|
ششم مهرماه 1387
شهروند شماره 62 و مطالبي درباره پرفروشهايي كه آنها را خواندهايم
هفتهنامه "شهروند امروز" در شماره 62 خود صفحاتي را به بررسي كتابهاي پرفروش اين ماهها به طور عام و دو كتاب معروفتر "كافه پيانو" و "بيوتن" به طور خاص اختصاص داده بود كه ميتوانيد آن مطالب را بر روي پايگاه اطلاعرساني هفتهنامه مطالعه كنيد.
براي من كه از دست هر دو كتاب بيش و كم دلخورم، "بيوتن" بيشتر و "كافه پيانو" كمتر، خواندن مطلب "مهدي يزداني خرم" در اين مجموعه باعث شد تا نگاه منطقيتري به كتابها پيدا كنم. بگذريم كه هنوز در حوالي صفحات 200 "بيوتن" در گل ماندهام و هرچه ميكنم نميتوانم از باتلاق نيويورك در بيايم.
خلاصه اينكه اگر ميخواهيد با ديدگاههاي ديگري درباره زواياي پيدا و پنهان اين دو كتاب پرطرفدار اين ماهها آشنا شويد، خواندن اين مجموعه مطالب را بهتان توصيه ميكنم.
شاخ به شاخ با "لوليتاخواني در تهران"
جاذبه اصلي شماره اخير "جهان كتاب" (شماره 232-231 مرداد و شهريور 1387) نيز مصاحبهاي است با خانم "فاطمه كشاورز" كه از قرار در آنسوي آب كتابي نوشته با نام "ياسمن و ستارهها: چيزي بيشتر از لوليتاخواني در تهران" و در آن رسما با تصوير ارائه شده از ايران معاصر در كتاب پرآوازه دكتر آذر نفيسي، "لوليتاخواني در تهران"، به مخالفت برخواسته.
"لوليتاخواني در تهران" در فضاي اجتماعي-سياسي بعد از واقعه 11 سپتامبر به همراه آثار ديگري همچون "بادبادكباز" خالد حسيني منابعي شدند براي اهالي آن سوي اقيانوس اطلس تا با استفاده از آن عطش اطلاعاتي خود را درباره اين شرق پر تب و تاب و خشن فرونشانند. در مورد درست بودن تصويري كه مثلا آذر نفيسي از ايران بعد از انقلاب ارائه ميدهد حرف و حديث البته بسيار است. و همين حرف و حديثها احتمالا خانم كشاورز را بر آن داشته تا دست به تاليف "ياسمن و ستارهها" بزند و خوانندگانش را با وجه ديگري از ايران معاصر و "اين شرق افسانهاي" آشنا كند.
فاطمه كشاورز، استاد ادبيات فارسي و استاد ادبيات تطبيقي در دانشكده مطالعات زبانهاي آسيايي و خاورميانه در دانشگاه واشنگتن در سنتلوئي است.
"ياسمن و ستارهها: چيزي بيشتر از لوليتاخواني در تهران (گفت و گو با فاطمه كشاورز)" (521 KB)، جهانكتاب، شماره 232-231، مرداد و شهريور 1387، صفحه 34-40
(اصل مطلب 7 صفحه است كه تصوير 2 صفحه اول آن در اينجا ارائه شده. علاقمندان ميتوانند مطلب كامل را در "جهانكتاب" بخوانند!)
سينما و ادبياتي كه مال خودمان باشد
مجله فيلم در ويژهنامه تابستان خود (شماره 383، 20 شهريور 1387) پرونده موضوعي را بررسي كرده با عنوان "سينماي ملي".
شايد اگر "فيلم" اين پرونده را با مصاحبه با آيدين آغداشلو آغاز نكرده بود و در متن مصاحبه اين جمله را از قول آغداشلو تيتر نكرده بود كه "سينما فقط براساس تصوير كه نايستاده است، تكيه اساسي دارد بر ادبيات. ما ادبيات ملي نداشتيم. يعني ادبيات ايراني به مفهوم رمان و داستان كوتاه" به فكر اينكه اين بريده را اينجا بياورم نميافتادم.
اما خب، آغداشلو اين جمله را گفته و فيلميها هم آن را تيتر كردهاند و من بياختيار ياد همان دلخوريهايي ميافتم كه اين سالها از بسياري از كتابهاي نوشته نويسندگان ايراني به دل دارم. كه: طرحي نو و ايراني دراندازيم باشد طلبتان، چرا يك "داستان سرراست" را نميتوانيد از ابتدا تا انتها پاك و شسته تعريف كنيد!
گفتههاي آغداشلو احتمالا به جز همان يك جملهاي كه در بالا آوردهام چندان ارتباطي با كتاب و ادبيات ندارد. اما حكايت ناداشتههايي است كه به جز سينما، ادبياتمان هم از آن رنج ميبرد. پس خواندني است!
"جاي خالي خاطره بلافاصله (گفت و گوي مسعود مهرابي با آيدين آغداشلو)" (666 KB)، فيلم، شماره 383، 20 شهريور 1387، صفحه 9-13
(اصل مطلب 5 صفحه است كه تصوير 2 صفحه اول آن در اينجا ارائه شده. علاقمندان ميتوانند مطلب كامل را در "ماهنامه فيلم" بخوانند!)
|
"بريده جرايد درباره كتاب" گهگاه تنظيم و تدوين ميشود، زودتر اگر نشريات مطالب دندانگيري درباره كتاب بنويسند و ديرتر اگر ننويسند! به هر حال تنظيم هر مجموعه جديد از اين "بريده جرايد" از طريق پست الكترونيك به اطلاع كليه مشتركين خبرنامه جيرهكتاب ميرسد. اگر مايليد تا از مطالب جديد اين بخش مطلع شويد مشترك خبرنامه جيرهكتاب بشويد.
|
مطالبي كه تاكنون در اين بخش تنظيم و ارائه شدهاند:
- يازدهم مهر 89
- پنجم تير 89
- ششم مهر 87
- بيست و سوم شهريور 86
- پنجم مرداد 86
|