قلچماق (یا بقول خودتان بزنبهادر) آمریکایی به نام «جک ریچر» به جوانهای ایرانی، «بزرگان ادب و فرهنگ جهان و ایران» (مثل بودا، افلاطون، خیام، حکیم رازی و مانند ایشان) را به ما معرفی نمیکنید؟! چرا کتابهای علمی و فلسفی و روانشناسی ای را که آموزنده و آگاه کننده اند، معرفی نمیکنید؟ مثلاً چرا یک کتاب خوب را دربارۀ «آموزش مسائل جنسی» به نوجوانان و جوانان معرفی نمیکنید؟ کتابی که مشکلی را از مشکلات جامعۀ ما رفع کند یا حداقل بررسی کند، نه داستانهای «جک ریچر» که همانطور خودتان نوشته اید : "وضعیت زنانی که در ارتش آمریکا مشغول خدمت هستند و مشکلاتی که در محیط نظامی برای آنها بوجود می‌آید زیر ذره‌ بین نویسنده قرار می‌گیرد" اصلاً و ابداً به جامعۀ ما ربطی ندارد. ظاهراً بالابردن سطح آگاهی مردم را ناشران ایرانی وظیفۀ خودشان نمیدانید! شما چطور؟!

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u