شنبه, 16 مرداد 1395 03:26

کتاب‌های خرداد و تیر 1395

نوشته: ماني شهرير
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

یادم نیست دفعه قبل کی بوده که در انتشار این فهرست‌های ماهانه وقفه افتاده (مطمئنم که توی یازده دوازده سال گذشته یکی دو بار این اتفاق افتاده!) به هر حال همانطور که می‌بینید ماه گذشته فرصت نکردم که به این کار برسم و بعد از مدتها، "انتشار فهرست‌هایمان" با وقفه روبرو شد. حالا هم به روش معمول مجلات و ماهنامه‌ها دو فهرست را یکی کرده‌ام تا بیشتر از این عقب نیافتیم و این "قناسی" را یکجوری رفع و رجوع کنم. 

دوست دارم این فهرست را با معرفی هدیه‌ای که نوروز امسال از انتشارات ققنوس دریافت کردم، شروع کنم. انتشارات ققنوس امسال هم مانند سال گذشته به اطرافیانش کتاب هدیه داد. آنهم کتاب‌هایی که مخصوص هدیه دادن در نوروز 1395 منتشر شده بودند. هدیه امسال (که "باواسطه" به دست من رسید) از یک جهت هیجان‌انگیزتر هم بود. چون مجموعه مفصلی بود از داستان‌های عزیز نسین که من از دوران نوجوانی از آن بسیار خاطره دارم.

گفتم خاطره دارم، چندی پیش که در میان جمعی از دوستان تجدیدچاپ شدن داستان‌های عزیز نسین (پس از سال‌ها) را اعلام کردم ابراز احساسات حضار باعث شد متوجه شوم که طرفداران این نویسنده ترک، حداقل در میان هم‌نسلان من، بسیار است و ... خلاصه فکر می‌کنم داستان‌های او با مذاق ما ایرانی‌ها بسیار سازگار است.

انتشارات ققنوس داستان‌های عزیز نسین را در قالب یک مجموعه سه جلدی در ابتدای سال هدیه داد، بعد هم همین مجموعه را بصورت یکجا در نمایشگاه کتاب تهران به علاقمندان خرید آن عرضه کرد. من اما منتظر ماندم تا تهیه کتاب‌های این مجموعه بصورت جدا هم ممکن شود که این اتفاق ماه گذشته افتاد و حالا وقتش رسیده که شما هم با داستان‌های طنز اجتماعی این نویسنده‌ی همسایه آشنا بشوید.

'مگه
مگه تو مملکت شما خر نیس؟
نویسنده: عزیز نسین
ترجمه: ارسلان فصیحی
ناشر: ققنوس
سال نشر: 1398 (چاپ 5)
قیمت: 22000 تومان
تعداد صفحات: 223 صفحه
شابک: 978-600-278-001-0
کتاب حاوی 17 داستان به قلم نویسنده طنزپرداز ترک است.
داستان "هی کم‌تر شدیم" با این جملات آغاز می‌شود:
"خیلی بی‌کار مانده‌ام سلیم افندی. به هرجا برای کار می‌روم دست خالی برمی‌گردم. راضی‌ام جایی دربانی، آبدارچی‌ای، چیزی بشوم. آن هم گیر نمی‌آید ... پنج سر عائله دارم. توی این دوره و زمانه سیر کردن این همه شکم مگر شوخی است؟ اجاره‌خانه از یک طرف، خورد و خوراک از طرف دیگر، طبلکارها از آن یکی طرف؛ دیگر دارم دیوانه می‌شوم. پس‌انداز هم که ندارم. تازه، اگر هم داشته باشم به چه دردی می‌خورد سلیم افندی؟ قد کوه هم اگر باشد تمام می‌شود. هر چه داشتیم فروختیم و خوردیم. مدام با خودم می‌گویم خدایا، چه‌کار باید بکنم. دیگر از دوست و آشنا کسی نمانده که ازش قرض نگرفته باشم. دری نمانده که نزده باشم. دیگر از خودم هم خجالت می‌کشم ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'دیوانه‌ای
دیوانه‌ای بالای بام
نویسنده: عزیز نسین
ترجمه: ارسلان فصیحی
ناشر: ققنوس
سال نشر: 1396 (چاپ 4)
قیمت: 17000 تومان
تعداد صفحات: 224 صفحه
شابک: 978-600-278-043-0
کتاب حاوی 24 داستان به قلم نویسنده طنزپرداز ترک است.
داستان "دیوانه‌ای بالای بام" با این جملات آغاز می‌شود:
"همه اهل محل خبردار شده بودند:
"یه دیوونه رفته روی هره پشت‌بوم وایستاده!"
کوچه پر از آدم‌هایی شده بود که برای تماشای دیوانه آمده بودند. پلیس‌ها اول از کلانتری، بعد هم از مرکز سر رسیدند. پشت سرشان مامورهای آتش‌نشانی آمدند. مادر دیوانه‌ای که رفته بود بالای پشت‌بام التماس‌کنان می‌گفت:
"پسرم، عزیزم، بیا پایین ... قربونت برم ... یاللا قند و عسلم، بیا پایین!"
دیوانه می‌گفت:
"منو کدخدا کنین تا بیام پایین؛ اگه کدخدام نکنین خودمو از این بالا پرت می‌کنم پایین!"
مامورهای آتش‌نشانی زود برزنت نجات را باز کردند تا اگر دیوانه خودش را پایین انداخت، بتوانند بگیرندش. نه مامور آتش‌نشانی از بس با برزنت نجات دور آپارتمان گشته بودند، خیس عرق شده بودند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'محمود
محمود و نگار
نویسنده: عزیز نسین
ترجمه: ارسلان فصیحی
ناشر: ققنوس
سال نشر: 1396 (چاپ 4)
قیمت: 17000 تومان
تعداد صفحات: 216 صفحه
شابک: 978-600-278-019-5
کتاب حاوی 18 داستان به قلم نویسنده طنزپرداز ترک است.
داستان "محمود و نگار" با این جملات آغاز می‌شود:
"این‌ها رو که واسه‌ت تعریف می‌کنم بنویس آقا روزنومه‌چی؛ بنویس تا عالم و آدم ماجرای ما رو بخونن و عبرت بگیرن. اسم من محموده، اسم اون نگار ... اسم قصه‌مونو بذار "محمود و نگار"؛ بذار ملت بخونن و گریه کنن، بخونن و زار بزنن ... بلاهایی که سر "لیلی و مجنون"، سر "اصلی و کرم"، سر "شیرین و فرهاد" اومد پیش بلاهایی که سر ما اومده اصلش به حساب نمی‌آد ... اصل داستان داستانِ ماست، داستان اونا سیری چنده …
آدمای دیگه از این دموکراسی به مال و منال رسیدن، مملکتو صاحب شدن و انداختن پشت قباله‌شون، اون وقت ما نتونستیم یه زنو عقد بکنیم و سر و سامون بگیریم. حالا یه سیگار روشن کن، پکی بزن و با حوصله گوش کن ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

بعد از عزیز نسین اما می‌رسیم به استاد زیباکلام که ماه گذشته کتاب جدیدی (با موضوعی جالب) به بازار عرضه کردند و مطابق معمول هم به نظر می‌رسد استقبال خوانندگان و فروش کتاب قابل توجه بوده (البته به پای سر و صدایی که برای کتاب جدید هری پاتر بلند شده نمی‌رسد، اما در اندازه‌های خودش خوب است!)

نام کتاب "هم‌آهنگ" با نام کتاب دیگر دکتر، "ما چگونه ما شدیم"، انتخاب شده. البته موضوع آن هم به این "تقارن ادبی" دامن می‌زند و احتمالا دکتر قرار است برایمان تعریف کند حالا که فهمیدیم ما چجوری اینجوری شدیم، حالا کمی هم ببینیم "اونها چجوری اونجوری شدند!"

'غرب
غرب چگونه غرب شد
نویسنده: صادق زیباکلام
ناشر: روزنه
سال نشر: 1397 (چاپ 6)
قیمت: 35000 تومان
تعداد صفحات: 296 صفحه
شابک: 978-964-334-577-8
پاسخ به این پرسش که غرب چگونه غرب شد؟ در ایران روشن است. غرب در نتیجه غارت، تجاوز، ظلم و تعدی به کشورهای دیگر غرب شده است. بگذریم که بسیاری هم اصولا پیشرفتی در غرب سراغ ندارند و غرب و تمدنش را بجز توحش و مادی‌گری چیز دیگری نمی‌دانند. بنابراین در ایران این پرسش که "غرب چگونه غرب شد؟" خیلی موضوعیتی ندارد.
حجم دانش ما پیرامون غرب و چگونگی پیدایش آن بشدت نازل و نوعا محدود می‌شود به مشتی تئوری‌های توطئه و ادبیات ایدئولوژیک زده‌ایی که بسیاری از آنها ریشه در تفکرات مارکسیستی شصت هفتاد سال پیش دارند. این کتاب می‌خواهد به زبانی ساده نشان دهد که غرب امروز محصول تحولات تاریخی مهمی بوده که در طی قریب به 500 سال از پایان قرون وسطی به این‌سو اروپا را در می‌نوردد. این کتاب می‌خواهد به خواننده نشان دهد که غرب امروز محصول تحولاتی همچون رنسانس، نهضت اصلاح دینی، انقلاب تجاری، شکل‌گیری سرمایه‌داری، انقلاب علمی، خردگرایی، اومانیسم و عصر روشنگری است. بدون یک آگاهی اولیه از این تحولات نمی‌توان شناختی از تمدن امروزی غرب داشت. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

اما اگر دلتان می‌خواهد در تعطیلات تابستان چند داستان "هیجان‌انگیز" بخوانید، احتمالا باید به سراغ تازه‌های کتابسرای تندیس بروید. در این فهرست چهار عنوان از کتاب‌های جدید تندیس را آورده‌ام. دو تای اول، یکی کتاب بعدی "متروی 2033" و دیگری کتاب بعدی داستان "فصل استخوان" است (امان از این دنباله‌ها).

'مترو
مترو 2034
نویسنده: دمیتری گلوخوفسکی
ترجمه: فربد آذسن
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 29000 تومان
تعداد صفحات: 480 صفحه
شابک: 978-600-182-194-3
سال 2034 است. از حوادث وادنخا و ماموریت آرتیوم و همراهانش که به نابودی موجودات تاریکی و زیستگاه‌شان منجر شد، یک سال سپری شده است.
در آن سوی دیگر مترو، ساکنین ایستگاه سواستوپولسکایا روزانه در حال دست و پنجه نرم کردن با تهدیدات و مشکلات جورواجور هستند. سرنوشت ایستگاه‌شان به محموله‌ی مهماتی وابسته است که رو به اتمام است. مفقود شدن کاروان‌های عازم به ایستگاه‌شان و قطع شدن خطوط ارتباطی با ایستگاه‌های دیگر هرچه بیشتر از قبل آنها را به آستانه‌ی نابودی نزدیک کرده است.
برای حل این مشکلات، گروهی کوچک به ماموریت اعزام می‌شوند: احمد جوان، هومر پیر که رویای ادیب شدن و جاودانه کردن بخشی از تاریخ را که خود در آن زندگی می‌کند در سر دارد و در آخر شکارچی که زمانی در میان موجودات تاریکی گم شده بود، ولی اکنون با هویتی جدید و غیرمنتظره به جمع انسان‌های مترو بازگشته است. در طول سفرشان، ساشا، دختر مردی تبعیدشده که قبلا فرماندهی یک ایستگاه را برعهده داشته، به آنها ملحق می‌شود.
با کشف آثار یک بیماری مرگبار که در صورت گسترش یافتن، امنیت کل ساکنین مترو را به خطر خواهد انداخت، ماموریت این گروه کوچک وارد فاز جدید و حیاتی می‌شود و در صورتی که در انجام آن با شکست مواجه شوند، قربانیان ناکامی‌شان دیگر به ساکنین سواستوپولسکایا محدود نخواهد شد ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"آن‌ها سه‌شنبه، چهارشنبه یا حتی پنج‌شنبه که به عنوان ضرب‌الاجل آخر تعیین شده بود، به ایستگاه برنگشتند. خط قرنطینه‌ی مجهز شماره‌ی یک شبانه‌روز در حالت هوشیاری و آماده باش قرار داشت و اگر مردان نگهبان کوچک‌ترین صدایی می‌شنیدند که تداعی‌گر کمک خواستن کسی بود، یا لابلای دیوارهای تاریک و مرطوب تونل کوچک‌ترین اثری از روشنایی مشاهده می‌کردند، یک گروه تجسس و نجات فورا به طرف ناخیموف پروسپکت اعزام می‌شد.
با سپری شدن هر ساعت، تنش شدیدتر می‌شد. بهترین نیروهای مبارز که با بهترین تجهیزات مسلح شده و دقیقا برای چنین ماموریتی آموزش دیده بودند، در طول شب حتی برای یک لحظه هم فرصت بستن پلک‌هایشان را پیدا نکردند. ورق‌های که برای وقت‌کشی در میان هر آماده‌باش مورد استفاده قرار می‌گرفتند، دو روزی می‌شد که در کشوی اتاق فرمان در حال خاک خوردن بودند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'محفل
محفل گنگ‌ها
نویسنده: سامانتا شنن
ترجمه: حسین شهرابی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 36000 تومان
تعداد صفحات: 677 صفحه
شابک: 978-600-182-174-5
نیمه‌ی دوم قرن بیست و یکم. بسیاری از شهرهای بزرگ جهان تحت تسلط نیرویی امنیتی است به نام "قلمه". پِیج ماهونی در دنیای زیرزمینیِ خلافکارهای "لندن قلمه" کار می‌کند و عضوی از دار و دسته‌ی "هفت مُهر آخرالزمان" است. کارش اما حتا با معیارِ خلافکارها هم غریب است: گردآوری اطلاعات از طریق رخنه در ذهنِ دیگران. پیج "رؤیانورد" است، یعنی رده‌ی کمیاب و خاصی از "روشن‌بینان"؛ اما روشن‌بینان در دنیای تحت فرمان قلمه بزرگ‌ترین مجرمان هستند، چون هر نوع فعالیت مرتبط با روح و ماورا در حکومت قلمه قدغن است.
در کتاب فصل استخوان، قلمه پیج را دستگیر می‌کند و به زندانی مخوف می‌فرستد به نام "شئول یک". پیج در زندان می‌فهمد قدرتی در پشت پرده وجود دارد بسیار پلیدتر و عظیم‌تر از قلمه. شئول یک در اختیار نژادی قدرتمند و فراطبیعی است به نام "رِفائیم". روشن‌بین‌ها ارزشِ زیادی برای رفائیم دارند؛ اما تنها در مقام سرباز و کارگر.
پیج ماهونی سرانجام با همکاری یکی از زندانبان‌های خود به نام "سِماک مِشارتیم" یا "حارس" که از رفائیم است، شورشی به راه می‌اندازد و همراه با چندین روشن‌بینِ دیگر می‌گریزد، اما دردسرهایش تازه شروع شده‌اند: بسیاری از بازمانده‌های آن زندان مفقود شده‌اند و خودش هم تحت‌تعقیب‌ترین فردِ لندن است...
گنگ‌ارباب‌ها و گنگ‌بانوهای حاکم بر خلافکارانِ لندن برای اولین بار پس از سال‌ها جلسه‌ی سرّی‌شان را تشکیل می‌دهند تا سرنوشتِ روشن‌بینانِ لندن را تعریف کنند. اما جامعه‌ی روشن‌بین‌ها هم اسرارِ ظلمانی و اختلاف‌های بسیاری دارد و اتحادشان برای مقابله با قلمه و رفائیم ناممکن است.
قلمه با تمامِ قوای خود به دنبال رؤیانورد است و رفائیمِ قدرتمند هم کم‌کم از سایه‌ها بیرون می‌آیند و روشن‌بینان هم دلِ خوشی از پیج ندارند. پیج بیش از هر زمانِ دیگری به کمک نیاز دارد. اما حارس معلوم نیست کجاست. اما پیج باید سرنوشتِ جهان را تغییر بدهد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
(این کتاب با 10% تخفیف به مشترکین جیره‌کتاب عرضه می‌شود)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"به‌ندرت داستانی از آغاز، آغاز می‌شود. در وضعیت خاص فعلی، راستش من در آغازِ پایان این یکی سر و کله‌ام پیدا می‌شود. هرچه نباشد، داستان رفائیم و قلمه حدود دویست سال پیش از تولد من شروع شد و در چشم رفائیم عمر انسان‌ها به اندازه‌ی یک تپش قلب زودگذر است.
بعضی انقلاب‌ها دنیا را در یک روز زیر و رو می‌کنند. بعضی هم دهه‌ها یا سده‌ها یا بیش‌تر به درازا می‌کشند و بعضی‌هایشان هم هرگز به ثمر نمی‌رسند. انقلاب من با یک لحظه و با یک انتخاب آغاز شد. انقلاب من با شکوفایی گلی در شهری سری در مرز میان جهان‌ها آغاز شد.
باید صبر کنید و ببینید چطور به پایان می‌رسد.
باز هم به قلمه خوش آمدید ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

تندیس اما ماه گذشته انتشار کتاب‌های پرطرفدار مایکل کانلی را هم آغاز کرد. کافی است نگاهی به تعداد ستاره‌های دریافت شده این کتاب‌ها، با هنرنمایی کارآگاه هری بوش، بیاندازید تا متوجه شوید که احتمالا اینها هم به همان هیجان‌انگیزی کتاب‌های "جک ریچر" هستند.

'طنین
طنین سیاه
نویسنده: مایکل کانلی
ترجمه: فرناز گنجی، محمدباقر اسمعیل‌پور
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 33000 تومان
تعداد صفحات: 552 صفحه
شابک: 978-600-182-173-8
هری بوش سرباز ارتش امریکا در جنگ ویتنام است.
در مناطق جنگلی و با دسترسی سخت ویتنام، تونل‌هایی هستند که به عنوان مسیرهای مواصلاتی بین روستاها و نیز محل انبار برنج مردم مورد استفاده قرار می‌گیرد و در زمان جنگ، این تونل‌ها به عنوان گذرگاه‌های پاتک ویت‌کنگ‌ها بر علیه ارتش امریکا استفاده می‌شد. هری بوش و تعدادی از همرزمانش با عنوان سازمانی موش‌های کور، مامور جنگ در این تونل‌ها هستند. پس از پایان جنگ و بازگشت همه آن سربازها به میهن، هریک در گوشه‌ای مشغول می‌شود، بعضی، نظیر هری بوش به عنوان کارآگاه پلیس، لباس خدمت پوشیده و بسیاری نیز به راه خطا و کژی رفته و در قالب باندهای تبهکاری از تجربیات و توانائی‌های نظامی خود در این راه استفاده می‌کنند. و در این داستان، چند نفر از همسنگران هری بوش در جنگ، با حفر تونلی به زیر صندوق امانات بانکی در لوس‌آنجلس ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"پسر نمی‌توانست در تاریکی خوب ببیند، اما نیازی هم به این کار نداشت. تجربه و تمرین به او می‌گفت که موقعیت، مناسب است. خوب و مساعد. با ضرباتی نرم، همه‌ی بازویش را نوازش کرد و در همان حال، به آرامی مچش را چرخاند. سنگ مرمر تکان می‌خورد. نمی‌خواست فرار کند. آن‌جا زیبا بود.
صدای سوت هوایی را که خارج می‌شد، شنید و توانست چرخش سنگ مرمر را احساس کند. این احساسات برایش آرامش‌بخش بودند. رایحه، او را به یاد جوراب کوتاهی که توی جیبش بود انداخت و به فکر استراحت و نفس تازه کردن خودش افتاد. تصمیم گرفت بعدا این کار را بکند. نمی‌خواست حالا کارش را متوقف کند، نه تا وقتی که کار را با وارد کردن ضربه‌ای بی‌وقفه تمام کند.
اما بعد متوقف شد - وقتی که صدای موتور ماشینی بلندتر از صدای سوت قوطی اسپری شنیده شد. به دور و برش نگاه کرد، اما به جز صدای انعکاس نور سفید و نقره‌ای‌رنگ ماه بر روی انبار و لامپ کم‌نوری که در بالای در تلمبه‌خانه‌ای نصب شده بود - که در نزدیکی سد بود - نور دیگری ندید ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

صحبت "جک ریچر" شد. ماه گذشته نهمین کتاب از مجموعه کتاب‌هایی که این شخصیت جالب ادبی در آن هنرنمایی می‌کند، به بازار کتاب ایران آمد. ویژگی این کتاب خاص از مجموعه جک ریچر آن است که از روی داستان آن اقتباسی سینمایی با بازی تام کروز صورت گرفته و خیلی‌ها احتمالا قبل از آنکه جک ریچر را با خواندن کتاب‌های لی چایلد بشناسند، با دیدن این فیلم با او آشنا شدند.

'یک
یک شلیک (از سری کتاب‌های جک ریچر)
نویسنده: لی چایلد
ترجمه: محمد عباس‌آبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 30000 تومان
تعداد صفحات: 503 صفحه
شابک: 978-600-182-191-2
در ایالت ایندیانای آمریکا، تک تیراندازی با شلیک شش گلوله، پنج نفر را در روز روشن به قتل می‌رساند و با آثار و مدارک زیادی که از خود به جا می‌گذارد به‌راحتی دستگیر می‌شود. او در حین بازپرسی تنها یک جمله را تکرار می‌کند: "جک ریچر رو برام پیدا کنید." کسی نمی‌داند او از چه حرف می‌زند. اما به‌زودی خواهند فهمید؛ ریچر در راه ایندیاناست ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
"یک شلیک" نهمین کتاب از مجموعه داستان‌های جک ریچر است.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"جمعه، ساعت پنج عصر. شاید سخت‌ترین زمان برای حرکت در میان شهر بدون جلب‌توجه بود. شاید هم راحت‌ترین زمان بود. چون در ساعت پنج عصر جمعه هیچ‌کس به هیچ‌چیز توجه نمی‌کند؛ جز به جاده‌ی پیش رویش.
مردی که تفنگ دوربین‌دار به دست داشت با ماشین به سمت شمال رفت. نه تند می‌رفت، نه آهسته. بدون اینکه توجه کسی را به خودش جلب کند یا توی چشم باشد. سوار یک مینی‌ون رنگ روشن بود که روزهای خوبش را پشت سر گذاشته بود. تنها پشت فرمان نشسته بود. یک پالتو بارانی رنگ روشن به تن داشت و از آن کلاه‌های عرقچین رنگ روشنی به سر گذاشته بود که پیرمردها هنگامی که هوا آفتابی است یا باران می‌بارد توی زمین گلف به سر می‌گذارند. یک نوار قرمز دورنگ دور کلاه قرار داشت. مرد آن را پایین کشیده بود. دکمه‌های پالتویش را هم تا بالا بسته بود. با اینکه ون شیشه‌ی دودی داشت و هوا سرد نبود عینک آفتابی زده بود ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

باید اعتراف کنم که تا قبل از ماه پیش نام "روزبه بمانی" به گوشم نخورده بود (خیلی آبروریزی است؟!) توجهم را به این ترانه‌سرا چند تن از مشترکین جیره‌کتاب جلب کردند که همزمان و با اختلاف چند روز هریک نسخه‌ای از کتاب اخیر او را درخواست کردند و این همزمانی باعث شد که متوجه بشوم انگار این شاعر و ترانه‌سرا این روزها خیلی "توی بورس است!"

'دنیای
دنیای این روزای من: گزیده‌ی ترانه‌های عاشقانه
نویسنده: روزبه بمانی
ناشر: نگاه
سال نشر: 1395 (چاپ 6)
قیمت: 50000 تومان
تعداد صفحات: 480 صفحه
شابک: 978-600-376-091-2
... ساده نوشتن در روساخت با داشتن ژرف‌ساختی عمیق از خصوصیات کلام روزبه بمانی است سادگی‌ای که با این ویژگی‌ها ساده به دست نمی‌آید.
خودش می‌گوید الگوی نوشتنش سعدی و مولاناست و سعی‌اش بر آن بوده که ساده و بی‌تکلف اما پرمغز با مردم صحبت کند. یکی از مهم‌ترین دلایل پرداختنش به ترانه را اهمیت و تاثیر این گونه‌ی ادبی در زنده‌نگه‌داشتن زبان فارسی در طول دهه‌های آینده عنوان می‌کند.
دفتری که پیش روی شماست گزیده‌ای از ترانه‌های عاشقانه‌ای است که روزبه در طول 15 سال اخیر نوشته ... (برگرفته از "سخن ناشر" در ابتدای کتاب)
شعر "اعجاز" با این ابیات آغاز می‌شود:
"از کدوم خاطره برگشتی به من؟
که دوباره از تو رویایی شدم
همه‌ی دنیا نمی‌دیدن منو
من کنار تو تماشایی شدم

از کدوم پنجره می‌تابی به شب؟
که شبونه با تو خلوت می‌کنم
من خدا رو هر شب این ثانیه‌ها
به تماشای تو دعوت می‌کنم ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

نمی‌دانم دچار توهم شده‌ام یا اینکه واقعا خاصیت نثر این جناب سردادور است که آدم را می‌برد به زمان‌های نه چندان دور تهران که خانه‌ها همه حیاط داشتند، از توی رادیوها گاه و بیگاه صدای "گل‌های رنگارنگ" بلند بود، خیابان لاله‌زار و کافه نادری و ... جاهای "باکلاس" شهر بودند، عصرها همه جلوی خانه‌شان را آب می‌پاشیدند و ...

نه، نگران نباشید، من هم دیگه آنقدر دایناسور نیستم که این دوره و زمانه را دیده باشم. اما خب این دوره آنقدرها هم دور نیست که آدم نتواند تخیل‌اش کند و ... به هرحال آن دوره، دوره‌ی مجله‌های پرطرفدار و پاورقی‌های پرطرفدارتر بوده و این داستان، زندانی قلعه قهقهه، هم از لابلای صفحات همان مجلات بیرون آمده.

'زندانی
زندانی قلعه قهقهه
نویسنده: حمزه سردادور
ناشر: هرمس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 12000 تومان
تعداد صفحات: 747 صفحه
شابک: 978-964-363-290-8
"قلعه‌ی قهقهه"، زندانی در زمان شاه اسماعیل بود که شاهزادگان و امرای عالی مقامی که مورد خشم پادشاه قرار می‌گرفتند، به آنجا فرستاده می‌شدند. این داستان پرفراز و نشیب، روایت‌گر سرگذشت قهرمانی‌های "شاه اسماعیل دوم" است که در این قلعه کمی‌ کمتر از 20 سال زندانی بود.
داستان از جایی شروع می‌شود که "مرادبیک"، نایب‌الحکومه‌ی قلعه قهقهه است. او که مردی تندخو است، زنی زیبا با نام "قمر سلطان" و دختری دل‌فریب به نام "گل حرم" دارد. شاهزاده اسماعیل‌میرزا، فرزند دوم شاه طهماسب، به علت حرکات ناپسند در آن قلعه زندانی بود و در عمارت مخصوص خود به سر می‌برد. زمانی که قرار می‌شود عمارت شاهزاده را تعمیر کنند، مرادبیک، اسماعیل‌میرزا را موقتاَ به عمارت خود انتقال می‌دهد.
با دیدن شاهزاده، تنها آرزوی گل‌حرم این می‌شود که با تکیه بر زیبایی‌اش با او ازدواج کرده و ملکه‌ی ایران شود. او در این رویا به سر می‌برد، در حالی که مادر زیبایش با دیدن شاهزاده در قلعه، دلباخته‌ی او شده و نقشه‌هایی برای ربودن قلب او می‌کشد و در این هنگام ... (برگرفته از خلاصه داستان کتاب در وب سایت faraketab.ir)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"بهار فصل عشق و عاشقی است. رنگ و بوی بهشتی بهار و نسیم خلدی که از جویبارها و گلزارها می‌وزد، لطافت و طراوتی که از زمین و آسمان می‌بارد و نغمه مرغان چمن که در باغ و راغ می‌پیچد، اینها همه با وجد و شوقی که موسم بهار در جسم و جان آدمی به بار می‌آورد دست به هم داده احساسات لطیف بشر را که عالیترین آنها عشق و عاشقی است، تهییج و تحریک می‌کنند.
از قدیم شنیده‌ایم و خوانده‌ایم که نغمه‌سرایی هزاردستان در باغ و بوستان، آوای عشق است که این پرنده شوریده به راه می‌اندازد و جوانان را به سوی عشق و عاشقی می‌خواند. آنان که به جادوی عشق گرفتار و از این نشئه آسمانی برخوردار بوده‌اند، خوشترین خاطرات عشق و عاشقی را از فصل بهار دارند.
آن سال هم موسم بهار بس طربناک و نشاط‌انگیز بود.
در یکی از اتاقهای پنج‌دری و رو به عمارت قلعه دولتی قهقهه، زن زیبایی که هنوز جوان و گلعذار می‌نمود روی تشک نشسته و به پشتی یله داده و پاهای لخت خود را دراز کرده، با دقت تمام بقچه مخملی را گلدوزی می‌کرد و با صدای نازک و جذاب خود تصنیف عامیانه را زمزمه می‌نمود ..."

چاپ کتاب تمام شده!

بعد از استقبال بی‌نظیر از کتاب "چه‌قدر خوبیم ما!" فکر می‌کنم فعلا مدتی باید نام ابراهیم رها را جزو نویسندگان پرفروش بیاوریم و هروقت کتاب جدیدی از او چاپ می‌شود زود آن را تهیه و معرفی کنیم تا ما هم از این بازار داغ نصیبی ببریم. ماه گذشته کتاب جدیدی از این طنزنویس به بازار آمد و حالا هم ما آن را اینجا برایتان معرفی می‌کنیم.

معترضه: با وجود این همه برو و بیا، رسیدن به چاپ دوم در عرض چند ماه و ... هیچ‌جا دو، سه جمله درباره این داستان پیدا نکردم که تعریف کند ماجرایش چیست! در چنین وضعیتی آدم واقعا باید "پرفروش‌نویس" باشه که کتابش فروش بره.

'دری‌وری
دری‌وری
نویسنده: ابراهیم رها
ناشر: چشمه
سال نشر: 1398 (چاپ 5)
قیمت: 14000 تومان
تعداد صفحات: 91 صفحه
شابک: 978-600-229-660-3
آقای معیری متولد ۱۳۰۰ است و از طرفداران مصدق و بزرگ‌ترین سوال زندگیش این است که چرا مردم در چهل و هشت ساعت شعارشان را از زنده‌‌باد مصدق به جاویدشاه تغییر دادند. یکی دیگر از مشکلات آقای معیری این است که تا سال ۹۸ زنده مانده و به این راحتی‌ها نمی‌میرد!
کتاب همانند دیگر کارهای نویسنده، با زبان طنز به مشکلات جامعه می‌پردازد.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"آقای معیری آدم محترم و البته پیری بود. به‌شدت پیر! از آن دسته آدم‌هایی که انگار زندگی مدت‌هاست با آن‌ها رودربایستی دارد و ایضا انگار هیچ‌کس، حتا ملک‌الموت هم رویش نمی‌شود به آن‌ها بگوید موعد زندگی کردن شما تمام شده، لطفا تشریف ببرید آن دنیا!
آقای معیری در طول زندگی به دو چیز علاقه داشت؛ یکی پیاده‌روی و دیگری دکتر مصدق. بزرگ‌ترین سوالش هم حتا بیش و پیش از بودن یا نبودن، این بود که مردم همیشه‌درصحنه (احتمالا مردم آن زمان لقب دیگری داشته‌اند، ما همین از دست‌مان برمی‌آمد!) چرا طی چهل و هشت ساعت از زنده‌باد مصدق به جاویدشاه تغییر موضع داده بودند. اساسا با تمام کسانی که یا در کودتای 28 مرداد نقش داشتند یا آن را تبریک گفتند یا از رخ دادنش شادمان بودند، میانه‌ی خوبی نداشت و ازشان خوشش هم نمی‌آمد. از شعبان‌بی‌مخ گرفته تا زاهدی و تا یکی دو نفر دیگر که آوردن اسم‌شان هم اعطای مجوز به این کتاب را با خطر روبه‌رو می‌کند هم ... همان اعطای مجوز را با خطر روبه‌رو می‌سازد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

کتاب بعدی را به واسطه مترجم آن در اختیارمان قرار داده تا به دوستان جیره‌کتاب معرفی بکنیم. یکی دیگر از عنوان‌های منتشر شده در مجموعه شهرزاد نشر هیرمند که من تا به حال چهار عنوان از کتابهایش را خوانده‌ام و چیزهایی هم درباره‌اش برایتان نوشته‌ام.

حالا که خلاصه داستان کتاب تهیه شده را دوباره خواندم متوجه شدم داستان یک رگه علمی-تخیلی و فانتزی هم دارد که متاسفانه در خلاصه داستان به آن اشاره نشده. ماجرای شهرها و نسبت‌شان با یکدیگر احتمالا یک چیزی است در مایه دنیاهایی که در سریال Fringe تصویر شده بود یا از آن نزدیک‌تر شهر "نایت‌ساید" که در مجموعه کتاب‌هایی با همین نام برای نوجوانان، شهری را موازی لندن ولی با حال و هوایی تاریک و شیطانی تصویر می‌کرد. خلاصه اینکه نمی‌دانم در این کتاب وجه علمی-تخیلی چقدر قوی و غالب است اما گفتم که علاقمندان و آنها که از این سبک گریزان هستند، هر دو حساب کار خودشان را بکنند!

'شهر
شهر و شهر
نویسنده: چاینا میدویل
ترجمه: نریمان افشاری
ناشر: هیرمند
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 33000 تومان
تعداد صفحات: 434 صفحه
شابک: 978-964-408-384-6
داستان از زبان بازرس بورلو روایت می‌شود. او کارآگاه پلیسی در شهر بسل است و مامور شده تا درباره قتل زن جوانی از اهالی الکوما که برای تحصیل به بسل آمده، تحقیق کند. پرونده قتل در ابتدا یک پرونده معمولی به نظر می‌رسد، اما وقتی بازرس برای تحقیق بیشتر به شهر الکوما می‌رود و برای حل معما با بازرس کاسیم دات، مامور پلیس الکوما، همراه می‌شود متوجه می‌شوند که این قتل ساده با اسراری سیاسی ارتباط دارد که ممکن است زندگی خودشان را هم به خطر بیاندازد …
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"نمی‌توانستم خیابان یا بخش زیادی از شهرک را ببینم. بلوک‌های خشتی‌رنگ از همه طرف ما را احاطه کرده بود و زن و مردهایی که با لیوانی در دست مشغول خوردن صبحانه بودند با موهای به‌هم‌ریخته‌ی اول صبح از پنجره‌ها خم شده بودند و ما را تماشا می‌کردند. معلوم بود این فضای باز بین ساختمان‌ها زمانی قرار بوده سر و شکلی بگیرد. شکل آن شبیه مسیر بازی گلف بود - انگار یک بچه بخواهد نقشه‌ی جغرافیا بکشد. شاید خواسته بودند درختکاری کنند و یک آبگیر کوچک بسازند. یک بته‌زار کوچک هم بود که البته قلمه‌هایش خشکیده بود.
چمن‌ها پر بود از علف هرز و رد چرخ و مسیری از ردپاهایی که از بین زباله‌ها می‌گذشت. پلیس‌ها مشغول بودند. من اولین کارآگاه نبودم - باردو ناستین و چند تای دیگر را دیده بودم - ولی ارشد بودم. به دنبال گروهبان، رو به محلی که بیشتر همکارانم جمع شده بودند، یعنی جایی بین یک نیمچه برج متروک و زمین اسکیت که محدوده‌اش با سطل‌های آشغال بشکه مانند مشخص شده بودند، رفتم ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

کتاب بعدی درخواست و سفارش یکی از نزدیکان جیره‌کتاب بوده است. با تورج زاهدی از زمان نوجوانی و دوره‌ای که او در مجله فیلم قلم می‌زد، آشنا بودم. اما حالا با دیدن این کتاب از او متوجه شدم که بعد از فعالیت‌های آن دوره انگار به سمت عرفان و مسائل مرتبط با آن تمایل و کشش پیدا کرده است.

موضوع کتاب، ماجرای ماوراالطبیعه و چگونگی تفسیر آن در جامعه ما، مقوله جالبی است. جالب‌تر اینکه به نظر می‌رسد نویسنده تلاش کرده تا این موضوع را در قالب داستانی خواندنی و پرکشش مطرح کند و محصول فرهنگی‌اش برای عامه مردم (خوانندگان) جذاب باشد. روی اینترنت که به دنبال مطلب درباره کتاب می‌گشتم دیدم که اینجا و آنجا کسانی کتاب را جزو آثار محبوب‌شان هم ذکر کرده‌اند. باید خواند و دید که ماجرا از چه قرار است!

'دعوت
دعوت به ماوراء
نویسنده: تورج زاهدی
ناشر: کتاب نیستان
سال نشر: 1388 (چاپ 1)
قیمت: 12500 تومان
تعداد صفحات: 696 صفحه
شابک: 978-964-337-516-4
علی اکفیانی، همسر و دخترش نمونه‌ای از یک خانواده تیپیک ایران در همین امروز است. در تهران بعد از انقلاب. این دختر 12 ساله خانواده است که قبل از هرکس متوجه یک "حضور" می‌شود. آنها احساس می‌کنند که تنها نیستند، و موجودات دیگری هم همراهشان در خانه زندگی می‌کنند. دخترک، گاه حتی به طور گذرا افرادی را می‌بیند. اولین برداشت، این است که دخترک مشکل روانی دارد، و باید برای سلامت روحی‌اش کاری کرد. اما بعدتر، حتی پدر هم متوجه این "حضور" می‌شود و او نیز موجوداتی را می‌بیند. سنتی‌ترین فکری که به ذهنشان خطور می‌کند، این است که موکل‌ها و موجودات غیرارگانیک در منزل‌شان تجسم یافته‌اند. ولی موضوع، بسیار فراتر از این برداشت‌هاست. علی اکفیانی به عنوان پدر خانواده، خود را ملزم می‌بیند که چاره‌ای بیندیشد. او به جمعی که اهل سلوک بوده و پیرو حکمت معنوی اسلام هستند، پناه برده و یاری می‌طلبد. به کمک آنهاست که پی می‌برد حقیقت چیست، و آنها چگونه در محاصره قرار گرفته‌اند و به ماوراءطبیعه دعوت شده‌اند ... (برگرفته از توضیحات موجود در وب سایت ناشر)
نویسنده در مصاحبه‌ای درباره این داستان خود گفته: داستان "دعوت به ماوراء" با وجود اینکه در تهران و ایران امروز می‌گذرد در واقع نمادی است برای ذکر این نکته که اگر امروز بخواهیم به شیوه متنی مثل تذکرةالاولیاء به جهان پیرامون خودمان نگاه کنیم این موضوع به چه شیو‌ه‌ای امکان‌پذیر خواهد بود و از این زاویه این تصویر چگونه به خود رنگ و شکل حقیقی خواهد گرفت.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"روزنامه‌ی "صبح تهران" از دوم خرداد 1376 تاکنون دوام آورده و بی‌هیچ وقفه‌ای انتشار یافته بود. البته چندین‌بار اخطار گرفت و دو بار هم در پی شکایت دو شاکی خصوصی، به دادگاه مطبوعات فراخوانده شد؛ اما هیئت منصفه آن را بی‌گناه شناخت، و قاضی هم بی‌درنگ حکم تبرئه را صادر کرد. هرچند که در دادگاه دوم، صبح تهران، فقط "اندکی" گناهکار شناخته شد اما امتیاز جادویی "مستحق تخفیف بودن" که از جانب هیئت منصفه‌ی عزیز و دوست‌داشتنی عنایت شد، جناب قاضی بسیار عزیزتر و دوست‌داشتنی‌تر را قانع کرد که سر و ته قضیه را با چهار میلیون جریمه، هم آورد!
چهار میلیون البته رقم بالایی بود که هر کس توانایی پرداخت آن را نداشت. ولی صبح تهران، به آسانی از عهده‌ی پرداخت این رقم برآمد. زیرا "واحد"ی که جناب قاضی در نظر گرفته بود، همان واحد پول کشور، یعنی "ریال" بود، که لطمه‌ی چندانی در پی نداشت؛ و صبح تهران به آسانی از عهده‌ی پرداخت چهارصد هزار تومان برآمد؛ و از منگنه‌ای که رقبا، و در واقع معاندین، برایش فراهم کرده بودند رهایی یافت ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

کتاب بعدی هم ماه گذشته توجه‌ام را به خودش جلب کرد. کتاب البته تا الان به چاپ ششم رسیده است و بنابراین کتاب تازه‌ای محسوب نمی‌شود. راستش را بخواهید نمی‌دانم چرا بعد از این همه مدت چشم‌ام را گرفت (شاید بخاطر این باشد که اومبرتو اکو اخیرا به دیار باقی شتافته است).

از این گونه کتاب‌ها که در آن دو متفکر درباره‌ی موضوعی با هم کل‌کل می‌کنند قبلا "چرا جنگ؟" را هم حضورتان معرفی کرده بودم. حالا در این کتاب دو روشنفکر موضوع مناقشه‌برانگیز دیگری را وسط گذاشته‌اند و درباره آن صحبت می‌کنند.

'ایمان
ایمان یا بی‌ایمانی
نویسنده: اومبرتو اکو، کارلو ماریا مارتینی
ترجمه: علی‌اصغر بهرامی
ناشر: نشر نی
سال نشر: 1394 (چاپ 6)
قیمت: 7600 تومان
تعداد صفحات: 100 صفحه
شابک: 978-964-312-705-3
کتاب مجموعه‌ای است از مکاتبات میان کاردینال ماریا مارتینی از علمای کلیسای کاتولیک و اومبرتو اکو از نویسندگان و متفکران معاصر. درست است که مارتینی از دیدگاه مسیحیت و دین حرف می‌زند و اکو از بعد دیگری به رویدادهای جهان و انسان نگاه می‌کند. اما هر دو در نهایت به یک فصل مشترک می‌رسند؛ خدمت به نوع بشر و رعایت حرمت انسانی. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
اولین نامه کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"کارلو ماریا مارتینی عزیز،
من شما را با اسمی که بر خود دارید مخاطب قرار می‌دهم و به کسوتی که بر تن دارید اشاره‌ای نمی‌کنم، و امیدوارم این کار مرا نشانه بی‌حرمتی نسبت به خود مشمارید. این کار مرا به چشم ادای احترام و دوراندیشی نگاه کنید. نشانه احترام، از این‌رو که من همیشه سخت تحت‌تاثیر شیوه عمل فرانسویان در مواردی مثل این قرار می‌گیرم؛ فرانسویان وقتی با نویسندگان و نقاشان و سیاست‌مداران مصاحبه می‌کنند، از به کار بردن عنوان‌هایی مثل دکتر یا عالی‌جناب یا آقای وزیر که از ارزش مخاطب می‌کاهد، اجتناب می‌کنند. کسانی وجود دارند که سرمایه معنوی آنان ناشی از نامی است که با آن پای عقاید خویش را امضا می‌کنند. فرانسویان کسی را که نام او لقب اصلی اوست چنین مورد خطاب قرار می‌دهند ..."

چاپ کتاب تمام شده!

کتاب بعدی را هم یکی از مشترکین جیره‌کتاب سفارش داده بودند. آنهم دو نسخه یکجا! راستش وقتی قبل از ارسال آن داشتم ورقش می‌زدم پیش خودم فکر کردم که خب من هم کم و بیش دچار این مشکلی که اینجا اسمش را گذاشته‌اند "تنبلی" هستم! کتاب هم که به چاپ چهاردهم رسیده یعنی احتمالا مطالبش خیلی پرت و پلا نیست. بنابراین شاید بد نباشد یک نسخه از آن را هم برای خودم تهیه کنم و با وجود اینکه خیلی به این روش حل مشکلات شخصی به روش دستورالعملی اعتقاد ندارم، آن را بخوانم. خدا را چه دیدید، شاید افاقه کرد.

'روان‌شناسی
روان‌شناسی تنبلی
نویسنده: ادوین سی بلس
ترجمه: مهدی قرچه‌داغی
ناشر: دایره
سال نشر: 1398 (چاپ 18)
قیمت: 35000 تومان
تعداد صفحات: 248 صفحه
شابک: 978-964-6839-22-9
نویسنده کتاب دوازده روش مختلف را بصورت گام به گام پیشنهاد می‌کند تا خواننده بتواند با استفاده از آنها تاخیرهایی را که در انجام امور دارد کاهش دهد و بر تنبلی و بی‌حالی در زندگی خود فائق آید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

و اما آخرین کتاب فهرست این ماه احتمالا عجیب و غریب‌ترین کتابی است که به نظرتان می‌رسد اینجا می‌تواند سر و کله‌اش پیدا شود. در رابطه با علت خریدن این کتاب می‌توانم فقط این توضیح را بدهم که: "کنجکاو شدم!"

'بررسی
بررسی فقهی شبیه‌سازی انسان
نویسنده: محمدباقر محمدی لائینی
ناشر: علمی و فرهنگی
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 8000 تومان
تعداد صفحات: 90 صفحه
شابک: 978-600-121-915-6
ورود و تغییرات در حوزه ساختاری موجودات زنده و تولید موجودات مشابه نباتی، حیوانی و انسانی از مهم‌ترین حوادث عصر جدید است. پس نگاه به این مسئله از منظر فقیهان و ارزیابی بعد فقهی آن امری لازم است. از یک فقه پویا و منبعث از اجتهاد بالنده انتظار می‌رود که این گونه موضوعات را از وجهه فقهی و حقوقی بررسی کند و به طور کلی قدم به قدم فرایند رشد علم و ظهور موضوعات جدید را همراهی و پیگیری و جدیدترین موضوعات مطرح در عرصه علم و فناوری را به حوزه مباحث فقهی وارد کند.
نویسنده کتاب بررسی فقهی شبیه‌سازی انسان با حضور در حوزه علمیه نجف اشرف، مراجعه به آثار فقهی، و همچنین دیدار با فقیهان و اندیشمندان این مرکز ثقل فقاهت و اجتهاد سعی کرده است مسئله شبیه‌سازی را بررسی کند و شاید در تاریخ دانشگاه‌های کشور ما برای اولین‌بار است که فرصتی مطالعاتی از یک مبدا دانشگاهی در حوزه علمیه و با هدایت و همکاری استادی برجسته و مرجع تقلید انجام شده است که خود فتح باب و نقطه عطفی خواهد بود. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

مشاهده و انتخاب کتاب‌های فهرست در بخش مشترکین

در این فهرست کتاب‌های زیر معرفی شده‌اند: مگه تو مملکت شما خر نیس؟ (عزیز نسین)، دیوانه‌ای بالای بام (عزیز نسین)، محمود و نگار (عزیز نسین)، دنیای این روزای من: گزیده‌ی ترانه‌های عاشقانه (روزبه بمانی)، دعوت به ماوراء (تورج زاهدی)، محفل گنگ‌ها (سامانتا شنن)، روان‌شناسی تنبلی (ادوین سی بلس)، شهر و شهر (چاینا میدویل)، یک شلیک (لی چایلد)، طنین سیاه (مایکل کانلی)، بررسی فقهی شبیه‌سازی انسان (محمدباقر محمدی لائینی)، زندانی قلعه قهقهه (حمزه سرداور)، مترو 2034 (دمیتری گلوخوفسکی)، غرب چگونه غرب شد (صادق زیباکلام)، دری‌وری (ابراهیم رها)، ایمان یا بی‌ایمانی (اومبرتو اکو، کارلو ماریا مارتینی)
خواندن 2874 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u