فروردين 1390: حالا ديگر جرزني كامل شد!
درست در آخرين روزهاي سال 1389 پنج عنوان ديگر از مجموعه اين "تنديسهاي جيبي" منتشر شدند. فكر كردم اگر همهشان پيش هم باشند بهتر است! بنابراين فهرست را سر و ته (از جديد به قديم) كردم و عنوانهاي چاپ شدهي جديد را به ابتداي فهرست افزودم.
جرزني!
فكر ميكنم اولينبار است كه در تنظيم يك فهرست كامل در اين بخش "خريدهاي ماهانه" جرزني ميكنم (فهرستهاي موضوعي امسال را جزو جرزني به حساب نميآورم)! اما خب، آخر سال است، مطابق معمول هر ساله فكر ميكنم براي اسفند فهرستي نخواهيم داشت و باز مطابق معمول هر سال جيره در فروردينماه بسته ارسال نميكند. به همين خاطر فكر كردم اگر اين جاماندههاي از فهرست بهمنماه بخواهند تا آخر فروردينماه در انتظار معرفي بمانند، خيلي مظلوم واقع ميشوند!
البته شايد اگر ديروز روزنامه شرق مطلبي دربارهي اين مجموعه چاپ نكرده بود، باز هم تنبلي ميكردم و كار امروز را به فردا واگذار ميكردم. اما مصاحبه با جناب امرايي را كه خواندم ياد قول و قرار با كتابسراي تنديس افتادم و باز پيش خودم گفتم: "نه، آنور سال ديگر خيلي دير ميشود!"
كتابهايي كه در ادامه حضورتان معرفي ميشوند، اولين عنوانهاي چاپ شده از مجموعهاي هستند كه نسخهي اصلي آنها را انتشارات پنگوئن در سال 2005 به مناسبت هفتادمين سال فعاليت خود منتشر كرده است. مجموعهي اصلي 70 عنوان را شامل ميشود (يك عنوان براي هر سال فعاليت)، اما هنوز مشخص نيست كه چند عنوان از اين مجموعه به فارسي منتشر خواهد شد. كتابها هر يك حجمي بين 60 تا 70 صفحه دارند.
انتشارات پنگوئن عنوان اين مجموعه را Pocket Penguins 70's گذاشته و كتابسراي تنديس، ناشر ايراني كتابها، مجموعه را با عنوان "تنديسهاي جيبي" چاپ كرده است. اين جيبيها گزيدههايي هستند از كتابهاي مختلفي كه پنگوئن در طول سالها منتشر كرده. توضيحات مربوط به زاد و رود اصلي هر عنوان را با استفاده از توضيحات موجود در سايت انتشارات پنگوئن آوردهام.
و بالاخره اينكه كتابهاي اين مجموعه هم ارزان هستند و هم جمع و جور و كمبرگ. وقتي داشتم فكر ميكردم كه كتاب "اين اندازهاي" چه كاربردهايي ممكن است داشته باشم، به نظرم رسيد كه مطب پزشكان و ديگر اتاقهاي انتظار جاهاي خوبي هستند كه اگر تعدادي از اين كتابها آنجا باشند آدم ميتواند يكي را بر دارد و در يك انتظار نيمساعته از اول تا آخر بخواند.
كتاب حاوي سه نوشته از نويسنده است كه يكي حول شخصيت اليزابت تيلور و دو تاي ديگري دربارهي مرلين مونرو (هر دو از ستارههاي معروف هاليوود) نوشته شدهاند.
قطعهي "نوستارهها" با اين جملات آغاز ميشود:
"نوستاره براي نخستين بار روي پردهي سينما چشمكي ميزند، در نقشي كم اعتبار كه در تيتراژ انتهايي و در عوامل فيلم به عنوان مثلا "دختر توي قايق" و از اين قبيل چيزها ذكر ميشود؛ شما هم در حالي كه خميازه ميكشيد و بدنتان را كش و قوس ميدهيد و از جا برميخيزيد تا سالن سينما را ترك كنيد، ميگوييد "كدام دختر؟ كدام قايق؟" و فقط مدتها بعد و با يادآوري گذشته است كه ميتوانيد جار و جنجال يك فيلم پرفروش در مورد جوانك سفيه و دائمالخمر بيلچه به دستي را به ياد آوريد: بله، چون او يك بيلچه داشت و نه يك پارو، و قايق هم يك قايق پارويي باريك بود نه يك قايق بخار، و آن دختر هم نوجوان ناشناسي بود به نام مرلين مونرو ..."
سرزمين نابينايان
نوشته: هربرت جورج ولز (H. G. Wells)
ترجمه: نرگس جلالتي
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 83 صفحه
شابك: 978-600-182-014-4
كتاب حاوي سه داستان كوتاه از نويسندهي نامدار "ماشين زمان" است.
داستان "سرزمين نابينايان" با اين جملات آغاز ميشود:
"سيصد مايل يا كمي بيشتر از چيمبوراسو و يك صد مايل دورتر از كوههاي برفي كوتوپاكسي، در دورافتادهترين قسمتهاي سلسله جبال اكوادر، درهي اسرارآميزي به نام سرزمين نابينايان قرار داشت كه ارتباطش با دنياي خارج قطع شده بود. سالها قبل دره دور از دسترس همگان قرار داشت زيرا كسي كه ميخواست به آن جا برود ميبايست از تنگههاي وحشتناك و گذرگاهي يخي عبور ميكرد تا به مراتع مسطح يكدستي ميرسيد. در واقع در آن طرف گروهي پرويي دورگه سكونت داشتند كه از دست استبداد و حرص و طمع حاكمي اسپانيايي به آن جا گريخته بودند ..."
هفده انگليسي مسموم
نوشته: گابريل گارسيا ماركز (Gabriel García Márquez)
ترجمه: مهسا ملكمرزبان
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 59 صفحه
شابك: 978-964-8944-68-6
كتاب حاوي سه داستان كوتاه از نويسندهي نامدار "صد سال تنهايي" است.
داستان "هفده انگليسي مسموم" با اين جملات آغاز ميشود:
"سينيورا پرودنسيا لينرو به محض آن كه پايش به بندر ناپل رسيد، اولين چيزي كه توجهاش را جلب كرد، بوي آن جا بود كه به بندر ريو آچا شباهت داشت. البته اين را به كسي نگفت، چون در آن كشتي مسافربري فكسني انباشته از ايتالياييهاي بوئنوسآيرس كه اولين بار بعد از جنگ به سرزمينشان برميگشتند، كسي اين را نميفهميد. با وجود اين، در هفتاد و دو سالگي و در فاصلهي هجده روز دريايي از خانه و مردم كشورش، كمتر احساس تنهايي، ترس و دوري ميكرد ..."
بهترين آواز
نوشته: پي جي وودهاوس (P. G. Wodehouse)
ترجمه: بابك واحدي
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 81 صفحه
شابك: 978-964-8944-75-4
وودهاوس طنزنويس انگليسي است كه شهرت خود را مديون داستانهاي طنز درباره شخصيتي به نام "جيوز" است. اين كتاب شامل دو داستان از مجموعه داستانهاي جيوز است.
داستان "جيوز و فاجعه قريبالوقوع" با اين جملات آغاز ميشود:
"صبح روزي بود كه مقدر شده بود به خانهي عمه آگاتا در وولهام چرسي در حومهي هرتس بروم و سه هفتهي تمام آن جا بمانم؛ سر ميز صبحانه كه نشستم، عجيب دلم گرفته بود. ما ووسترها از جنس آهنيم، ولي آن لحظه زير اين ظاهر جسور دلهرهاي وصفناپذير لانه كرده بود.
صدا زدم "جيوز، امروز صبح سردماغ نيستم."
"واقعا، ارباب؟"
"نه جيوز. اصلا سردماغ نيستم."
"متاسفم ارباب."
روي تخممرغها و بيكن خوشمزه و خوشبو را برداشت و من بيحوصله چنگالي به آن زدم.
"چرا ... همهاش دارم از خودم ميپرسم جيوز ... چرا عمه آگاتا منو به عمارت ييلاقياش دعوت كرده؟"
"نميدانم ارباب."
"مطمئنا از روي علاقه نيست؟" ..."
حال و روز همهمان خوب بود
نوشته: جاناتان سافران فوئر (Jonathan Safran Foer)
ترجمه: بهرنگ رجبي
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 72 صفحه
شابك: 978-964-8944-79-2
كتاب شامل قطعات مختلفي از آثار نويسنده (عمدتا رمان "Extremely Loud and Incredibly Close: A Novel") است.
كتاب با قطعهاي به نام "ردا" با اين جملات آغاز ميشود:
"يه شيريني بخور. خوبه برات. ميدوني مشكلت چيه؟ مشكل تو اينه كه زنت يه كم زيادي - بذار اين جوري بگم كه، زنت باهوشه. كاش ناراحت نشي كه دارم اينو ميگم. نميگم بايد با يه آدم نادون ازدواج ميكردي، چون تجربهي خود من همين بوده. فقط ميگم بهتره شريك زندگي آدم يه جورهايي غيرباهوش باشه. من يه چيزهايي ميدونم. غذا جلوت نميذاره چون زيادي باهوشه. به من كه ربطي نداره ..."
فراموشكاري
نوشته: زيگموند فرويد (Sigmund Freud)
ترجمه: حسن اكبريان طبري
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 60 صفحه
شابك: 978-600-182-007-6
متن برگرفته از بخشي از كتاب معروف فرويد با نام Psychopathology of Everyday Life است كه به تشريح ساز و كار حافظهي آدمي ميپردازد.
كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"اگر واقعبينانه به عملكرد حافظه توجه كنيم، به جاي برداشت اغراقآميز از نيروي مغز آدمي، به درك و احساسي فروتنانه دست مييابيم.
هيچ نظريه روانشناختي مبتني بر منطق تاكنون نتوانسته است به خاطر سپردن يا فراموش كردن را توجيه كند. در واقع تحليل همه جانبهاي در اين عرصه انجام نگرفته است. بررسي روياها و موارد آسيبشناسي روانشناختي نشان داده است برخي خاطرهها كه سالها پيش در قعر غبار فراموشي فرو رفته، ناگهان در سطح حافظه ظاهر ميشود، فراموشي و فراموشكاري به معمايي پيچيدهتر از خود حافظه تبديل شده است ..."
راهي به بالاي آسمان
نوشته: رولد دال (Roald Dahl)
ترجمه: مهسا ملكمرزبان
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 59 صفحه
شابك: 978-964-8944-65-5
كتاب حاوي 3 داستان كوتاه از نويسنده است.
اولين داستان كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"خانم فوستر تمام مدت عمر، ترس مرضي داشت. ترس جا ماندن از قطار، هواپيما، كشتي يا حتي نمايش. در موارد ديگر اصلا آدم عصبياي نبود، اما فكر دير رسيدن سر قرار آن قدر او را عصبي ميكرد كه به لرزه ميافتاد. نه اينكه چيز مهمي باشد، فقط عضلهي گوشهي چشم چپش ميلرزيد. مثل چشمكي پنهاني. بدياش اين بود كه تا يك ساعت بعد از نشستن در قطار يا هواپيما يا هر چيز ديگر هم اين لرزش از بين نميرفت.
خيلي عجيب است كه در بعضي آدمها نگراني سادهاي براي موضوعي مثل دير رسيدن به قطار ميتواند به چنين درگيري ذهني جدياي تبديل شود. خانم فوستر دست كم نيم ساعت قبل از آن كه به طرف ايستگاه قطار راه بيفتند، حاضر و آماده از آسانسور بيرون ميآيد، كلاه و كت و دستكش ميپوشد و ديگر تاب نشستن ندارد. از اين اتاق به آن اتاق ميرود تا شوهرش كه به خوبي از حال او آگاه است بالاخره از اتاقش بيرون ميآيد و با لحني خشك و بيتفاوت ميگويد كه ديگر بهتر است راه بيافتند، نه؟ ..."
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"عصر يك روز در وسيلا در اتاقم را زد و گفت: "عمو كلاديوس! امپراطور ميخواهند فورا شما را ببينند. همين الان بياييد. به هيچ دليلي معطل نكنيد."
- "چرا مرا احضار كرده است؟"
- "نميدانم. ولي به خاطر خدا مطابق ميل او رفتار كنيد. او شمشيري آن جا دارد. اگر چيزي را كه دوست دارد بشنود نگويي، تو را خواهد كشت. امروز صبح هم مرا متهم كرد كه دوستش ندارم. ناچار شدم چندين بار سوگند بخورم كه او را دوست دارم. گفتم، عزيزم، اگر ميخواهي مرا بكش. آه عمو كلاديوس، من چرا به دنيا آمدهام؟ او ديوانه است. هميشه بوده است. اما حالا بدتر از ديوانه است. جنزده است."
به اتاق خواب كاليگولا رفتم. اتاقي با پردههايي سنگين و فرشي. چراغ نفتي كمسويي كنار تختخواب روشن بود. بوي نا ميآمد. صداي بهانهجوي او به استقبالم آمد. "باز هم دير؟ به تو گفته بودم عجله كني."
به نظر نميآمد بيمار باشد، فقط ناسالم بود. دو نگهبان تنومند كر و لال در دو طرف تختخواب وي ايستاده بودند ..."
كتاب حاوي 10 حكايت و داستان كوتاه ترسناك از نويسنده است.
كتاب با حكايتي كوتاه، اينچنين آغاز ميشود:
"موش گفت: "افسوس دنيا روز به روز تنگتر ميشود. اول آن قدر بزرگ بود كه ميترسيدم. دويدم و دويدم و خوشحال بودم كه سرانجام در دوردست، چپ و راست خودم ديوارهايي ديدم.، اما اين ديوارهاي بلند با چنان سرعتي به هم نزديك ميشوند كه به آخر خط ميرسم و تلهاي كه بايد توي آن بيفتم، گوشهاي منتظرم است."
گربه گفت: "فقط بايد مسيرت را عوض كني." و آن را خورد."
اولين داستان كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"اگر چشمهايش را ببندد و تا ده بشمارد، او را احساس ميكند، پيش از آنكه ببيندش.
"رز، همه جا را دنبالت گشتم."
از اسم او خوشش ميآيد. دوست دارد نام دختر را بگويد و در دهانش نگه دارد. رز هميشه با اسمش احساس غريبي ميكرد تا اينكه با صداي مرد، بسان گل رز، زيبا شده بود. مرد به زودي ميآيد؛ اگر نفساش را تا جايي كه ديگر نتواند، نگه دارد؛ اگر تا صد بشمرد. دارم ميآيم. مشتهايش را در هم گره ميكند، آهي عميق ميكشد و آنقدر نگهاش ميدارد تا چشمهايش سياهي برود. ولي چشمهايش را باز ميكند، باز هم سياهي است. باران ميبارد ..."
عمارت معصوم
نوشته: پي. دي. جيمز (P. D. James)
ترجمه: شيوا مقانلو
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1389 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 70 صفحه
شابك: 978-964-8944-71-6
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"براي تايپيست و تندنويسي كه به عنوان كارمند موقت كار ميكند، حاضر بودن در صحنهي كشف يك جسد در نخستين روز كاري قراردادي جديد، اتفاقي اگر چه نه منحصر به فرد اما آن قدر نادر هست كه نشود آن را تنها يك مخاطرهي رايج شغلي در نظر گرفت. متدي پرايس، نوزده سال و ده ماهه، و ستارهي به نام آژانس منشيگري نانساچ متعلق به خانم كريالي، صبح روز سهشنبه چهارده سپتامبر كاملا آمادهي مصاحبه در دفتر انتشارات پورل بود؛ و فقط همان دلواپسياي را داشت كه اغلب در شروع هر كار جديد حس ميكرد: دلواپسياي كه هيچگاه شديد نبود و بيش از آن كه از اين اضطراب نشات بگيرد كه ميتواند توقعات كارفرماي آتياش را برآورده كند، در اين اضطراب ريشه داشت كه آيا آن كارفرما توقعات او را برآورده ميكند يا خير ..."
اگر در مورد هريك از كتابهاي بالا اطلاعات بيشتري ميخواهيد:
به سايت www.ketab.ir سر بزنيد. كافيست روي كد شابك هريك از كتابها اشاره كنيد. يادتان باشد كه ketab.ir چند صفحه اول كتابهاي چاپ جديد را كه معمولا شامل فهرست كتاب و مقدمه آن است به صورت PDF عرضه ميكند.