سه شنبه, 23 آذر 1395 ساعت 18:38

کتاب‌های آبان 1395

نوشته: ماني شهرير
این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

فهرست این ماه را هرچه بالا و پایین می‌کنم، خوش‌فرم نمی‌شود! می‌دانم مشکل کتابهاست. همچنان دارم جلوی خودم را در هنگام خریدن کتاب جدید می‌گیرم! بگذریم آنطور که باید و شاید هم در ماه‌های گذشته نرسیده‌ام که آن "کتاب‌های دیگر" را که مورد نظرم بوده اینجا و آنجا برایتان معرفی کنم. امان از "نشدن"ها و "نرسیدن"ها. اما خب خیلی هم ناراضی نیستم. بالاخره یک کارهایی انجام داده‌ام. یکی هم همین راه انداختن نظرخواهی جدید برای انتخاب "فهرست کتاب‌های ایرانی/فارسی که باید پیش از مرگ خواند". امیدوارم ختم به خیر شود و به اندازه لازم رای و نظر کسب کنیم تا یک فهرست آبرومند  از نتیجه‌اش حاصل شود و موجبات آشتی بیشتر خلق با کتاب و کتابخوانی فراهم شود.

به نظرم بد نیست که فهرست این ماه را با معرفی کتاب‌های تازه‌ای شروع کنیم که بخاطر همین نظرخواهی در حال برگزاری خریداری‌شان کرده‌ام. هر سه کتاب نامدارتر از آن هستند که لازم باشد من توضیح و معترضه‌ای برایشان بیافزایم.

عزاداران بیل
نویسنده: غلامحسین ساعدی
ناشر: نگاه
سال نشر: 1393 (چاپ 13)
قیمت: 10000 تومان
تعداد صفحات: 208 صفحه
شابک: 978-964-351-418-1
کتاب مجموعه هشت داستان پیوسته است درباره فلاکتهای مدام مردمان روستایی به نام بَیَل. براساس داستان چهارم این مجموعه، فیلم گاو به کارگردانی داریوش مهرجویی ساخته شده است.
قصه اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"کدخدا که از خانه آمد بیرون، پاپاخ، سگ اربابی از روی دیوار باغ شروع کرد به وق وق و پرید توی کوچه. سگ‌های دیگر که روی بام‌های کوتاه بیل خوابیده بودند سرشان را بلند کردند و خرناسه کشیدند و کدخدا را دیدند که با هیکل دراز توی مهتاب راه می‌رود؛ سرهاشان را گذاشتند روی پاهاشان و دوباره خوابیدند.
کدخدا ایستاد و گوش داد؛ صدای زنگوله از بیرون ده شنیده می‌شد؛ صدای خفه و مضطربی که دور می‌شد و نزدیک می‌شد و دور ده چرخ می‌زد. پنجره‌ها همه تاریک بود؛ بیلی‌ها خوابیده بودند؛ آن‌هایی هم که بیدار بودند، نشسته بودند توی تاریکی و مهتاب را تماشا می‌کردند.
پاپاخ آمد و ایستاد کنار کدخدا و بو کشید. کدخدا ایستاده بود و گوش می‌داد؛ صدای زنگوله دور شد. کدخدا آمد طرف استخر و پاپاخ هم به دنبالش. کنار استخر که رسیدند پنجره‌ی کوچکی باز شد، کله‌ی مردی آمد بیرون ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

سنگر و قمقمه‌های خالی
نویسنده: بهرام صادقی
ناشر: نیلوفر
سال نشر: 1393 (چاپ 3)
قیمت: 25000 تومان
تعداد صفحات: 432 صفحه
شابک: 978-964-448-646-5
مجموعه بیست و هفت داستان کوتاه.
داستان "فردا در راه است" با این جملات آغاز می‌شود:
"نعش را گذاشته بودند در دالان مسجد، خون‌آلود و لهیده، و کسی فرصت نکرده بود چیزی رویش بیندازد. اما خون و گل خشکیده همه جایش را پوشانده بود. دالان از همیشه خاموش‌تر و غمزده‌تر بود. تاریک بود. چراغی درش نمی‌سوخت. تنها از لای در که نیمه‌باز بود یک شعاع باریک نور از چراغ خیابان به‌درون افتاده بود.
دو مرد، به‌دیوار دالان، پشت در تکیه داده بودند، رو به‌روی هم. یکیشان می‌توانست، از شکاف در، خیابان را ببیند، اما نگاه نمی‌کرد. چشمش را به‌آن دیگری دوخته بود. آن یکی پیر بود. ریش سفیدی داشت. ابروهایش مثل سایبان بالای چشمش آویزان بود. کمی خمیده بود. معلوم بود خسته شده است. می‌خواست بنشیند و نشست. اندکی خودش را جا به‌جا کرد. سرفه‌اش گرفت و بنا کرد سرفه کردن. مردی که ایستاده بود هنوز چشمش به‌او بود ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

یوزپلنگانی که با من دویده‌اند
نویسنده: بیژن نجدی
ناشر: مرکز
سال نشر: 1395 (چاپ 27)
قیمت: 7200 تومان
تعداد صفحات: 85 صفحه
شابک: 978-964-305-010-8
مجموعه ده داستان کوتاه. کتاب در سال 1374 جایزه قلم زرین جایزه گردون را دریافت کرده است.
داستان "سپرده به زمین" با این جملات آغاز می‌شود:
"طاهر آوازش را در حمام تمام کرد و به صدای آب گوش داد. آب را نگاه کرد که از پوست آویزان بازوهای لاغرش با دانه‌های تند پایین می‌رفت. بوی صابون از موهایش می‌ریخت. هوای مه شده‌ای دور سر پیرمرد می‌پیچید. آب طاهر را بغل کرده بود. وقتی که حوله را روی شانه‌هایش انداخت احساس کرد کمی از پیری تنش به آن حوله بلند و سرخ چسبیده است و واریس پاهایش اصلا درد نمی‌کند. صورتش را هم در حوله فرو برد و آنقدر کنار در حمام ایستاد تا بالاخره سردش شد. خودش را به آینه اتاق رساند و دید که بله، واقعا پیر شده است ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

در مورد "سال بلوا" باید بگم که کتاب به سفارش یکی از مشترکین به سبد خرید جیره‌کتاب راه یافت و به پیشنهاد چند دوست دیگر احتمالا باید بزودی در فهرست نامزدهای نظرخواهی هم گنجانده شود. نکته جالب اینکه الان نگاه می‌کردم و متوجه شدم چاپ‌های اخیر کتاب که انگار با فاصله زمانی یکسال و کمتر از آن از یکدیگر منتشر شده هریک با تیراژ 5500 نسخه و 4400 نسخه بوده است. در این وانفسای تیراژهای 500 نسخه‌ای، به نظر می‌رسد که بعضی کتاب‌ها "آنی" دارند که یخ بازار را آب می‌کند و خریدار و خواننده را به سمت خود می‌کشد.

سال بلوا
نویسنده: عباس معروفی
ناشر: ققنوس
سال نشر: 1395 (چاپ 13)
قیمت: 18000 تومان
تعداد صفحات: 342 صفحه
شابک: 978-964-311-374-2
نوشا دختر سرهنگ نیلوفری است که در 17 سالگی در کوچه عاشق حسینا کوزه‌ساز غریب و آواره می‌شود. دکتر معصوم هم دکتر خوش‌قیافه و میان‌سال شهر است که خواستگار نوشاست و نوشا بین عشق و شهرت، شهرت را بر می‌گزیند و زن دکتر می‌شود. نوشا خبر ندارد که با گذشت زمان عاشق‌تر و عاشق‌تر می‌شود و ... (برگرفته از وبلاگ bestbooks.blogfa.com)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"دار سایه درازی داشت، وحشتناک و عجیب. روزها که خورشید برمی‌آمد، سایه‌اش از جلو همه مغازه‌ها و خانه‌های خیابان خسروی می‌گذشت؛ سایه مردی که در برابر نور گردسوز پاهاش را از هم باز کرده و بالا سر آدم ایستاده است. شب‌ها شکل جانوری می‌شد که صورتش را روی ستون یادبود گذاشته و دست‌هاش را از دو طرف حمایل کرده است، شکل یک جانور خیس که آویخته‌اندش تا خشک شود و قطره‌قطره آبچکان تا صبح به گوش می‌رسید. انگار کسی را که دار زده‌اند خونش قطره‌قطره در حوض می‌ریزد، یا اشک‌هاش بر صورتش سر می‌خورد و از چانه‌اش فرو می‌افتد. چیزی نظیر صدای سکسکه مردی مست که از واماندگی در ساعت بزرگ بالای ساختمان انجمن شهر تکرار می‌شود: "دنگ، دنگ، دنگ."
زانو زده بودم ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

کتاب بعدی اما انتخاب و خرید خودِ خودم است! با دیدن عنوانش دوباره یاد "ادری هیپورن" محبوب افتادم و برنامه‌ریزی کرده‌ام تا پس از خواندن کتاب بنشینم و یکبار دیگر فیلم را برای چندمین‌بار ببینم.

صبحانه در تیفانی
نویسنده: ترومن کاپوتی
ترجمه: رامین آذربهرام
ناشر: مروارید
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 8500 تومان
تعداد صفحات: 116 صفحه
شابک: 978-964-191-459-4
کتاب داستان هالی گولایتلی، دختری سرزنده و شاد با گذشته‌ای مبهم است که در نیویورک زندگی می‌کند. راوی بی‌نام داستان مرد جوانی است که قصد دارد نویسنده بشود و از آن‌جا که در همسایگی هالی زندگی می‌کند تصادفا او را ملاقات می‌کند و به‌تدریج با دخترک آشنا می‌شود. این آشنایی مقدمه‌ای برای ملاقات راوی با دوستان هالی و ورود به دنیای هنرمندان آن زمان است. چندی بعد سروکله‌ی مردی میانسال و افسرده پیدا می‌شود که ادعا می‌کند شوهر هالی است و ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"سرنوشت همیشه مرا به جاهایی که قبلا در آن‌ها زندگی کرده‌ام، به خانه‌ها و نواحی اطراف‌شان، بازمی‌گرداند. مثلا به خانه‌ای در خیابان هفتادم شرقی که نمایی از سنگ قهوه‌ای داشت و در نخستین سال‌های جنگ، اولین محل اقامتم در نیویورک به‌شمار می‌رفت. آپارتمان من که فقط از یک اتاق تشکیل می‌شد، پر از اثاثیه‌ی اسقاطی بود؛ یک کاناپه و چند تا صندلی بزرگ که روکشی از مخمل زبر قرمز داشتند و آدم را یاد صندلی‌های قطار در روزهای گرم تابستان می‌انداختند. دیوارهای گچبری شده‌ی اتاق به رنگ تفاله‌ی جویده‌شده‌ی توتون بودند و همه‌جا، حتی حمام، با تصاویر باسمه‌ای از ویرانه‌های روم باستان، که بر اثر گذشت ایام قهوه‌ای رنگ و لک‌وپیس شده بودند، تزیین شده بود ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

درباره کتاب بعدی لازم است که دو اعتراف بکنم. اعتراف اول: من هیچوقت خیلی طرفدار آقای سیلورستاین و سبک و سیاق "انتقال پیامش" نبوده‌ام (دیگه از این روراست‌تر میشه؟!) اعتراف دوم (نتیجه منطقی اعتراف اول): کتاب را کاملا با مقاصد "سودجویانه" تهیه کردم. پیش خودم فکر کردم که خب من با سبک این دوستمان حال نمی‌کنم، اما قابل کتمان نیست که او و کتابها و سبکش هواخواهان بیشماری دارد و ... مطمئنا فروش کتاب خوب خواهد بود. پس نباید اجازه بدهم که سلیقه کج و معوج من مانع راه رسیدن علاقمندان به کتاب مورد نظرشان و البته فروش "خیره‌کننده" کتاب گردد!

تمام‌نخ: شانزده قطعه‌ی مفرح برای آدم‌بزرگ‌های وقیح
نویسنده: شل سیلورستاین
ترجمه: بهرنگ رجبی
ناشر: چشمه
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 10000 تومان
تعداد صفحات: 130 صفحه
شابک: 978-600-229-656-6
مجموعه شانزده نمایشنامه کوتاه تک‌پرده‌ای از نویسنده‌ی مشهور و پرطرفدار.

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

همینطور که داشتم چند جمله اول کتاب بعدی را تایپ می‌کردم پیش خودم فکر کردم که باید کار جالبی باشه که آدم تلاش کنه مثل استاد کزازی حرف بزنه و یا چیز بنویسه. نمی‌دونم چقدر انجام‌پذیره اما در حین کار مطمئنا بسیاری کلمات و عبارات و تعابیر تازه پیدا می‌کنیم. اینها در حقیقت باستانی‌هایی هستند که فراموش‌شان کرده‌ایم، اما اگر این روزها دوباره بکارشان بگیریم هم پرمعنا هستند و هم خوش‌آهنگ!

باره، نگاره، تنواره، آنک! پاریس: هنر را شکرپاره (روزنگارهای سفر پاریس)
نویسنده: میرجلال‌الدین کزازی
ناشر: صدای معاصر
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 18000 تومان
تعداد صفحات: 255 صفحه
شابک: 978-600-6298-65-8
شرح و خاطرات سفری که در اسفند ماه 1394 آغاز گرفته است و در فرودین‌ماه 1395 فرجام یافته است.
این سفرنامه با جملات زیر آغاز می‌شود:
"امروز، هواپیمای پهن‌پیکر ایرباس که می‌بایست ساعت نه بامداد زمین را فرومی‌نهاد و بال بر پهنه‌های سپهر می‌گشاد، بدان‌سان که این روزها رسم و راهی فراگیر و همیشگی شده است، با چندی دیری و درنگ از زمین برخاست و غران و غریوان، پرده‌ی دربرون تنک و نازک هوا را که در درون، سخت و سترگ و باروکردار، ستبر و ستوار می‌تواند بود، فرودرید و در فراخا، فرارفت؛ تا روی به سوی فرانسه بیاورد و سرانجام، در فرودگاه اورلی پاریس بر زمین بنشیند.
من پگاهان این روز، هنگامی که هنوز هوا تاریک بود و شب دامان، بر کامه‌ی خورشیدخویان و ناهیدرویان، هنوز از جهان خفته‌ی خموش برنگرفته بود، به فرودگاه رفتم. در تالار بنگاه‌های ترابری هوایی که تنها راهیان، با جامه‌دان‌هایی روان که در پی خویش می‌کشندشان، بدان راه دارند، از یکی از کارمندان فرودگاه که همسانه‌ی کارکنان بلندپایه‌ی فرودگاه را دربرداشت: جامه‌ای به‌رنگ تیره‌ی کبود که دارای سردوشی است و به جامه‌ی افسران ارتش و شهربانی می‌ماند، پرسیدم که کارت پرواز پاریس با هواپیمایی هما را از کدامین دکه می‌باید گرفت. آن کارمند، هنگامی که آوای مرا شنید سربرآورد و مرا دید، مرا شناخت و نیک گرمخوی و مهربان، با من سخن گفت و از پشت پیشخان بدر آمد و خود با من همراه شد و مرا به دکه‌ای که می‌جستمش، برد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

کتاب بعدی هم از قرار یکی از "کلاسیک‌های" قفسه‌ی کتاب‌های "چگونه نویسنده شویم" است و دهه‌هاست که هرکس شور نوشتن در سر دارد بهش توصیه میشه که این کتاب را بخواند.

نویسنده شدن
نویسنده: دروتیا برند
ترجمه: آرش محمداولی
ناشر: کتاب پارسه
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 14000 تومان
تعداد صفحات: 142 صفحه
شابک: 978-600-253-193-2
مایه تعجب نیست اگر "نویسنده شدن" دروتیا برند طی ده‌های متمادی تجدید چاپ شده و به کتابی مفید و راهگشا برای علاقه‌مندان نویسندگی تبدیل شده است. هدف دروتیا برند این است که با ارائه توصیه و تمرین‌های خاص، عادت‌های نادرست کارگاه‌های داستان‌نویسی را کنار بگذارد و نویسنده را به‌سوی ارتباطی تنگاتنگ با ناخودآگاهش رهنمون کند. او کمک می‌کند تا عادت‌های درستی را برای نوشتن در خود بپرورید و از انسداد در نوشتن رهایی یابید.
مقدمه کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"بیش‌تر دوران بزرگسالی‌ام را مشغول نوشتن، ویرایش و نقد داستان بوده‌ام. نوشتن داستان را جدی گرفته و هنوز می‌گیرم. رمان‌ها و داستان‌های کوتاه در جامعه ما اهمیت زیادی دارد. داستان فراهم‌آورنده‌ تنها فلسفه‌ای است که بسیاری از خوانندگان می‌شناسند؛ داستان معیارهای اخلاقی، اجتماعی و مادی آن‌ها را بنا می‌نهد؛ داستان پیش‌داوری‌های آن‌ها را تثبیت و یا ذهن آن‌ها را به جهانی وسیع‌تر باز می‌کند. به سختی می‌توان در تاثیرگذاری کتابی که خوانندگان زیادی دارد اغراق کرد. اگر این کتاب احساساتی، بنجل یا مبتذل باشد، به‌خاطر آرمان‌های سخیفی که رواج می‌دهد زندگی ما را فقیرتر و حقیرتر می‌کند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

ماه گذشته، کتاب "تصرف عدوانی" جزو عنوان‌هایی از فهرست‌مان بود که بیشترین سفارش‌ها را از آن دریافت کردیم. شاید بخاطر توصیه و معترضه خانم گلستان درباره کتاب. این ماه حالا، "والس یک‌نفره" را به توصیه گلی امامی خریده‌ام و نام و نشانش را اینجا می‌آورم. خانم امامی ماه گذشته کتاب را برای داوری یکی از مسابقات ادبی خوانده بودند و کلی از آن تعریف می‌کردند. ما هم که شاخک‌هایمان تیز است برای شنیدن هرکسی که خواندن کتابی را "توصیه می‌کند!"

والس یک‌نفره
نویسنده: ماه‌منیر کهباسی
ناشر: ققنوس
سال نشر: 1394 (چاپ 1)
قیمت: 15000 تومان
تعداد صفحات: 295 صفحه
شابک: 978-600-378-224-3
سایه و سام چند سالی است که ازدواج کرده‌اند و سه بچه دارند. تازگی سر و کله‌ی لی‌لی پیدا شده. لی‌لی سالها قبل همسایه سام بوده و در آن سالها آنها با هم دوست بوده‌اند و احتمالا علاقه‌ای هم بین‌شان وجود داشته. بعد اما لی‌لی از ایران می‌رود و ازدواج می‌کند و ... حالا او برگشته است. سایه از این موضوع خوشحال نیست! ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"صدای مامک از پشت در آمد: "کی بود این وقت شب؟" دو سه تقه به در زد و وارد اتاق ما شد.
گفتم: "یکی خوابش نمی‌برده. گوشی را برداشته به آشنایی، دوستی، قوم و خویشی زنگ بزند، به اشتباه شماره ما را گرفته."
گفت: "عادت نداشتی با کسی که شماره اشتباه گرفته بداخلاقی کنی." باز تلفن زنگ زد. گوشی را برداشتم، گرفتم نزدیک گوش سام. مامک تکیه داد به در. سام به پهلو چرخید و سنگینی‌اش را انداخت روی آرنج چپش. گوشی را گرفت. نگاه کرد به تابلوی شاهکار، روی دیوار، که در آن مردی جعبه‌های میوه را روی هم چیده و از آن‌ها بالا رفته تا دستش را برساند به ماه. ماهِ تابلو زیادی بزرگ است، مثل پنیر سویسی پر از سوراخ. مرد روی پنجه پاها بلند شده و بدنش کش آمده، طوری که یعنی برای رساندن دستش به ماه همه تلاشش را کرده است ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

در ماه‌های اخیر سومین کتاب "پلیسی/معمایی" خانم رولینگ به بازار آمد و کتابسرای تندیس هم مطابق معمول با فاصله کمی ترجمه فارسی آن را در بازار ایران منتشر کرد.

با اینکه به نظرم نمی‌رسید که خانم رولینگ بتواند خودش را به آسانی از بند هری پاتر آزاد کند و در یک وادی جدید به راحتی قلم بزند، اما انگار او دارد توی این سبک هم جا می‌افتد و خوانندگانش، حالا نه به تعداد خیره‌کننده طرفداران هری پاتر، این ژانر جدید نوشته‌های او را هم پسندیده‌اند.

ردپای شیطان
نویسنده: جی. کی. رولینگ (با نام مستعار رابرت گالبریت)
ترجمه: ویدا اسلامیه
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 47000 تومان
تعداد صفحات: 760 صفحه
شابک: 978-600-182-214-8
رابین الاکوت پس از دریافت بسته‌ی مرموزی، در کمال وحشت، درمی‌یابد که پای قطع شده‌ی زنی را برایش فرستاده‌اند.
کارآگاه خصوصی کورمورن استرایک، گرچه به اندازه‌ی او متعجب نمی‌شود، بیش از او احساس خطر می‌کند. چهار نفر از آشنایان گذشته‌اش را به یاد می‌آورد که چنین کارهای خشونت‌آمیز و بی‌رحمانه‌یی از آن‌ها برمی‌آید.
با تمرکز پلیس بر یکی از این مظنون‌ها که استرایک به طور فزاینده‌یی اطمینان می‌یابد دستی در این جنایت ندارد، او و رابین دست به کار شده، به کاوش در دنیای تاریک و پیچیده‌ی سه مظنون دیگر می‌پردازند. اما با وقوع حوادث هولناک دیگر، فرصتی برای ادامه‌ی تحقیقات‌شان باقی نمی‌ماند …(برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"مرد هنوز موفق نشده بود همه‌ی خون زن را بشوید و بزداید. خط تیره‌ی هلالی شکلی زیر ناخن انگشت وسطی دست چپش بود. کوشید آن را از زیر ناخنش بزداید، گرچه خوشش می‌آمد آن را زیر ناخنش ببیند؛ یادگاری از لذت دیروز بود. پس از یک دقیقه تلاش بیهوده برای زدودنش، انگشت خونی را به دهان برد و شروع به مکیدن کرد. مزه‌ی آهن‌مانندش او را به یاد بوی سیلاب خونی انداخت که روی کاشی‌ها جاری شده بود، به در و دیوار پاشیده، شلوار جینش را غرق به خون کرده و حوله‌ی حمام هلویی رنگ خشک و پرزدار را به کهنه‌پاره‌ی آغشته به خونی تبدیل کرده بود.
امروز صبح، رنگ‌ها شفاف‌تر و جهان جای زیباتری شده بود. وجودش لبریز از آرامش و نشاط بود، گویی زن را به درون خود جذب کرده بود، گویی زندگی زن به درونش تزریق شده بود. وقتی کسی را می‌کشت، از آن خودش می‌شد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

خاطرتان باشد قبلا کتابی را حضورتان معرفی کرده بودیم با عنوان "برگردان روایت‌گونه شاهنامه فردوسی به نثر" به قلم محمد دبیرسیاقی. روایت آقای محمدعلی از قصه‌های شاهنامه به نظرم جمع‌وجورتر است. ضمن اینکه او به جای قصه‌پردازی بیشتر مقداری از متن را به ارائه اطلاعات و از آن مهم‌تر تفسیرهای خودش در قالب "گریزی بر افکار ... هنگام مرگ" اختصاص داده است.

از کیومرث تا همای: خلاصه قصه‌های شاهنامه فردوسی
نویسنده: محمد محمدعلی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 45000 تومان
تعداد صفحات: 525 صفحه
شابک: 978-600-182-159-2
نویسنده قصه‌های شاهنامه را از ابتدا تا انتها فهرست‌وار برشمرده و هریک را بطور خلاصه، به نثر، توضیح داده است. او تاکید می‌کند که در این اثر "از حوادث فرعی و ذکر جزئیات جنگ‌ها و انواع ابزار جنگجویان و نام شخصیت‌ها و پهلوانان کم اثر صرف‌نظر" کرده "تا جوانانی که به شوق خواندن شاهنامه، این کتاب را برمی‌گزینند، نخست با خط روایی و نشیب و فرازهای قصه‌ها روبرو شوند و در آستانه لذت از شاهنامه‌ای نسبتا بی‌حاشیه قرار بگیرند ..."
ساختاری که برای شرح هر قصه انتخاب شده این است که "اندکی تفاسیر پیرامونی" به صورت شماره‌گذاری شده درباره هر قصه در ابتدای هر فصل آمده. سپس خلاصه داستان آورده شده و بالاخره هر فصل با "گریزی بر افکار برخی از شخصیت‌های قصه" پایان یافته است.
در پایان اولین فصل کتاب که به "سی سال پادشاهی کیومرث" می‌پردازد، ذیل "گریزی بر افکار کیومرث هنگام مرگ" می‌خوانیم:
"... آه که سروش غیب پیام شادی‌زا با خود نداشت. وقت آن است که از جهان زندگان بروم. دریغا که فرصت اندک بود و اکنون دیگر من مجالی برای کارهای مهم ندارم. گریزی نیست از رفتن. باید بروم اما نمی‌دانم به کجا ... این حسرت کارهای ناکرده و تشویشی که از جهان ناشناخته در تن و جانم افتاده مرا در مرز بودن و نبودن، گاه به این‌سو و گاه به آن‌سو می‌کشاند. گاه می‌توانم خود را کامل و به‌درستی ببینم و گاه ناقص و محو. گاه خود را باریک و بلند می‌بینم و گاه کوتاه و گرد، غلتان به سوی دیاری نامعلوم. آیا من تنها نمونه‌ای بودم برای آزمونی بزرگ و شروع جهانی وسیع‌تر از آن چه که دیده‌ام؟ ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

این آخری را هم بدون معترضه بپذیرید ...

رویای آمریکایی
نویسنده: نورمن میلر
ترجمه: سهیل سمی
ناشر: ققنوس
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 21000 تومان
تعداد صفحات: 344 صفحه
شابک: 978-964-311-784-9
استفن روجک که عضو سابق پارمان است و دارنده مدال جنگ، شبی پس از گفتگویی خیالی دست به قتل همسرش می‌زند و در ادامه برای تبرئه خود تلاش می‌کند …
رفتار با زنان در این رمان انتقاد فمینیست‌ها را در پی داشت. نویسنده در پاسخ با دفاع از نظریات هنری میلر و دی. اچ. لارنس به نوعی غیرمستقیم تفکرات خود را تثبیت کرد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"در نوامبر 1946 با جک کندی آشنا شدم. هر دو قهرمان جنگ بودیم، و هر دو به کنگره راه یافته بودیم. یک شب قراری چهارنفره داشتیم که برایم شب خوشی شد. آن شب دختری را اغفال کردم که حتی درشت‌ترین الماس‌ها هم چشمش را نمی‌گرفت.
او دبورا کافلین مانگاراویدی کلی بود، از سلاله نخستین کشیش‌ها، سرمایه‌گذارها و بانکدارهای انگلیسی ایرلندی‌تبار کافلین؛ از اعقاب سیسیلی برجامانده از بوربو‌ن‌ها و هاپسبورگ‌ها؛ از خانواده کلی فقط خود کلی باقی مانده بود، اما توانسته بود یک میلیون را دویست برابر کند. با این اوصاف، نام کلی تصور وجود ثروتی کلان، آبا و اجدادی و سلطنتی و ترس و هراس را القا می‌کرد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

مشاهده و انتخاب کتاب‌های فهرست در بخش مشترکین

در این فهرست کتاب‌های زیر معرفی شده‌اند: سال بلوا (عباس معروفی)، عزاداران بیل (غلامحسین ساعدی)، سنگر و قمقمه‌های خالی (بهرام صادقی)، رویای آمریکایی (نورمن میلر)، یوزپلنگانی که با من دویده‌اند (بیژن نجدی)، تمام‌نخ: شانزده قطعه‌ی مفرح برای آدم‌بزرگ‌های وقیح (شل سیلورستاین)، صبحانه در تیفانی (ترومن کاپوتی)، نویسنده شدن (دروتیا برند)، ردپای شیطان (جی. کی. رولینگ (با نام مستعار رابرت گالبریت))، باره، نگاره، تنواره، آنک! پاریس: هنر را شکرپاره (روزنگارهای سفر پاریس) (میرجلال‌الدین کزازی)، از کیومرث تا همای: خلاصه قصه‌های شاهنامه فردوسی (محمد محمدعلی)، والس یک‌نفره (ماه‌منیر کهباسی)
بازدید 687 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u