پنج شنبه, 16 خرداد 1392 00:39

کتاب‌های اردیبهشت 1392

نوشته: ماني شهرير
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

اردیبهشت، ماهِ نمایشگاه کتاب است. بگذریم که در این سال‌های اخیر من چندان بازدیدکننده‌ی فعالی نبوده‌ام. اما به هر حال امسال هم در یکی دو مراجعه‌ی "جنگی" از غرفه‌ها به ترتیب حروف الفبا سان دیدم و بعضی کتاب‌هایی که نظرم را جلب کردند، خریدم.

فهرست این ماه را اما اجازه بدهید با "دموکراسی یا دموقراضه" شروع کنیم که آن را از نمایشگاه کتاب نخریده‌ام اما به نظر می‌رسد ظهور ناگهانی‌اش در بازار کتاب مرهون برگزاری نمایشگاه و البته انتخابات قریب‌الوقوع ریاست جمهوری است. کتاب چاپ سال 1387 است اما در آن زمان به مصالحی توزیع نشده. به همین خاطر هم در طول سالیان اخیر نسخه‌ی الکترونیک آن به وفور در اینترنت تکثیر و توزیع شده است. حالا اما عرضه‌ی نسخه‌ی کاغذی آن انگار ممکن شده و با افزایش قیمتی 157 درصدی روی ویترین کتابفروشی‌ها آمده.

'دموکراسی
دموکراسی یا دموقراضه
نویسنده: سیدمهدی شجاعی
ناشر: کتاب نیستان
سال نشر: 1388 (چاپ 1)
قیمت: 8000 تومان
تعداد صفحات: 192 صفحه
شابک: 978-964-337-487-7
کتاب ماجرای کشور خیالی غربستان و پادشاه آن کشور را حکایت می‌کند که می‌خواهد بعد از مرگش مردم با انجام انتخابات، از بین پسران وی پادشاه آینده را برگزینند.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"در زمان‌های بسیار بسیار قدیم، که سال‌هاست به کلی از حافظه تقویم‌ها پاک شده، در سرزمینی بسیار بسیار دور به اسم غربستان که امروزه بعید است بر روی کره زمین، نام و نشانی از آن باقی مانده باشد، پادشاهی کاملا معمولی به نام ممول بر مردمی معمولی‌تر حکومت می‌کرد.
حتما تعجب می‌کنید که از میان دهها صفت و خصوصیتی که یک پادشاه ممکن است داشته باشد، چرا من به صفت معمولی بسنده می‌کنم؟
شما می‌توانید این تعجب یا حتی اعتراضتان را به این نحو بیان کنید که:
حداقل توقع از یک نویسنده یا مورخ یا راوی متعهد این است که لااقل یک صفت ظالم یا عادل هم که شده کنار اسم پادشاه بگذارد تا خواننده از همان اول تکلیفش با این موجود روشن شود و بفهمد که باید از او متنفر باشد یا او را دوست داشته باشد. نویسنده‌ای که این کمترین مطالبات به حق خواننده را از او دریغ می‌کند، به درد لای ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

اما اگر از خریدهایم از نمایشگاه بخواهید باید بگویم که از غرفه‌ی نشر دربهمن دانش چندین کتاب خریدم. یکی از آنها کتاب بعدی است که جزو فهرست "کتاب‌هایی که باید پیش از مرگ خواند" هم هست.

'موش‌ها
موش‌ها و آدم‌ها
نویسنده: جان اشتاین‌بک
ترجمه: پریسا محمدی
ناشر: ماهی
سال نشر: 1398 (چاپ 15)
قیمت: 15000 تومان
تعداد صفحات: 103 صفحه
شابک: 978-964-174-094-0
آنها هیچ شباهتی به هم ندارند، جورج ریزه میزه و فرز است و پوستی تیره دارد. لنی، مردی است درشت که مثل بچه‌ها فکر می‌کند. با این همه آنها به دلیل تنهایی، غربت و بی‌کسی با هم مثل خویشاوندان هستند. اما جورج هم نمی‌تواند از لنی در برابر فتنه‌گری زنی عشوه‌گر مراقبت کند و هم از نتیجه اطاعت بی‌قید و شرط او از خود بی‌خبر است. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"چند مایل مانده به "سولیداد" رودخانه‌ای به نام "سالیناس" به ساحلی شیب‌دار و پر تپه می‌رسد. در اینجا رودخانه‌ای باریک ولی عمیق به وجود آمده که آب آن به رنگ سبز است و چون قبل از رسیدن به آبگیر از زیر آفتاب داغ عبور می‌کند، همیشه گرم می‌باشد. در یک سمت رودخانه تپه‌هایی طلایی رنگ دیده می‌شود که به دامنه‌های استوار و سنگی کوه‌های گبیلان می‌پیوندند، اما در سمت دیگر آن دره‌ای عمیق و صفی از درختان تنومند دیده می‌شود: بیدهای مجنون با برگ‌هایی سبز و شاداب که در پای شاخ و برگ‌های پایینی آنها آثار طغیان‌های زمستانی باقی است؛ و درختان چنار که شاخه‌های سفید آنها روی آبگیر خم شده‌اند. زیر همین درختان و بر روی ساحل شنی رودخانه، برگ‌ها چنان روی هم انباشته شده و آن‌قدر خشکیده‌اند که صدای پای مارمولکی به راحتی به گوش می‌رسد. هنگام غروب خرگوش‌ها از بوته‌زارها بیرون می‌آیند و روی این شن‌ها می‌نشینند و خاک‌های مرطوب از رد پای شبانه‌ی راکون‌ها و پنجه‌های سگ‌های مزارع اطراف پوشیده شده‌اند، و نیز جای پای گوزن‌هایی که در تاریکی برای خوردن آب به اینجا می‌آیند ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید اینجا و اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

اولین بار که چشمم به کتاب "طاهره، طاهره‌ی عزیزم (نامه‌های غلامحسین ساعدی به طاهره کوزه‌گرانی)" افتاد فکر کردم که چه خوب اگر بشود این نمونه‌ی نادر از نامه‌نگاری "منتشر شده" میان یک زن و مرد ایرانی را با نمونه‌ی مشابهی در ادبیات غرب مقایسه کرد. با انتشار "آوازهای کوچکی برای ماه" به نظرم رسید که شاید این کتاب برای مقایسه با آن نمونه‌ی شرقی بد نباشد. بگذریم که در نمونه‌ی ایرانی ما تنها نامه‌های "مرد ماجرا" را داریم و چیزی از پاسخ‌های "زن" نمی‌بینیم. اما به هر حال تا نمونه‌ی بهتری برای مقایسه پیدا نکرده‌ام، فکر می‌کنم همین انتخاب هم بتواند نکات بسیاری را از تفاوت‌های اینور و آنور آب بر خواننده‌ی علاقمند بنمایاند.

'آوازهای
آوازهای کوچکی برای ماه (نامه‌نگاری‌های گوستاو فلوبر و ژرژ ساند)
نویسنده: گوستاو فلوبر
ترجمه: گلاره جمشیدی
ناشر: افق
سال نشر: 1391 (چاپ 1)
قیمت: 16000 تومان
تعداد صفحات: 452 صفحه
شابک: 978-964-369-824-9
این کتاب، مجموعه مکاتبات بین "گوستاو فلوبر" نویسنده بزرگ فرانسوی و "ژرژ ساند" بانوی نویسنده‌ای است که از چهره‌های پیشرو و هنجارشکن جامعه روشنفکری فرانسه در قرن نوزدهم به شمار می‌آید.
متن نامه‌ها بازتابی است از شرایط هنری، ادبی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر آن دوران که با تمی عاشقانه از روابط بین این دو نویسنده رنگی متفاوت به خود گرفته است.
نامه‌نگاری‌های فلوبر و ساند در طول هفت سال، یکی از بهترین اسناد برای شناخت روحیات این دو نویسنده و روزگارشان است.
اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید اینجا و اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

کتاب بعدی را در میان خریدهای والده پیدا کردم. او معتقد است "نشر بلخ" کتاب‌هایش را خیلی گسترده توزیع نمی‌کند و بنابراین هرکسی چشم‌اش به کتاب‌های این انتشاراتی "خاص" نمی‌افتد! به هر حال موضوع کتاب نظرم را جلب کرد و باعث شد که من هم یک نسخه برای خودم سفارش بدهم.

'از
از دریای مازندران تا دریای پارس (سفرنامه رویا لقمانیان)
نویسنده: علی‌اکبر پدرام
ناشر: بلخ
سال نشر: 1391 (چاپ 1)
قیمت: 7000 تومان
تعداد صفحات: 299 صفحه
شابک: 978-964-6337-74-9
رویا لقمانیان در سال 1385 طی 57 روز پای پیاده از شهر چالوس به شهر بوشهر سفر کرده و در این سفر بصورت نمادین مقداری از آب دریای خزر را به همراه خود حمل کرده و آن را در پایان سفر در خلیج فارس ریخته است.
یادداشت‌های این سفر علی‌الظاهر در اختیار علی‌اکبر پدارم، نویسنده‌ی این کتاب، قرار گرفته است تا آنها را برای انتشار بصورت یک کتاب تنظیم نماید و حالا کتاب پس از فراز و نشیب‌هایی منتشر شده.
در شکل فعلی، نیمی از حجم کتاب به یادداشت‌ها و در حقیقت سفرنامه‌ی خانم لقمانیان اختصاص یافته و نیم دیگر یادداشت‌های مفصلی است که نویسنده به کتاب افزوده است.
بخش اصلی کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"غروب یکی از روزهای گرم کیش بود و خورشید، روی آب را بوسه می‌زد و بر پهنه‌ی نیلگون آب‌های دریای پارس (خلیج فارس) خط سرخی می‌کشید.
ساعت 7:30 دقیقه بعدازظهر روز 24 خردادماه 1385، با بستن وسایلم، به طرف فرودگاه کیش حرکت کردم و پس از انجام تشریفات پرواز، به طرف هواپیما رفته و سوار شدم.
همچنان که هواپیما از جزیره‌ی زیبای کیش برمی‌خاست، با نگاهی از پنجره، خاطرات سفر 69 روزه‌ام را به یاد می‌آورم.

نخستین گام‌ها
بعد از ظهر 15 فروردین سال 1385، هوا لطیف و خنک بود، با خودروی سواری، از کرج به طرف چالوس حرکت کردم و خیلی زود در افکار سفری که در پیش داشتم غرق شدم. سدها پرسش ریز و درشت فضای ذهنم را اشغال کرد. آیا می‌توانم به سلامت، تمام مسیر را طی کنم؟ آیا در طول مسیر از من حمایت خواهد شد؟ نکند خطری تهدیدم کند یا تصادفی.
سعی کردم از افکار منفی فاصله بگیرم و فقط به او (آفریدگار)، بیندیشم و از او یاری بخواهم؛ زیرا او مرا به این راه خوانده و خودش هم مراقب من خواهد بود. پس خیالم آسوده شد و آرامش یافتم ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

با خرید کتاب قبلی به سرم زد که یک فهرست "سفرنامه" سر هم کنم و حالا افتاده‌ام دوره برای جمع کردن کتاب‌های لازم برای تدوین این فهرست. کتاب بعدی طی جستجو برای پیدا کردن کتاب‌های لازم برای تهیه این فهرست به چشم‌ام خورد. فکر می‌کنم در ماه‌های آینده هم همینطور "سفرنامه" بخرم و بهتان معرفی کنم. منتظر باشید!

'سرزمین
سرزمین ققنوس: سفر به کره جنوبی
نویسنده: پونه ندائی
ناشر: امرود
سال نشر: 1391 (چاپ 2)
قیمت: 15000 تومان
تعداد صفحات: 163 صفحه
شابک: 978-600-5327-74-8
"سرزمین ققنوس" درباره مردمانی کوشا و امیدوار است که با اراده‌ای کم‌نظیر، کشور خود را از ویرانی به آبادانی رساندند. این نخستین کتابی است که درباره فرهنگ و زندگی مردم کره در ایران منتشر می‌شود. نگارنده حاصل سفرهای خود به کره جنوبی را در قالب گزارش دیدار با فرهنگ و مکان‌های مختلف، همچنین گفت‌وگو با شخصیت‌های برجسته‌ی کره‌ای در حوزه سینما، ادبیات و هنر ارائه می‌نماید. مخاطبان این اثر، با تصویر و کلمه سفری جذاب و به یادماندنی به کشوری دور از نظر جغرافیایی و نزدیک از نظر ارزش‌های فرهنگی خواهند داشت. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
کتاب با بخشی تحت عنوان "سئول: شهر خودکار" با این جملات آغاز می‌شود:
"سئول شهری پر از جنب و جوش و فعالیت است. سرعت زندگی و کار در سئول از همه شهرهای دیگر کره بیشتر است. همه چیز مثل ساعت کار می‌کند حتی آدم‌ها از این قاعده خارج نیستند. همه در سئول باید خود را با سرعت، دقت و پر کاری محیط و نظام اقتصادی و اجتماعی تطبیق دهند. از این رو مردم سئول نسبت به شهرهای دیگر فشار روانی بیشتری را تحمل می‌کنند. به هر حال پایتخت‌نشینی هم هزینه دارد. امکانات و خدمات شهری سئول استاندارد بالایی دارد. علائم راهنما، نظم و رفاه مکان‌های عمومی، مدیریت ترافیک شهری و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی در همه‌جا چشمگیر است. واقعا در خیابان‌ها کمتر صدای بوق ماشین‌ها به گوش می‌رسد. هم عابر و هم راننده قانون را رعایت میدکنند. بنابراین اگر دیدید که چراغ عابر سبز شد و عابران بدون این که به خیابان و ماشین‌ها نگاه کنند سرشان را پایین می‌اندازند و با سرعت از خیابان رد می‌شوند تعجب نکنید ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید اینجا بیابید.

چاپ کتاب تمام شده!

خب، اجازه بدهید دوباره برگردیم به نمایشگاه و غرفه‌ی انتشارات دربهمن

دانش. سه کتاب بعدی همگی از آن غرفه خریداری شده‌اند.

درباره‌ی کتاب بعدی باید بگویم که اگر به صفحه‌ی مربوط به آن در سایت آمازون نگاهی بیاندازید می‌بینید که با تعداد بالایی رای (بیش از 2700 نفر درباره‌ی کتاب نظر داده‌اند) به امتیاز قابل توجهی دست یافته است. این حجم توجه نشانه‌ی کنجکاوی اهالی ینگه دنیا درباره‌ی مسائل پاکستان، افغانستان و منطقه‌ی خاورمیانه است. نکته کمدی اینکه، پس از انتشار این کتاب موفق و سرازیر شدن کمک‌های انسان‌دوستانه به بنیادی که نویسنده برای فعالیت‌های خود به راه انداخته است علی‌الظاهر اتهاماتی مبنی بر سوءاستفاده به نویسنده‌ی کتاب وارد شده و هنوز هم بکش و واکش‌های حقوقی در این مورد ادامه دارد. یکی دیگر از موضوعاتی که برای اهالی ینگه دنیا جذابیت دارد!

'سه
سه فنجان چای
نویسنده: گرگ مورتنسون
ترجمه: شهرزاد بیات موحد
ناشر: در بهمن دانش
سال نشر: 1387 (چاپ 1)
قیمت: 7000 تومان
تعداد صفحات: 450 صفحه
شابک: 978-964-174-074-2
در سال 1993، کوهنوردی به نام گرگ مورتنسون پس از صعودی ناموفق به قله‌ی K2، به شکل اتفاقی، از دهکده‌ای محروم در پاکستان گذر می‌کند. او تحت تاثیر مهربانی ساکنان آنجا، قول می‌دهد که برگردد و مدرسه‌ای در روستا بسازد. سه فنجان چای، ماجرای این قول و پی‌آمدهای شگفت‌انگیز آن است. مورتنسون در طول دهه‌ی گذشته، نه یک مدرسه بلکه پنجاه و پنج مدرسه، به‌ویژه برای دختران، در منطقه‌ای ممنوعه، ساخته که زادگاه طالبان بوده است. داستان او ماجرایی جذاب و در عین حال گواهی روشن، بر قدرت و تاثیر روحی محبت و مهربانی است. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
فصل اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"در کاراکورام پاکستان، در مساحتی که به زحمت به صد و پنجاه کیلومتر می‌رسد بیش از شصت کوه از بلندترین کوه‌های جهان، با زیبایی خاص و بی‌بدیل کوهستانی خود بر فراز گستره‌ای بلند و تقریبا خالی از سکنه سربرافراشته‌اند. به غیر از پلنگ سفید و بز کوهی، آن‌قدر موجودات زنده اندکی از این سرزمین یخی بی‌آب و علف گذر کرده‌اند که تا آغاز قرن بیستم، وجود کوه کی‌دو، دومین کوه بلند دنیا، برای جهان خارج شایعه‌ای بیش نبود.
یخچال شصت و دو کیلومتری بالتورو که از کی‌دو به سوی راسته‌های علیای پرجمعیت دره‌ی سند، بین چهار ستون مخروطی خیاره‌دار گاشربروم و ناهمواری‌های نوک‌تیز و مرگ‌آور کوه‌های بلند ترانگو جریان دارد هم نمی‌تواند خللی در این بنای عظیم سنگ و یخ وارد کند. و حتی حرکت این رودخانه‌ی یخ‌زده که با سرعت ده سانتی‌متر در روز به پیش می‌رود، تقریبا به سختی قابل مشاهده است ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید اینجا و اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'دختری
دختری در غبار خاطره‌ها
نویسنده: کیم ادواردز
ترجمه: اصغر اندرودی
ناشر: در بهمن دانش
سال نشر: 1 (چاپ 1387)
قیمت: 7500 تومان
تعداد صفحات: 508 صفحه
شابک: 978-964-174-063-6
این داستان مبهوت‌کننده از زمستانی در سال 1964 آغاز می‌شود، زمانی که کولاک برف، دکتر دیوید هنری را وامی‌دارد دوقلوهایش را خود به دنیا آورد. پسرش که اول به دنیا می‌آید، در سلامت کامل است؛ اما دکتر بی‌درنگ درمی‌یابد که دخترش به عقب‌ماندگی ذهنی مبتلا است. بنا به انگیزهایی که به نظر او معقول است، در یک لحظه تصمیمی می‌گیرد که سراسر عمرشان از آن تاثیر می‌پذیرد. او از کرولاین، پرستار خود می‌خواهد که بچه را به موسسه‌ای که ویژه نگهداری از این‌گونه کودکان است، بسپارد. کرولاین، به جای این کار به شهری دیگر می‌رود و دختر را، مانند فرزند خود بزرگ می‌کند ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"پیش از آغاز کار پر زحمت زن، بارش برف آغاز شد. در هوای خفه و خاکستری رنگ اوایل غروب، ابتدا دانه‌های ریز برف باریدن آغاز کرد؛ اما سپس باد در برف‌ها پیچید و در برابر ایوان گسترده جلویی خانه‌شان طوفانی گرداب مانند از برف پدیدار شد. مرد در کنار زن نزدیک پنجره ایستاده بود و طوفان برف را تماشا می‌کرد، که پس از جوشش و غلیان رو به‌سوی زمین رانده می‌شد. چراغ‌های سرتاسر محله روشن و شاخه‌های عریان درختان سفید شد.
مرد، پس از شام، آتشی افروخت و در آن هوا به کاری پرمخاطره دست زد، بیرون رفت تا از چوب‌هایی که در پاییز گذشته در کنار گاراژ کپه کرده بوده، بردارد. هوای مقابل صورتش روشن بود و سرد، و برف‌های باریده بر سطح راهِ ورودی خانه اکنون تا نزدیکی زانویش می‌رسید. او تکه چوب‌ها را برداشت، کلاه‌های سفید و نرمی را که بر ساهایشان بود، تکاند و آنها را به درون ساختمان آورد. تکه چوب‌ها، وقتی درون آتشدان آهنین قرار گرفتند، بی‌درنگ شعله‌ور شدند، او مدتی چهار زانو در برابر آتشدان نشست، تکه‌های چوب را به آتش افزود و با حالتی خواب‌آلود به شعله‌های آتش چشم دوخت ..."

چاپ کتاب تمام شده!

'و
و من اینگونه زندگی می‌کنم
نویسنده: مگ روسوف
ترجمه: ریتو بحری
ناشر: در دانش بهمن
سال نشر: 1391 (چاپ 1)
قیمت: 7400 تومان
تعداد صفحات: 223 صفحه
شابک: 978-964-174-153-4
دیزی، پانزده ساله و اهل نیویورک، که می‌پندارد همه‌چیز را درباره عشق می‌داند. مادرش هنگام تولد او از دنیا رفت و اکنون پدرش برای تابستان او را به جایی دور از خانه فرستاده است تا در نواحی روستایی انگلستان همراه با خاله‌زاده‌هایی که هرگز حتی آنان را ندیده است، زندگی کند.
او در آنجا کشف خواهد کرد که عشق واقعی چگونه است؛ چیزی بی‌رحم، اسرارآمیز و شگفت‌انگیز. جایی که دنیایش زیر و رو می‌شود و تابستانی محشر به میلیون‌ها قطعه‌ی حیرت‌انگیز تقسیم خواهد شد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"من الیزابت هستم، اما هیچکس تاکنون مرا به این نام صدا نکرده است. وقتی به دنیا آمدم پدرم نگاهی به من انداخت و می‌بایستی با خود فکر کرده باشد که ظاهری شبیه فردی باوقار و جدی داشتم، مانند ملکه‌ای از دوران گذشته یا فردی والامقام که از دنیا رفته است. اما بعد معلوم شده شکل و شمایل معمولی دارم، نه چیزی که مورد توجه قرار گیرد. حتی زندگی‌ام تا حالا معمولی و ساده بوده است. از آنجا که مرا بیشتر دیزی صدا می‌کردند، نام الیزابت کم‌کم از اذهان فراموش شد.
اما تابستانی که به انگلستان رفتم تا با خاله و خاله‌زاده‌هایم بمانم، همه‌چیز تغییر کرد. بخشی از آن به علت جنگ بود که از قرار بسیاری از چیزها را دگرگون ساخت، اما از آنجا که نمی‌توانم چیز زیادی از زندگی‌ام پیش از جنگ به خاطر آورم، درباره آن در کتابم که پیشِ روی شماست چیزی نقل نمی‌کنم.
باید بگویم همه‌چیز بیشترش به خاطر ادموند تغییر کرد.
و آنچه رخ داد این‌گونه است ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

خب، بعد از دربهمن دانش، برویم سراغ غرفه‌ی انتشارات خجسته! در غرفه‌ی این ناشر باسابقه دو کتاب قدیمی نظرم را جلب کرد. اولی کتابی بود از محمود گلابدره‌ای که سال گذشته از دنیا رفت و پس از مرگش تا مدتی حرف و حدیث‌هایی هم درباره‌ی سختی‌های سال‌های آخر زندگی‌اش و بی‌توجهی ما مردم به اهل فرهنگ و هنر و ادب‌مان (البته تا قبل از مرگ‌شان)، به پاخاست.

'سرنوشت
سرنوشت بچه شمرون
نویسنده: محمود گلابدره‌ای
ناشر: خجسته
سال نشر: 1386 (چاپ 1)
قیمت: 7000 تومان
تعداد صفحات: 205 صفحه
شابک: 964-6233-67-8
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"مهربان، سر افتاده پایین، سرِ سه راه سنگِ سه مثقال، از سیروس خداحافظی کرد و سرازیر شد. همکلاسی‌هایش می‌گفتند و می‌خندیدند و می‌رفتند. مهربان تا سر گلابدره سرش را بلند هم نکرد. سر پیچ کوچه گَل لجن، اسفندیاری، هم‌کوچه‌اش را دید و به او گفت، شب میای؟
- چه خبره؟
- هیئت حلوا میده، بعد از حلوا هم هیئت میخواد بره حصار فرج.
- باید برم در دکون.
- خب برو بعد بیا.
- یه عالمه مشق دارم، رونویسی، پاکنویس حساب و هندسه، نقاشی، تازهخ کاردستیمم مونده. اگه حاج کلب حسین پرسید بگو مشق داشت، بگو کار داشت، بگو باید می‌رفت نون می‌گرفت و آب از قنات می‌آورد. بگو، یه چیزی بگو دیگه مهربان.
- مگه من کار ندارم؟
- داری، از منم بیشتر داری، راستی تو چطوری به کارات میرسی؟ الان که مدرسه تموم شده میری پیش بابات، تا غروب اونجا هستی. غروب که میای تو بازارچه و با بچه‌ها بازی میکنی، یا میری مسجد و هیئت و تا آخر شب اونجایی. تو مدرسه هم که شاگرد اولی و همه‌اش پِری می‌گیری. پس کی کاراتو می‌کنی؟ نکته ننه‌ت یا بابات مشقاتو می‌نویسن واسه‌ت ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

انتخاب بعدی‌ام از غرفه‌ی خجسته هم، مجموعه داستانی بود اثر فرشته‌ی ساری.

'مرکز
مرکز خرید خاطره
نویسنده: فرشته ساری
ناشر: خجسته
سال نشر: 1386 (چاپ 2)
قیمت: 5000 تومان
تعداد صفحات: 101 صفحه
شابک: 964-6233-80-5
کتاب حاوی 7 داستان کوتاه است که در بین سال‌های 1381 تا 1384 نوشته شده.
داستان "ابوالهول" با این جملات آغاز می‌شود:
"اتوبوس، چند صد متر مانده به پایانه، پنچر شد. بارم یک کوله‌پشتی بیش‌تر نیست، منتظر پنچرگیری نمی‌مانم و پیاده به راه می‌افتم.
از همین جا هم، بنای خاکستری پایانه، کنار کاروانسرای متروک، پیداست. کمی راه رفتن، آن هم پس از دوازده ساعت نشستن در اتوبوس، خستگی پاهایم را برطرف می‌کند، هوا خشک، ملایم و آفتابی است.
سلانه سلانه از آسفالت به طرف باریکه خاکی جاده می‌روم. بهتر است به جای گذر از ساختمان نوساز ترمینال، از کاروانسرای متروک کنار آن عبور کنم و قدم به شهر بگذارم، این‌طوری هم فال است و هم تماشا.
آبی فیروزه‌ای بر ستون‌های دروازه، جا به جا، دیده و نادیده می‌شود. روبنای کاروانسرا از گل اخرا بوده، تاقی و ستون‌ها از کاشی و حالا بازی سایه و آفتاب است با لاژورد و اخرا ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید اینجا و اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

ایستگاه بعدی، غرفه‌ی نشر شورآفرین است. اینجا یک کتاب بیشتر برنمی‌دارم. قبلا یادم نیست در اینترنت دنبال چه می‌گشتم، اما یادم هست که یکبار سر وب سایت نویسنده‌ی این کتاب درآورده‌ام. پیشترها هم یکی از دوستان اسم شرکت‌اش را "سوشیانس" گذاشته بود که چون معنی‌اش را نمی‌دانستم مقداری درباره‌ی معنای این لغت توضیح داد و توجه‌ام را به آن جلب کرد. بنابراین وقتی کتاب را روی میز غرفه‌ی ناشر دیدم، خریدمش به این امید که فرصت کنم تا این داستان اسطوره‌ای ایرانی را بخوانم.

'سوشیانس
سوشیانس
نویسنده: شروین وکیلی
ناشر: شورآفرین
سال نشر: 1390 (چاپ 1)
قیمت: 15000 تومان
تعداد صفحات: 382 صفحه
شابک: 978-964-2995-16-5
سوشیانس، نخستین نمونه از داستان‌های اسطوره‌ای نوین و در زمره‌ی ادبیات علمی، تخیلی و اساطیری است که با الهام از تاریخ اسطوره‌ای ایران باستان نوشته شده است. حجم زیادِ نمادها و عناصر اساطیری‌ای که در این کتاب به کار گرفته شده، به همراه دستکاری‌ها و دگرگونی‌های اعمال‌شده بر آن‌ها، کل داستان را به اثری نوآورانه و حتی جسورانه تبدیل کرده است.
"سوشیانس"، واپسین هفت روزِ پایان تاریخ، یعنی آخرین لحظه‌های زمان کرانمند را روایت می‌کند و با آغاز فرشگرد و رویارویی نهایی نیروهای ظلمت و روشنایی خاتمه می‌یابد. (برگرفته از وب سایت نویسنده، soshians.ir)
داستان کتاب با فصل "نخستین گاهان: میدیوزرم" اینچنین آغاز می‌شود:
"هفت روز به پایان سال مانده بود. سوز زمستانی کم کم جای خود را به باد گرمی می‌سپرد که گه‌گاه از میان شاخ و برگ درختان جنگل گذر می‌کرد و هم‌چون چاووشی نویدبخش، از آن سوی دیوارهای سیاوش‌گرد جاری می‌شد و بوی بهار را به خانه‌ها می‌آورد. آسمان هم‌چنان تیره بود و افق دریای فراخکرت هم‌چنان مه‌آلود. ضرباهنگ زندگی ساکنان سیاوش‌گرد، مام‌شهرِ سرزمین‌های باختری، مثل همیشه بود؛ با رخوت و سستی. هیچ جا نشانه‌ای از دگرگونی دیده نمی‌شد. آدمیان به انتظار فرارسیدن بهاری هم‌چون بهار سالیان پیش نشسته بودند و با سردرگمی شهرهاشان را با زیورهایی کهن می‌آراستند. بر دیوارها نشانه‌های مقدسی با معنای گمشده را نقش می‌کردند و سرودهایی می‌خواندند که به زبانی از یادرفته تعلق داشت و هیچ‌کس مفهوم‌شان را نمی‌دانست. اشموغان، سوار بر سوسمارهای تنومند و چندش‌آورشان با تفرعن از خیابان‌های غبارگرفته‌ی شهر می‌گذشتند و این مناسک پوچ را مسخره می‌کردند. آدمیان، ناتوان از فهم معنای این آیین‌ها، با شرم و ترس در برابرشان سر فرود می‌آوردند ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا بیابید.

چاپ کتاب تمام شده!

... و بعد می‌رسیم به غرفه‌ی انتشارات لیوسا. دو کتابی که از این غرفه انتخاب کرده‌ام را فکر می‌کنم باید در رده‌ی ادبیات "عامه‌پسند" طبقه‌بندی کنیم. بالاتر صحبت "مقایسه" را کردم. در اینجا هم به نظرم بد نیست که نمونه‌هایی از این شاخه‌ی "بی‌ارزش ادبی" که بسیار پرطرفدار است (و انگار در همه جای دنیا همیشه به ماجرای دل باختن زن و مردی به یکدیگر و اینکه بالاخره آخرش به همدیگر می‌رسند یا نه می‌پردازد) را انتخاب کنیم و ویژگی‌های محصولات وطنی را با محصولات "خارجی" مقایسه کنیم. خدا را چه دیدید، شاید نتایج مثبتی از اینکار حاصل شد.

'برفراز
برفراز تپه‌های کرکتون
نویسنده: فلورا کید
ترجمه: عطیه رفیعی
ناشر: درسا
سال نشر: 1391 (چاپ 1)
قیمت: 9000 تومان
تعداد صفحات: 240 صفحه
شابک: 978-964-8759-74-7
مارگارت دان به دلیل افسردگی ناشی از غم از دست دادن مادرش، نیاز فراوانی به تغییر داشت. بنابراین هنگامی که شغلی به عنوان پرستار خصوصی در منطقه‌ای زیبا در اسکاتلند پیدا کرد، بلافاصله به آنجا رفت. در آنجا با ریچارد آشنا شد. گرچه از نظر ریچارد، او دختری کاملا معمولی با ظاهری ساده بود اما مارگارت به او دل باخت. ولی سرانجام این عشق به کجا می‌انجامید؟ در حالی که او در مقایسه با جولی زیبا و دوست‌داشتنی، دختری ساده و بی‌آلایش بود و از طرفی غرور و پایبندی‌اش به اصول اخلاقی، مانع از بیان عشقش به ریچارد می‌شد ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"قبل از اینکه وارد ساختمان سیاه رنگی شوم که یکی از بهترین هتل‌های شهر منچستر به‌شمار می‌رفت، جلوی در ورودی مکث کردم تا بلکه اضطرابی را که در درونم غوغا می‌کرد، گلویم را می‌فشرد و باعث عرق کردن و خیس شدن دستانم شده بود، فرو بنشانم. یک روز بسیار خوب بهاری بود. نور خورشید از میان مهی که آسمان را پوشانده بود، بر زمین می‌تابید. شهر آرام و ساکت بود، ازدحام و شلوغی ترافیک صبحگاهی تمام شده بود. در وسط میدان، باغبانی به باغچه‌ای که به‌وسیله‌ی نرده‌هایی سبز رنگ از دستان غارتگر بچه‌های ولگرد شهر محافظت می‌شد، رسیدگی می‌کرد. در پشت نرده‌ها، لاله‌های بلند قرمز رنگی در زیر سایه‌ی درخت گیلاس پرگلی که شاخه‌های ظریف پیچ در پیچ آن زیر وزن شکوفه‌های صورتی‌رنگ سر خم کرده بود، صاف و سربازگونه قد برافراشته بودند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'رویای
رویای روی تپه
نویسنده: لیلین پیک
ترجمه: عطیه رفیعی
ناشر: درسا
سال نشر: 1391 (چاپ 3)
قیمت: 9500 تومان
تعداد صفحات: 280 صفحه
شابک: 978-964-5634-31-3
نیکولا در مدرسه‌ای دور از زادگاهش مشغول تدریس بود. نامه‌ای از مادرش دریافت می‌کند تا برای کمک به او به خانه بازگردد. نیکولا با علاقه‌ای که نسبت به مادرش داشت شغل مورد علاقه خود را رها کرده عازم زادگاهش می‌شود. در بین راه با دکتر کانر میشل که به علت فوت پدرش، شغل خود را در بیمارستان معتبر و معروفی رها کرده و برای تصدی شغل پدرش به عنوان پزشک ناحیه، که اتفاقا همان زادگاه نیکولا بود، می‌رفت آشنا می‌شود.
نیکولا از اینکه کسی را که پیدا کرده همدرد اوست و آشنایی با او در موقعیتش اثر مثبت خواهد داشت، خوشحال است. اما متاسفانه برخلاف تصور نیکولا آنها نمی‌توانستند همدیگر را تحمل کنند. زیرا نیکولا فکر می‌کرد کانر فردی مستبد و متعصب است و کانر نیز تصور می‌کرد او فردی بی‌بند و بار است ...(برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"از زمانی که نیکولا وارد قطار شده بود، مدام از خودش این سوال را می‌کرد، "آیا کار درستی کرده که همکاران و شغل مورد علاقه‌اش را رها کرده است؟"
شغل پرآتیه‌ای که سالهای زیادی صرف تحصیل در آن زمینه کرده بود را به خاطر مادرش رها می‌کرد و به خانه بازمی‌گشت.
نیکولا نامه مادرش را از درون کیفش بیرون آورد. از تاریخ نامه دو ماه می‌گذشت. برای چندمین بار خطوط نامه را از نظر گذراند:
"مدتی است که حالم زیاد خوب نیست. نمی‌خواستم این موضوع را به تو بگویم و نگرانت کنم. اما دکتر به من توصیه کرده است که اداره فروشگاه را به کس دیگری بسپارم و زندگی را سخت نگیرم. فقط استراحت کنم و بیشتر مراقب خودم باشم. نمی‌خواستم مزاحم تو شوم، اما می‌دانی که من به جز تو کس دیگری را ندارم تا از او کمک بخواهم و همان‌طور که خودت می‌دانی چون تنها منبع درآمد من فروشگاه است، نمی‌توانم آن را بفروشم. عزیزم آیا به خانه می‌آیی تا اداره فروشگاه را به‌عهده بگیری؟"
حتی اگر این خواهش را یک دوست از او می‌کرد، نیکولا به سختی می‌توانست پاسخ منفی دهد، چه برسد به این که این درخواست از طرف مادرش بود. نیکولا نامه را تا کرد و در کیفش گذاشت و همان طور که قطار از میان تپه‌ها و دره‌های حاصلخیز به طرف شمال شرق در حرکت بود، به مناظر بیرون خیره شد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

خب، کتاب‌های عامه‌پسند و البته خریدهای نمایشگاه کتاب تهران در همین‌جا به پایان می‌رسند. دو کتاب بعد، معرفی و درخواست مشترکین جیره‌کتاب بوده‌اند. اولی نوشته‌ی برنده‌ی جایزه‌ی ادبی نوبل (زاده‌ی کرمانشاهِ خودمان) و دومی هم کار یک نویسنده‌ی افغانی‌الاصل. هر دو مناسب برای دوستانی که ادبیات جدی‌تری را می‌پسندند.

'فرزند
فرزند پنجم
نویسنده: دوریس لسینگ
ترجمه: کیهان بهمنی
ناشر: ثالث
سال نشر: 1397 (چاپ 8)
قیمت: 16500 تومان
تعداد صفحات: 207 صفحه
شابک: 978-600-5218-02-2
دیوید و هریت در حالی که به سر و صدای خنده و بازی بچه‌ها در حیاط گوش می‌کردند دستان همدیگر را گرفتند و لبخند زدند. می‌توانستند در هوای خوشبختی نفس بکشند. چهار فرزند، خانه‌ای قدیمی و زیبا، و دوستان و اقوامی دوست‌داشتنی، زندگی دیوید و هریت لوات زمزمه‌ی شکوهمند زیبایی ارزش‌های پاک و دل‌انگیز زندگی به دور از هیاهوی شهر است. اما آن‌گاه که فرزند پنجم آنها به دنیا می‌آید، سایه‌ی ترسناک و پلیدی بر زندگی آرام و خوش آنها می‌افتد. بنِ غول‌پیکر با چهره‌ای کریه و زشت و با قدرتی مهارنشدنی، مملو از نفرتی خشک سینه‌های هریت را می‌درد. هریت که سعی در نگهداری از این نوزاد دارد، با مقاومت ترسناک و خشنی مواجه می‌شود که پیش‌تر حتی فکر آن را نیز نمی‌کرد. هریت پریشان به‌شدت از چیزی که به دنیا آورده است، به وحشت می‌افتد ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"هریت و دیوید همدیگر را در ضیافت اداری ملاقات کرده بودند که هیچکدام هم از قبل قصد رفتن به آن را نداشتند و بلافاصله متوجه شده بودند که این ملاقات همان چیزی است که مدت‌ها انتظارش را می‌کشیدند. آشنایی با آدمی تودار، با تفکری قدیمی، در صورتی که نخواهیم بگوییم کهنه‌پرست، مشکل‌پسند و خجالتی: اینها و کلی صفت‌های دیگر درباره‌ی خشک بودن رفتارشان، حرف‌هایی بود که دیگران درباره‌ی آنها می‌گفتند. آنها هم با سرسختی از نظر خودشان مبنی بر اینکه آدم‌های معمولی هستند و حق دارند باشند، دفاع می‌کردند و معتقد بودند نباید به این علت که در نشان دادن احساسات زیاده‌روی نمی‌کردند و چون خشک بودن رفتاری نامتعارف بود، مورد انتقاد قرار بگیرند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'بی‌راوی
بی‌راوی
نویسنده: رفیع جنید
ناشر: کندوکاو
سال نشر: 1390 (چاپ 1)
قیمت: 5000 تومان
تعداد صفحات: 133 صفحه
شابک: 978-964-95087-1-9
در شناسنامه‌ی کتاب، موضوع آن "قطعه‌های ادبی" ذکر شده. مطالب اینترنتی درباره‌ی کتاب البته همگی آن را "رمان" معرفی کرده‌اند. کتاب به هر حال فرم و ساختاری شعرگونه دارد و نثر آن با تلقی معمول از "رمان" و "داستان" فاصله دارد.
مطلب کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"الیاس لبه کاردِ سوهان‌خورده‌یی را گذاشته بود بر گلوی بره‌ی هشت‌ماهه‌ی ماه‌جان. بره با پهلو بر برف افتاده بود و سیرِ قرمزِ کاردی که به ابتلای رگ در ابتدا بود را با آن چشمانِ سیاه و سرمه‌سود به انتظار بود. و آن‌طرف‌تر نزدیک چرخ چوبی چاه خودِ ماه‌جان چون هلالی ایستاده بود با پای‌پوش کشمیری‌اش. پای‌پوشی بوریایی و خیسِ آب که دل به یخ می‌سپرد. پای‌پوشی بافته شده از الیافِ علف‌های کوهی به رنگِ داغِ بوریا، که پاهای از عاجش را می‌پوشاند.
ایستاده بود، با جامه‌ی پرپر ایماقی بر تن، و سربندِ گلِ سیبِ آویخته بر شانه. تنش اقلیمِ پریانِ پریشان بود. ساعدانش کرشمه وقت بود و ساق‌هایش دو ستونِ مرمر بود از انحنا. هزار عقربِ خمار هم در میم مویش بود، کجِ کج تا کنج آن خمِ خمیده، تا آن خَدِ زلال، تا آن زنخدانِ مغیب، چون چوگانِ آویخته از دست امیران ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید اینجا و اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

کتاب/فیلمنامه‌ی بعدی را نیز مترجم آن لطف کرده‌اند و برای جیره‌کتاب ارسال کرده‌اند.

'شکلات
شکلات (فیلمنامه)
نویسنده: رابرت نلسون جیکوبز
ترجمه: فرهاد فرنوش
ناشر: میکاییل
سال نشر: 1391 (چاپ 1)
قیمت: 4500 تومان
تعداد صفحات: 133 صفحه
شابک: 978-964-7066-30-3
داستان "شکلات" نوشته‌ی جوان هریس قبلا از سوی کتابسرای تندیس منتشر شده بود. کتاب حاضر متن فیلمنامه‌ی فیلمی است که از روی کتاب خانم هریس تهیه شده و جوایز متعددی نیز در جشنواره‌های مختلف کسب کرده است.
فیلم/داستان ماجرای مادر و دختری به نام ویان و آنوک را روایت می‌کند که به شهر کوچکی در فرانسه وارد می‌شوند و با اجاره‌ی یک مغازه‌ی قنادی، شروع به فروختن شکلات‌های دستپخت خودشان می‌کنند. شکلات‌ها آنقدر خوشمزه هستند که خیلی زود همه‌ی اهالی شهر مشتری آن می‌شوند. اما روش و منش ویان بگونه‌ای است که باعث می‌شود در این شهر کوچک بعضی‌ها چشم دیدن او را نداشته باشند ...

چاپ کتاب تمام شده!

کتاب بعدی را نمی‌دانم دقیقا باید در چه "قفسه‌ای" قرار بدهم! شاید "ادبیات مینیمالیستی".

'یادداشت‌های
یادداشت‌های پراکنده لژیا
نویسنده: مژگان ضحاکی
ناشر: شورآفرین
سال نشر: 1390 (چاپ 1)
قیمت: 3500 تومان
تعداد صفحات: 118 صفحه
شابک: 978-964-2995-33-2
کتاب مجموعه‌ای است از "یادداشت‌های پراکنده". همه چند خطی و کوتاه. اغلب یادداشتهای نویسنده قابلیت این را دارند که به جملات محبوب علاقمندان تبدیل شوند.
یکی از "یادداشت‌های" کتاب که در صفحه‌ی 41 آمده به این شرح است:
"این اولین بار نبود که تو بلوار این اتفاق می‌افتاد
از پشت شاخه‌های درخت پنهونی نگاهشون می‌کردم
اون دختر و پسری رو که روی نیمکت نشسته بودن
دختر دست خودش نبود و اشک می‌ریخت و پسر یه ریز داشت حرف می‌زد
همیشه این نمای نزدیک رمانتیک تکرار می‌شه
تا حالا ندیدم هر دوشون با هم گریه کنن یا هر دوشون بخندن
می‌تونم حدس بزنم بعدش چه اتفاقی می‌افته
این روزا دیگه هیچکی بر سر دوراهی نمی‌مونه!"

چاپ کتاب تمام شده!

و بالاخره آخرین کتاب این فهرست یک جامانده از فهرست ماه قبل است. در ماه قبل اطلاعات این کتاب را وارد کردم اما در لحظه‌ی آخر فراموش کردم که نام آن را در فهرست بیاورم. بنابراین جاماند تا این ماه به همراه "اردیبهشتی‌ها" به شما معرفی شود.

'هیچ‌کدام
هیچ‌کدام برای ازدواج مناسب نبودند
نویسنده: حمیدرضا هوشمند
ناشر: شبکه هنر
سال نشر: 1391 (چاپ 2)
قیمت: 4500 تومان
تعداد صفحات: 211 صفحه
شابک: 978-964-96600-9-7
کتاب، خاطرات شیرین دوران کودکی نویسنده است.
حمیدرضا هوشمند در سال 1347 در نیشابور به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات متوسطه در سال 1365 در رشته‌ی مهندسی کشاورزی دانشگاه تهران ادامه‌ی تحصیل داد. همزمان به دلیل علاقه‌ی فراوان به سینما در کلاسهای فیلمسازی انجمن سینمای جوان کرج شرکت کرد. او فعالیت خود را در زمینه‌ی سینما ادامه داد و تاکنون موفق به ساخت چندین فیلم مختلف شده است.
حمیدرضا هوشمند خاطرات دوران کودکی و نوجوانی‌اش را با قلم روان و شیرین خود در این کتاب به رشته‌ی تحریر درآورده است. (برگرفته از معرفی ناشر در ابتدای کتاب)
فصل اول کتاب با عنوان "سپیدار" با این جملات آغاز می‌شود:
"من بین همه درخت‌ها، عاشق تیره‌ی صنوبرهام. درخت‌هایی مثل صنوبر، تبریزی و سپیدار از این تیره هستن. درختان این تیره، به ویژه سپیدار، از رشد بسیار سریعی برخوردار بوده و اگر به صورت منظم، در ردیف‌های متعدد و با فواصل نزدیک به هم در حاشیه‌ی جاده‌ها، خیابون‌ها، بلوارها و بزرگراه‌ها کاشته بشن، بعد از چند سال عظمت و زیبایی خاصی به اون راهها میدن، شاید به مراتب بیشتر از آنچه که درختان چنار سرتاسر خیابون ولیعصر تهران، به این خیابون زیبا دادن!
پشت برگ درخت سپیدار، سفیدرنگ بوده و وزش باد در لابلای برگ‌های این درخت باعث نمایان شدن پشت برگ‌ها و در نتیجه درخشش اونها می‌شه، علاوه بر این وزش باد در سکوت خلوت شب، تولید صدای بسیار گوش‌نوازی میکنه، صدایی شبیه موسیقی که فقط می‌تونه نتیجه همکاری باد و سپیدار باشه ..."

چاپ کتاب تمام شده!

مشاهده و انتخاب کتاب‌های فهرست در بخش مشترکین

 

در این فهرست کتابهای زیر معرفی شده‌اند: هیچ‌کدام برای ازدواج مناسب نبودند (حمیدرضا هوشمند)، بی‌راوی (رفیع جنید)، فرزند پنجم (دوریس لسینگ)، و من اینگونه زندگی می‌کنم (مگ روسوف)، سه فنجان چای (گرگ مورتنسون)، دختری در غبار خاطره‌ها (کیم ادواردز)، آوازهای کوچکی برای ماه (نامه‌نگاری‌های گوستاو فلوبر و ژرژ ساند) (گوستاو فلوبر)، موش‌ها و ‌آدم‌ها (جان اشتاین‌بک)، از دریای مازندران تا دریای پارس (سفرنامه رویا لقمانیان) (علی‌اکبر پدرام)، دموکراسی یا دموقراضه (سیدمهدی شجاعی)، یادداشت‌های پراکنده لژیا (مژگان ضحاکی)، سوشیانس (شروین وکیلی)، سرزمین ققنوس: سفر به کره جنوبی (پونه ندائی)، سرنوشت بچه شمرون (محمود گلابدره‌ای)، مرکز خرید خاطره (فرشته ساری)، برفراز تپه‌های کرکتون (فلورا کید)، رویای روی تپه (لیلین پیک)، شکلات (فیلمنامه) (رابرت نلسون جیکوبز)
خواندن 4918 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u