خانه | بخش كودك و نوجوان | جستجو:

 

كتاب‌هايي كه در مرداد 1389 خريدم!

اين ماه، برعكس ماه قبل، فهرست‌مان خيلي پر و پيمان است. تازه احتمالا يك فهرست موضوعي ويژه هم براي اين ماه داريم كه اگر فرصت بشود چند روز بعد حضورتان تقديم مي‌شود. بنابراين راست مي‌رويم سر اصل مطلب و كتاب‌هايي كه اين ماه خريده‌ام:

باورم نميشه!
برايتان گفته بودم كه مشغول بازنگري فهرست "كتاب‌هايي كه بايد قبل از مرگ خواند" هستم. براي همين هم اين روزها وقتي توي كتابفروشي‌ها كند و كاو مي‌كنم شاخك‌هايم براي پيدا كردن كتاب‌هايي كه نامشان در اين فهرست قرار دارد، تيز است.
يك هفته، ده روز پيش، توي كتابفروشي هاشمي "كشتن مرغ مينا" را توي يك قفسه‌ي دورافتاده پيدا كردم. دو نسخه! مگر ممكن است؟ حتما يك اشتباهي شده. تاريخ انتشار كتاب را كه نگاه مي‌كنم مي‌بينم كه دليل من براي هيجان‌زده شدن درست است. كتاب چاپ 1370 است. يعني 19 سال پيش. اين ديگه از كجا سر و كله‌اش پيدا شد؟
بعد از اين كه كتاب را مي‌خرم و به دفتر مي‌رسم، تلفن را برمي‌دارم و زنگ مي‌زنم به انتشارات توس كه: "آقا اين كتاب را موجود داريد؟" مي‌گويند داريم. باز براي اطمينان مي‌پرسم: "اگر چند نسخه بخواهم هم داريد؟" طرف از آن طرف خط مي‌گويد: "آقا هر تعدادي كه بخواهيد داريم!"

كشتن مرغ مينا
كشتن مرغ مينا (To Kill a Mockingbird)
نوشته: هارپر لي (Harper Lee)
ترجمه: فخرالدين ميررمضاني
ناشر: توس
سال نشر: 1370 (چاپ دوم)
قيمت: 3500 تومان
تعداد صفحات: 378 صفحه
شابك: ندارد


داستان با اين جملات آغاز مي‌شود:
"وقتي كه برادرم جيم تقريبا سيزده ساله بود، بازويش از ناحيه آرنج به سختي شكست. هنگامي كه دستش معالجه شد و ترسش از اينكه ديگر هيچوقت نتواند فوتبال بازي كند تخفيف پيدا كرد، به ندرت به اين حادثه مي‌انديشيد. بازوي چپش اندكي از بازوي راست كوتاهتر بود. وقتي كه مي‌ايستاد يا راه مي‌رفت، پشت دست چپش زاويه قائمه‌اي با تنش تشكيل مي‌داد و شستش موازي رانش قرار مي‌گرفت. همين قدر كه مي‌توانست توپ را پاس بدهد و پانت كند، ديگر غمي نداشت.
سالها بعد وقتي مجالي دست داد كه به گذشته فكر كنيم، گاهي درباره عللي كه منجر به اين حادثه شد با هم صحبت مي‌كرديم. من عقيده داشتم كه خانواده ايول همه اين ماجرا را موجب شدند، ولي جيم كه چهار سال از من بزرگتر است، مي‌گفت مطلب سابقه طولاني‌تري دارد. به عقيده او ماجرا از تابستاني كه ديل نزد ما آمد و براي اولين‌بار فكر از خانه بيرون كشيدن بو رادلي را مطرح كرد شروع شد ..."

يك ته انباري ديگر!
اين يكي را هم توي قفسه‌هاي كتابفروشي هاشمي پيدا كردم. به قدمت قبلي نيست ولي خب اين هم يك ده سالي از عمرش مي‌گذرد و نام آنهم در فهرست كتاب‌هاي لازم‌الخواندن تا پيش از مرگ ذكر شده (فكر نكنيد با اين يكي تمام مي‌شود، در فهرست اين ماه كلي از اين كتاب‌هاي لازم‌الخواندن داريم!)
كتاب از جنبه‌ي ديگري هم توجه‌ام را جلب كرد. اين روزها جسته و گريخته
اخبار مربوط به ابتلاي ابراهيم يونسي به بيماري آلزايمر در رسانه‌ها منعكس مي‌شود. حمله‌ي اين بيماري "بي‌پير" به يك نويسنده/مترجم كه همه زندگي‌اش بر پايه‌ي استفاده از ذهن و حافظه‌اش گذشته واقعه‌ي دراماتيكي است كه هر بار در ماه‌هاي اخير اشاره‌اي به آن را در روزنامه‌ها خوانده‌ام پيش خودم گفته‌ام: "اي، روزگار!" باشد تا بيرون كشيدن اين كتاب از انبار ناشر و خواندن آن اداي احترامي باشد به او و يك عمر فعاليت ادبي‌اش.

مشتي غبار
مشتي غبار (A Handful of Dust)
نوشته: اولين و (Evelyn Waugh)
ترجمه: ابراهيم يونسي
ناشر: پيام امروز
سال نشر: 1379 (چاپ اول)
قيمت: 3800 تومان
تعداد صفحات: 280 صفحه
شابك: 964-5706-18-1


داستان با اين جملات آغاز مي‌شود:
" "كسي هم طوريش شد؟"
خانم بيور گفت: "نه، خدا را شكر، كسي طوريش نشد - به غير از دو زن خدمتكار كه از دستپاچگي تو حياط پريده بودند. خطري تهديدشان نمي‌كرد. متاسفانه آتش به اتاقهاي خواب نرسيد. ولي اينها را هم باز بايد درستشان كرد، دوده همه جا را برداشته، همه جا را آب گرفته، خوشبختانه دستگاه آتش‌نشانيشان از آن قديميها بوده كه همه چي را خراب مي‌كنه. نه، خدائيش را بخواهي جاي گله و شكايت نيست: اتاقهاي اصلي را حسابي سوراخ سوراخ كرده‌اند - همه چي هم بيمه بوده. سيلويا نيوپورت باهاشون آشنا است، و تا آن ارنعوت خانم - خانم شاتر - آنها را نقاپيده بايد بهشون زنگ بزنم."
خانم بيور پشت به بخاري ايستاده بود، و ماست صبحش را مي‌خورد. قوطي مقوايي را زير چانه نگه داشته بود، و با قاشق تند تند مي‌خورد ..."

آنچه شما خواسته‌ايد!
سه كتاب بعد، سفارش‌هايي بوده كه دوستان ماه گذاشته داشته‌اند و به سنت معمول من هم به هنگام خريد، يك نسخه از هر كتاب براي خودم تهيه كرده‌ام تا اينجا معرفي‌شان كنم. حالا كه داشتم رديف‌شان مي‌كردم كه كدام را اول بياورم و كدام را بعد، فكر كردم با اينكه سفارش‌ها مربوط به سه نفر مختلف بوده‌اند اما انگار همه تم و مايه‌اي نزديك به هم دارند!
درباره كتاب اول اخيرا در جايي خواندم كه نامزد يكي از همين جايزه‌هاي ادبي خودمان شده در زمينه‌ي "ادبيات داستاني غيرايراني". جايزه‌ي روزي روزگاري بود انگار.

آليس
آليس
نوشته: يوديت هرمان (Judith Hermann)
ترجمه: محمود حسيني‌زاد
ناشر: افق
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 3200 تومان
تعداد صفحات: 171 صفحه
شابك: 978-964-369-617-7


در پشت جلد كتاب مي‌خوانيم:
"وقتي كسي كه دوستش داري، كسي كه در زندگي‌ات نقشي داشته، مي‌رود، مي‌ميرد و ديگر نيست، همه چيز دگرگون مي‌شود. چه بخواهي و چه نخواهي. آن چه به جا مي‌ماند، كتاب‌ها هستند و نامه‌ها و عكس‌ها. يادها و اندوهي چاره‌ناپذير و گاهي هم در گوشه‌اي، خياباني، كسي را اشتباهي به جاي او مي‌گيري و به دنبالش مي‌دوي ...

يوديت هرمان بعد از موفقيت چشمگير مجموعه داستان‌هايش در بهار 2009 آليس را منتشر كرد. وقتي مصاحبه‌كننده‌ي مجله‌ي اشپيگل گفت: "هر نويسنده‌ي ديگري بود به اين كتاب مي‌گفت رمان، نه مجموعه داستان."، پاسخ داد: "پنج داستان است با يك شخصيت: آليس." "

شبانه ها
شبانه‌ها (Nocturnes)
(پنج داستان موسيقي و شب)
نوشته: كازوئو ايشي‌گورو (Kazuo Ishiguro)
ترجمه: علي‌رضا كيواني‌نژاد
ناشر: چشمه
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 4800 تومان
تعداد صفحات: 223 صفحه
شابك: 978-964-362-733-1

داستان اول اين مجموعه با عنوان "خواننده" با اين جملات آغاز مي‌شود:
"تازه سر و كله‌ي بهار تو ونيز پيدا شده بود كه يك روز صبح چشمم افتاد به توني گاردنر، نشسته بود وسط چند تا توريست. ما تمام هفته‌ي شلوغ اول را توي ميدان كار كرده بوديم. بگذاريد براي‌تان بگويم بعد از آن‌همه ساعت‌هاي خسته‌كننده كه پشت كافه اجرا داشتيم و مدام تو دست و پاي مشتري‌هايي بوديم كه مي‌خواستند از پله‌ها بالا و پايين بروند، تازه نفس راحتي مي‌كشيديم. آن روز صبح باد مي‌وزيد و چادر نو نو ما دورتادورمان تكان تكان مي‌خورد و همه احساس مي‌كرديم كمي بهتر و سر حال‌تريم و به نظرم اين خودش را در موسيقي ما هم نشان مي‌داد.
اما دارم جوري حرف مي‌زنم انگار عضو ثابت گروه هستم. راستش، من يكي از همان‌هايي هستم كه اهل موسيقي، "دوره‌گرد" صداي‌مان مي‌كنند، يكي از همان جوان‌هايي كه دور و بر ميدان مي‌پلكند بلكه يكي از سه گروه نوازندگي كافه‌ها به آن‌ها احتياج پيدا كنند. من اين‌جا بيشتر براي كافه‌ي لاونا ساز مي‌زنم، اما در بعدازظهرهاي شلوغ، گاهي با بچه‌هاي كوادري بر مي‌خورم و مي‌روم سمت فلوريان و بعد دوباره از راه ميدان برمي‌گردم طرف كافه‌ي لاونا ..."

روباه
روباه (The Fox)
نوشته: ديويد هربرت لارنس (D. H. Lawrence)
ترجمه: كاوه ميرعباسي
ناشر: باغ نو
سال نشر: 1382 (چاپ اول)
قيمت: 900 تومان
تعداد صفحات: 104 صفحه
شابك: 964-7425-30-9


داستان با اين جملات آغاز مي‌شود:
"معمولا، دو دختر را با نام خانوادگي‌شان مي‌شناختند، بنفورد و مارچ. مزرعه را با هم گرفته بودند و قصد داشتند همه كارها را خودشان انجام دهند: يعني، مي‌خواستند مرغداري كنند، از فروش طيور اموراتشان را بگذرانند، و در كنارش ماده گاوي نگه دارند، و يك يا دو چهارپاي ديگر هم پرورش بدهند. متاسفانه، اوضاع بر وفق مرادشان نشد.
بنفورد كوتاه قد، ريزه نقش، نحيف و عينكي بود. اصل سرمايه را او گذاشته بود، چون مارچ پول چنداني نداشت، يا شايد اصلا كيسه‌اش خالي بود. پدر بنفور، كه در ايسلينگتون تجارت مي‌كرد، به چند علت، دستمايه اوليه را در اختيار دخترش گذاشت: به خاطر سلامتي‌اش چون دوستش داشت، و چون بعيد مي‌دانست كه او روزي به خانه بخت برود. مارچ قوي بنيه‌تر بود. در كلاسهاي شبانه‌اي در ايسلينگتون، نجاري و در و پنجره‌سازي ياد گرفته بود. مرد آن‌جا او بود. ابتدا، پدربزرگ پير بنفورد هم با آن‌ها زندگي مي‌كرد. او در جواني مزرعه‌دار بود. ولي، از بخت بد، پس از يكسال اقامت در مزرعه بيلي، فوت كرد. از آن به بعد، دو دختر تنها ماندند ..."

تاكسي‌سواري در تهران
با كيف و كيسه‌اي نان مي‌چپم توي پرايد مسافركش. من مسافر دوم هستم. مسافر ديگري هم مي‌رسد و من ساندويچ مي‌شوم و راه مي‌افتيم. بار و بنديل‌ام زياد است همينجوري در وضعيت ساندويچ احساس شرمندگي مي‌كنم كه نمي‌توانم خودم را بيش از اين جمع و جور كنم. اين وسط يك نسخه "خرمن سرخ" هم دستم است كه چند دقيقه پيش از كتابفروشي محله خريده‌ام و فرصت نكرده‌ام توي هيچكدام از كيسه‌ها بچپانمش.
مسافر آخر نگاهي به روي جلد كتاب مي‌اندازد و مي‌پرسد: "از كجا خريده‌ايد، تازه چاپ شده؟" مي‌گويم: "بله، چاپ همين امسال است. البته ناشرش مشهدي است و ممكن است توي همه كتابفروشي‌ها پيداش نكنيد." مي‌گويد: "آقا ولي اين داستان‌هاي دشيل همت و ريموند چندلر بايد ترجمه‌شان خيلي خوب باشد وگرنه نثري دارند كه با ترجمه‌ي بد اصلا نميشه ازشان سر درآورد!" توي دلم مي‌گويم "آخ، گفتي!" تازه خواندن حق‌السكوت چندلر را تمام كرده‌ام و كاملا دركش مي‌كنم كه دارد چه مي‌گويد. اما در آن وضعيت، ديگر بحث را كشش‌اش نمي‌دهم، زير لب حرف‌اش را تاييد مي‌كنم و نشاني كتابفروشي محله را بهش مي‌دهم و دم پارك ساعي پياده مي‌شوم. همينطور كه از پله‌هاي كنار كله‌پزي بالا مي‌آيم به خودم مي‌گويم: "در ام‌القراي حكومت اسلامي اينكه آدم‌ها توي تاكسي در مورد دشيل همت با هم صحبت كنند احتمالا يكجور رئاليسم جادويي به حساب مي‌آيد!"

خرمن سرخ
خرمن سرخ (Red Harvest)
نوشته: دشيل همت (Dashiell Hammett)
ترجمه: فرهاد منشوري
ناشر: ترانه
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 6000 تومان
تعداد صفحات: 327 صفحه
شابك: 978-964-5638-62-3


داستان با اين جملات آغاز مي‌شود:
"نخستين بار در بيگ‌شيپ واقع در بي‌يوت بود كه شنيدم دوست مو قرمزي به شهر پرسن‌ويل مي‌گفت پويزن‌ويل. او كه اسمش هيكي ديويي بود، به پيراهنش هم مي‌گفت پي‌هن. آن موقع اصلا فكر نكردم كه او چه بلايي سر اسم شهر آورده است. بعدها به كساني برخوردم كه آن‌ها هم مثل هيكي حرف "ر" را "ي" تلفظ مي‌كردند. تا آن موقع چيز خاصي جز نوعي شوخ‌طبعي بي‌معني و احمقانه‌اي كه دزدان و اوباشان در استفاده از كلماتي مثل "سوات‌نامه" به جاي "لغت‌نامه" به كار مي‌بردند، نديده بودم. چند سال بعد كه به پرسن‌ويل رفتم، چيزهاي بيش‌تر و بهتري در اين مورد ياد گرفتم ..."

دستبرد به كتاب‌هاي ديگران!
خدا بيامرزد ابوي را، هميشه حرص مي‌خورد كه "تو ديوانه‌اي كتاب‌هايي را كه در كتابخانه‌مان داريم دوباره براي خودت مي‌خري!"
اين ماه براي مشتركين نوجوان، كتاب "تام ساير" را انتخاب كرده‌ام. راستش را بخواهيد عاشق طرح روي جلدش شدم. با اينكه به نظرم اصلا هيچ ارتباطي هم با مارك تواين و حال و هواي كتاب‌هايش ندارد. اما كتاب را "خريدني" كرده! كتاب‌ها كه مي‌رسند يك بسته را باز مي‌كنم و يك نسخه برمي‌دارم تا با خودم بياورم خانه. بعدازظهر است و همكارمان تعطيل كرده. اگر بود دادش مي‌رفت هوا كه كجا مي‌بري، كم مي‌آوريم. اما از شما چه پنهان هوس كرده‌ام دوباره بخوانمش. يك جلد كسري را هم بالاخره يك فكري برايش مي‌كنيم.

تام ساير
تام ساير (The Adventures of Tom Sawyer)
نوشته: مارك تواين (Mark Twain)
ترجمه: پرويز داريوش
ناشر: علمي و فرهنگي
سال نشر: 1382 (چاپ ششم)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 287 صفحه
شابك: 964-445-462-6


در بخشي كه تام سر بچه‌هاي ديگر را شيره مي‌مالد تا به جاي او نرده باغ را رنگ كنند مي‌خوانيم:
"... تام از نو مشغول سفيدكاري شد و بي‌اعتنا جواب داد:
"شايد كار باشه، شايدم نباشه، من فقط مي‌دونم كه اين به درد تام ساير مي‌خورد."
"خوب، خوبه حالا، مي‌خواي بگي از اين خوشت هم مي‌آد؟"
"خوشم مي‌آد؟ نمي‌دونم، چرا نبايد خوشم بياد. كدوم يكي از بچه‌ها رو مي‌ذارن هر روز نرده خونه‌شونه سفيد كنن؟"
اين حرف كار تام را در نظر بن جور ديگري جلوه داد. ديگر بن سيبي را كه دستش داشت گاز نمي‌زد. تام با وقار خاصي چوب پرش را عقب و جلو مي‌كشيد، يك قدم عقب مي‌رفت تا نتيجه‌اش را ببيند از نتيجه ناراضي مي‌شد، ايراد مي‌گرفت و بن تمام حركات او را زير نظر مي‌گرفت و لحظه به لحظه علاقه‌اش بيشتر مي‌شد و بيشتر مجذوب آن كار مي‌شد. عاقبت گفت:
"ببين، تام، مي‌ذاري يه خورده هم من نرده رو رنگ كنم؟"
تام درنگي كرد، نزديك بود راضي شود. بعد نظرش تغيير كرد.
"نه، نه، بن، خيال نمي‌كنم كار درستي باشه. آخه خاله جون پولي خيلي به اين نرده اهميت مي‌ده - چون توي كوچه‌س همه مي‌بينين. اگه نرده پشت خونه بود، نه من اهميت مي‌دادم نه اون. اما به اين جا خيلي اهميت مي‌ده. بايد خوب سرش دقت بكنم. خيال مي‌كنم تو هزار تا بچه يا شايدم دو هزار تا بچه يكي پيدا بشه بتونه اين نرده رو اون جور كه بايد رنگش كنه" ..."

نوشته‌هايي درباره‌ي انقلاب
هرچه گشتم نام و نشاني از نسخه‌ي اصلي اين كتاب پيدا نكردم. متاسفانه در شناسنامه‌اش هم سرنخ قابل استفاده‌اي براي ردگيري اصل كتاب وجود نداشت.
به هر حالت هم در ميان نويسندگان مختلف مقالات نام‌هاي نامداري به چشم مي‌خورند و هم خود موضوع، "انقلاب"، موضوع توجه‌برانگيزي است. بنابراين اميدوارم حدس‌ام درست در بيايد و كتاب خواندني باشد!

قرن بيستم و بحراني جهاني به نام انقلاب
قرن بيستم و بحراني جهاني به نام انقلاب
مجموعه گزارش‌هايي مستند از: ريشارد كاپوشينسكي، گابريل گارسيا ماركز، دادين گورديمر، ميلان كوندرا و ...
ترجمه: فروغ پورياوري
ناشر: فرزان روز
سال نشر: 1389 (چاپ سوم)
قيمت: 4500 تومان
تعداد صفحات: 385 صفحه
شابك: 978-964-321-041-0

مقاله‌ي نادين گورديمر در كتاب با اين جملات آغاز مي‌شود:
"آن شب مادرمان به فروشگاه رفت و ديگر برنگشت. هرگز. چي شد؟ نمي‌دانم. پدرم هم روزي رفته بود و ديگر برنگشته بود. اما او در حال جنگ بود. ما هم در حال جنگ بوديم، اما بچه بوديم. مثل پدربزرگ و مادربزرگمان بوديم، اسلحه نداشتيم. آدم‌هايي كه پدرم با آنها مي‌جنگيد - راهزنها، دولت ما آنها را با اين نام تحقيرآميز مي‌ناميد - به همه جا هجوم مي‌آوردند و ما مثل جوجه‌هايي كه سگها در تعقيبشان باشند از دست آنها فرار مي‌كرديم. اصلا نمي‌دانستيم كه به كجا برويم. مادرم به فروشگاه رفت چون كسي به او گفته بود كه مي‌تواند مقداري روغن گير بياورد. خوشحال شديم چون مدتها بود طعم روغن را نچشيده بوديم. شايد روغن گير آورده بود و كسي در تاريكي او را از پا درآورده بود تا روغنش را بربايد. شايد هم به راهزنها برخورده بود. اگر به آنها بربخوريد مي‌كشندتان. دوبار به دهكده ما آمدند و ما فرار كرديم و در بيشه قايم شديم و وقتي رفتند برگشتيم و ديديم كه همه چيز را برده‌اند ... "

فرداي شب هزار و يكم
از ايده‌ي اين داستان هم خوش‌ام آمد. اينكه وقتي شهريار بالاخره رضايت مي‌دهد كه شهرزاد قصه‌گو را نكشد و به جايش با او ازدواج كند، زندگي‌شان به چه منوال ادامه پيدا مي‌كند!

هزار و يكشب - دنباله داستان شهرزاد قصه گو
هزار و يكشب، دنباله‌ي داستان شهرزاد قصه‌گو
(Arabian Nights and Days)
نوشته: نجيب محفوظ (Najib Mahfouz)
ترجمه: عبدالرضا هوشنگ مهدوي
ناشر: مرواريد
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 5500 تومان
تعداد صفحات: 265 صفحه
شابك: 978-964-191-078-7

داستان با اين جملات آغاز مي‌شود:
"اندكي پس از نماز صبح، در حالي كه آخرين تكه‌پاره‌هاي شب تلاش مي‌كرد در برابر نخستين پرتو آفتاب مقاومت ورزد، وزير دندان به حضور سلطان شهريار فراخوانده شد. آرامش وزير بي‌درنگ ناپديد شد. در حالي كه لباس مي‌پوشيد زير لب گفت: "سرنوشت او رقم خورده است، سرنوشت دخترم شهرزاد!"
در فضايي آغشته به شبنم و سردي ملايم سوار قاطر شد و راهي را كه به سوي تپه مي‌رفت در پيش گرفت. به دنبال او گروهي از نگهبانان و در پيشاپيش او مردي مشعل به‌دست راه مي‌پيمود. سه سال ميان ترس و انتظار، مرگ و اميد سپري شده بود! سه سالي كه تعريف قصه‌هاي شهرزاد، مرگ او را به تعويق افكنده بود اما قصه‌ها هم مانند همه چيز پاياني دارند و ديروز اين پايان فرا رسيده بود: "دخترم چه سرنوشتي در انتظار تو است؟"
او وارد قصري شد كه بر فراز كوه قرار داشت. حاجب دربار او را به ايوان عقبي هدايت كرد كه مشرف به باغي پهناور بود. در نور تنها چراغ پيه‌سوز، سلطان شهريار را ديد كه با سر برهنه و گيسوان انبوه سياه و چشماني درخشان در صورتي كشيده كه منتهي به ريش پرپشتش مي‌شد نشسته بود ..."

ترجمه‌هاي سروش حبيبي
زير پل كريمخان مشغول تماشاي ويترين كتابفروشي نشر چشمه هستم كه يكدفعه آقاي كيائيان بزرگ، تلفن بيسيم به دست، توي پياده‌رو ظاهر مي‌شود. مي‌گويد آقاي حبيبي پاي خط است و از او مي‌خواهد كه كتاب‌هايش را به من بدهد. من همينجور هاج و واج نگاهش مي‌كنم كه آقاي حبيبي كيست؟ من را از كجا مي‌شناسد؟ چرا مي‌خواهد كتابهايش را به من بدهد؟ به هر حال آقاي كيائيان مرا مي‌كشد توي كتابفروشي كه بيا تكليف ماجرا را روشن كنيم. نيكي و پرسش؟
بعد معلوم مي‌شود كه والده در سفر اخيرش به فرانسه چند روزي همراه خانواده‌ي حبيبي بوده و ماجراي فعاليت جيره‌كتاب را براي بچه‌هاي بهزيستي تعريف كرده است و از همان جا سروش حبيبي تصميم گرفته است كه با اهداي كتاب‌هايش به اين طرح كمك كند.
آنچه كه در ذيل مي‌آيد سري اول كتاب‌هاي دستپخت ايشان است كه طبعا همه توسط نشر چشمه منتشر شده‌اند. بايد فرصت كنم و سراغ ققنوس، نيلوفر، ماهي و ... نمي‌دانم چند ناشر ديگر بروم و الباقي كتاب‌هاي اهدايي را هم دريافت كنم. از قرار به همه‌شان زنگ زده‌اند و "راهنمايي‌هاي لازم" را بهشان كرده‌اند!

نارتسيس و گلدموند
نارتسيس و گلدموند (Narcissus and Goldmund)
نوشته: هرمان هسه (Hermann Hesse)
ترجمه: سروش حبيبي
ناشر: چشمه
سال نشر: 1385 (چاپ دوم ناشر)
قيمت: 3500 تومان
تعداد صفحات: 368 صفحه
شابك: 964-362-260-6


داستان با اين جملات آغاز مي‌شود:
"جلو طاق گرد رواق دير ماريابرون كه بر ستون‌هاي ظريف مضاعفي متكي بود، درست در كنار جاده، درخت شاه‌بلوطي قد برافراشته بود. فرزندي غريب و تك افتاده از ديار جنوب بود كه زاير از رم بازگشته‌اي ديرباز با خود آورده بود. شاه بلوطي اصيل بود و تنه‌اي استوار داشت و تاج گرد شاخ و برگ خود را به مهر برفراز راه مي‌گسترد و با سينه‌اي فراخ در باد نفس مي‌كشيد. بهاران كه جهان اطرافش يكسر سبز مي‌شد و درختان گردگان دير نيز رداي سبز به سرخ آميخته نو برگ بر تن مي‌آراستند در پوشاندن عرياني خود شتاب نمي‌كرد و فقط وقتي كه شب‌ها بغايت كوتاه مي‌شدند از دل دسته برگ‌هاي نورسته، برق كم‌رمق سبز و سفيد شكوفه‌هاي بيگانه‌وار خود را بيرون مي‌فشاند كه عطر تندشان هشدار مي‌داد و تشويش در دل مي‌افكند ..."

ژان دو فلورت و دختر چشمه
ژان دو فلورت و دختر چشمه
نوشته: مارسل پانيول (Marcel Pagnol)
ترجمه: سروش حبيبي
ناشر: چشمه
سال نشر: 1386 (چاپ سوم)
قيمت: 6500 تومان
تعداد صفحات: 602 صفحه
شابك: 964-362-042-5


داستان با اين جملات آغاز مي‌شود:
"ده سفيد با صد و پنجاه نفر سكنه‌اش به مرغي مي‌مانست كه بر نوك يكي از آخرين دژهاي بلند ارتفاعات اتوال در دو فرسنگي اوباني نشسته بود. جاده‌ئي خاكي از اوباني به آنجا مي‌رفت و شيب آن به قدري تند بود كه از دور قائم به نظر مي‌رسيد. اما از جانب ديگر، يعني طرف تپه‌ها راه مالروي از آن بيرون مي‌رفت كه كوره راه‌هايي از آن منشعب مي‌شود و راه آسمان را پيش مي‌گرفت.
چهل پنجاه خانه زمخت كه از سفيدي جز نامي برايشان نمانده بود در دو طرف پنج شش كوچه خاكي بي‌پياده‌رو رديف شده بودند: كوچه‌هائي باريك، تا از خورشيد بي‌امان جنوب پناهي باشند و پيچاپيچ، تا تيزي تندباد ميسترال را آرام كنند.
اين ده ميدان هموار و نسبتا درازي هم داشت كه بر دره طرف غرب مشرف بود و ديواري از سنگ‌هاي تراشيده كه ده متري بلندي آن مي‌شد زير بند آن بود. اين ديوار در حاشيه ميدان در سايه درخت‌هاي چناري بسيار كهن به صورت جان‌پناهي در مي‌آمد. ميدان را بلوار مي‌ناميدند و پيرمردان براي گپ زدن زير چنارهاي آن مي‌نشستند ..."

ابله
ابله (The Idiot)
نوشته: فيودور داستايوسكي (Fyodor Dostoyevsky)
ترجمه: سروش حبيبي
ناشر: چشمه
سال نشر: 1389 (چاپ هشتم)
قيمت: 20000 تومان (با جلد سخت)
تعداد صفحات: 1019 صفحه
شابك: 978-964-362-211-8


در پشت جلد كتاب مي‌خوانيم:
"ابله در 1869-1868 منتشر شد. پرنس مويخكين، آخرين فرزند يك خاندان بزرگ ورشكسته، پس از اقامتي طولاني در سويس براي معالجه بيماري، به ميهن خود بازمي‌گردد. بيماري او رسما افسردگي عصبي است ولي در واقع مويخكين دچار نوعي جنون شده است كه نمودار آن بي‌ارادگي مطلق است. به علاوه، بي‌تجربگي كامل او در زندگي اعتماد بي‌حدي نسبت به ديگران در وي پديد مي‌آورد. مويخكين، در پرتو وجود روگوژين، همسفر خويش، فرصت مي‌يابد نشان دهد كه براي مردمي "واقعا نيك"، در تماس با واقعيت، چه ممكن است پيش آيد. روگوژين، اين جوان گرم و روزباز و با ارائه، به سابقه هم‌حسي باطني و نياز به ابراز مكنونات قلبي، در راه سفر سفره دل خود را پيش مويخكين، كه از نظر روحي نقطه مقابل اوست، مي‌گشايد. روگوژين براي او عشق قهاري را كه نسبت به ناستازيا فيليپوونا احساس مي‌كند باز مي‌گويد. اين زن زيبا، كه از نظر حسن شهرت وضعي مبهم دارد، به انگيزه وظيفه‌شناسي، نه بي‌اكراه، معشوقه ولي‌نعمت خود مي‌شود تا از اين راه حق‌شناسي خود را به او نشان دهد. وي، كه طبعا مهربان و بزرگوار است، نسبت به مردان و به طور كلي نسبت به همه كساني كه سرنوشت با آنان بيشتر يار بوده و به نظر مي‌ايد كه براي خوار ساختن او به همين مزيت مي‌نازند نفرتي در جان نهفته دارد. اين دو تازه دوست، چون به سن‌پترزبورگ مي‌رسند، از يكديگر جدا مي‌شوند و پرنس نزد ژنرال اپانچين، يكي از خويشاوندانش، مي‌رود به اين اميد كه براي زندگي فعالي كه مي‌خواهد آغاز كند پشتيبانش باشد ..."

كتاب بعدي به جز داستان "سونات كرويتسر" شامل پنج داستان ديگر "تالستوي" نيز هست كه همگي از روي مجموعه 14 جلدي آثار تالستوي ترجمه شده‌اند. عنوان ديگر داستان‌هاي كتاب به اين قرار است: "سعادت زناشوئي"، "مرگ ايوان ايليچ"، "ارباب و بنده"، "پدر سرگي"، "داستان يك كوپن جعلي".

سونات كرويتسر و چند داستان ديگر
سونات كرويتسر و چند داستان ديگر
(The Kreutzer Sonata)
نوشته: ليو تالستوي (Leo Tolstoy)
ترجمه: سروش حبيبي
ناشر: چشمه
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 12000 تومان (با جلد سخت)
تعداد صفحات: 604 صفحه
شابك: 978-964-362-590-0

داستان "سونات كرويتسر" با اين جملات آغاز مي‌شود:
"اوايل بهار بود. دو روز بود كه در قطار بوديم. مسافراني كه راه‌شان كوتاه بود سوار يا پياده مي‌شند اما سه نفر، از جمله من، از آغاز حركت در قطار مانده بوديم. يكي بانوي سالمند زشت‌رويي بود كه سيگار مي‌كشيد و چهره‌اي شكسته و رنج‌نشان داشت و كلاه و پالتويش به لباس مردها مي‌مانست و ديگري مردي بود آشناي او، كه چهل سالي داشت و سر و زبان‌دار بود و لباس رمتبي داشت، همه چيزش نو، و سومي مرد متشخصي بود، نه چندان بلند بالا، با حركاتي خشت و ضربت‌وار. نمي‌شد گفت پير است ولي موهاي مجعدش پيدا بود نابه‌هنگام جوگندمي شده است. خود را از ديگران دور مي‌گرفت. چشمانش عجيب مي‌درخشيد و به تندي از چيزي به چيزي مي‌رفت. پالتوي كهنه‌اي به تن داشت، با يقه‌اي از پوست بره، كه پيدا بود كار خياط باسليقه و گران‌اجرتي است و كلاهي بلند، كه آن‌هم مثل يقه‌ي پالتويش از پوست بره بود، بر سر داشت. وقتي دكمه‌هاي پالتويش را مي‌گشود كت بلندي با كمري چين‌دار و زير آن پيراهن روسي گلدوزي شده‌اي نمايان مي‌شد. ويژگي ديگر اين آقا آن بود كه گه‌گاه صداي عجيبي از گلويش شنيده مي‌شد شبيه به گلو خراشه‌ يا خنده‌اي شروع شده و فورا وابريده ..."

شبهاي هند
شب‌هاي هند
نوشته: آنتونيو تابوكي (Antonio Tabucchi)
ترجمه: سروش حبيبي
ناشر: چشمه
سال نشر: 1389 (چاپ سوم)
قيمت: 2800 تومان
تعداد صفحات: 117 صفحه
شابك: 978-964-362-165-0


داستان با اين جملات آغاز مي‌شود:
"راننده تاكسي ريشكي بر چانه داشت و تور گيس‌بندي بر سر و موبافته كوچكي بر قفا، كه با روبان سفيدي بسته شده بود. با خود گفتم شايد سيك باشد زيرا سيك‌ها در دفتر راهنمايم اين‌طور وصف شده بودند. عنوان اين راهنماي جهانگردي اين بود: India, A Travel Survival Kit. آن‌را در لندن، بيشتر از سر كنجكاوي خريده بودم تا به انگيزه‌اي ديگر، زيرا اطلاعاتي كه درباره هند به خواننده مي‌داد دست‌كم عجيب بود و به نظر بي‌فايده مي‌آمد و تازه بعدها بود كه به فايده آن پي بردم.
مردك انگاري دنبالش كرده باشند بسيار تند مي‌راند و مثل ديوانه‌ها بوق مي‌زد. من احساس مي‌كردم كه به عمد از بيخ گوش پيادگان مي‌شتابد، با لبخندي كه وصف آن دشوار بود و هيچ از آن خوشم نمي‌آمد. دستكش سياهي به دست راستش كرده بود كه آن هم برايم نامطبوع بود. وقتي به خياباني كه به كنار دريا مي‌رفت رسيد انگاري آرام شد و معقول در رديف اتومبيل‌هاي روان در طرف دريا جاي گرفت. با دست دستكش‌دارش نخل‌هاي كنار دريا و خميدگي خليج را نشان داد و گفت: "اين هم خليج ترام و آنجا جزيره الفانتا است، ولي پيدا نيست ..." "

ميدان ايتاليا - يك داستان مردمي در سه زمان
ميدان ايتاليا
يك داستان مردمي در سه زمان
نوشته: آنتونيو تابوكي (Antonio Tabucchi)
ترجمه: سروش حبيبي
ناشر: چشمه
سال نشر: 1387 (چاپ سوم)
قيمت: 3000 تومان
تعداد صفحات: 164 صفحه
شابك: 978-964-5571-14-4

داستان با اين جملات آغاز مي‌شود:
"آن روزي كه گاريبالدو، با تيري كه به پيشاني‌اش خورد (سوراخي به اندازه سر سنجاقي و نه حتي به بزرگي يك دكمه)، در ميداني كه مثل آينه برق مي‌زد، جلو كافه سپلنديدو بر زمين افتاد، خواست پيش از مردن براي آخرين بار آن‌چه را مي‌خواست فرياد بزند. اما زبانش به فرمانش نبود و نتوانست جز غلغلي كه به صداي اجابت مزاج يك اسهالي مي‌مانست، چيزي ادا كند، و آن را هم جز چند نفري كه اطرافش بودند كسي نشنيد.
- مرگ بر شاه
سنگ از مشتش بيرون لغزيد و تا پاشويه پاي حوض كوچك ميدان غلتيد. نيشخند زيركانه‌اي كه حكايت از ساده‌دلي‌اش مي‌كرد، بر چهره‌اش خشك شده ماند. انگاري مي‌خواست بگويد: "اين هم از اقبال من!" زيرا در طول راه كوتاهش از پاي مجسمه تا خاكي كه ديگر بسترش شده بود، فرصت يافت بداند كه غبار مرگ همين آخرين كلماتش را هم، آن هم چه كلماتي را، در كفن ابهام پوشانيد ..."

و بالاخره اين كتاب آخر، برعكس بقيه ترجمه‌هاي آقاي حبيبي، اثري است غيرداستاني درباره تاريخ آمريكا با تاكيد بر مهاجراني كه قدم به اين قاره‌ي نو گذاشتند و تبديل به نيروي كار سازنده‌ي اين قاره شدند. كتاب تاكيد زيادي بر روي جنبش‌هاي كارگري و تحولاتي كه نيروي كار، چه در زمان برده‌داري و چه پس از آن، بر روي تاريخ و ساختارهاي جامعه آمريكا داشته مي‌گذارد و تلاش مي‌كند تا تاريخ شكل‌گيري و پيشرفت اين ابرقدرت امروز را با بررسي آنچه كه در طول ساليان بر كارگران ايالات متحده رفته است، بازگو كند.

ما مردم ... داستان آمريكا
ما مردم ...
"داستان آمريكا"
نوشته: لئو هيوبرمن (Leo Huberman)
ترجمه: سروش حبيبي
ناشر: چشمه
سال نشر: 1378 (چاپ اول)
قيمت: 2500 تومان
تعداد صفحات: 506 صفحه
شابك: 964-5571-27-8

فصل اول كتاب با اين جملات آغاز مي‌شود:
"آمريكا، از همان آغاز تاريخ خود، مردم دنيا را همچون مغناطيسي به سوي خود مي‌كشيده است. مردم، از همه جا، دور و نزديك، از مرزهاي گرم و سرزمين‌هاي سرد، از فراسوي كوه‌ها و دشت‌ها، از بيابان‌هاي خشك يا از مناطق سرسبز و حاصلخيز به سوي سواحل آن كشيده مي‌شده‌اند. اين مغناطيس، كه نزديك پنج‌هزار كيلومتر پهنا و دو هزار و پانصد كيلومتر درازاي آن است، انسان‌هاي بسياري را به خود جذب كرده است: از هر نژاد و قوم، سفيد و سياه و زرد و ... و از هر آيين و مذهب: كاتوليك، پروتستان، هوگنو، كويكر و ديگر نحله‌هاي مسيحيت و نيز يهودي، و از هر زبان و مليت: اسپانيايي و انگليسي و آلماني و فرانسوي و نروژي و سوئدي و دانماركي و چيني و ژاپني و هلندي و بوهمي و ايتاليايي و اتريشي و لهستاني و رومانوي و روسي ..."

عروسك سخنگو - شماره 225
عروسك سخنگو - شماره 225 - مرداد 1389
ماهنامه هنري، ادبي، فرهنگي
سردبير، صاحب امتياز و مدير مسئول: زري نعيمي
دوره انتشار: ماهانه
قيمت: 2000 تومان
تعداد صفحات: 98 صفحه



بعضي از مطالبي كه در اين شماره مي‌خوانيم:
- وسط دنيا (گزيده‌اي از كتاب "چشم‌هاي ملكوتي" نوشته ديويد آلموند)
- مرگ كجاي زندگي است؟ (درباره كتاب "جاي خالي مي" نوشته سين‌تيا رايلنت)
- گروه عدالت و ساسي‌مانكن (داستانكي نوشته‌ي آريو برزن سعادتي - 11 ساله)

همشهري داستان 53
همشهري داستان - شماره 53 (ويژه‌نامه داستان خردنامه همشهري)
سردبير: نفيسه مرشدزاده
قيمت: 1000 تومان
تعداد صفحات: 194 صفحه





بعضي از مطالبي كه در اين شماره مي‌خوانيم:
- ستاره‌اي سر دوشم (فيروزه گلسرخي)
- شاعر برقي (استانسيلاو لم)
- فرزند تو بودن دشوار است (امام موسي صدر به روايت پسرش)
- لوكيشن رمان: چراغ‌ها را من خاموش مي‌كنم)
- صدا، موقوف (عادت‌هاي نويسندگي سيامك گلشيري)
- يادداشت كن، تعقيب نويسندگي با شش نوع روزانه‌نويسي)

اگر در مورد هريك از كتابهاي بالا اطلاعات بيشتري مي‌خواهيد:
به سايت www.ketab.ir سر بزنيد. كافيست روي كد شابك هريك از كتاب‌ها اشاره كنيد. يادتان باشد كه ketab.ir چند صفحه اول كتابهاي چاپ جديد را كه معمولا شامل فهرست كتاب و مقدمه آن است به صورت PDF عرضه مي‌كند.

اگر مي‌خواهيد مي‌توانيد كتاب‌هاي معرفي شده را سفارش بدهيد:
(توجه: براي آنكه كتاب سفارش بدهيد، بايد قبلا به عضويت جيره‌كتاب در آمده باشيد. براي اطلاع از چند و چون عضويت مي‌توانيد به بخش "چگونه مي‌توان عضو شد؟" مراجعه كنيد.)
نام و نام خانوادگي:(مي‌توانيد به فارسي يا انگليسي تايپ كنيد)
پست الكترونيك:(مطابق با نشاني مندرج در فرم عضويت)
كتابهاي درخواستي:
     كشتن مرغ مينا
     مشتي غبار
     آليس
     شبانه‌ها
     روباه
     خرمن سرخ
     تام ساير
     قرن بيستم و بحراني جهاني به نام انقلاب
     هزار و يكشب، دنباله‌ي داستان شهرزاد قصه‌گو
     نارتسيس و گلدموند
     ژان دوفلورت و دختر چشمه
     ابله
     سونات كرويتسر و چند داستان ديگر
     شب‌هاي هند
     ميدان ايتاليا
     ما مردم ...، "داستان آمريكا"
     عروسك سخنگوي شماره 225
     همشهري داستان شماره 53
مايل هستم كه:
علاوه بر سفارش‌هاي فوق، كتاب به انتخاب جيره‌كتاب نيز ارسال شود

تاكنون اين فهرست‌ها در بخش "كتابهايي كه خريده‌ام" تنظيم و ارائه شده‌اند:

سال 1391
- فروردين

















سال 1390
- فروردين
- ارديبهشت
- خرداد
- تير
- مرداد- ويژه‌ي اسطوره
- مرداد
- شهريور- ويژه‌ي تاريخ
- شهريور
- مهر
- آبان
- آذر
- دي
- بهمن و اسفند





سال 1389
- فروردين
- ارديبهشت
- خرداد
- تير-ويژه‌ي تاريخ
- تير
- مرداد
- مرداد-ويژه‌ي مديريت
- شهريور
- شهريور-ويژه‌ي اسطوره
- مهر-ويژه‌ي تاريخ
- مهر
- آبان
- آذر
- آذر- ويژه‌ي مديريت
- دي
- بهمن
- بهمن-جامانده‌ها
- اسفند
سال 1388
- فروردين
- ارديبهشت
- خرداد
- تير
- مرداد
- شهريور
- مهر
- آبان
- آذر
- دي
- بهمن
سال 1387
- فروردين
- ارديبهشت
- تير
- مرداد
- شهريور
- مهر
- آبان
- آذر
- دي
- بهمن
سال 1386
- ارديبهشت
- خرداد
- تير
- مرداد
- شهريور
- مهر
- آبان
- آذر
- بهمن
سال 1385
- آذر
- دي
- بهمن
- اسفند




جيره كتاب چيست؟    چگونه مي‌توان عضو شد؟    لطفا نظر بدهيد!    مبلغ ما، شما هستيد
خرده‌ريز‌هاي مفيد    اگر كارمان داشتيد