سه شنبه, 20 بهمن 1394 15:21

کتاب‌های دی 1394

نوشته: ماني شهرير
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

نگاه که می‌کنم می‌بینم این ماه از تعدادی از ناشران دو، سه یا گاهی چهار کتاب خریده‌ام. بنابراین انگار می‌شود این فهرست را به ترتیب ناشر بچینم. اول و آخر صف البته چند تا کتاب "متفرقه" (که یعنی از ناشرهایشان همین یک کتاب را در مجموعه داریم) می‌گذارم، تا یکجوری تعادل برقرار شود!

برای منِ کتابفروش احتمالا توجه‌برانگیزترین کتاب این ماه باید "شکسپیر و شرکا" باشد. بگذریم که روزی شاید برایتان تعریف کردم که کتابفروشی، مخصوصا از نوع فیزیکی‌اش، برعکس آنچه که اغلب فکر می‌کنند، شغل "هیجان‌انگیزی" نیست. اما خب، به هر حال اهالی یک صنف باید هوای همدیگر را داشته باشند. حتی اگر یکی‌شان در حوالی کلیسای نتردام در پاریس زندگی کند و دیگری در حوالی پارک شفق در تهران!

'شکسپیر
شکسپیر و شرکا
نویسنده: جرمی مرسر
ترجمه: پوپه میثاقی
ناشر: مرکز
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 36500 تومان
تعداد صفحات: 372 صفحه
شابک: 978-964-305-606-3
نویسنده کتاب یک روز در حین ولگردی در خیابان‌های پاریس به یک کتابفروشی کوچک به اسم "شکسپیر و شرکا" برمی‌خورد. او که بیکار و بی‌پول بوده، پس از مدتی پرسه زدن در میان قفسه‌ها کتابی می‌خرد و در مقابل کارکنان کتابفروشی از او دعوت می‌کنند تا با آنها فنجانی چای بنوشد. این آغاز ارتباط نزدیک او با این کتابفروشی و گردانندگانش می‌شود. او شروع به کار در کتابفروشی می‌کند و بند و بساطش را به اتاقی در بالای کتابفروشی منتقل می‌کند. کتاب شرح خاطرات و ماجراهای او در این کتابفروشی کوچک و رویایی است.
فصل اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"روزی که پا به کتاب‌فروشی گذاشتم، یک‌شنبه‌ای زمستانی و ملال‌آور بود. طبق عادتم در آن دوران دشوار، برای پیاده‌روی بیرون زده بودم. هیچ‌وقت مقصد خاصی نداشتم جز گذر از مجموعه‌ای از پیچ‌های اتفاقی و چند بخش شهر برای کرخت کردن ساعت‌ها و دور شدن از مشکلات سر راه. عجیب بود که چه ساده می‌شد خود را میان بازارهای پرهیاهو و بلوارهای بزرگ، پارک‌های آراسته و بناهای مرمرین گم کرد.
در آن روز خاص، نم‌نم باران از ساعت‌های اولیه‌ی بعدازظهر شروع شده بود. اول، باران حتی برای خیس کردن یک بلوز پشمی هم کافی نبود، چه برسد به این‌که در فعالیت جدی و مهم پیاده‌روی‌ام اخلال ایجاد کند. اما بعدتر، حوالی غروب، آسمان ناگهان غرید و رگبار تندی باریدن گرفت.
به پناهگاهی نیاز داشتم و از نزدیک کلیسای جامع نوتردام که در آن گرفتار شده بودم، می‌شد تابلوی زرد و سبز مغازه را در آن سوی رودخانه دید ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

درباره کتاب بعدی باید عرض کنم که فرهاد حسن‌زاده را اغلب به عنوان نویسنده کتاب کودکان می‌شناسیم. در آن شاخه خیلی هم معروف و اسم و رسم‌دار است. مثلا اینکه او خالق "کوتی‌کوتی"،هزارپایی شیطان و یکدنده است که با توجه به میزان محبوبیت‌اش میان بچه‌ها، باید یک جایزه‌ی مخصوص فقط بخاطر خلق این شخصیت به آقای حسن‌زاده بدهند.

حسن‌زاده آثار متعددی هم برای مخاطب نوجوان نوشته است. مثلا کتاب "هستی"، که آن را اخیرا به همراه اعضای گروه مطالعاتی فانوس خوانده‌ام، نیز برای خودش کلی اسم و رسم دارد و پرفروش است و ...

اما راستش قبلا ندیده بودم که او کتابی هم برای بزرگسالان منتشر کرده باشد. برای همین هم وقتی یکی از دوستان کتاب را سفارش داد، مطابق معمول نسخه‌ای هم خودم خریدم تا ببینم که این نویسنده جنوبی که خیلی از داستانهایش را با لهجه‌ی آبادانی می‌نویسد، چطور با مخاطب بزرگسال طرف شده است!

'مهمان
مهمان مهتاب
نویسنده: فرهاد حسن‌زاده
ناشر: افق
سال نشر: 1392 (چاپ 2)
قیمت: 15000 تومان
تعداد صفحات: 416 صفحه
شابک: 978-964-369-471-5
قهرمان‌های اصلی رمان دو برادر دوقلو هستند که هر کدام نگاه خاص خود را به زندگی دارند و هر کدام می‌خواهند به دنبال آرمان‌ها و آرزوهای خودشان بروند. یکی از این دو در شهر می‌ماند تا در کنار علی‌کبابی غذا برساند به بچه‌هایی که در خرمشهر مقاومت می‌کنند و یکی همراه خانواده از شهرک مهاجرین در اصفهان سر در می‌آورد. هر دو قصه‌های زیادی برای گفتن دارند. قصه‌هایی که روزگار برایشان نوشته است.
داستان 39 فصل دارد که یکی درمیان از زبان یکی از دوقلوها روایت می‌شود. نویسنده با کمک این ساختار، هم مشکلات کسانی را که ماندند و جنگیدند نشان داده است و هم کسانی که به اجبار خانه و کاشانه خود را ترک کردند و راهی دیگر شهرها شدند.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"مینی‌بوس راه افتاد و از در گاراژ بیرون رفت.
فاضل نفس راحتی کشید و از کنار پرده‌ی زرشکی، کامل را که هنوز ایستاده بود نگاه کرد. لحظه‌ای از ذهنش گذشت: "شاید دیگه نبینمش!"
و دیدش که همان‌طور با غرور تکیه داده به دیوار و رفتن مینی‌بوس را نگاه می‌کند. نخ نگاه‌ها کش آمد و سر چهارراه بعدی پاره شد.
صورتش می‌سوخت.اصلا انتظار آن سیلی را نداشت. نه به احترام بزرگ‌تر بودنش. مگر بیش‌تر از پانزده دقیقه بزرگ‌تر بود؟ که آن هم به حساب نمی‌آمد. اهل زدن هم نبود. گیج و مبهوت، تکیه از دیوار شوره‌بسته‌ی گاراژ گرفته بود و صاف به چشم‌های شعله‌ورش زل زده بود: "هیچ‌وقت نمی‌بخشمت، کامل! دیگه نه مو، نه تو." ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

نمی‌دانم چه مرضی است که برای خریدن کتاب‌هایی که سر و صدا می‌کنند و یک‌شبه پرفروش می‌شوند، دست‌دست می‌کنم. اواسط تابستان که کتاب جدید ابراهیم رها به بازار آمد، یک چند ماهی همه دنبالش بودند و نقل محافل و مجالس شده بود. آن‌موقع بیخود و بی‌جهت کتاب را نخریدم (از کجا معلوم، شاید کلی هم سمت ما "پرفروش" می‌شد). حالا که اما آبها از آسیاب افتاده و کتاب پس از پنج، شش ماه به چاپ سوم رسیده (پس یعنی احتمالا اغلب آنها که می‌خواسته‌اند، کتاب را خوانده‌اند) بالاخره کتاب را خریدم (خدا عقل بده!)

به هر حال دست‌کم فایده‌اش این است که می‌شود نام و نشان‌اش را در نظرخواهی "بهترین کتاب‌های سال 1394" اضافه کنم تا شاید توجه همه آنهایی که امسال کتاب را خریده‌اند و خوانده‌اند جلب شود و بروند آنجا بهش رای بدهند!

'چه‌قدر
چه‌قدر خوبیم ما!
نویسنده: ابراهیم رها
ناشر: مروارید
سال نشر: 1398 (چاپ 17)
قیمت: 19000 تومان
تعداد صفحات: 94 صفحه
شابک: 978-964-191-385-6
ما مردم عین دسته‌ی گلیم. لااقل بخش اول این عبارت دوقسمتی را مطمئنم. رفتار ما، واکنش‌های ما، اطوار ما، برخوردهای ما ... یکی از یکی بهتر. ما مردمانی زیبا جادار مطمئن هستیم که اعتمادبه‌نفس‌مان یک جاهایی از آسمان را انشقاق داده است.
حالا من در این کتاب سعی کرده‌ام به زبانی که به هیچ‌جای هیچ‌کس‌مان برنخورد، رفتارهای اجتماعی و فراگیرمان را که تبعاتش صاف می‌رود توی ... توی چشم خودمان مرور کنم. اگر از دسته‌گل بودن خود، اطرافیان، فامیل، دوست، راننده‌ی خطی دور میدان یا سوپرمارکت محله‌تان به تنگ آمده‌اید (یا به هر چیز دیگر آمده‌اید) این کتاب را بخوانید. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
فصل اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"هنر نزد ایرانیان است و بس. این جمله‌ی درخشان بی‌نظیر و بی‌بدیل و البته بی‌پایه را هر جای دنیا که بگویی طبعا می‌گویند این صرفا عقیده‌ی ایرانیان است. ما هم می‌توانیم بگوییم طبیعی است که اگر مردم سایر ملل هم بخواهند به وجود هنر در میان خود اشاره کنند می‌گویند بر فرض هنر نزد هنگ‌کنگیان است و بس یا هنر نزد گینه بیسائوییان است و بس و یا هنر نزد مونته‌نگروئیان است و بس و ... همین‌جور است و بس. اما طبیعی نیست! یعنی نمی‌گویند. به‌شکل واضح سایر ملل جهان حتی اگر خودبزرگ‌بینی دارند لزومی نمی‌بینند آن را به این شکل ابراز کنند. یعنی چنین ضرب‌المثلی نمی‌سازند و بعد هم مصر نیستند بی‌ربط و باربط وقتی یک جشنواره‌ی فیلم فجر یا دو تا جایزه‌ی کتاب یا چهار تا بی‌ینال و کوفت و زهر را نمی‌توانند در حد استاندارد برگزار کنند هی اعلام بدارند که هنر نزد ما است و بس ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

نویسنده کتاب بعدی هم به طنز مشهور است. اما با تورق کتاب به نظرم نمی‌رسد که خیلی مضمون داستان‌های این مجموعه طنزآمیز باشد (شاید هم باشد!)

'آدم‌های
آدم‌های عوضی
نویسنده: پوریا عالمی
ناشر: مروارید
سال نشر: 1396 (چاپ 3)
قیمت: 9500 تومان
تعداد صفحات: 104 صفحه
شابک: 978-964-191-320-7
مجموعه داستانی از نویسنده و روزنامه‌نگار طنزپرداز.
داستان "جشن لیلا" با این جملات آغاز می‌شود"
"برای بچه‌ها یک سفره پهن کرده‌اند تو اتاق لیلا. اتاق لیلا قشنگ است. دیوارهاش صورتی است. مثل بالای لپ‌هاش. لپ‌هاش هم رنگ گل‌های ریز سفره است، یک کمی روشن‌تر. فکر می‌کنم چه‌قدر رنگ صورتی خوب است، می‌فهمم دیگر از رنگ قرمز بدم می‌آید. توی سفره یک ظرف بزرگ سالاد کاهو است. سس سفید چرب ریخته‌اند روش؛ آدم که می‌بیند، اشتهایش باز می‌شود. سالاد را که می‌خوری، اشتهایت بند می‌آید. ظرف پلوی همه‌مان نصفه می‌ماند. مرغ‌ها را خورده‌ایم. سر بال و سینه‌اش دعوای کوچکی کرده‌ایم. من جلو در نشسته‌ام. جا نیست. خانه‌ی لیلا از خانه‌ی ما بزرگ‌تر است، اما این‌جا هم جا نیست. تنگ هم، کیپ کیپ نشسته‌ایم. من زانوم چسبیده به زانوی لیلا. دامن آبی پفی پوشیده و چهارزانو نشسته است. دامنش کشیده شده بالا. پف‌هاش رو هم جمع شده است و زانوش افتاده بیرون. جورابش سفید است. توری گل‌گلی دورتادور جورابش تا شده است روی هم. مامانم می‌گوید خواهرم به این جوراب‌ها می‌گفته جوراب تول‌تولی. جوراب تورتوری لیلا تا پایین زانوهایش است ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

خب، آثار منتشره‌ی انتشارات مروارید را پشت سرمی‌گذاریم و به کتاب‌هایی از نشر چشمه می‌رسیم.

اولین کتاب از نشر چشمه را دوستی از آنور آب تقاضا کرده (که الان مدتی هم هست که در ارسال پاسخ نامه‌اش تاخیر داشته‌ام!) به درخواست او کتاب را تهیه کردم و مطابق معمول یک نسخه هم برای خودم گرفتم، بدون آنکه بدانم موضوعش چیست. راستش را بخواهید طرح روی جلدش را هم دوست نداشتم و مطمئنم که اگر خودم بودم هیچوقت دست نمی‌کردم تا این کتاب را بردارم و بخرم.

اما حالا که خلاصه داستان کتاب را تنظیم کرده‌ام و به چند مطلبی که در مورد آن روی اینترنت پیدا کردم، نگاه انداختم بسیار خوشحالم که کتاب به چشم‌ام آمد و هنوز "نخوانده" آن را برای نظرخواهی بهترین کتاب امسال نامزد می‌کنم.

به نظرم نفس اینکه نویسنده‌ها بالاخره دارند به سراغ موضوعاتی اینچنین می‌روند، بسیار مبارک است و نیازمند سروصدا و تشویق و تبلیغ و شرکت در انتخابات!!!

'جنایت
جنایت جردن
نویسنده: علیرضا محمودی
ناشر: چشمه
سال نشر: 1396 (چاپ 2)
قیمت: 9500 تومان
تعداد صفحات: 112 صفحه
شابک: 978-600-229-351-0
پیرمردی به نام همایون شمیم در آپارتمان خود در خیابان جردن به قتل می‌رسد و پرونده قتل به کارآگاه هوشنگ توانا سپرده می‌شود. توانا کارآگاهی خونسرد، غیرقابل نفوذ، جدی، باهوش، پرخور و عاشق فوتبال است. او به همراه دستیار جوان و بی‌تجربه‌اش که طرفدار تیم استقلال است، در مسیر جمع‌آوری اطلاعات درباره پرونده، به افرادی برخورد می‌کند که هر کدام ارتباطی با مقتول داشته‌اند و ... احتمالا یکی از آنها قاتل پرونده است. حالا این کارآگاه توانا است که باید تنها چند روز مانده به عید زودتر گناهکار را پیدا کرده و ضمن حل معمای این قتل، از خراب شدن تعطیلات عیدش جلوگیری کند!
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"با هزار بدبختی دو کیلو خرما و سه تا شیشه گلاب رو با مترو بردم بهشت‌زهرا. قبرها کنار هم. مثل خونه‌ها. ردیف‌ها مثل خیابون‌ها و قطعه‌ها مثل محله‌ها. بهشت‌زهرا، تهران به‌هم‌ریخته است. یه مرده‌ی نارمکی، کنار یه مرده از نیاورون. یه مرحومه از تیردوقلو کنار یه شادروان از قیطریه. تهران به‌هم‌ریخته و بدون اختلاف طبقه. همون چیزی که واقعا نمیشه پیداش کرد. ما داهات‌هامون رو به هوای عدالت ول نکردیم، بوی پول ما رو کشوند پای البرز. این‌جا آخر داستانه. داستانی که با پول شروع می‌شه و با عدالت تموم. همه کنار هم درازبه‌دراز، منظم و مرتب، چسبیده به جاده‌ی قم ..."

چاپ کتاب تمام شده!

یان مارتل را هم که از "زندگی پی" باید بخاطر داشته باشید. داستان عجیب و غریبی که من یکی چند بار دورخیز کردم آن را بخوانم و هر بار چند صفحه‌ای بیشتر نتوانستم در خواندن آن پیشروی کنم. بعد که فیلم سینمایی درخشانی از روی آن ساخته شد و فیلم را دیدم متوجه شدم اگر موفق شده بودم بجای صفحه ده و بیست به صفحه‌ی پنجاه و هفتاد و صد کتاب هم برسم، احتمالا باز هم خیلی چیزی از ماجرا دستگیرم نمی‌شد!

اما به هرحالت "زندگی پی" اسم‌ورسم‌دار بود. کلی جایزه برده بود. به فهرست "کتاب‌هایی که باید پیش از مرگ خواند" راه یافته بود و ... همان فیلم سینمایی هم در زمان خودش اسکار بهترین فیلم سال را دریافت کرد. بنابراین حتما یک چیزکی هست که اینهمه برایش سر و صدا می‌شود.

از قرائن و شواهد برمی‌آید که "بئاتریس و ویرژیل" هم به همان اندازه "زندگی پی" عجیب و غریب است. حالا دیگر خود دانید!

(توی پرانتز: اطلاعات کتاب و نویسنده‌اش را که مرور می‌کردم، دیدم مارتل چند سال پیش پروژه‌ای را اجرا کرده و طی آن هر دو هفته یکبار یک کتاب به همراه یادداشتی برای استیفن هارپر نخست‌وزیر کشورش، کانادا فرستاده است. جناب نخست‌وزیر هیچگاه به نامه‌های مارتل پاسخی نداده و بنابراین مشخص هم نشده که آیا او کتاب‌های ارسالی را خوانده است یا نه. با الهام از این پروژه، در لهستان هم یکی از نشریات آن کشور در ده نوبت برای نخست‌وزیرشان کتاب ارسال کرده و ... مشابهت این تحرکات با فعالیت جیره‌کتاب برایم جالب بود و فکر کردم اگر ما بخواهیم برای دولتمردان‌مان هفته‌ای یک کتاب ارسال کنیم، نتیجه‌اش چه خواهد شد!)

'بئاتریس
بئاتریس و ویرژیل
نویسنده: یان مارتل
ترجمه: کاوه فولادی‌نسب، مریم کهنسال نودهی
ناشر: چشمه
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 14000 تومان
تعداد صفحات: 195 صفحه
شابک: 978-600-229-467-8
هنری نویسنده‌ای است که زندگی آرام و بی‌سروصدایی را می‌گذراند. او روزی متن نمایشنامه‌ای را از طریق پست دریافت می‌کند که توسط یکی از خوانندگانش برای او فرستاده شده. بعد از خواندن نمایشنامه، هنری تصمیم می‌گیرد فرستنده نامه را پیدا کند. او متوجه می‌شود که فرستنده یک تاکسیدرمیست (متخصص تاکسیدرمی یا "آکنده‌سازی"، فنی که برای نگهداری درازمدت پیکر جانوران برای نمایش آنها بکار می‌رود) است و وقتی به او مراجعه می‌کند، او هنری را با قهرمان‌های نمایشنامه‌ای که خوانده آشنا می‌کند. خری به نام بئاتریس و میمونی به نام ویرژیل که هر دو تاکسیدرمی شده‌اند! ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"رمان دوم هنری که مثل رمان اولش با نام مستعار منتشر شده بود، موفقیت‌های زیادی به دست آورد، جایزه‌های زیادی برد و به زبان‌های مختلفی ترجمه شد. از سراسر جهان، او را برای جلسه‌های رونمایی و جشنواره‌های ادبی دعوت کردند، مدرسه‌ها و انجمن‌های ادبی زیادی کتابش را بررسی کردند، در هواپیماها و قطارها مدام مردم را مشغول خواندن کتابش می‌دید، هالیوود درخواست کرد براساس کتابش فیلمی بسازد و غیره و غیره.
هنری کماکان به همان چیزی که یک زندگی طبیعی و بی‌نام و نشان بود، ادامه می‌داد. نویسنده‌ها معمولا کمتر مورد توجه عمومی قرار می‌گیرند. همه‌ی حرف‌ها به‌طور طبیعی حول و حوش کتاب‌های آن‌ها می‌چرخد. خواننده‌ها به سادگی جلد کتاب‌هایی را که خوانده‌اند به یاد می‌آوردند، ولی وقتی نویسنده را در کافه‌ای می‌بینند، "این همان ... این همان ... خب، گفتنش سخت است - موهایش بلند نبود؟ - اه، رفت." ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

در مقدمه کتاب بعدی آمده که مترجم و ناشر به دلایل "فرهنگی" دو داستان از مجموعه‌ی اصلی را حذف کرده‌اند. البته در دو پیوست در انتهای کتاب توضیحاتی در مورد خط داستانی هریک از داستان‌ها و نمونه‌ای از متن هر داستان را آورده‌اند تا علاقمندان مشخصه‌هایی از این دو داستان به دستشان بیاید. پیوست سوم کتاب هم به ترجمه متن سخنرانی نویسنده به هنگام دریافت جایزه نوبل اختصاص داده شده است.

'دست
دست از این مسخره‌بازی بردار، اوستا
نویسنده: مو یان
ترجمه: بابک تبرایی
ناشر: چشمه
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 14000 تومان
تعداد صفحات: 193 صفحه
شابک: 978-600-229-533-0
نویسنده برنده جایزه ادبی نوبل در سال 2012 است. کتاب مجموعه‌ای است از داستان‌های کوتاه او.
اولین داستان کتاب با نام "شن گاردن" با این جملات آغاز می‌شود:
"بالای درخت اقاقیایی بیرون شیرینی‌فروشی صاعقه‌ای زد و از کابل تراموای کشیده زیر درخت جرقه‌های براقی پراند. نخستین آسمان غرمبه‌ی تابستان آدم‌های توی خیابان را غافلگیر کرد و برای پناه گرفتن سریع دواندشان زیر آویز مغازه‌های هر دو طرف خیابان. دوچرخه‌سوارها خم شدند روی دسته‌های دوچرخه‌شان و چسبیده به پیاده‌رو تا جان داشتند رکاب زدند. باد خنکی میان برگه‌های اریب باران وزیدن گرفت. فرار مردم از رگبار بلوای توی خیابان را بدتر کرد.
مرد و زن پشت میزی روبه‌روی هم توی شیرینی‌فروشی تاریک نشسته بودند، با نوشیدنی‌های غیرالکلی در مقابل و تکه‌های درخشان و غوطه‌ور یخ توی لیوان‌های تیره‌شان. مگسی تنها دور دو کروآسان خشک‌شده روی میز چرخ می‌زد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

هر بار که خلاصه داستان "جناب آقای شاهپور ..." را می‌خوانم، پیش خودم می‌گویم "عجب موضوع جالبی!" بگذریم که با دیدن کلیپی که برای کتاب تهیه شده به نظرم رسید که خوانش متن آن طنزی را که امیدوارم این موضوع برای خواننده‌اش همراه بیاورد، نادیده گرفته. شاید هم قرار نیست در هنگام خواندن کتاب لبخندی به لب بیاوریم (راستش عکس رعد و برق روی جلد هم همین تهدید را به همراه دارد!) اما باز هم که خلاصه داستان را مرور می‌کنم پیش خودم می‌گویم آخر مگر می‌شود کسی طنز موجود در چنین موقعیتی را نادیده بگیرد. انشاالله که گربه است!

'جناب
جناب آقای شاهپور گرایلی همراه خانواده
نویسنده: فرهاد بابایی
ناشر: چشمه
سال نشر: 1394 (چاپ 2)
قیمت: 20000 تومان
تعداد صفحات: 315 صفحه
شابک: 978-600-229-455-5
روایت حال‌وروز خانواده‌‌ای شش نفره، اهل تهران. راوی داستان پسر بچه‌ی ۱۶ ساله‌ی خانواده است که گاهی انسان است و گاهی هم ابر می‌شود. آنها در انتظار دریافت یک وام هستند، وام ۵ میلیونی که قرار است زندگی‌شان را زیرورو کند، آنها حاضرند دست به‌هرکاری بزنند تا قرعه‌ی این وام به نام‌شان بیفتد. این وسط دختر دم‌بختی هم دارند با دو خواستگار که یکی‌شان در سیستم قرعه‌کشی صندوق وام دستی دارد و دیگری آدمی است معمولی و حالا آنها باید بین این دو خواستگار تصمیم بگیرند و یکی‌شان را انتخاب کنند ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"سلام به تو! لای ابر سیاه دور خودم می‌چرخم و فکر می‌کنم به آینده. به خونواده‌م. به نفس کشیدن دنده‌به‌دنده‌ی بابا. به فضولی مامان که گوشاتو پرواز می‌ده توی خونه. لای ابر سیاهم توی سکوت و سرمای زمستون نود و یک تهران بزرگ به پنج میلیون تومن فکر می‌کنم که با سه هزار تومنش نیم‌کیلو شیرینی هم نمی‌شه خرید. به پنج میلیون تومنی که یه بشرو کش می‌آره بین زن گرفتن و خریدن ساب‌بوفر. ابر سیاهم غلیظ‌تر می‌شه. باد هلم می‌ده بالایی. از روی پشت‌بوم رد می‌شم و می‌آم بالاسر کوچه. حرف مامان‌بزرگ حبشه توی گوشم صدا می‌کنه: مسلمانان سه درد آمد به‌یک‌بار؛ گرونی و کسادی و خر شل طلبکار ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

مجموعه کتاب‌های کریستیان بوبن‌مان هم یواش‌یواش دارد خوب مفصل می‌شود. بوبن از قرار جزو آن نویسنده‌هایی است که اغلب همه از نوشته‌هایش "جملات محبوب" می‌کَنَند! هرچه روی اینترنت برای این سه کتاب اخیر دنبال یک تعریف یا خلاصه مطلب سرراست گشتم، هیچی پیدا نکردم. احتمالا این از خواص نویسنده است. باید فرصت کنم و چندتایی از کتابهایش را خودم بخوانم تا ببینم می‌توانم برای کسانی که بوبن و آثارش را نمی‌شناسند یک معرفی‌نامه‌ی درست و درمان دربیاورم یا نه (فعلا که سخت درگیر "جک ریچر" هستم!!!)

'قدیس
قدیس فرودستان
نویسنده: کریستیان بوبن
ناشر: ثالث
سال نشر: 1396 (چاپ 3)
قیمت: 12000 تومان
تعداد صفحات: 110 صفحه
شابک: 978-600-405-014-2
در چند خط اول کتاب می‌خوانیم:
"کودک با فرشته رفت و سگ دنبالشان کرد. جمله‌ای است از کتاب مقدس. جمله‌ای است از کتاب توبیاس. کتاب مقدس از کتب بسیاری درست شده و هر کتاب از جملات بسیاری تشکیل شده، و در هرکدام از جملات، ستارگان، درختان زیتون، چشمه‌ها، الاغ‌های کوچک، درختان انجیر، مزارع گندم و ماهی‌های بسیاری یافت می‌شود - و همچنین باد، همه‌جا باد، باد ارغوانی‌رنگ عصرگاه، باد گلی‌رنگ سحرگاه، و طوفان‌های عظیم سیاه‌رنگ. کتاب‌های امروزی از کاغذند. کتاب‌های قدیمی از پوست بودند. کتاب مقدس تنها کتابی است که از هواست - غلیان جوهر و باد. کتابی مجنون، سرگشته از احساسات. در میان صفحات خود، همان‌قدر آشفته‌حال است که باد در پارکینگ سوپرمارکت‌ها، در لابلای گیسوان زنان، و در چشم کودکان گم‌گشته است ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'انسان
انسان شادکام
نویسنده: کریستیان بوبن
ناشر: ثالث
سال نشر: 1396 (چاپ 4)
قیمت: 12000 تومان
تعداد صفحات: 106 صفحه
شابک: 978-964-380-955-3
در چند خط اول کتاب می‌خوانیم:
"اگر مایلید، از آبی شروع کنیم. از آن رنگ آبی در یک صبح خنک ماه آوریل شروع کنیم، به لطافت مخمل و درخشش قطره اشک. دوست داشتم نامه‌ای برایتان می‌نوشتم و فقط از آن آبی حرف می‌زدم. شبیه کاغذهایی می‌شد که در محله جواهرفروش‌ها در آنتورپ یا در رتردام، چهارتا می‌کنند و الماس‌ها را در آن می‌پیچند. کاغذی به سفیدی پیراهن دامادی که دانه‌هایی آسمانی لای آن گذاشته‌اند، ثروتی مینیاتوری، الماس‌هایی بسان قطره‌های اشک نوزاد.

افکارمان مثل دود به آسمان می‌روند و آن را تیره می‌کنند. امروز هیچ کاری نکردم و به هیچ‌چیز نیندیشیدم. آسمان آمد و از دستم غذا خورد. اکنون عصر شده اما نمی‌خواهم بدون این‌که زیباترین بخش این روز را نثارتان کنم، بگذارم برود ..."

چاپ کتاب تمام شده!

'همه
همه گرفتارند
نویسنده: کریستیان بوبن
ترجمه: فرزانه مهری
ناشر: ثالث
سال نشر: 1397 (چاپ 2)
قیمت: 13000 تومان
تعداد صفحات: 134 صفحه
شابک: 978-600-405-013-5
در چند خط اول کتاب می‌خوانیم:
"آرین می‌نوشید، می‌رقصید، می‌خندید. با پیراهن آبی و قلبی سرخ. یک عروسی زیبا. نوشیدنی، رقص و صحبت‌های درگوشی. قصری به این منظور کرایه کرده بودند. قصر که نمی‌توان گفت - بیش‌تر یک خانه روستایی بزرگ بود با سالن‌های عظیم، دیواره‌های ضخیم و سقف‌های کوتاه. آرین زیاد می‌نوشید، زیاد می‌رقصید و از همه بیش‌تر می‌خندید. هیچ‌کس موفق نشده بود او را تربیت کند و رفتارهای خوب یادش بدهد. رفتارهای خوب رفتارهایی غم‌انگیزند. آرین برای غم و غصه درست نشده بود. او چیزهایی را دوست داشت و آن‌ها را می‌خواست. باقی چیزها برایش مهم نبودند. زندگی کردن خیلی کوتاه است. چیزی را که دوست دارم بهم بده. من فقط حقیقت را دوست دارم. خودت را آن‌طور که هستی به من بده، نه آن‌طور که معلم‌هایت یادت داده‌اند. رفتارهای مناسب و محترمانه را فراموش کن ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

پیشتر از این مجموعه داستان‌های عامیانه فارسی، انتشارات ققنوس سه کتاب منتشر کرده بود که سال‌ها پیش آنها را در جیره‌کتاب به دوستان معرفی کردیم. امسال خوشبختانه پس از سال‌ها چند عنوان جدید به این مجموعه اضافه شده که آدم را وسوسه می‌کند همه‌شان را در یک فهرست مستقل جای دهد و بصورت جداگانه برایشان تبلیغ کند.

خیلی از اوقات به عنوان یک کتابفروش به این فکر می‌کنم که به یک راننده تاکسی یا یک سرایدار (با مدرک زیردیپلم) چه جور کتابی می‌شود پیشنهاد کرد. کتابی که بخواند و "حال کند". به نظرم کتاب‌های این مجموعه از آن جنس هستند که کتاب‌نخوان‌های عامی آن را می‌پسندند و از خواندنش لذت می‌برند. البته شاید کسانی دیگر هم!.

'امیرحمزه‌ی
امیرحمزه‌ی صاحبقران
نویسنده: -
ناشر: ققنوس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 9500 تومان
تعداد صفحات: 214 صفحه
شابک: 978-964-311-698-9
داستان‌های عامیانه فارسی گنجینه‌هایی از مضمون، تمثیل، ضرب‌المثل‌ها و آداب و رسوم فارسی‌زبانان به شمار می‌روند. توجه به چنین گنجینه‌هایی، در اصل، پاسداشت فرهنگ و ادب کهن سرزمینی است به وسعت زبان فارسی.
چه بسیار کسان که با خواندن این داستان‌ها با کتاب پیوندی همیشگی یافته‌اند، زیرا این داستان‌ها که اغلب روایت پهلوانی و مردانگی و عشقند، با نثری شیرین و پرطمطراق، با افسانه‌سازی و خیالپردازی خواننده را بر سر شوق می‌آورند و به خواندن ترغیبش می‌کنند.
انتشارات ققنوس با بهره‌گیری از نسخه‌های متعدد و به کارگیری رسم‌الخط جدید بر آن است تا آثار ماندگار ادبیات عامه در مجموعه‌ای خوشخوان و به دور از لغزش منتشر گردد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"الحمدلله رب العالمین و العاقبه للمتقین و الصلوه علی رسوله محمد و آله اجمعین الطیبین الطاهرین.
اما بعد، بر گلدسته‌بندان گلشن بینش و کشورگشایان کشور دانش که در معرکه سخنوری لاف صاحبقرانی زده‌اند پوشیده مباد که داستان امیرحمزه صاحبقران قصه‌ای است معروف و مشهور در عرب و عجم و به روایات مختلف نوشته شده، اما اصح روایات آن است که از عباس رضی‌الله عنه رسیده است که او برادر بزرگ حمزه بود و همیشه همراهش بود و حمزه صاحبقران و عباس و ابوطالب در اوان حضرت رسالت پناه (ص) بودند.
چون اصل این داستان به عربی بود و فارسی‌زبانان از خواندن آن محروم بودند در ترجمه آن به فارسی اقدام نمودم و برای دوستان فارسی‌دان از بوستان دانش گلی به بوی بنفشه و ارغوان هدیه آورده موسوم نمودم آن را به تاریخ گیتی‌گشای صاحبقرانی. در حقیقت قصه‌ای است شیرین که هر کسی دو صفحه از آن را مطالعه کند کتاب را به زمین ننهد تا به انجام رساند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'حاتم
حاتم طائی
نویسنده: -
ناشر: ققنوس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 9000 تومان
تعداد صفحات: 199 صفحه
شابک: 978-964-311-685-9
داستان‌های عامیانه فارسی گنجینه‌هایی از مضمون، تمثیل، ضرب‌المثل‌ها و آداب و رسوم فارسی‌زبانان به شمار می‌روند. توجه به چنین گنجینه‌هایی، در اصل، پاسداشت فرهنگ و ادب کهن سرزمینی است به وسعت زبان فارسی.
چه بسیار کسان که با خواندن این داستان‌ها با کتاب پیوندی همیشگی یافته‌اند، زیرا این داستان‌ها که اغلب روایت پهلوانی و مردانگی و عشقند، با نثری شیرین و پرطمطراق، با افسانه‌سازی و خیالپردازی خواننده را بر سر شوق می‌آورند و به خواندن ترغیبش می‌کنند.
انتشارات ققنوس با بهره‌گیری از نسخه‌های متعدد و به کارگیری رسم‌الخط جدید بر آن است تا آثار ماندگار ادبیات عامه در مجموعه‌ای خوشخوان و به دور از لغزش منتشر گردد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"اما راویان اخبار و ناقلان آثار چنین روایت کرده‌اند که حاتم ابن طی‌بن گیلان ابن رسن ابن نخشب ابن قحطاره ابن هود است و هود در حوالی یمن کدخدا بود که کم‌کم از ظلم شاه یمن به ستوه آمد و با خدای خود عهد کرد که اگر سلطان یمن را از میان بردارد و به جای او به تخت سلطنت بنشیند با رعیت کمال عدل و داد کند و همیشه داد مظلوم از ظالم بستاند. تا آن که به مرور ایام پنج هزار سوار تهیه کرده به سلطان یمن تاخت و تاج و تخت را تصرف نمود و با مردم خوش‌رفتاری کرد. بعد از او اولادش به تخت سلطنت نشستند، همین‌طور نسل بعد نسل رسیدند تا این‌که سلطنت به طی رسید و خداوند به طی پسری مرحمت فرمود نام او را حاتم گذاشتند که بعدها ملقب به حاتم طائی شد.
روزی که حاتم به دنیا آمد شش هزار طفل در آن روز به دنیا آمدند. طی دستور داد شش هزار دایه تهیه نموده طفل‌های تولد شده را به خرج طی پرستاری کنند و چهار دایه برای حاتم گرفت. ولی حاتم شیر نمی‌خورد. طی منجمان را طلبید و دستور خواست. عرض کردند: "این پسر در عالم در سخاوت بی‌نظیر است، تا اطفال تولد شده شیر نخورند او نخواهد خورد." ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

خب، رسیدیم به کتاب‌هایی که کتابسرای تندیس در دی‌ماه به بازار عرضه کرده است. حاصل فعالیت‌های این کتابفروش/ناشر هم‌محله‌ای ما در این ماه انتشار دو کتاب بوده که اولی داستانی تاریخی و دیگری داستانی "بانونوشت" است. انشاالله که هریک مورد توجه دوستداران مخصوص به خود قرار گیرد.

'لیدی
لیدی آن کلیوز
نویسنده: مارگارت کمبل بارنز
ترجمه: آفاق زرگریان
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 32000 تومان
تعداد صفحات: 518 صفحه
شابک: 978-600-182-160-8
ماجرای جذاب زندگی همسر چهارم هنری هشتم، عشق پنهانی، شوهر تشنه‌ی قدرت، و کشوری که بر قلب مردمانش حکومت کرد.
کتاب، داستان محسورکننده‌ی زندگی آن کلیوز، همسر چهارم هنری هشتم را فاش می‌کند. یکی از نادر زنانی که با قوای عقلانی‌اش توانست با موفقیت خود را با پادشاهی آتشین‌مزاج و تندخو تطبیق دهد تا زنده بماند و ماجرای زندگی‌اش را بازگو کند.
داستان با این جملات آغاز می‌شود"
"جلسه‌ی شورا در تالار بزرگ گرین‌ویچ، ادامه داشت و شاه هنری تئودور دست‌هایش را از پشت به هم گره زده و با ابهت ایستاده و به سیاستمداران دولت خود چشم دوخته بود. پشت به شومینه‌ی سنگی داشت و انوار طلایی خورشید از میان شیشه‌های رنگارنگ پنجره بر هیکل تنومند پرشکوه و جلال او با ریش قرمز طلایی‌اش گسترده شده و بر عظمت او می‌افزود. بداخلاق و بی‌حوصله بود. دولتمردان با رعایت فاصله‌ی محترمانه، در تالار ایستاده و تمام توان خود را به کار گرفته بودند تا شاید بتوانند این مرد خودرای عصبانی را تحت‌تاثیر قرار دهند و او را برای ازدواج چهارم ترغیب کنند. البته چون این‌بار هنری به دلایل سیاسی به سمت ازدواج کشیده می‌شد و نه علاقه، در مقابل تمام پیشنهادهای آنان اخم‌هایش را در هم می‌کشید ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

'مردی
مردی که دوست می‌داشتم
نویسنده: نسرین قربانی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 12000 تومان
تعداد صفحات: 205 صفحه
شابک: 978-600-182-166-0
داستان، روایت ذهنیِ زنی عاصی و سرخورده است. زنی که تمام قد در برابر خود و اطرافیان نزدیک و سرانجام حاصل تفکرات یک سویه‌اش ایستاده ولی می‌خواهد از خودی که ساخته و ساخته‌اند، بیرون بیاید. در این راه طولانی مسیرهای زیادی را طی می‌کند. زمین می‌خورد. تحقیر می‌شود و دوباره می‌ایستد. جدالی سخت با زندگی که تقدیر فعلی او را می‌سازد ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"قطار مثل دیو تنوره می‌کشد. تلوتلو می‌خورد. کند و تنبل پا روی ریل‌ها می‌کشد. یک. دو. سه. چهار. یک. دو. سه. چهار. پنج. پنج. شش. شش. جیغ بلندی می‌کشد. هفت. هشت. ریتم آهسته دست‌هایم، روی پاها و سینه‌ام، آرام آرام جان می‌گرفتند. بی‌تاب می‌شدند و شماره‌ها را جا می‌گذاشتند. تلق‌تلق. پیمان گفته بود: "قطار من تندتر میره." و سوت بلندی کشیده بود. دست‌هایم را محکم‌تر به پاها و سینه‌ام کوبیده بودم: "نه‌خیرم. من بزرگ‌ترم. قطار منم بزرگ‌تره و تندتر میره." زده بود زیر دستم. چرخ‌ها از روی ریل‌ها خارج شده و شماره‌ها توی اتاق ولو شده بودند. قطار بی‌قطار. قلدری کرده بود. به قول مامان تازه افتاده بود به قوقولی قوقو کردن و خودی نشان دادن ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

در سال‌های اخیر، تا دلتان بخواهد درباره "خلقیات" ما ایرانی‌ها مطلب منتشر شده. همین چند ردیف بالاتر، "چه‌قدر خوبیم ما" هم به نوعی برداشتی طنزآمیز از این خلقیات ماست. کتاب بعدی اما نگاهی جدی به موضوع دارد و سابقه‌ای که از نویسنده‌اش در دست است نشان می‌دهد که "شوخی سرش نمی‌شود!"

کتاب را یکی از اقوام که مشغول خواندن آن بود، توصیه کرد که تهیه کنم و به شما معرفی نمایم. ما هم مطابق معمول اطاعت کردیم و نام و نشان‌اش را اینجا می‌آوریم.

'ما
ما ایرانیان: زمینه‌کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی
نویسنده: مقصود فراستخواه
ناشر: نی
سال نشر: 1394 (چاپ 4)
قیمت: 18000 تومان
تعداد صفحات: 237 صفحه
شابک: 978-964-185-421-0
آیا خلقیات ما ایرانیان ضعف‌هایی دارد؟ در پاسخ به این سوال 96 درصد از جامعه‌ی آماری متشکل از اعضای هیئت علمی و گروهی از نخبه‌های کشور پاسخ مثبت داده‌اند. آن‌ها مشکل را در ضعف فرهنگ کار جمعی، انتقادناپذیری، رودربایستی، عدم شفافیت، خودمحوری، غلبه‌ی احساسات بر خردورزی، رواج دروغ و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی برشمرده‌اند.
آن‌ها عوامل معرفتی، کاهش سرمایه‌های اجتماعی، ساختار دولت، مناسبات دین و دولت، نوع‌آموزه‌های دینی، پرحادثه بودن تاریخ، مناسبات تولید و ساختار اقتصادی و کشمکش نخبگان را برخلقیات ایرانی موثر دانسته‌اند و برای حل این مشکل آموزش مدام، برنامه‌های توسعه‌ی فرهنگی و اجتماعی، وضع قوانین خوب، تقویت اجتماعات محلی و نهادهای عمومی، ایجاد رفاه و فقرزدایی، توسعه‌ی ساسی و اصلاح نهاد دولت را پیشنهاد داده‌اند.
در این کتاب خلقیات ایرانیان، ضعف‌ها و راه‌حل‌های رفع آن با نگاهی علمی مورد واکاوی و مطالعه قرار گرفته است. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

این هم کتاب آخر فهرست این ماه که باز سفارش یکی از دوستان بوده. در جستجو به دنبال اطلاعاتی درباره کتاب، متوجه شدم که به نسبت کتاب‌های معمول، بر روی اینترنت اشارات زیادی به کتاب شده است. تصور می‌کنم نشانه آن است که کتاب در ژانر خودش مورد توجه بوده. رسیدن به نوبت چاپ دو رقمی هم می‌تواند نشانه‌ی دیگری از این اقبال باشد.

'نامیرا
نامیرا
نویسنده: صادق کرمیار
ناشر: کتاب نیستان
سال نشر: 1398 (چاپ 29)
قیمت: 52000 تومان
تعداد صفحات: 336 صفحه
شابک: 978-964-337-514-0
داستان دختر و پسری جوان از اهالی کوفه که به دور از منفعت‌طلبی‌های روز افزون مردم کوفه به دنبال حقیقت هستند. اما در میان رفتارهای متناقض سرداران بزرگ کوفه، بین حمایت از امام حسین (ع) و یا وفاداری به یزید سرگردانند.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"بیابان تفتیده و نور لرزان خورشید ظهر، بر دشت ترک خورده و هرم سوزان باد که خاک داغ و رمل‌های دور دست را بر سر و صورت عبدالله می‌پاشید و حرکت اسب خسته‌اش را کند می‌کرد. ام‌وهب که در کجاوه‌ای روی شتر نشسته بود، پارچه‌ی رنگ باخته را کنار زد. نگاهی به اطراف و نگاهی به عبدالله انداخت که جلوتر از او در حرکت بود. خواست بگوید؛ آب! اما نگفت. حتی به مشک عبدالله هم امیدی نداشت. با ناامیدی صبورانه، دوباره پرده را انداخت. عبدالله یکباره ایستاد و رو به کجاوه بازگشت. صدای برنیامده‌ی ام‌وهب را شنیده بود؟ شتر ام‌وهب گویی آموخته‌ی اسب عبدالله بود که ایستاد و در پی او، هشت سوار زره پوشیده و شمشیر و سنان و سپر آویخته در هلالی شکسته، منتظر ماندند. عبدالله به شتر نزدیک شد و پرده‌ی کجاوه را کنار زد و گفت ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

مشاهده و انتخاب کتاب‌های فهرست در بخش مشترکین

در این فهرست کتاب‌های زیر معرفی شده‌اند: نامیرا (صادق کرمیار)، جنایت جردن (علیرضا محمودی)، مهمان مهتاب (فرهاد حسن‌زاده)، لیدی آن کلیوز (مارگارت کمبل بارنز)، بئاتریس و ویرژیل (یان مارتل)، دست از این مسخره‌بازی بردار، اوستا (مو یان)، شکسپیر و شرکا (جرمی مرسر)، مردی که دوست می‌داشتم (نسرین قربانی)، آدم‌های عوضی (پوریا عالمی)، جناب آقای شاهپور گرایلی همراه خانواده (فرهاد بابایی)، ما ایرانیان: زمینه‌کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی (مقصود فراستخواه)، امیرحمزه‌ی صاحبقران (-)، حاتم طائی (-)، چه‌قدر خوببم ما! (ابراهیم رها)، همه گرفتارند (کریستیان بوبن)، انسان شادکام (کریستیان بوبن)، قدیس فرودستان (کریستیان بوبن)
خواندن 4126 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u