خانه | بخش كودك و نوجوان | جستجو:

 

خرداد 1388: عاشق شدن روي كوه‌هاي كردستان(به بهانه فيلم "اشك سرما")


اشك سرما اشك سرما
(فيلم سينمايي - ديسك تصويري VCD)
كارگردان: عزيزالله حميدنژاد
مدير فيلمبرداري: علي لقماني
بازيگران:
پارسا پيروزفر، گلشيفته فراهاني
سال توليد: 1381
خلاصه داستان:
روناك از طرف نيروهاي متخاصم مامور مي‌شود سربازي را كه در پاكسازي مناطق مين‌گذاري شده توفيقاتي كسب كرده ترور كند، اما ...
قيمت: 1500 تومان (2 ديسك)
اگر اين مجموعه را مي‌خواهيد ...

 دريافت فايل نمونه (wmv، 3.7 MB)

سال گذشته يكي از دوستان ناديده‌ي جيره‌كتاب پيامي فرستاد با اين مضمون كه با استفاده از "ايده جيره‌بندي" سايت و فعاليت جديدي را شروع كرده با نام "جيره فيلم". دوستمان لطف كرده بودند و از روي ادب موضوع را به من اعلام كرده بودند. به نوعي "هماهنگي" كه نكند از اين تشابه اسمي يا برداشت مفهومي از كلمه و فعاليت "جيره" دلخور بشوم. همان موقع برايشان نوشتم كه جايي براي دلخوري يا "درخواست حق سرقفلي" براي استفاده از نيم‌كلمه جيره نيست و برايشان آرزوي موفقيت كردم، چون مي‌دانستم راه پر فراز و نشيبي پيش روي دارند.

دوستمان لطف كردند و من را به صورت افتخاري مهمان يك دوره جيره فيلم هم كردند. اما بعد در سر موعد تمديد اشتراك به اين نتيجه رسيدم كه با توجه به انواع و اقسام مواد چندرسانه‌اي كه هر هفته از راه‌هاي مختلف وارد خانه مي‌شود و معمولا فرصت نمي‌شود كه خيلي از آنها را "ببينم"، اضافه كردن "جيره‌فيلم" به اين مجموعه ديگر خيلي بيرون زدن از حد ظرفيت است و خلاصه "جلوي خودمان را گرفتيم".

همان موقع اما يك وسوسه جديد به جانم افتاد. از دوستمان جايي در لابلاي پيام‌هايي كه رد و بدل كرديم پرسيدم كه آيا از ميان فيلم‌هاي سينماي ايران هم جيره انتخاب مي‌كند يا نه و او پاسخ داد كه نه، حيطه كاري‌اش را فقط سينماي روز جهان و مشخصا توليدات هاليوود قرار داده است.

نمي‌دانم چند سال است كه سينما نرفته‌ام و فيلم ايراني نديده‌ام. علاقه به سينماي ايران را "مجله فيلم" به جانم انداخت. اولين جلد از مجله‌هاي جلد شده داخل كتابخانه را كه برمي‌دارم و به تاريخ اولين شماره مجله‌ فيلمي كه خريده‌ام نگاه مي‌اندازم مي‌بينم "نوروز 1366" است، شماره 48. تقريبا درست است. بيماري فيلم ايراني ديدن از همان سال اول دانشگاه شروع شد و بعد هم در اواسط دهه 1370 با "عوض شدن" فيلم‌ها و فضاي سينماي ايران از سرم پريد (شايد هم دليلش فوت بهرام ري‌پور، "عمو بهرام"، بود كه از وقتي رفت ديگر عادت جشنواره رفتن و پيگيري كردن فيلم‌ها در دهه فجر هم رنگ باخت).

"جيره فيلم" اما وسوسه‌ام كرد تا نه به صورت تبديل شدن به "فروشنده چندرسانه‌اي"، اما از باب تنوع هم كه شده، عناويني از فيلم‌هاي ايراني آن سال‌ها و اين سال‌ها انتخاب كنم و در سبد ماهانه جيره‌كتاب بگنجانم. پس در تعطيلات نوروز اخير پول‌هاي عيدي‌ام را برداشتم و سروقت يكي از اين فيلم‌فروشي‌هاي ريز و درشت رفتم و جايتان خالي پس از سال‌ها دوباره دلي از عزاي فيلم ايراني درآوردم. 20-30 عنوان فيلم انتخاب كردم و آوردم خانه تا يكي يكي ببينم‌شان و اگر مورد پسند واقع شدند معرفي‌شان كنم.

فيلم‌ها را به ترتيبي من‌درآوردي روي هم چيده‌ام و چند روز پيش نشستم و اولين فيلم را از روي "تپه‌اي" كه تشكيل شده برداشتم و در دستگاه گذاشتم و تماشا كردم. انتظار نداشتم به همين سرعت به اثري قابل معرفي برسم. راستش را بخواهيد فكر مي‌كنم پس از اين همه سال فيلم ايراني نديدن كمي به كيفيت فيلم‌هاي سينماي ايران بدبين هم شده‌ام. اما بعد از تمام شدن فيلم پيش خودم گفتم "بد هم نبود!" نه، اصلا خوب بود. از آخرين باري كه در پايان ديدن يك فيلم مدتي به فكر فرو رفته باشم يا به قول معروف "فيلم گرفته باشدم" مدتها مي‌گذشت. اما عنوانبندي پاياني اين انتخاب اول كه شروع شد همينطور چند دقيقه‌اي از پنجره به درخت‌هاي بيرون خيره شدم و پيش خودم فكر كردم "عجيب موجوداتي هستيم ما آدم‌ها!"


خلاصه داستان رسمي فيلم، آن را كه در پشت جلد VCD آمده، دوست ندارم. بنابراين خودم چند خطي از حال و هواي فيلم مي‌نويسم تا بقيه‌اش را خودتان ببينيد:

كردستان. دوران جنگ هشت ساله به سر آمده. اما جو منطقه هنوز جنگي است! كردهاي ضدانقلاب شب‌ها منطقه را مين‌گذاري مي‌كنند و نيروهاي ارتش روزها تلاش مي‌كنند تا مين‌ها را خنثي كنند. هر دو طرف به روشي مضحك رسالت‌شان را در نابود كردن طرف ديگر پذيرفته‌اند و بدون آنكه سوالي بكنند يا سرشان را بالا كنند تا دور و برشان را نگاه كنند، در كار "نابود كردن دشمن" هستند.
در اين ميان ديپلم وظيفه‌اي در ميان "نيروهاي خوب" با وجود مهارت در خنثي كردن مين، با فلسفه كاري كه بر روي آن كوه‌ها دارد انجام مي‌گيرد مخالف است و معتقد است "اين راهش نيست". دختر كرد جواني هم كه به چوپاني مشغول است و در آن سمت وظيفه‌اش كشاندن سرباز وظيفه‌ها، به روشي خاص، بر روي مين است، به مرور با او هم‌عقيده مي‌شود كه "نه، واقعا اين راهش نيست!"

گفتم كه فيلم در پايان من يكي را به فكر واداشت. كه در اين هرج و مرج رسانه و پيام، تاثير كمي نيست. بخشي از اين تاثير مديون فصل پاياني جسورانه و غيرقابل انتظار فيلم است كه بابتش به عزيزالله حميدنژاد آفرين گفتم.

در مقابل طراحي روي جلد نسخه VCD (كه احتمالا برگرفته از پوستر اصلي فيلم است) بسيار نااميدكننده است و ديدن گاه به گاه تبليغ پتوي لاله كه انگار حامي (Sponsor) نسخه ويدئويي بوده در لابلاي فيلم تا حدودي آزاردهنده!

با همه اين حرف‌ها اما "اشك سرما" فيلم خوبي است كه به ديدنش مي‌ارزد.
(فيلم برنده جوايزي هم بوده كه چند و چون آن را مي‌توانيد در اينجا مشاهده بفرماييد.)


محصولات زير طي ماه‌هاي مختلف در اين قسمت معرفي شده‌اند:
- سريال تلويزيوني "قصه‌هاي مجيد" (ديسك ويدئويي در قالب VCD)
- فيلم سينمايي "فرش باد" (ديسك ويدئويي در قالب VCD)
- فيلم سينمايي "اشك سرما" (ديسك ويدئويي در قالب VCD)
- ديسك نوري "مثنوي مولوي، مختصري درباره‌ي زندگي مولوي و قصه‌ي طوطي و بازرگان و پيرچنگي"
- موسيقي متن فيلم "پستچي" به همراه كتاب شعر "هوا را از من بگير خنده‌ات را نه"
- كتاب‌هاي صوتي/شنيداري (سري دوم)
- كتاب‌هاي صوتي/شنيداري (سري اول)
- تابلوهايي از تصاوير نقاشي‌هاي معروف جهان
- ديسك نوري "ري‌را"، موسيقي و آواز سهيل نفيسي
- رباعيات خيام، دكلمه احمد شاملو به همراه موسيقي فريدون شهبازيان و آواز محمدرضا شجريان



جيره كتاب چيست؟    چگونه مي‌توان عضو شد؟    لطفا نظر بدهيد!    مبلغ ما، شما هستيد
خرده‌ريز‌هاي مفيد    اگر كارمان داشتيد