دوشنبه, 11 فروردين 1393 21:03

کتاب‌های اسفند 1392

نوشته: ماني شهرير
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

 

خب، با این فهرست پرونده سال 1392 هم بسته می‌شود. بگذریم که خود سال چند هفته‌ای است که به آخر رسیده، اما انگار تکان دادن "زمانبندی عادت‌شده" کار ساده‌ای نیست و هر کارش می‌کنیم دوباره تقویم ما را برمی‌گرداند سر همان جای قبلی‌مان در ماه قبل! شکایتی نداریم؛ فعلا ساعت‌مان اینجوری کوک شده.

در مورد کتاب‌های این ماه احتمالا شما هم پس از یک مرور کوتاه متوجه می‌شوید که اغلب غیرترجمه هستند و از قلم نویسندگان فارسی‌زبان. می‌پرسید "چطور شده؟!" راستش خودم هم نمی‌دانم! حالا شاید در لابلای توضیحات توانستیم سرنخی هم برای این همگونی مبارک پیدا کنیم

صحبت از "سرنخ" شد، خبر انتشار اولین کتاب فهرست این ماه را نویسنده آن به ما دادند. راستش بعید می‌دانم اگر اشاره نکرده بودند چشم‌ام بهش می‌افتاد یا اصلا طرفش می‌رفتم. بعد که کتاب را تهیه کردم اما دیدم در ژانر خودش موضوع جالبی دارد. حتی آشنایی با کتاب باعث شد تا آن را به چند تا از دوستان که دنبال عیدی مناسبی برای اطرافیان‌شان می‌گشتند توصیه کنم و ... خلاصه "کمیسیون" ما فراموش نشود!

'پنجره‌های
پنجره‌های تشنه
نویسنده: مهدی قزلی
ناشر: سوره‌مهر
سال نشر: 1393 (چاپ 5)
قیمت: 21000 تومان
تعداد صفحات: 380 صفحه
شابک: 978-600-175-219-3
... عملیات ساخت ضریح جدید برای حضرت امام حسین علیه‌السلام از خردادماه سال 1387 در شهر قم آغاز شد ... زمانی که قرار شد این ضریح از راه زمینی و با بدرقه مردم به کربلا منتقل شود، ایده ثبت این رخداد، چه به شکل تصویر و فیلم و چه به صورت نوشتار، در هیئت امنا مطرح شد. کتاب حاضر نتیجه مکتوب این تصمیم است.
... آنچه در این نوشتار آمده است فقط بخشی از اتفاقاتی است که در این سفر رخ داد و تعهد آقای قزلی به نگارش آنچه خود دیده و تجربه کرده و به درستی آن یقین پیدا کرده است باعث شد بخش‌هایی که از دید ایشان دور مانده بود تقریبا جایی در این کتاب نداشته باشد و کار درست هم همین بود ... (برگرفته از پیش‌گفتار کتاب)
در پشت جلد کتاب برگزیده‌ای از متن کتاب چنین آمده:
"... رسیدیم به روستان نهرمیان. مردم یا حسین گویان می‌دویدند سمت ضریح، انگار که بخواهند تریلی را فتح کنند. چند دقیقه ایستادیم و موقعی که تریلی داشت حرکت می‌کرد، به مردم می‌گفتیم لبه حفاظ را ول کنند که یک وقت زمین نخورند. پسر جوانی سماجت می‌کرد. گفتم: پسرجان ول کن الان زمین می‌خوری. پسر که فهمید دیر یا زود باید تریلی را رها کند به من گفت: ببین من فرشادم، من را به اسم دعا کن کربلا. بعد تریلی را ول کرد. داشتیم دور می‌شدیم که داد زد: فرشاد ... یادت نره. همان جا نشست به گریه و کف دستش را کوبید زمین. دور می‌شدیم و فرشاد نشسته بود کنار جاده، من هم نشستم پشت تریلی به گریه. حاضر بودم همه چیزم را بدهم جایم را با فرشاد، عوض کنم ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

دو کتاب بعد سوغات سفری "پراضطراب" در یکی از عصرهای اسفندماه به چهارراه‌کالج هستند. می‌پرسید چرا پراضطراب، الان برایتان می‌گویم.

کتاب "کاوشی در معنویت‌های نوظهور" را که دی‌ماه معرفی کرده بودیم، بالنسبه تعداد قابل توجهی از دوستان سفارش دادند. اما بعد که خواستیم کتاب را تهیه کنیم، متوجه شدیم که هیچکس نام و نشانی از کتاب نشنیده است. هرقدر هم زور زدم که یادم بیاید اصلا آن نسخه‌ی اول را خودم از کجا خریدم، یادم نیامد که نیامد. روزهای اسفند یکی، یکی می‌گذشت و هیچ موفقیتی در تهیه کتاب حاصل نمی‌شد. به همین خاطر بسته تعدادی از دوستان لنگ مانده بود و هر قدر هم به پایان سال نزدیک می‌شدیم تاپ‌تاپ و نگرانی بیشتر می‌شد که نکند کار آنقدر دیر شود که پست دیگر این بسته‌ها را سرموقع به دست گیرندگانشان نرساند و تعدادی از مشترکین بی‌کتاب بمانند!

خلاصه به هر زحمتی بود بالاخره معلوم شد که ناشر اهل قم کتاب، کتابفروشی‌ای با نام "پاتوق کتاب" در چهارراه‌کالج دارد و باید به آنجا مراجعه کرد. بنابراین در ترافیک عصرگاهی یک روز اواسط اسفند راه افتادم تا کتاب را تهیه کنم. بگذریم که وقتی رسیدم، معلوم شد که کتاب را تمام کرده‌اند (تا من باشم قبل از مراجعه حضوری اول تلفنی هماهنگ کنم!) اما خدا را شکر اهالی "پاتوق کتاب" راهنمایی کردند و روز بعد بالاخره موفق شدم کتاب را به تعداد مورد نیاز تهیه کنم. اما آنروز عصر برای آنکه دست‌خالی از "پاتوق کتاب" درنیایم، توی قفسه‌ها نگاهی انداختم و این دو کتاب "رضا امیرخانی" را خریدم تا تقریبا فهرست کارهایش در بانک اطلاعاتی‌مان تکمیل شود.

'سرلوحه‌ها:
سرلوحه‌ها: یادداشتهای پراکنده (سالهای 81-84)
نویسنده: رضا امیرخانی
ناشر: سپیده‌باوران
سال نشر: 1391 (چاپ 4)
قیمت: 8800 تومان
تعداد صفحات: 279 صفحه
شابک: 978-600-90187-2-7
کتاب مجموعه‌ای است از یادداشت‌های نویسنده که در بین سال‌های 1381 تا 1384 در وب سایت لوح منتشر شده. نویسنده در مقدمه کتاب آورده: "این یادداشت‌ها الزاما نه ادبی‌اند، نه فرهنگی؛ نه خط موضوعی واحدی دارند، نه وابسته‌اند به یک نگاه خاص آیین‌نامه‌ای؛ شاید این پرت و پلاها نموداری باشند از اوضاع جامعه در آن سال‌ها از نگاه یک داستان‌نویس ..."
یادداشت "تظاهرات" مربوط به مرداد 84 با این جملات آغاز می‌شود:
"دری به تخته‌ای خورده بود و یکی از بچه‌های دبیرستانی هیات‌مان رسیده بود به اردوی نهایی المپیاد فیزیک. البته در علامه حلی از این در و تخته‌ها زیاد به هم می‌خورد. طرفه آن بود که این دانش‌آموز دبیرستانی دو سال برای کامپیوتر تلاش کرده بود و فیزیک قبول شده بود! (یا برعکس، حافظه درست یاری‌ام نمی‌کند.)
بگذریم. تعریف می‌کرد که روز اول دوره، کسی آمده است در باشگاه دانش‌پژوهان جوان - که میراث‌خوار استعدادهای درخشان است - و دستور داده است که برویم برای تجدید میثاق با آرمان‌های امام راحل، مرقد …
بچه‌ها را ظهر تابستان سوار یک اتوبوس کرده‌اند تا از این سر شهر، یعنی غربی‌ترین قسمت، مسافرت کنند به سمت جنوبی‌ترین قسمت. دو ساعت شیرین توی راه بوده‌اند. این دو ساعت فرصتی بوده است تا مسوول توضیح دهد که این سنتی است که باید اجرا شود و کاری نمی‌توان کرد. دو ساعت فرصتی بوده است تا مخالفان بگویند ما اصلا اعتقادی نداریم و بعضی از موافقان هم بگویند، حالا از همین باشگاه فاتحه‌ای می‌خواندیم دیگر ... بگذریم، فقط دسته‌ی کوچکی از موافقان مانده بودند که با اصل برنامه مشکلی نداشته‌اند.
دو ساعت، توی هرم دود و گرمای تهران گز می‌کنند تا برسند به مرقد. مسوول پایین می‌رود و از بچه‌ها می‌خواهد که صف‌شان را مرتب کنند. بعد می‌گوید با قدم آهسته، میزان با قدم دژبانی که جلوتر راه می‌رود، می‌روید به سمت ضریح و دسته‌گل را آن‌جا قرار می‌دهید. صبر می‌کنید تا گروه موزیک کارش را انجام دهد و آخرش به همان شکل آهسته‌آهسته برمی‌گردید عقب.
رفیق دبیرستانی می‌گفت در حالی که هیچ حس و حال معنوی نداشتیم و خود ما هم که در راه جزو معدود موافقان بودیم، دژبان‌ها را مسخره می‌کردیم، رفتیم به سمت مرقد و ضریح امام و صدا و سیمایی‌ها فیلم‌برداری‌شان را تکمیل کردند و همان‌طور که عقب عقب می‌رفتیم، گفتند دیگر کافی است. همه رفتیم به سمت در خروجی. آن‌جا یکی از رفقا که از همه‌ی ما موافق‌تر بود، از مسوول خواست تا برگردیم و دو دقیقه‌ای نماز تحیتی بخوانیم و زیارتی و ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'از
از به
نویسنده: رضا امیرخانی
ناشر: کتاب نیستان
سال نشر: 1396 (چاپ 19)
قیمت: 18000 تومان
تعداد صفحات: 170 صفحه
شابک: 978-964-337-113-5
کتاب در قالب نامه‌های رد و بدل شده بین آدمهای گوناگون (به سبک کتاب بابالنگ‌دراز) داستان خود را روایت می‌کند. البته در این کتاب شخصیت‌های بیشتری نقش دارند. ماجرای اصلی درباره خلبان جانبازی بنام مرتضی مشکات است که دو پای خود را از دست داده و می‌خواهد با این وضعیت پرواز کند اما با مخالفت اطرافیان و مسئولین مواجه می‌شود ... (توضیحات با کمی تغییر از وب سایت ویکی‌پدیا برگرفته شده)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"از: دانش‌آموز فرانک ناصری، دوم شقایق
به: عقاب تیزپرواز جنگ

سلام!
خانم انشایمان موضوع داده بودند، نامه‌ای به یک رزمنده. گفته بودند هر کسی نامه‌ی خوبی بنویسد، نامه‌اش را می‌فرستند به جبهه. من گفتم به شما نامه بنویسم. به شما خلبان شجاع جنگ که رزمنده هم هستید! نمی‌دانم نامه خوبی بنویسم یا نه؟ ولی اگر خوب هم نشود و خانم احمدی خوش‌شان نیایند، خودم می‌فرستم‌شان. فقط نشانی را نمی‌دانم. مهم نیست، پستش می‌کنم به فرودگاه.
سلام ای خلبان جنگ! خلبان شجاع جنگ!
همه دوستان من نامه‌شان را با خسته نباشید، شروع می‌کنند. با پیروز بشوید، تمام می‌کنند. وسطش هم هی از شما رزمنده‌ی دل‌آور، تشکر می‌کنند که به خاطر ما می‌جنگید. من هم به شما خسته نباشید می‌گویم. من هم دوست دارم شما پیروز بشوید. من هم می‌خواهم از شما تشکر کنم. اما نمی‌توانم ... من از شما غصه دارم. یعنی چه‌طور باید بنویسم. نه این که متشکر نباشم. اما خیلی هم نه ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

خب، از بر و بچه‌های علامه حلی که بگذریم، باز نمی‌دانم چطور شده که بقیه‌ی کتاب‌های داستانی این ماه همه "بانونوشت" هستند. ترا خدا نخواهید که علت این یکی را هم برایتان حلاجی کنم که تا همین جایش هم خیلی روده‌درازی کرده‌ام. اصلا برای هریک از این "بانونوشت‌ها" تلاش می‌کنم که خلاصه‌گویی کنم!

معترضه: با وجود آنکه از طرح روی جلدش چندان خوش‌ام نیامد، اما اینکه کتاب برای خودش وب‌سایت دارد برایم جالب بود!

'اگر
اگر بودی می‌گفتی
نویسنده: عصمت عباسی
ناشر: روشنگران و مطالعات زنان
سال نشر: 1393 (چاپ 2)
قیمت: 15000 تومان
تعداد صفحات: 205 صفحه
شابک: 978-964-194-093-7
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"توی پیاده‌رو داشتم با بدبختی کیسه‌های میوه و سیب‌زمینی و پیاز را می‌کشیدم. دسته‌ی کیسه‌های نایلونی نازک شده بودند و عین کارد فرو می‌رفتند توی گوشت دستم.
باز نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. اول که رفتم توی میوه‌فروشی آقا جبار، به خودم هشدار داده بودم: "که فقط دو جور میوه می‌خری با سیب‌زمینی و پیاز، بعد سرت رو مثل بچه آدم می‌اندازی و از مغازه میای بیرون. واقعا هم، مگه چه خبره؟ مهمون که نداریم. ما هم فقط پنج نفر آدمیم. باید مثل خارجیا به تعداد نفرات میوه بخریم."
ولی نه، این طور نمی‌شود، اینجا توی ایران نمی‌شود میوه‌ی دانه‌ای خرید.
"خب پس نفری پنج تا زردآلو برمی‌دارم و سه مشت ... نه چهار مشت گیلاس. بسه دیگه! مگه آدم توی یه روز باید چند جور میوه بخوره؟"
ولی حالا دستم داشت زیر بار یک کیسه هلو، یک کیسه زردآلو، یک کیسه انگور، سیب گلاب و آلو سیاه خارجی و پنج تا انبه از شانه کنده می‌شد ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

معترضه: بگذریم که این کتاب را کتابفروش محل در سبدمان انداخت (!!!) اما خودمانیم، قبول کنید که شما هم با خواندن چند پاراگراف اول کنجکاو شده‌اید بدانید بعدش چی میشه!

'این‌جا
این‌جا همه چیز موقتی است
نویسنده: تکتم توسلی
ناشر: هیلا
سال نشر: 1392 (چاپ 1)
قیمت: 7500 تومان
تعداد صفحات: 184 صفحه
شابک: 978-600-5639-29-2
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"من یک گریپ‌فروتم. از همان وقتی که سندهای طلاق را امضاء کردم و از پله‌های دفترخانه پایین آمدم. آن موقع این را نمی‌دانستم. آن روز فقط به شهاب فکر می‌کردم و روزهایی که نمی‌دانستم چطور شروع خواهند شد. ولی از همان وقت داشتم نقش یک گریپ‌فروت تر و تازه را برای مردهای اطرافم بازی می‌کردم.

مامان آب گریپ‌فروت‌ها را می‌گرفت و لیوان را می‌داد دست بابا و می‌گفت: "اینو بخوری حالا حالاها سرما نمی‌خوری. تازه برای چربی و فشار خونتم خوبه." حالا من هم شده‌ام گریپ‌فروتی که به درد همه جور مردی می‌خورم.

عینک را از چشمم برمی‌دارم و می‌روم توی سوپر. یک شیر و یک ماست و چند تا خوراکی برمی‌دارم و می‌گذارم روی پیشخان مغازه. مرد ماشین‌حساب را می‌کشد جلو. دو تا آدامس هم به بقیه خوراکی‌ها اضافه می‌کنم.
"دو و پونصد. قابل شما رو هم نداره."
به خوراکی‌ها نگاه می‌کنم و به ماشین‌حسابی که هیچ عددی را نشان نمی‌دهد.
"فکر می‌کنم اشتباه کردین."
خوراکی‌ها را می‌چسبانم به سطل ماست و آدامس‌ها را هم می‌گذارم رویش. "اینا رو هم حساب کردین؟"
صاحب مغازه مرد میانسالی است. ریش‌هایش را از ته زده و پیراهن آبی چهارخانه پوشیده. جلوی سرش موهای کم‌پشت وز کرده و روی هم بالا رفته.
"نه درسته. راستی شما تعطیلی جایی نرفتین؟"
سعی می‌کنم خود چیزهایی را که خریده‌ام حساب کنم. آرام می‌گویم: "نخیر."
مرد خوراکی‌ها را می‌چیند توی کیسه.
"وای چه مظلومانه گفتین نخیر. راستی ویلای ما توی شمال هست. هر وقت خواستین بگین. کلید بدم تشریف ببرین، قابلتون رو نداره." ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

معترضه: کتاب را با دیدن تصویر روی جلدش در یک وب سایت سفارش دادم. فکر می‌کردم نویسنده‌اش یک آقا معلم است، اما بعد که کتاب رسید دیدم نویسنده‌اش یک خانم است. پیدا کنید پرتقال‌فروش را!

'خاطرات
خاطرات مدرسه
نویسنده: رحیمه حسن‌زاده
ناشر: هنر آبی
سال نشر: 1393 (چاپ 1)
قیمت: 8000 تومان
تعداد صفحات: 147 صفحه
شابک: 978-600-5743-44-9
کتاب مجموعه بیست داستان کوتاه است.
داستان "تصمیم مریم" با این جملات آغاز می‌شود:
"روی پله‌ی مغازه‌ای که کرکره‌اش پایین بود، نشست. کیفش را از شانه جدا کرد و کنارش گذاشت. سپس دفترچه‌ی قرمز خوش رنگ خود را از داخل آن درآورد و بار دیگر اولین برگه‌ی آن را کنار زد و با دیدن نمره‌ی بیست چشمانش از برق شادی پر شد.
"حتما مامان از دیدن این بیست خیلی خوشحال می‌شه. حتما این طرف و اون طرف صورتم را می‌بوسه."
در همین موقع، مقابلش پسرکی تقریبا هم سن و سال خود را دید که پاهایش روی تپه‌ی خاکی که معلوم بود از قبل بچه شیطان‌های مدرسه ترتیب یک گودال گل شلی را در آن داده بودند به گل نشسته بود و زار زار می‌گریست.
با دیدن اشک‌های پسرک، آب به دیده آورد و به آرامی بلند شد. ناگهان یاد سفارش‌های مادرش افتاد که گفته بود، "هیچ وقت نباید به یک غریبه نزدیک شود." در نتیجه دوباره خودش را روی پله انداخت و باز به پسرک گریان زل زد. بالاخره این صحنه‌ی گرفتاری به کمک یک زن مسن مهربان به پایان رسید و پسرک اسیر در چنگال گل، رهایی یافت ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

معترضه: نویسنده و همسرش معروف هستند و فیلم ساخته شده از روی داستان کتاب هم در زمستان گذشته و دهه فجر سر و صدایی به پا کرده بود.

'آذر،
آذر، شهدخت، پرویز و دیگران
نویسنده: مرجان شیرمحمدی
ناشر: ثالث
سال نشر: 1396 (چاپ 4)
قیمت: 18000 تومان
تعداد صفحات: 213 صفحه
شابک: 978-964-380-836-5
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"روز شانزدهم دی برف سنگینی تهران را سفیدپوش کرد. پرویز دیوان‌بیگی مثل همیشه می‌خواست به محل فیلمبرداری برود. او بازیگر مشهور تئاتر و سینما بود. سال‌ها پیش وقتی جوانی بیست ساله بود به عشق بازیگر شدن از شهرش به تهران آمده بود و بازیگری را از تئاتر شروع کرده بود و بعدها به سینما رفته بود و حالا چهل و اندی سال از آن روزها می‌گذشت و او شده بود یکی از پیشکسوتان بازیگری. مردم او را در کوچه و خیابان می‌شناختند و همه‌جا تحویلش می‌گرفتند. وقتی شهرداری شهر تهران سینمایی می‌ساخت یا در شهر خودش فرهنگسرایی ساخته می‌شد یا سالن تئاتری یا هر مرکز فرهنگی و هنری، پرویز دیوان‌بیگی را به عنوان اولین و مهم‌ترین مهمان، برای مراسم افتتاحیه دعوت می‌کردند. درباره‌ی او کتاب نوشته بودند و مجسمه‌اش را در یکی از سالن‌های فرهنگی تهران نصب کرده بودند. مجسمه با پرویز دیوان‌بیگی مو نمی‌زد. آن‌قدر طبیعی و واقعی به نظر می‌رسید که مردم اغلب فکر می‌کردند خود خود پرویز دیوان‌بیگی وسط آن سالن ایستاده و دستش را توی جیبش کرده ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

معترضه: خانم سلیمانی هم نویسنده‌ی آشنای "بازی آخر بانو" و "خاله‌بازی" هستند.

'سگ‌سالی
سگ‌سالی
نویسنده: بلقیس سلیمانی
ناشر: چشمه
سال نشر: 1394 (چاپ 2)
قیمت: 12000 تومان
تعداد صفحات: 142 صفحه
شابک: 978-600-6846-47-7
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"حالا همه‌ی سگ‌های آبادی با هم پارس می‌کردند. همین چند لحظه‌ی پیش بود که سگ‌های کنکیل جواب عوعوی کش‌دار سگ‌های قلعه را دادند. صدای جیغ مرغ و خروس‌ها را که شنید، فهمید این پارس برای تاراندن روباه یا شغالی بوده که به یکی از مرغدانی‌های قلعه زده.
مرغدانی مشتی‌رسول، علی‌دراز، کنیزحسین، محمودایاز، کدام‌شان؟ تپه‌های سنگی و خانه‌های گلی صدای هیاهوی مرد و زنی را از دوردست شنیدند "بگیرش پدرسگ". اگر مادرش هم بود همین را می‌گفت.
گرگو پشت دیوار هلسک‌هلسک می‌کرد. اگر چیز به‌دردبخوری داشت حتم برایش می‌انداخت، نداشت. آخرین لقمه‌ی تافتون بیات‌شده‌اش را همین جا، پشت دیوار، دو ساعت پیش خورده بود. همان وقتی که سگ‌های آبادی یک‌ریز پارس می‌کردند و گرگو بین واق‌واق‌های پراکنده‌اش، هلسک‌هلسکی التماس‌آمیز می‌کرد. دادالله چندباری چخه‌چخه کرده بود و یک‌بار هم گفته بود کپه‌ی مرگت را بذار پدرسگ. خروس لنگ‌دراز چندباری قوقولی‌قوقوهای نیمه‌کاره، خفه و پریشان سر داده بود. حتی الاغ‌شان هم یکی دوباری عرعر کرده بود ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

معترضه: بی‌معترضه!

'کشتی
کشتی ماه عسل
نویسنده: ناهید کبیری
ناشر: ثالث
سال نشر: 1389 (چاپ 2)
قیمت: 3500 تومان
تعداد صفحات: 178 صفحه
شابک: 978-964-380-367-4
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"گوشی تلفن را که گذاشت، حالش گرفته شد.
از همان‌جا که نشسته بود، می‌توانست آسمان غروب و نیمه خاک‌گرفته صنوبرها و افراها را ببیند. قلبش مثل یک کبوتر دست و پا بسته به این‌طرف و آن‌طرف سینه‌اش می‌کوبید و نبضش در شقیقه‌ها تاپ تاپ می‌کرد.
پیش از آن‌که صدای اذان بلندگوی مسجد سر خیابان اشکش را درآورد، به خود آمد. رودروی خودش ایستاد و گفت:
"احمق بی‌شعور خجالت نمی‌کشی؟ باز شروع کردی؟ حسادت می‌کنی؟ در چهل و پنج سالگی؟ عجب رویی داری واقعا؟"
رفت به اتاق اسی. اسی خواب بود. مثل یک کودک معصوم، آرام آرام نفس می‌کشید. اتاقش بوی پودر بچه می‌داد. باید به زودی بیدارش می‌کرد. ساعت هشت یا هشت و نیم شامش را می‌داد. تا ساعت ده شب بیدار نگهش می‌داشت. آن قدر که روی مبل مخملی جلوی تلویزیون چرت بزند. نه این‌که به طور کامل و عمیق خوابش ببرد. هر از گاهی می‌رفت به طرفش. دست می‌کشید روی گل و گردنش. روی کچلی سرش. گونه‌هایش را می‌بوسید. شانه‌هایش را می‌مالید. چای و عسل را خوب هم می‌زد بیسکویت را به دستش می‌داد اما چای را نه. "خوشمزه است؟ بیسکویت دوست داری؟" اسی سرش را تکان می‌داد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

خب، حالا که "معترضه‌ها" تمام شدند باید بگویم که چند تا داستان ترجمه هم داریم (نگفته بودم نداریم، گفته بودم کم داریم!)

کتاب بعدی یکجورهایی جزو کلاسیک‌هاست. از خودم در نمی‌آورم، خود ناشر هم در صفحه دوم کتاب زیر آرم‌اش تیتر زده "ادبیات کلاسیک جهان".

'تس
تس
نویسنده: تامس هاردی
ترجمه: مینا سرابی
ناشر: دنیای نو
سال نشر: 1386 (چاپ 6)
قیمت: 17500 تومان
تعداد صفحات: 420 صفحه
شابک: 978-964-6564-13-8
... قهرمانان توماس هاردی به حکم سرنوشت بسوی مقصد حرکت می‌کنند. و خارج از همه اصول اخلاقی و اجتماعی به راه خود می‌روند و همین حکم برگشت‌ناپذیر، "تس" را، که یک دختر جوان و روستایی است، دچار زحمت و محنت می‌کند.
"آلک"، تس را مجذوب می‌کند و می‌فریبد و به راه خود می‌رود. آلک خانواده سرشناسی دارد، و از اشراف منطقه است. بچه‌ای که تس از او در شکم دارد، به محض تولد می‌میرد. و این زن با "آنجل کلر" پسر یک مرد روحانی ازدواج می‌کند و در شب عروسی ماجرای گناه گذشته‌اش را برای این مرد باز می‌گوید ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"در غروب یکی از روزهای اواخر ماه مه مرد میانسالی از شاستن به ده مازلوت، که در دره کوچک بلاک‌مور واقع بود، به سوی خانه راه می‌سپرد. با پاهایی نااستوار گاه به چپ و گاه به راست یله می‌رفت. هرچند گاه، شبیه کسانی که نظر کسی را تایید می‌کنند، سری تکان می‌داد، گرچه به چیز خاصی نمی‌اندیشید. زنبیل خالی تخم‌مرغی روی دست انداخته، کرک کلاهش در هم ریخته بود، و تکه‌ای از لبه کلاهش، بر اثر سالیان دراز تماس انگشتان هنگام برداشتن آن، یکسره بی‌کرک بود. در این لحظه کشیش سالخورده‌ای که آهنگی زیر لب زمزمه می‌کرد، سوار بر مادیانی خاکستری از راه رسید.
مرد زنبیل به دست گفت: شب شما بخیر.
شب‌بخیر، سرجان.
مرد، پس از یکی دو گام، درنگ کرد، و برگشت:
- آقا، ببخشید؛ هفته گذشته، در همین جا و تقریبا همین موقع، وقتی از بازار می‌آمدم شما را دیدم و گفتم شب‌بخیر، و شما مثل حالا جواب دادید شب‌بخیر سرجان.
- بله، گفتم.
- و یکبار هم قبل از آن - حدود یک ماه پیش.
- شاید گفته باشم.
- برای چه این چند بار مرا سرجان صدا کرده‌اید، و حال آنکه من فقط جک دروبی‌فیلد، فروشنده دوره‌گرد هستم؟ ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

کتاب بعدی هم نویسنده نامداری دارد. البته هرقدر گشتم نتوانستم نام و نشان نسخه اصلی کتاب را پیدا کنم. به همین خاطر وارد این بحث که کتاب از "کلاسیک‌ها" هست یا نه، نمی‌شوم!

'عشق
عشق و رویا
نویسنده: الکساندر دوما
ترجمه: غلامرضا افبال‌السلطان
ناشر: جامی
سال نشر: 1397 (چاپ 2)
قیمت: 22000 تومان
تعداد صفحات: 246 صفحه
شابک: 978-600-176-076-1
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"جمعه است. نزدیک بویی‌ناکی که یکی از دهات بزرگ داغستان شمالی است، جوانان تاتار گرد هم جمع شده و خود را برای اسب‌دوانی آماده کرده‌اند و برای نشان دادن انواع مهارت و شجاعت مهیا هستند.
اول باید این میدان و منظره‌ی دلگشا و بی‌نظیر را که حکایت ما در آن رخ می‌دهد در نظر خوانندگان محترم مجسم سازیم: ده مذکور بر ارتفاع کوهی واقع و بر اطراف ناحیه مسلط است.
از طرف چپ، راهی که از دربند به طرخه می‌رود، سلسله جبال قفقاز که پوشیده از جنگل‌های انبوه است، دیده می‌شود. سمت راست، ساحل بحر خزر است، یعنی مکانی که چون امواج دریا به آنجا می‌رسند، نوای خوش یا نوجه‌ی جاودانی خود را نابود می‌سازند.
اهل ده، برای گردش و استنشاق هوای دلپذیر و سالم، از کلبه‌های محقر خود خارج شده، از دامنه کوه پایین آمده و در دو طرف راه صف کشیدند. زنها بدون حجاب و با دستمال‌های پرنیان الوان رنگ که چون عمامه به دور سر پیچیده بودند و شلوارهای گشاد قناویز زنگین، در یک ردیف نشسته و اطفالشان بازی‌کنان به دور آنها می‌گشتند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

درباره کتاب بعدی باید توجه‌تان را به این نکته جلب کنم که پس از به بازار آمدن کتاب‌های متعددی از آمریکایی‌های هندی‌الاصل، الان مدتی است که انگار توجه‌ها به آمریکایی‌های ژاپنی‌الاصل (بخوانید نویسنده‌های آمریکایی با چشم بادامی) جلب شده و احتمالا در ماه‌های آینده کتاب‌های بیشتری از این گروه نویسندگان به دستمان خواهد رسید.

'بودا
بودا در اتاق زیرشیروانی
نویسنده: جولی اتسکا
ترجمه: فریده اشرفی
ناشر: مروارید
سال نشر: 1395 (چاپ 2)
قیمت: 10000 تومان
تعداد صفحات: 141 صفحه
شابک: 978-964-191-203-3
"بودا در اتاق زیرشیروانی" کتاب کوچکی‌ست که دنیایی بزرگ را در خود جای داده است. این رمان به زندگی مهاجران ژاپنی در ایالات متحده می‌پردازد. زندگی گروهی از زنان ژاپنی که به عنوان "عروس پستی"، برای ازدواج با مردانی که پیش از آن هرگز آنها را ندیده‌اند، به ایالات متحده فرستاده می‌شوند.
جولی اتسکا، نویسنده‌ی کتاب، امریکایی ژاپنی‌تباری‌ست که در کالیفرنیا به دنیا آمده و در فرهنگ و آداب و رسوم غربی بزرگ شده است.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"در کشتی، بیشتر ما دختر بودیم. موهای بلند مشکی و پای صاف و پهنی داشتیم و قدمان خیلی بلند نبود. بعضی از ما تا همین دوره‌ی نوجوانی چیزی به جز برنج اماج نخورده بودیم و پاهایمان کمی خمیده بود و بعضی از ما چهارده سال بیشتر نداشتیم و هنوز بچه به حساب می‌آمدیم. بعضی از ما از شهر می‌آمدیم و لباس‌های شیک شهری پوشیده بودیم، اما خیلی از ما از روستا می‌آمدیم و در کشتی همان کیمونوهای قدیمی‌ای به تن‌مان بود که چندین سال بود می‌پوشیدیم - کیمونوهای رنگ‌ورورفته‌ی خواهر بزرگ‌مان که بارها و بارها وصله خورده و رنگ شده بود. بعضی از ما از کوهستان می‌آمدیم و پیش از آن هرگز دریا را ندیده بودیم، به‌جز در عکس‌ها؛ پدر بعضی از ما ماهیگیر بود و در تمام عمر دوروبر آب زندگی کرده بودیم. شاید ما برادر یا پدری را در دریا از دست داده بودیم، یا نامزدمان را؛ یا شاید کسی که دوستش داشتیم، صبح یک روز غم‌انگیز خود را به آب انداخته و به دوردست‌ها شنا کرده و رفته بود و حالا هم نوبت ما بود که برویم ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا بیابید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

این نوشته‌ی سیمون دوبووار را احتمالا نمی‌شود داستان به حساب آورد. اما انگار روایتی است واقعی از زندگی خودش. بنابراین جایش در فهرست این ماه می‌تواند در پایان داستان‌های ترجمه باشد.

'مرگ
مرگ بسیار آرام
نویسنده: سیمون دوبووار
ترجمه: فریدون مجلسی
ناشر: دنیای نو
سال نشر: 1393 (چاپ 2)
قیمت: 10000 تومان
تعداد صفحات: 96 صفحه
شابک: 978-964-172-084-3
کتاب نوعی تفکر و تامل فلسفی درباره‌ی مرگ است: معمایی که همیشه ذهن آدمی را به خود مشغول داشته است.
… سیمون دوبووار، این تجربه را در آخرین روزهای عمر مادرش آزموده است. مادر او در هفتاد و هشت سالگی زمین می‌خورد و استخوان بالای رانش می‌شکند ... احتضار او چهار هفته طول می‌کشد. اما این زن سالخورده زندگی را دوست می‌دارد و هر روز از عمر خود را غنیمتی می‌شمارد، و نمی‌خواهد باور کند که به آخرین لحظه‌ها رسیده است. و در عین حال چون در آن روزها زنده ماندن او با تحمل زجر و عذابی جانکاه همراه است، برای نزدیکانش این سوال را پیش می‌آورد که آیا بهتر نیست که از ادامه‌ی درمان او دست بردارند و بگذارند که زودتر جان بسپارد و از تحمل آن همه آزار و عذاب آسوده شود؟ (برگرفته از مقدمه مترجم کتاب)
مطالب کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"ساعت چهار بعدازظهر روز پنج‌شنبه 24 اکتبر 1964 در هتل مینروای رم بودم. قرار بود فردای آن روز به پاریس بازگردم. نوشته‌هایم را مرتب می‌کردم، که تلفن زنگ زد. "بوست" از پاریس به من خبر داد: "حادثه‌ی بدی برای مادرتان اتفاق افتاده". بی‌درنگ این فکر به ذهن‌ام رسید که مادرم از این طرف خیابان به آن طرف می‌رفته، که یک اتومبیل او را زیر گرفته است. اما بوست می‌گفت: "مادرتان در حمام زمین خورده و استخوان بالای رانش شکسته."
بوست با مادرم ساکن یک ساختمان بودند. آن‌طور که می‌گفت: "او و الگا ساعت ده شب از پله‌های ساختمان بالا می‌رفته‌اند، که یک زن و دو پاسبان را در پله‌های بالاتر دیده‌اند و آن زن به آن‌ها گفته است که خانم دوبووار در طبقه‌ی دوم زمین خورده، و دو ساعت تمام با هزار زحمت روی زمین خزیده، تا به تلفن رسیده و به دوستش خانم تاردیو گفته است که بیایند و برای نجات او در را بشکنند". آن‌ها همراه آن زن و دو پاسبان به آپارتمان رفته، و دیده بودند که مادرم در لباس خانه قرمز مخمل کبریتی‌اش روی زمین افتاده است ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

خب، این هم از این. حالا که پرونده‌ی داستان‌های ترجمه و وطنی بسته شد می‌رسیم به شعر. آنهم شعر طنز!

'دار
دار Funny
نویسنده: صابر قدیمی
ناشر: فصل پنجم
سال نشر: 1392 (چاپ 1)
قیمت: 7000 تومان
تعداد صفحات: 87 صفحه
شابک: 978-600-304-117-2
کتاب حاوی 26 قطعه شعر طنز است.
شعر "اسکار فیس‌بوک" با این بیت‌ها آغاز می‌شود:
"زندگی ما شده خاله بازی
گیر افتادیم توو دنیای مجازی

گیر افتادیم و خودمون‌و باختیم
چه دنیای عجیب غریبی ساختیم!

کی واسه عشقش نامه می‌نویسه؟
چشم کی هر شب از جدایی خیسه؟

کی دیگه قبل خواب کتاب می‌خونه؟
بازم سوالم بی‌جواب می‌مونه؟

صب تا غروب توو یوتویوب، توییتر
شب تا صب‌م توو چت روما شر ور

نمی‌شه فهمید دیگه کی با کیه
وقتی که فیس همه‌مون بوکیه ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

و اما کتاب بعدی …

کتاب بعدی درباره دو موضوع جالب توجه است. یکی وبلاگ و وبلاگ‌نویسی که فکر می‌کنم با توجه به فقر فرهنگی ما در زمینه‌ی نوشتن و مکتوب کردن تجربه‌هایمان، تحقیق و پژوهش و جمع‌آوری اطلاعات درباره این روش نوشتن الکترونیک می‌تواند بسیار حقایق بگو و مگو را بر ما و آیندگان روشن سازد (خیلی قلنبه سلمبه شد مثل اینکه!)

موضوع جالب دوم هم کتابداری و کتابداران هستند که یکجورهایی به کتابخانه وصل هستند و نهایتا به کتاب. صنفی که نان و آب‌شان متصل به نوشته و کتاب و دانش است و خب مطلع شدن از عادت‌ها و مولفه‌های فرهنگ نوشتاری‌شان برای من یکی جالب است.

'نگاهی
نگاهی بر یک دهه وبلاگ‌نویسی کتابداران ایران
نویسنده: امیررضا اصنافی، مریم پاکدامن نائینی، محمد زره‌ساز
ناشر: چاپار
سال نشر: 1392 (چاپ 1)
قیمت: 9000 تومان
تعداد صفحات: 229 صفحه
شابک: 978-600-276-039-5
کتاب مشتمل بر چهار فصل است. در فصل اول نویسندگان به طور مختصر مروری بر نحوه ایجاد وبلاگ در محیط‌های پرشین‌بلاگ و بلاگفا (برای مخاطب مبتدی) کرده‌اند. فصل دوم به موضوع پیشینه بهره‌گیری از وبلاگ توسط کتابداران ایران می‌پردازد. فصل سوم کتاب به ارائه یادداشت‌های برگزیده کتابداران و اساتید وبلاگ‌نویس اختصاص یافته و بالاخره آخرین فصل کتاب با عنوان "آثار منتشر شده در زمینه وبلاگ در کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران" اطلاعات کتابشناسی مواد منتشر شده درباره این موضوع را به علاقمندان ارائه می‌نماید.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

چند ماهی است که یکی از دوستان تقاضا کرده تا هر ماه برایش کتابی درباره‌ی ادیان مختلف انتخاب و ارسال کنیم. ماه گذشته کتابی درباره‌ی مسیحیت برایشان انتخاب کردیم. این ماه هم این یکی. مطابق معمول این "سفارش خاص" موجب آشنایی ما با کتاب شد و راه یافتن آن به فهرست این ماه.

'بررسی
بررسی آیین‌های زرتشت کهن، میترا، مانی، مسیح، مزدک، زرتشت جدید
نویسنده: عزت‌الله معظمی گودرزی
ناشر: صمدیه
سال نشر: 1391 (چاپ 1)
قیمت: 15000 تومان
تعداد صفحات: 390 صفحه
شابک: 978-964-5790-86-6
کتاب، همانطور که از عنوان آن پیداست، در شش فصل به بررسی شش کیش و آیین متداول در ایران باستان می‌پردازد. نویسنده در بسیاری از بخش‌های کتاب سبکی داستانی به مطالب داده است و تاریخ را حکایت‌وار برای خواننده روایت کرده.
فصل اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"دوره هخامنشیان - که بنیانگذار این دودمان کورش بزرگ است - سرآغاز تاریخ ایران به‌شمار می‌آید. این سخن به گواه تاریخ‌نگاران قدیم در اینجا آورده شد؛ هرودوت، گزنفون، کتزیاس و دیگر تاریخ‌نگاران غربی آغاز امپراتوری جهانی پارس و ماد را از آغاز حکومت کورش بزرگ دانسته‌اند.
اما باید گفت پیش از ظهور امپراتوری هخامنشیان مادها بیش از دو قرن بر سرزمین ایران حکمرانی کردند. پیش از مادها عیلامیان 700 سال بر سرزمین ایران حکومت کردند. پیش از عیلامیان نیز ممکن است کسانی در این سرزمین می‌زیسته‌اند که تاریخ‌نگاران از آنها بی‌اطلاعند و سنگ‌نوشته و یا سکه در آن دوران متداول نبوده و ظروف سفالین هم از آنها باقی نمانده، به همین خاطر نمی‌توان بدون دلیل اثر مردم پیش از عیلامیان را ثابت کرد. ناچار به عیلامیان اکتفا می‌کنیم. وقتی حکومت عیلامیان توسط آشوریان و پادشاه خونریزشان آشور بانی‌پال از بین رفت طولی نکشید که حکومت آشوریان هم به‌وسیله مادها نابود شد. بیشتر تاریخ‌نگاران باستان به دقت حکومت مادها و هخامنشیان را نوشته‌اند، اما هیچ تاریخ‌نگاری به باورها و آیین‌های قوم ماد و هخامنشی اشاره نکرده و کسی نمی‌داند مادها و هخامنشیان چه آیین و مذهبی داشته‌اند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

کتاب بعدی را احتمالا باید در قفسه‌ی جامعه‌شناسی قرار بدهیم. در ماه‌های گذشته چند کتاب درباره شهرشناسی و مطالعات اجتماعی مرتبط با شهر از نشر تیسا معرفی کردم (از شما چه پنهان هنوز از آن سری کتاب‌هایی که از نشر تیسا خریده بودم هنوز چندتایی "معرفی نشده" لب طاقچه مانده‌اند!) حالا این یکی به قلم یک فرانسوی "شهر" را از نگاه یک اروپایی بررسی و حلاجی می‌کند.

'شهر
شهر
نویسنده: گی بورژل
ترجمه: نارسیس سهرابی ملایوسف
ناشر: شورآفرین
سال نشر: 1392 (چاپ 1)
قیمت: 8000 تومان
تعداد صفحات: 157 صفحه
شابک: 978-600-6955-02-5
کتاب حاضر، سعی دارد تا شیوه‌ی زندگی شهرنشینی در فرانسه قرن بیستم را مورد بررسی قرار داده و به عادات، اندیشه‌ها و نحوه‌ی مصرف جامعه‌ی شهرنشینی بپردازد که بیش از 80% جمعیت کل کشور را به خود اختصاص داده است. با توجه به شهرنشینی و مسائل مرتبط با آن، انتظار می‌رود که "شهر" در کانون توجهات و نقطه‌ی مهمی در مبارزات و خواست‌های سیاسی باشد. اما با این حال، این مساله مورد غفلت قرار گرفته و درباره‌اش سکوت می‌شود. مگر نه این که بسیاری از اندیشمندان معاصر در این خصوص سکوت کرده و به دلیل همین بی‌توجهی و اهمال، شهرها به‌نحوی اعجاب‌انگیز فضاهای طبیعی را می‌بلعند و در باطن از انواع آلودگی‌ها و فقدان آسایش رنج می‌برند؟ در چنین وضعیتی شهر هم خالق است و هم قربانی! آیا آسیب‌های زیست-محیطی با حجم سرسام‌آور تولیدات صنعتی، از هم گسیختگی و ناهنجاری‌های اجتماعی و همچنین سطح خشونت در جامعه‌ی شهری مرتبط نیست؟ کتاب پیش رو، در پی اعتراض علیه جهل و نادانی در حال فراموشی است... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

صحبت شهر شد! فکر می‌کنم کتاب بعدی را هم باید اینجا خدمت‌تان معرفی کنم. این یکی البته بیشتر جایش توی قفسه‌ی تاریخ و معماری خواهد بود. اما به قول نویسنده‌اش چون مطالعه‌ای است چندوجهی احتمالا در بیشتر از یک قفسه می‌شود جایش داد!

'میدان
میدان توپخانه دارالخلافه ناصری
نویسنده: مهنام نجفی
ناشر: روزنه
سال نشر: 1392 (چاپ 1)
قیمت: 25000 تومان
تعداد صفحات: 256 صفحه
شابک: 978-964-334-380-4
کتاب با جزئیات به تاریخچه و تحولات میدان توپخانه تهران می‌پردازد.
نویسنده در مقدمه کتاب اشاره می‌کند: "... بررسی میدان توپخانه از این منظر در کتاب حاضر سبب شده است که درکی از چگونگی پیدایش این عنصر شهر ایرانی دوران قاجار پیدا شود که ماهیت آن را به عنوان فضایی در چارچوب زبان خودی شهرسازی ایران تثبیت کند و نمونه‌ای عینی و مستند برای تصوری فراهم کند که مدت‌ها است در بحث از دوران قاجار مطرح می‌شود و آن چگونگی مواجهه ایرانیان با دستاوردهای تمدن غربی است. تحقیق چندجانبه؛ متکی به متون تاریخی، اسناد، تصاویر، آثار کالبدی باقیمانده از نمونه‌های مشابه، سبب شده که پرتوی تازه بر فرآیند شکل‌گیری و ظهور بناهای عمومی و فضاهای شهری دوران قاجار افکنده شود ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

چند کتاب اخیر دیگر خیلی جدی شدند! اجازه بدهید برای اینکه کمی از سنگینی این فضا بکاهیم دو کتاب تاریخی خدمت‌تان معرفی کنم.

هر دو اثر به نظر می‌آید مشقی هستند از روی کتاب پرآوازه‌ی "چنین کنند بزرگان" (نوشته‌ی ویل کاپی مشکوک و ترجمه‌ی نجف دریابندری معروف). یکی از کتاب‌ها حتی ماجرا را پنهان نکرده و در مقدمه به این شباهت در سبک و شیوه نوشتن اشاره هم کرده است.

'این‌گونه
این‌گونه بشر این‌گونه شد: تاریخ مختصر، مفید و بی‌شاخ و برگ جهان
نویسنده: حسین یعقوبی
ناشر: مروارید
سال نشر: 1392 (چاپ 1)
قیمت: 16500 تومان
تعداد صفحات: 369 صفحه
شابک: 978-964-191-189-0
شنیده‌اید می‌گویند هر تراژدی در گذر زمان به کمدی تبدیل می‌شود؟
"این‌گونه بشر این‌گونه شد" قرار است یک روایت مصور جذاب از فصول تاثیرگذار تاریخ بشر در قالب نثری شیرین با چاشنی طنز باشد. در این کتاب سعی شده تا به اصل مطلب یعنی حماقت‌ها و شهامت‌های فردی و جمعی پرداخته شود که مهم‌ترین و تاثیرگذارترین علل رقم خوردن وقایع تاریخی بوده‌اند.
فصل اول کتاب، با عنوان "انسان اندک‌اندک آدم می‌شود"، با این جملات آغاز می‌شود:
"ما در مورد انسان‌های اولیه چیزهای خیلی کمی می‌دانیم. یعنی حقیقتش تقریبا هیچ چیزی نمی‌دانیم. نه نوشته‌ای از آنها به یادگار مانده و نه حتی تصویری. تمام دانسته‌های ما، تنها حدس و گمان‌هایی هستند بر پایه‌ی یافته‌های باستان‌شناسان. این یافته‌ها چه هستند؟ در حفاری‌های مختلف در کنار یک‌سری کاسه‌کوزه‌ی شکسته و تعدادی ابزار سنگی، چند تکه از استخوان‌های اندام و جمجمه اجداد شبه‌آدمیزاد ما کشف شده است. انسان‌شناسان (دانشمندانی که تمام وقت و انرژی‌شان صرف این می‌شود که ثابت کنند انسان اشرف مخلوقات نیست و صرفا یک جور حیوان دگراندیش است) این استخوان‌ها را با خود به آزمایشگاه بردند و به کمک علم آناتومی و اندکی هم تخیل خودشان موفق شدند شکل و شمایل اجداد اولیه‌ی ما را بازسازی کنند ..."

چاپ کتاب تمام شده!

'من
من و باباشاهم
نویسنده: احسان ناظم‌بکایی
ناشر: حوض نقره
سال نشر: 1393 (چاپ 2)
قیمت: 10000 تومان
تعداد صفحات: 180 صفحه
شابک: 978-600-194-190-0
کتاب مجموعه روایت‌های طنز تاریخی است که هریک به یکی از پدرها و پسرهای معروف تاریخ مربوط می‌شود. مثلا خسروپرویز و شیرویه، تیمور لنگ و شاهرخ گورکانی و ...
فصلی از کتاب که عنوان اصلی‌اش هست "چرا دست من درازه؟ ..." با این جملات آغاز می‌شود:
"خشایار یک شب در اتاقش دچار خفگی شد و طبیعتا چون به آن دنیا رفته بود نمی‌توانست به کارش در این دنیا که پادشاهی کردن بود، ادامه بدهد. همان موقع، اردشیر پسر سوم خشایار، داشت در اتاقش بازی می‌کرد که اردوان، فرمانده‌ی گارد حفاظت کاخ، وارد اتاقش شد، دست او را گرفت و او را روی تخت شاهی نشاند. اردوان به اردشیر گفت که برادربزرگش داریوش، بیماری "دیگران را خفه کنی" گرفته، بابا خشایار را خفه کرده و می‌خواهد او را هم خفه کند. اردشیر هم که دستان درازی داشت و بروبچ او را "اردشیر درازدست" صدا می‌زدند، سراغ داریوش رفت، دستانش را دور گردن داریوش پیچید و آن قدر فشار داد تا یواش یواش، داداش داریوش پیش بابا خشایار رفت.
مدتی که گذشت اردشیر درازدست قد کشید و بقیه‌ی جاهایش هم مثل دستش دراز شد. او از در و همسایه شنید که اردوان گولش زده و خود او بوده که بابا خشایار را کشته. برای همین یک روز، گلوی اردوان را هم آن‌قدر فشار داد تا او هم رفت پیش بابا خشایار و داداش داریوش ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

مشاهده و انتخاب کتاب‌های فهرست در بخش مشترکین

 

در این فهرست کتابهای زیر معرفی شده‌اند: بررسی آیین‌های زرتشت کهن، میترا، مانی، مسیح، مزدک، زرتشت جدید (عزت‌الله معظمی گودرزی)، پنجره‌های تشنه (مهدی قزلی)، اگر بودی می‌گفتی (عصمت عباسی)، آذر، شهدخت، پرویز و دیگران (مرجان شیرمحمدی)، این‌جا همه چیز موقتی است (تکتم توسلی)، کشتی ماه عسل (ناهید کبیری)، سگ‌سالی (بلقیس سلیمانی)، خاطرات مدرسه (رحیمه حسن‌زاده)، بودا در اتاق زیرشیروانی (جولی اتسکا)، عشق و رویا (الکساندر دوما)، مرگ بسیار آرام (سیمون دوبووار)، تس (تامس هاردی)، نگاهی بر یک دهه وبلاگ‌نویسی کتابداران ایران (امیررضا اصنافی، مریم پاکدامن نائینی، محمد زره‌ساز)، این‌گونه بشر این‌گونه شد: تاریخ مختصر، مفید و بی‌شاخ و برگ جهان (حسین یعقوبی)، دار Funny (صابر قدیمی)، شهر (گی بورژل)، میدان توپخانه دارالخلافه ناصری (مهنام نجفی)، از به (رضا امیرخانی)، سرلوحه‌ها: یادداشتهای پراکنده (سالهای 81-84) (رضا امیرخانی)، من و باباشاهم (احسان ناظم‌بکایی)
خواندن 3757 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u