چهارشنبه, 22 ارديبهشت 1395 19:15

کتاب‌های فروردین 1395

نوشته: ماني شهرير
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

از اول سال 1395 یکجورهایی روزه "کتاب خریدن" گرفته‌ام. می‌پرسید این یعنی چه؟ خب، یعنی اینکه دارم تلاش می‌کنم کمتر کتاب بخرم!!! می‌پرسید چرا؟ الان برایتان می‌گویم.

برعکس اغلب افراد که در اسفندماه خانه‌تکانی می‌کنند، برای من ماه اسفند سالهاست که آنقدر شلوغ و پراضطراب و در یک کلام "مزخرف" است که معمولا در این ماه هیچگاه به "خانه‌تکانی" نمی‌رسم. در عوض وقتی آخرین روز سال می‌رسد و تعطیلی آغاز می‌شود و "اکثریت" شهر را ترک می‌کنند، من تازه یاد خانه‌تکانی می‌افتم.

به این ترتیب هفته‌های اول فروردین همیشه "کهنه‌به‌دست" هستم و مشغول گردگیری. بخش اعظم این فعالیت صرف زدودن گرد و خاک از کتاب‌ها و قفسه‌های کتابخانه می‌شود. نوروز 95 هم از این قاعده مستثنی نبود و هروقت که فرصت پیش می‌آمد یکی از قفسه‌های کتاب را خالی می‌کردم و تر و تمیز و مرتب‌شان می‌کردم. امسال در حین اجرای این پروژه، به این نتیجه رسیدم که دیگر جای نفس کشیدن ندارم و حتی یک جلد کتاب دیگر هم نمی‌شود به مجموعه فعلی اضافه کنم! اول شروع کردم به "مرخص کردن" بخشی از کتاب‌های نالازم. به این ترتیب سه، چهار کارتنی کتاب برای ارسال به یکی از کتابخانه‌های عمومی آشنا از توی قفسه‌ها درآمد. اما باز هم مشکل حل نشد. بعد رفتم توی زیرزمین و یکی از قفسه‌های ابوی را برداشتم آوردم توی اتاقم تا به این ترتیب فضای لازم برای چیدن کتاب‌های "روی زمین" فراهم بشود. با این تمهیدات وضعیت کمی بهتر شد. اما هنوز هم کتاب روی زمین مانده بسیار است و ... نتیجه اینکه تصمیم گرفتم "سیاست خرید کتابم" را در سال جدید تغییر بدهم و دیگر کتاب نخرم!

می‌پرسید: "حالا تکلیف این فهرست ماهانه چطور می‌شود؟!" خب، راستش به نظر خودم این تصمیم موقتی است! یعنی قرار نیست تا آخر عمرم دیگر کتاب نخرم. حتی همانطور که در ادامه خواهید دید، معنی و مفهوم این تصمیم واقعا این نیست که دیگر کتاب نمی‌خرم!!! ماجرا اینجاست که ترمز کتاب خریدن را مدتی خواهم کشید و این باعث خواهد شود تا حجم کتاب‌هایی که هر ماه به خانه می‌برم بسیار کمتر از ماه‌های قبل بشود. به این ترتیب امیدوارم فرصت پیدا کنم تا به جای رتق و فتق کتاب‌های جدید، به کتاب‌های خریده شده قبلی‌ام برسم و آنها را در اینجا و آنجای جیره‌کتاب برایتان معرفی کنم.

قبلا هم گفته بودم که "کتاب‌های روی زمین" معمولا آنهایی هستند که با ایده و فکری برای معرفی‌شان خریده‌ام تا چیزی درباره‌شان بنویسم و یکجوری "توی بوق‌شان کنم!" اما خب فرصتم محدود است و با سرعتی که ایده جرقه می‌زند و کتاب‌ها خریداری می‌شوند، فرصت نمی‌شود تا مطلبی آماده شود و کتاب معرفی بشود. علت اصلی پر شدن ظرفیت قفسه‌ها (و "روی زمین") هم همین است. بنابراین امیدوارم با این تصمیم جدید با وجود آنکه از تعداد کتاب‌های معرفی شده در فهرست‌های ماهانه کم خواهد شد، تنوع بیشتری به کتاب‌های معرفی شده بدهم و در نهایت بخشی از این ایده‌ها و جرقه‌ها را برایتان بنویسم.

حالا با این توضیحات، شاید دلتان بخواهد بدانید بالاخره کتاب‌های فهرست‌های ماهانه از این پس چطور سر و کله‌شان اینجا پیدا می‌شود.

کتاب‌هایی که مشترکین جیره‌کتاب تقاضا می‌کنند تا برایشان ارسال کنیم، آن‌هایی که در بانک اطلاعاتی ما پیدایش نکرده‌اند و به همین خاطر تهیه آن را با ارسال پیام الکترونیک از ما تقاضا می‌کنند، همیشه یکی از بهترین منابع من برای آشنایی با کتاب‌های جدید (یا دیده نشده) بوده است. این روال به "سیاست‌های کتاب خریدن من" هم دخلی ندارد. بنابراین امیدوارم همچنان این تقاضاها به دستمان برسند تا من هم مطابق معمول به هنگام تهیه نسخه‌ای از کتاب برای سفارش‌دهنده، یک نسخه از آن را برای معرفی در فهرست‌های ماهانه‌مان تهیه کنم و نام و نشان کتاب را اینجا بیاورم.

این ماه مجموعه داستان جدیدالانتشار محمود دولت‌آبادی و داستان پست‌مدرن نویسنده اسپانیایی، ادواردو مندوسا، به این ترتیب به فهرست ما راه یافته‌اند.

'بنی‌آدم
بنی‌آدم
نویسنده: محمود دولت‌آبادی
ناشر: چشمه
سال نشر: 1397 (چاپ 8)
قیمت: 27000 تومان
تعداد صفحات: 107 صفحه
شابک: 978-600-229-664-1
مجموعه 6 داستان کوتاه از نویسنده معروف کتاب‌های "کلیدر" و "جای خالی سلوچ".
داستان "مولی و شازده" با این جملات آغاز می‌شود:
"قوزی بود - نه آن پسرخاله که موهای فرفری داشت - بل قوزی آن مردی بود که دیشب حدود ساعت سه صبح به ذهن من درآمد که می‌خواست یک پرچم را از یک بلندی پایین بکشاند. خیلی عجیب بود. به صورت یک فیلم کارتون در نظرم پیدا شد. یک داستان کوتاه جمع‌وجور بود. داستان کوتاه نوشتن از این نوع هنری است در توان کافکا و ولفگانگ بورشرت، اگر زنده مانده بود. اما او زود مردانیده شد، چون زود به درک روشنی از حقیقت تلقین‌شده رسید، که اگر مانده بود، یگانه قرینه‌ی کافکا می‌بود با عطوفت بیشتر. اما مثل دیگر ساده‌انگاران باید بپذیرم خداوند بندگانی را که دوست می‌دارد، زودتر نزد خود می‌برد. باری ... آن داستان کوتاه شروع می‌شد با شب و قوزی ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'اسرار
اسرار دخمه جنی
نویسنده: ادواردو مندوسا
ترجمه: زهرا رهبانی
ناشر: گل‌آذین
سال نشر: 1392 (چاپ 1)
قیمت: 16000 تومان
تعداد صفحات: 181 صفحه
شابک: 978-600-6414-11-9
ماجرای ناپدید شدن اسرارآمیز دختران مدرسه‌ی شبانه‌روزی "مادران لاساریتاس د سن خرباسیو" واقع در یکی از محلات قدیمی و اعیان‌نشین شهر "بارسلونا" نقطه آغاز ماجرایی است که طی آن پلیس آگاهی برای کشف و علت‌یابی مشکل، از یک زندانی با سابقه‌ی بیماری روانی استفاده می‌کند و وی را در نقش کارآگاهی مجرب به کار می‌گیرد و از معمایی پیچیده پرده برمی‌دارد که پای فردی صاحب‌نفوذ را به میان می‌کشد و ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"ما برنده شده بودیم؛ لااقل آبرو نفروخته بودیم، با همه تاکتیک‌ها و تکنیک‌های هردمبیلی و تمرینات پدر درآر و خط و نشان‌های من کسی در آفساید نمانده بود. همه چیز خوب پیش می‌رفت؛ حریف داشت از پا در می‌آمد. آن هم در یک صبح زیبای ماه آوریل، آفتابی و پر از گرده‌های خوش عطر گل‌های بهاری، البته به گفته‌ی رادیو، درست همان وقت بد آوردیم: ابر شد و کاراسکوسا، شماره‌ی 13، که به عنوان دفاع چپ از او انتظار زیادی داشتیم، بر زمین افتاد و فریاد زد دست‌هایش به خون کسی آلوده نیست. هنوز بازجویی هم نشده بود، اما روح مادر فولادزره‌اش در آسمان‌ها، ول‌کن معامله نبود، هرچند او از اول خود را بی‌گناه می‌دانست. خوشبختانه به عنوان forward و داور وسط، گل وارد دروازه را off side دانستم، آن هم بعد یک هو و جنجال حسابی. می‌دانستم وقتی هردمبیل شد، گاوبندی هم مجازه ..."

چاپ کتاب تمام شده!

اما بعد می‌رسیم به جستجوهای شما. اینجا باید مثل این تلفن‌های گویا که این روزها همه‌شان وقتی گوشی را برمی‌دارند اول اعتراف می‌کنند که "به منظور سرویس‌دهی بهتر، کلیه مکالمات شما ضبط خواهد شد"، من هم اقرار کنم که عبارات مورد جستجوی شما در سایت جیره‌کتاب ثبت و ضبط می‌شود و برای مصارف گوناگون مورد استفاده قرار می‌گیرد! علت اصلی ثبت این اطلاعات البته در ابتدا این بود که میزان کارآیی یا عدم‌کارآیی این امکان را بررسی کنم. اما بعد متوجه شدم که با مرور عبارات مورد جستجو، می‌توان با طیف گسترده‌ای از کتاب‌های تازه یا نادیده آشنا شد و احیانا به دنبال تهیه و عرضه آنها در جیره‌کتاب رفت.

تا امروز البته حجم این اطلاعات و "پراکندگی آماری‌شان" طوری نبوده که سرنخی از "اقبال عمومی" جیره‌کتابی‌ها به کتابی بدست دهد. یعنی عبارات مورد جستجو معمولا آنقدر پراکنده هستند که پیدا کردن الگوهای مشابه در آنها اگر نگویم غیرممکن، حداقل بسیار سخت است (شاید هم من آمارم ضعیفه!) اما اتفاقا در مورد این کتاب بعدی، چیزی که توجه‌ام را جلب کرد این بود که در فاصله‌ای کوتاه چند تن از دوستان به دنبال آن جستجو کرده بودند و بنابراین من به این نتیجه رسیدم که لازم است نام و نشان کتاب را در بانک اطلاعاتمان بیاورم.

خلاصه اینکه کتاب‌هایی که در انبان جیره‌کتاب به دنبال آن می‌گردید و پیدایشان نمی‌کنید هم احتمال دارد که در یکی از ماه‌های آینده سر از این فهرست ماهانه ما دربیاورند.

'هنر
هنر شفاف اندیشیدن
نویسنده: رولف دوبلی
ترجمه: عادل فردوسی‌پور، بهزاد توکلی، علی شهروز
ناشر: چشمه
سال نشر: 1397 (چاپ 69)
قیمت: 38000 تومان
تعداد صفحات: 325 صفحه
شابک: 978-600-229-522-4
آیا تا به حال …
زمان صرف چیزی کرده‌ای که در آینده احساس کنی ارزشش را نداشته؟
پول زیادی برای خرید اینترنتی پرداخت کرده‌ای؟
به انجام کاری که می‌دانی برایت مضر است اصرار کرده‌ای؟
سهام خود را خیلی زود یا خیلی دیر فروخته‌ای؟
موفقیت را نتیجه‌ی کار خود و شکست را نتیجه‌ی تاثیر عوامل بیرونی دانسته‌ای؟
روی یک اسب به اشتباه شرط بسته‌ای؟

این‌ها نمونه‌هایی‌اند از خطاهایی که همه‌ی ما در تفکر روزمره‌ی خود دچارشان می‌شویم. اما با شناخت چیستی آن‌ها و دانستن نحوه‌ی شناسایی‌شان، می‌توانیم از آن‌ها دوری کنیم و تصمیم‌های هوشمندانه‌تری بگیریم. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
کتاب مجموعه 99 مطلب کوتاه است که نویسنده کتاب اولین‌بار بصورت ستونی هفنگی آن را در نشریات معتبر آلمان، هلند و سوئیس منتشر کرده است. هر مطلب به اختصار به بررسی یکی از خطاهایی که معمولا در هنگام فکر کردن و یافتن راه‌حل دچار آن می‌شویم می‌پردازد.
اولین فصل کتاب با عنوان "چرا باید به قبرستان‌ها سری بزنی؟" با این جملات آغاز می‌شود:
"ریک به هر کجا می‌نگرد ستارگان راک را می‌بیند. صفحه‌ی تلویزیون، روی جلد مجلات، در برنامه‌های کنسرت و در سایت‌های هواداری آنلاین، آن‌ها همه‌جا ظاهر می‌شوند. نمی‌توان آهنگ‌های‌شان را در بازار، رادیو یا سالن‌های بدن‌سازی نشنید. ستارگان راک همه‌جا هستند. خیلی پرشمارند و موفق. ریک که از داستان‌های قهرمانان پرشمار گیتاریست هیجان‌زده شده بود یک گروه موسیقی راه انداخت. آیا موفق خواهد شد؟ احتمالش فقط کمی بیشتر از صفر است. او هم به احتمال زیاد مثل بقیه، کارش به قبرستان موسیقیدانان ناکام خواهد کشید. این گورستان، ده هزار برابر صحنه‌ی اجرای زنده، در خود موسیقیدان جای داده، اما جز سوپراستارهای شکست‌خورده، هیچ خبرنگاری به این افراد ناکام علاقه نشان نمی‌دهد. برای همین، این گورستان از بیرون، نامرئی به نظر می‌رسد ..."

چاپ کتاب تمام شده!

حالا می‌رسیم به کتاب‌هایی که نویسنده، مترجم یا ناشرشان آنها را برای معرفی در جیره‌کتاب در اختیارمان قرار می‌دهند. اینها هم بخش دیگری از کتاب‌هایی هستند که در ماه‌های آینده فهرست ماهانه جیره‌کتاب را تشکیل خواهند داد.

ماه گذشته، دو عنوان کتاب به این روش بدستم رسید. اولی را "خانم امامی"، مترجم کتاب معرفی و برای قرار گرفتن در فهرست پیشنهاد کردند. دومین کتاب هم دستپخت ناشر هم‌محل ماست که باز در این یکی دو ماهه اول سال خوب مشغول انتشار کتاب‌های جدید بوده و فعلا از میان عنوان‌های جدیدی که منتشر کرده، این یکی به فهرست فروردین جیره‌کتاب راه یافته است.

'پابلو
پابلو پیکاسو، مردی که دوزخ را نقاشی کرد
نویسنده: آرنی گرینبرگ
ترجمه: گلی امامی
ناشر: نشانه
سال نشر: 1397 (چاپ 2)
قیمت: 12000 تومان
تعداد صفحات: 116 صفحه
شابک: 978-600-7693-05-6
نویسنده این نمایشنامه در پیشگفتار آن چنین آورده:
... این نمایشنامه گامی است برای نشان دادن شخصیت و احساسات شخصی هنرمندی حقیقتا بزرگ. از آن‌جا که پیکاسو هرگز خودزندگینامه‌ای ننوشت و دفتر خاطراتی نگاه نمی‌داشت، یا به انتشار نامه‌هایش اقدام نکرد، من مجبور بودم با استناد به نوشته‌های دیگران مشخص کنم که هنرمند چه گفته یا حس کرده. و این دشوار نبود زیرا بسیاری از دوستانش گفته‌های او را کلام به کلام یادداشت می‌کردند هر چند که دوستان بسیار نزدیکش می‌دانستند مایل نیست گفته‌های او را ثبت کنند. با در دست داشتن این مواد خام کوشیدم نقل قول‌هایی را بجویم که بهترین شناخت را از مرد و افکارش به دست می‌دهد. مایلم در این‌جا بگویم که کمابیش هرچه در این نمایش هست از دهان خود شخصیت واقعی بیرون آمده. شاید نه صددرصد ولی به حد کافی نزدیک است، به ویژه وقتی در نظر بگیریم منبع من نویسندگان منتخبی هستند که گزارش‌های‌شان صحیح و اصیل بوده است ...

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'ما
ما همیشه در قصر زندگی کرده‌ایم
نویسنده: شرلی جکسون
ترجمه: محمدرضا شکاری
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 12000 تومان
تعداد صفحات: 199 صفحه
شابک: 978-600-182-184-4
مری‌کت بلکوود با خواهرش کانستنس و عمویش جولیان در ملک پدری‌اش زندگی می‌کند. چهار عضو دیگر خانواده چند سال پیش در ماجرایی مرموز کشته شده‌اند. حالا کانستنس از اتهام قتل تبرئه شده اما دنیا دست از سر این خانواده برنمی‌دارد و اهالی دهکده نگاهی دیگر به این خانواده منزوی دارند. تنها مری‌کت است که خطر را حس می‌کند. در این هنگام ورود یک شخص جدید باعث اتفاقاتی می‌شود و ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"اسم من مری کترین بلکوود است. من هجده‌سال دارم و با خواهرم کانستنس زندگی می‌کنم. بیشتر اوقات به این موضوع فکر می‌کنم که با کوچک‌ترین شانسی می‌توانستم یک گرگ‌نما به دنیا بیایم؛ چون دو انگشت میانی هر دو دستم یک اندازه هستند، اما باید به همین چیزهایی که دارم قانع باشم. من از حمام کردن، از سگ‌ها و از سر و صدا بیزارم. خواهرم کانستنس، ریچارد پلانتاجنت، آمانیتا فالوئیدس قارچ سمی را داست دارم. باقی افراد خانواده‌ام مرده‌اند.
آخرین باری که به کتاب‌های کتابخانه توی قفسه آشپزخانه نگاهی انداختم دیدم بیشتر از پنج ماه است که از زمان برگرداندن آن‌ها گذشته است. رفتم توی این فکر که اگر می‌دانستم این‌ها آخرین کتاب‌ها خواهند بود طور دیگری انتخاب‌شان می‌کردم یا نه، کتاب‌هایی که دیگر تا ابد توی قفسه آشپزخانه ما می‌مانند. ما زیاد وسایل را جابجا نمی‌کردیم؛ خانواده بلکوود هیچ‌وقت خیلی خانواده پر شر و شور و فعالی نبوده‌اند. ما با وسایل کوچک نماداری سر و کار داشتیم که دوام چندانی نداشتند: مثل کتاب و گل و قاشق، اما همیشه به صورت پنهانی مجموعه ارزشمندی از دارایی‌های بادوام داشتیم ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

کتاب بعدی، در حقیقت برای قرار گرفتن در فهرستی که بزودی باید خدمتتان معرفی کنم، خریداری شده. این هم گروه دیگری از کتاب‌ها را تشکیل می‌دهد که خریدنشان مشمول "تحریم" برقرار شده نخواهد شد. کتاب‌هایی که باید به مطالب دیگری در اینجا و آنجای جیره‌کتاب وصل بشوند. تا پیش از این البته "رونمایی‌شان" را منوط به آماده شدن مطلب اصلی می‌کردم. اما حالا به نظرم رسیده چه کاری است، نام و نشان کتاب را هم در فهرست ماهی که آن را خریده‌ام بیاورم و هم به موقع‌اش در مطلبی که برایش نوشته خواهد شد.

'خانه
خانه گرد
نویسنده: لوییزا اردریچ
ترجمه: مانا کوشانفر
ناشر: مسافر
سال نشر: 1392 (چاپ 1)
قیمت: 12000 تومان
تعداد صفحات: 287 صفحه
شابک: 978-600-925-388-3
داستان از زبان جو، نوجوان 13 ساله‌ای روایت می‌شود که به همراه پدر و مادرش در کمپ سرخ‌پوستان زندگی می‌کند. یکروز بعدازظهر مادر جو که شغلی اداری در کمپ برعهده دارد در راه رفتن به دفتر کارش مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد و به شدت صدمه می‌بیند. جو نمی‌داند که علت حمله به مادرش چیست. اما از اینکه همه درباره این موضوع با پنهان‌کاری و رازداری صحبت می‌کنند تعجب کرده و نمی‌داند علت برخورد محافظه‌کارانه‌ی اهالی قبیله‌اش با این موضوع چیست. مادر جو پس از اتفاقی که برایش افتاده دچار افسردگی می‌شود و از اتاقش بیرون نمی‌آید. به همین خاطر جو تصمیم می‌گیرد تا به همراه چند تن از دوستانش مسبب این حمله را پیدا کند تا از او انتقام بگیرد ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"درختان کوچک با ریشه‌هایشان به خانه پدر و مادرم حمله کرده بودند. آنها نهال‌های تازه‌ای بودند با یک یا دو شاخه سخت و برگ‌های شاداب. با وجود این، جوانه‌های ساقه‌دار از لابه‌لای کاشی‌هایی که بلوک‌های سیمانی را پوشانده بودند بیرون زده بود. دیوار را کاملا پوشانده بودند و کندن آنها حتی با دیلم هم دشوار بود. پدر کف دستش را به پیشانی کشید و آنها را لعنت کرد که این‌قدر سخت‌اند. من از یک چنگک زنگ‌زده با دسته باریک استفاده می‌کردم و او از یک میله باریک و بلند شومینه که احتمالا بیشتر به ریشه گیاهان صدمه می‌زد تا اینکه کاری انجام دهد. پدر، همان‌طور که کورکورانه به جاهایی که فکر می‌کرد علف‌ها رسوخ کرده‌اند سیخ می‌زد، برای نهال‌های جوان سال آینده نیز جا باز می‌کرد.
من، هر وقت که درخت کوچکی را درمی‌آوردم، آن را مثل یک غنیمت جنگی روی پیاده‌رو باریکی که دور خانه بود قرار می‌دادم. جوانه‌های زبان‌گنجشک، نارون، افرا، اقطی، و تعدادی درخت کاتالپا هم آنجا بود که پدر در یک سطل آب گذاشته بود و فکر می‌کرد شاید بتواند جایی پیدا کند تا دوباره آنها را بکارد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

دقیقا یادم نیست سال گذشته چه زمانی مشتری سریال "زیر گنبد" (Under the Dome) شدم. همین‌قدر می‌دانم که با دیدن یکی دو قسمت اول شیفته آن شدم و هرقدر که داستان پیش می‌رفت بیشتر طرفدار آن می‌شدم. در همان روزها خیلی ناامیدانه فکر کردم یک جستجویی بکنم و ببینم که نکند کتابی که سریال از روی داستان آن ساخته شده، به فارسی ترجمه شده یا نه. می‌گویم ناامیدانه چون معتقد بودم اگر کتاب ترجمه شده بود حتما قبلا آن را دیده بودم و از انتشار آن باخبر شده بودم (این اعتمادبه‌نفس زیادی هم بسیاری از اوقات موجب دردسر است!)

در کمال تعجب متوجه شدم که کتاب به فارسی ترجمه شده. البته توسط ناشری که دیگر فعال نیست و … خلاصه پیدا کردن ناشر و سرنخی از کتاب در انباری که او کتاب‌های فروش نرفته‌اش را در آن نگهداری می‌کند، مدتی طول کشید. اما بالاخره موفق شدم چند نسخه‌ای از کتاب را تهیه کنم و بعد از آن این کتاب هم رفت جزو آن عنوان‌هایی که باید درباره‌شان چیزی بنویسم و خواندنش را به علاقمندان توصیه کنم.

بله، درست حدس زدید! کتاب‌های جامانده و روی زمین مانده ماه‌ها و سال‌های اخیر هم در ماه‌های آتی بخشی از فهرست‌های ماهانه را به خود اختصاص خواهند داد. این البته چندان با آن تیتر اصلی این بخش، "کتاب‌هایی که این ماه خریده‌ام"، هماهنگی ندارد اما خب دوران تحریم است و باید در استفاده از امکانات موجود خلاق بود.

'زیر
زیر گنبد
نویسنده: استفن کینگ (استیون کینگ)
ترجمه: لیلا حاجی‌بابا
ناشر: نشر گستر
سال نشر: 1390 (چاپ 1)
قیمت: 18000 تومان
تعداد صفحات: 889 صفحه
شابک: 978-600-5883-13-8
اندکی قبل از ظهر 21 اکتبر، شهرکی کوچک با یک مانع ناشناخته از بقیه جهان جدا شد. ظهور ناگهانی این مانع باعث شده است که تعدادی از مردم صدمه ببینند. کلانتر محل، هاوارد پرکینز، بر اثر نزدیک شدن بیش از حد به این مانع کشته می‌شود. با کشته شدن او بزرگترین رقیبش - جیم بزرگه - که یک فروشنده ماشین‌های دست دوم و دومین نماینده شهر است، آسوده خاطر می‌شود. جیم بزرگه در شهرک چسترزمیل نفوذ زیادی دارد و می‌خواهد از این فرصت برای در دست گرفتن شهر استفاده کند. بنابراین یکی از دست‌نشاندگان خود به نام پیتر راندولف را به عنوان کلانتر جدید شهرک معرفی کرده و در ضمن پسر و دست‌نشاندگان خود را نیز وارد نیروی پلیس شهرک می‌کند.
پسر جیم، جونیور، یک تومور مغزی دارد که بر روی رفتار و افکار او تاثیر گذاشته است. او به دور از چشم پدرش دختری را مورد آزار و اذیت قرار داده و دختر دیگری را کشته است. در همین حین، در جای دیگری از شهرک، از سردبیر روزنامه محلی چسترزمیل خواسته می‌شود تا مرکز گنبد نامرئی را که به دور شهر کشیده شده است، بیابد. سردبیر به جرم جنایاتی که مرتکب نشده دستگیر می‌شود و ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"از ارتفاع دو هزار پایی، در جایی که کلادت ساندرز آموزش پرواز می‌دید، شهر چسترزمیل مثل چیزی که به تازگی ساخته و روی زمین قرار گرفته باشد، زیر نور صبح‌گاهی می‌درخشید. اتومبیل‌ها در امتداد خیابان اصلی به زحمت حرکت کرده و پرتوهای نور خورشید را به بالا منعکس می‌کردند. برج کلیسای کنگو آن‌قدر تیز به نظر می‌رسید که انگار می‌توانست آسمان پاک را سوراخ کند. خورشید در امتداد سطح رودخانه‌ی پرستایل حرکت می‌کرد و هواپیمای ملخی سنکا برفراز آن پرواز می‌کرد. هواپیما و رود، شهر را در مسیر مورب مشابهی قطع می‌کردند.
"چاک، فکر می‌کنم دو تا پسرو کنار پل صلح دیدم! داشتن ماهی می‌گرفتند!" خوش‌حالی بی‌اندازه‌اش باعث خنده‌اش شد. درس‌های پرواز هدیه‌ی شوهرش، یعنی کسی بود که نماینده‌ی اول شهر بود. با این که اندی عقیده داشت که اگر خدا می‌خواست انسان پرواز کند، به او بال می‌داد، ولی مرد فوق‌العاده منعطفی بود و کلادت سرانجام راه خودش را رفته بود ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

فکر نکنید که فقط من کتاب روی زمین مانده دارم. در اتاق بغلی هم والده برای خودش مشغول به کار است و او هم در کتابخانه‌اش کم کتاب‌هایی ندارد که می‌خرد اما بعد متوجه می‌شود به کارش نمی‌آید. خلاصه آنجا هم گهگاه کتاب‌هایی پیدا می‌کنم که نظرم را جلب می‌کنند و هوس می‌کنم درباره‌شان برایتان بنویسم.

مجموعه مقالات دکتر اسلامی ندوشن جزو همان کتاب‌ها بوده که در ماه گذشته وقتی داشتم آنجا به دنبال چیزی کتاب‌ها را می‌کاویدم به چشمم خورد و فکر کردم بد نیست نام و نشان‌اش را اینجا بیاورم. بزودی اما امیدوارم فرصت کنم و درباره تعداد بیشتری از کتاب‌های اتاق بغلی به روشی دیگر پرچانگی کنم.

'شهرزاد
شهرزاد قصه‌گو
نویسنده: محمدعلی اسلامی ندوشن
ناشر: انتشار
سال نشر: 1394 (چاپ 3)
قیمت: 12500 تومان
تعداد صفحات: 212 صفحه
شابک: 978-964-325-352-3
متن چند مقاله به قلم نویسنده که در سال‌های 1390 و 1391 نوشته شده‌اند. کتاب همچنین حاوی متن دو گفتگو با نویسنده است که در سال‌های دورتر انجام شده.
مقاله "چشم‌انداز جهان فردا" با این جملات آغاز می‌شود:
"سه رکنی که جامعه بشری را بر سر پا نگاه داشته است، علم است و تمدن و فرهنگ. علم برای ایجاد سهولت در زندگی، تمدن برای راهبرد اجتماع به‌نحوی مطلوب، و فرهنگ برای اینکه بتوان با خود، با طبیعت و با همنوعان خود رایگان بود، یعنی با مسالمت در اجتماع زندگی کرد.
علم که در فن و صنعت به کار افتاده، وجه دیگری هم دارد و آن پاسخ به عطش کنجکاویی است که در ذات انسان است، و می‌خواهد هرچه بیشتر پرده از ناشناختگی‌ها بردارد.
زندگی بشر، طی قرنها و قرنها بر یک شیوه جریان یافته؛ زمانی در صلح، زمانی در جنگ، زمانی بهتر، زمانی بدتر، ولی در صد سال اخیر، روال دیگری در پیش گرفته و آن این است که ابزارگری او تبدیل به ابزارسالاری گردیده است. دو نمونه‌اش کامپیوتر و تلفن همراه است. کسانی هستند که بخشی از کارکرد ذهنی آن‌ها انتقال داده شده است به این دو شیء. بدون این دو، از کار باز می‌مانند. اگر چیزی از آن‌ها بپرسید، تا نزنند روی صفحه تلفن یا کامپیوتر، نمی‌توانند جواب بدهند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

و بالاخره کتاب‌هایی که هر کار بکنم هم موفق نخواهم شد از خریدنشان صرفنظر کنم و بالاخره در هر ماه چند عنوان به این صورت موفق خواهند شد به این فهرست راه پیدا کنند!

'مرد
مرد است و قتلش، آقا کمال!
نویسنده: یاکوب آرژونی
ترجمه: ناصر زاهدی
ناشر: جهان کتاب
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 10000 تومان
تعداد صفحات: 176 صفحه
شابک: 978-600-6732-55-8
در این کتاب، کمال کایانکایا با هوش سرشار و طنز گزنده و جذابش، مامور یافتن یک دختر آسیایی می‌شود. دختری که به طور غیرقانونی در آلمان کار و زندگی می‌کرده و اکنون ناپدید شده است. او در این ماموریت، با باند تبهکاری روبه‌رو می‌شود که یک سر آن در اداره امور اتباع بیگانه است. قربانیان این باند، انسان‌هایی بی‌پناه‌اند؛ مهاجران غیرقانونی که با وعده دستیابی به مدارک اقامت در آلمان، همه دارایی خود را باخته‌اند. اما سرانجام تبهکاران آن‌ها را به حال خود رها می‌سازند و یا سربه‌نیست‌شان می‌کنند ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"پشت میز تحریر نشسته بودم، داشتم برای خودم صف‌آرایی تیم فوتبال گلادباخ را در عالم لاهوت روی تقویم می‌کشیدم و با آقای کونتسه گفت و گوی کسل‌کننده را ادامه می‌دادم.
آقای کونتسه، صاحبخانه من بود. از توی گوشی تلفن داشت برای من حساب و کتاب می‌کرد که چرا اجاره از ماه دیگر اضافه می‌شود - سی درصد بیشتر - و این که زندگی مشکل است و ... "زن و بچه ..."، توی گوشی ناله می‌کرد و من هم در این بین زیلوف، میل، کمپس و خودم را به عنوان بازیکن ذخیره روی نیمکت نشاندم. وایزوایلر را روی یک ابر نشاندم. سپس وسط حرف او پریدم. "پس اگر درست حرف شما را فهمیده باشم، من برای شما بهترین مستاجر روی زمین هستم، و از خداتونه یه چیزی هم دستی بدید تا من دفتر کارم را نگه دارم. از طرف دیگه خانم شما با کمتر از ده تا پالتو پوست زنده نمی‌مونه، وگرنه میگرن می‌گیره و زندگی شما رو بدل به جهنم می‌کنه. خب، هر کس باید ببینه نفعش کجاست. ولی هزار مارک برای یه اتاق با یک لگن دستشویی و قطع مرتب برق خیلی زیاده." ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

مشاهده و انتخاب کتاب‌های فهرست در بخش مشترکین

در این فهرست کتاب‌های زیر معرفی شده‌اند: بنی‌آدم (محمود دولت‌آبادی)، مرد است و قتلش، آقاکمال! (یاکوب آرژونی)، خانه گرد (لوییزا اردریچ)، ما همیشه در قصر زندگی کرده‌ایم (شرلی جکسون)، اسرار دخمه جنی (ادواردو مندوسا)، پابلو پیکاسو، مردی که دوزخ را نقاشی کرد (آرنی گرینبرگ)، هنر شفاف اندیشیدن (رولف دوبلی)، شهرزاد قصه‌گو (محمدعلی اسلامی ندوشن)، زیر گنبد (استفن کینگ)
خواندن 3408 دفعه

1 نظر

  • پیوند نظر احمد سه شنبه, 18 خرداد 1395 17:08 ارسال شده توسط احمد

    فهرست خوبیه، چند تاشو تهیه میکنم.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u