|
كتابهايي كه در آبان 1390 خريدم!
اكثريت در فهرست آبان برخلاف ماه قبل با ادبيات داستاني است. خب، چاره چيست؟ هر ماه حال و هواي كتابفروشيهاي يكجور است و خريدهاي حقير هم براي خودش يك سازي ميزند!
معرفي كتابهاي اين ماه را با ترجمهي تازهاي از فردريك فورسايت آغاز ميكنيم. سالها بود كه از اين "هيجانينويس" معروف كتاب چاپ يا تجديد چاپ نميشد. افغان را فورسايت در سال 2006 منتشر كرده است.
|
افغان (The Afghan)
نوشته: فردريك فورسايت (Frederick Forsyth)
ترجمه: زهرا حسينيان
ناشر: ترانه
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 8000 تومان
تعداد صفحات: 406 صفحه
شابك: 978-964-5638-87-8
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"اگر طالب جوانِ محافظ ميدانست تماس تلفني باعث مرگش خواهد شد، هرگز تلفن نميكرد. اما او نميدانست. تماس گرفت و كشته شد.
روز 7 ژوئيه 2005 چهار بمبگذار انتحاري كولهپشتيهاي حاوي بمب خود را در مركز شهر لندن منفجر كردند. پنجاه و دو نفر كشته، حدود هفتصد نفر زخمي، و دست كم صد نفر براي همه عمر فلج شدند.
سه نفر از چهار بمبگذار از والدين پاكستاني مهاجر در انگليس متولد شده بودند. چهارمين نفر متولد جامائيكا و تبعه انگليس بود. او و يكي از بمبگذاران نوجوان بودند. سومين نفر بيست و دو ساله، و رهبر گروه سي ساله بود. همگي آنها شستشوي مغزي شده و مبدل به بنيادگراياني بسيار افراطي شده بودند. البته نه در خارج از كشور، بلكه در قلب انگلستان و پس از حضور در مجالس خاص افراطگرايان و نشستن پاي سخنرانان به شدت تندرو.
طي بيست و چهار ساعت پس از انفجار، هر چهار نفر شناسايي شدند و رد آنها در چند خانه داخل و حومه شمال شهر ليدز يافت شد. در واقع همگي آنها با لهجه غليظ يوركشاير حرف ميزدند. محمد صديق خان رهبر اين گروه بود ..."
اطلاعات بيشتر درباره اين كتاب را ميتوانيد در اينجا بيابيد.
|
كتاب قبل در ژانر هيجان بود اما كتاب بعد حكايتِ جستجويي براي آرامش است.
شايد اگر اين سرگذشتنامه مورد توجه اوپرا وينفري قرار نميگرفت و وي آن را در كلوپ كتاب خود معرفي نميكرد و اگر از روي داستان كتاب فيلمي با هنرپيشگي جوليا رابرتز ساخته نميشد، كتاب اينهمه مورد توجه قرار نميگرفت.
البته "خوردن، نيايش، مهرورزي" منتقديني هم دارد كه معتقدند برداشت نويسنده از عرفان و سلوك شرق بسيار سطحي است و تصوير سادهانگارانهاي از معنويت شرقي در كتاب ارائه شده. اما به هر حالت كتاب در ينگه دنيا خوانندگان و طرفداران بسيار داشته و ... حالا بايد آن را خواند و ديد نظر ما شرقيها دربارهي آن چه ميتواند باشد!
|
خوردن، نيايش، مهرورزي (Eat, Pray, Love)
نوشته: اليزابت گيلبرت (Elizabeth Gilbert)
ترجمه: اصغر اندرودي
ناشر: دايره
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 7900 تومان
تعداد صفحات: 496 صفحه
شابك: 978-964-6839-89-2
كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"هنگام سفر در هندوستان - بويژه در مكانهاي مقدس و عزلتگاههاي خردمندان هندو - شمار فراواني از افراد را ميبينيد كه تسبيحهايي را به دور گردن خود انداختهاند. همچنين تعداد زيادي عكس مرتاضهاي برهنه، لاغر و استخواني را با هيبتي وحشتناك ميبينيد (يا گاهي اوقات حتي مرتاضهايي گوشتالود، با چهرهاي درخشن و مهربان) كه آنان نيز مهرهاي به گردن آويختهاند. به اين مهرههاي به نخ كشيده شده جامپالا گفته ميشود. هندوها و بوداييهاي مومن هندوستان سدهها از اين مهرههاي به نخ كشيده، يا تسبيح، براي متمركز شدن در هنگام مراقبه توام با دعاخواني، استفاده كردهاند. تسبيح را به يك دست ميگيرند و با خواندن هر دعا، يك مهره را با انگشت حركت ميدهند و حركتي دايرهاي به انجام ميرسانند ..."
|
حالا كه در سرگذشتها سير ميكنيم خوب است تا سرگذشتنامهي لانس آرمسترانگ را هم در همينجا معرفي كنم.
اين كتاب و كتاب بعدي خريدهايي هستند كه از بازارچهي خيريهي پيام اميد كردهام. اين بازارچه از بيست و پنجم تا بيست و هفتم آبانماه در مجموعه فرهنگي-ورزشي تلاش برپا شد و يكي از دوستان كه جزو دستاندركاران برگزاري اين بازارچه بود "الكترونيكي" از من دعوت كرد تا در طول اين مدت سري به آنجا بزنم. من هم پنجشنبه روزي شال و كلاه كردم و به ديدن اين بازارچه رفتم ... و خب كلي مشعوف شدم وقتي ديدم در ميان غرفههاي مختلف تدارك ديده شده، غرفهي فروش كتاب هم وجود دارد.
|
سرطان بهترين رويداد زندگي من (It's Not About the Bike: My Journey Back to Life)
نوشته: لانس آرمسترانگ (Lance Armstrong)، سالي جنكينز
ترجمه: حميدرضا بوالحسني
ناشر: جيحون
سال نشر: 1387 (چاپ اول)
قيمت: 5500 تومان
تعداد صفحات: 340 صفحه
شابك: 978-964-515-085-1
مترجم در مقدمه كتاب آورده است:
"كتابي كه هماكنون در دست شماست، ترجمان زندگي پرفراز و نشيب اسطوره دوچرخهسواري جهان، فاتح هفت دوره مسابقات بينالمللي توردوفرانس و قهرمان به تمام معناي عرصه نبرد با سرطان يعني "لانس آرمسترانگ" است. در باور من، زندگي او يك حماسه به تمام معناست كه ميتواند هر انساني را تحت تاثير قرار دهد و شيوه نگرشي جديد به او ببخشد. شيوه نگرش و طرز فكري كه قادر است او را به انسان ديگري تبديل كند: انساني كه نه تنها از مبارزه، هراسي ندارد، بلكه آن را با آغوش باز، پذيراست. انساني كه براي محقق كردن اهدافش، كليه موانع و نيروهاي منفي را به فرصتهاي طلايي و پلكانهاي پيشرفت، تبديل و همه كائنات را در جهت موافق با حركتش، همسو ميكند. انساني كه قادر است هر رويايي را به واقعيت تبديل كند.
زماني كه به توصيه چند تن از دوستانم، براي اولين بار مطالبي پيرامون زندگي و شخصيت اين قهرمان بزرگ خواندم، به شدت تحت تاثير قرار گرفتم، چرا كه در آن هنگام خود نيز در حال طي كردن مراحل شيميدرماني و پرتودرماني بودم. پس از مطالعه زندگينامه او، انقلاب عظيمي در دنياي درونم رخ داد و روحيهام دگرگون شد. تا حدي كه پس از گذشت دو سال، هنوز با ورق زدن و خواندن عبارات آن، سرشار از اميد، نشاط و انرژي مضاعف ميشوم ..."
اطلاعات بيشتر درباره اين كتاب را ميتوانيد در اينجا بيابيد.
|
|
پنج آرزو
(چگونه پاسخ به يك پرسش ساده روياهاي شما را به واقعيت تبديل ميكند)
نوشته: گي هندريكس (Gay Hendricks)
ترجمه: حميدرضا بوالحسني
ناشر: شهابالدين
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 2500 تومان
تعداد صفحات: 88 صفحه
شابك: 978-964-515-133-9
در پيشگفتار كتاب ميخوانيم:
"اين كتاب كوچك، دو هديهي بزرگ به شما خواهد داد: يك داستان فوقالعاده و يك راه جديد براي آشكار ساختن اهداف و روياهايتان. اين داستان، تكاندهنده دلگرمكننده و تا حدي شيرين است. به عنوان چراغِ راهي براي تحقق روياهاي شما، كشفي جديد و قدرتمند است كه به عقيدهي من، تغيير بزرگي در زندگي شما ايجاد خواهد كرد.
داستان "پنج آرزو" را براي اولينبار هنگام يك شام سهساعته روي عرشهي كشتي شنيدم. من و گي در يك جمع هشتنفره در جشنوارهي ساليانهي سينماي معنوي، كنار هم نشسته بوديم. سالانه هزاران نفر از طرفداران فيلمهاي الهامبخش به مدت هفت روز در يك كشتي گرد هم جمع ميشوند. اما آن جشنواره حال و هواي خاصي داشت، چون قرار بود قسمتهايي از فيلمي كه بر اساس كتاب "گفتگو با خدا" ساخته شده را ببينيم و در مورد آن گفتگو كنيم.
من و گي، شخصا آشنايي چنداني با هم نداشتيم. وجه مشترك بين ما دو نفر اين بود كه از گپ طولاني لذت ميبرديم. هنگام صرف شام، براي سرگرمي رخدادهاي مهم زندگي را به نوبت تعريف ميكرديم. به محض اين كه گي داستاني را كه در اين كتاب خواهيد خواند، تعريف كرد، بازوي او را گرفتم و پرسيدم: "آيا تا بهحال كتابي در اين مورد نوشتهاي؟"
خوشبختانه او اين كار را كرده بود و شما ميتوانيد از آن استفاده كنيد. اگر ميخواهيد بدانيد چهطور روياهاي خود را محقق سازيد و همچنين از يك داستان زيبا لذت ببريد، اين كتاب مخصوص شماست."
|
كتاب بعدي مجموعه پنج داستان بلند از آليس مانرو، نويسنده نامدار كانادايي است.
مترجم كتاب در مقدمه معرفي جامعي از مانرو بدست داده كه بخشهايي از اين مقدمه را در زير برايتان آوردهام.
|
عشق زن خوب (The Love of a Good Woman)
نوشته: آليس مانرو (Alice Munro)
ترجمه: شقايق قندهاري
ناشر: قطره
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 7500 تومان
تعداد صفحات: 327 صفحه
شابك: 978-600-119-062-9
مترجم مقدمه كتاب را با اين جملات آغاز ميكند:
"اين نويسندهي زن برجستهي كانادايي، خود معتقد است بهترين نويسندهي داستان كوتاه است! البته مجموعهي داستانهاي كوتاه منتشر شدهي او از يك طرف و جوايز ادبي معتبر بسياري كه براي آثار خود دريافت كرده است از طرف ديگر، تا حدود زيادي اين ادعا را اثبات ميكند. يكي از ويژگيهاي داستانهاي كوتاه آليس مانرو - كه اساسا چندان هم كوتاه نيستند و بعضا پيچيدگيهاي داستان بلند را دارند - تنوع موضوعي آنهاست. به نظر ميرسد كه مانرو با چشماني تيزبين و ذهني باز، همهچيز را به خوبي زير نظر دارد و درست به دليل همين تسلط، علاوه بر اعتمادبهنفس بالا، در داستانهايش به مسائل متفاوت و مختلفي ميپردازد. بااينحال يكي از مضامين محوري داستانهاي آليس مانرو روابط انسانهاست؛ از رابطهي ميان زن و شوهر گرفته تا پزشك و بيمارش، صاحبخانه و مستاجر، رابطهي ميان دو دوست و ...، از اين رو حس ميشود اين مقوله براي او اهميت خاصي دارد كه بارها و بارها آن را به بهانههاي مختلف دستمايهي داستانهاي خود قرار داده است ..."
اطلاعات بيشتر درباره اين كتاب را ميتوانيد در اينجا بيابيد.
|
تجربهي تماشاي "جاني گيتار" مربوط به سالهاي دانشجويي و دوران "فيلم خواندن" است. اشارات فيلميها به "جاني گيتار" باعث شد تا در آن دوره به هر زحمتي هست فيلم را پيدا كنم و آن را ببينم. جايتان خالي، عجب فيلمي بود!
خاطرهي اين فيلم وسترن درخشان باعث شد كه وقتي چند هفته پيش فيلمنامهي آن را در كتابفروشي ديدم بلافاصله آن را بخرم. خدا را چه ديديد، شايد خواندن متن فيلمنامه باعث شد دوباره نسخهاي از فيلم را پيدا كنم و يكبار ديگر با تماشايش كيف كنم.
|
جاني گيتار
نوشته: فيليپ يوردان (Philip Yordan)
ترجمه: پرويز دوائي
ناشر: روزنهكار
سال نشر: 1385 (چاپ اول)
قيمت: 2800 تومان
تعداد صفحات: 238 صفحه
شابك: 964-6728-50-2
درخشانترين فصل فيلم زماني است كه ديالوگهاي زير بين دو قهرمان زن و مرد رد و بدل ميشود:
"... جاني: چند تا مرد رو در زندگي فراموش كردي؟
ويهنا به سمت راست حركت ميكند، از در نوساني كوتاه آشپزخانه به درون ميآيد و (در نماي متوسط نزديك) كنار جاني (سمت راست او) ميايستد.
ويهنا: به همون تعداد زني كه تو به خاطر مياري.
جاني با حركتي ناگهاني از جا برميخيزد و در كنار ويهنا ميايستد.
نماي نزديك: جاني (در سمت راست، پشت به دوربين) و ويهنا روبهروي او (در سمت چپ).
جاني: نرو!
ويهنا: من كه جايي نرفتم.
نماي نزديك: ويهنا (پشت به دوربين) روبهروي او.
جاني: يه چيز قشنگي به من بگو.
ويهنا: باشه. چي ميل داري بشنوي؟
جاني: به من دروغ بگو. بگو كه در تمام اين سالها منتظرم بودي.
ويهنا (با لحن بياحساس): در تمام اين سالها منتظرت بودم.
جاني: بگو اگر برنميگشتم، ميمردي.
ويهنا (با همان لحن قبلي): اگر برنميگشتي ميمردم.
جاني: بگو كه هنوز دوستم داري، همونطوري كه من تو رو دوست دارم.
ويهنا (با همان لحن بياحساس): هنوز دوستت دارم، همونطوري كه تو منو دوست داري.
نماي نزديك: ويهنا (جلوتر و پشت به دوربين)، جاني روبهروي او. جاني گيلاس را به لب ميبرد.
جاني (به تلخي): متشكرم ..."
كمي بعدتر: موفق شدم نسخهاي از فيلم را پيدا كنم. فكر كردم شايد بد نباشد برشي از همين صحنهي فيلم را برايتان اينجا بياورم. توجه داشته باشيد كه حجم فايل نمونه 11 مگابايت است!
|
حالا كه صحبت فيلميها شد، بگذاريد اين كتاب را هم اينجا معرفي كنم. بخشهايي از اين ترجمه را آقاي اسلامي در هنگام انتشار ماهنامهي هفت در شمارههايي از آن نشريه منتشر كرده بود و حالا متن كامل را بصورت يكجا بدست چاپ سپرده.
|
لحظههاي بودن(اتوبيوگرافي) (Moments of Being)
نوشته: ويرجينيا وولف (Virginia Woolf)
ترجمه: مجيد اسلامي
ناشر: منظومهي خرد
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 5400 تومان
تعداد صفحات: 119 صفحه
شابك: 978-600-91898-2-3
مترجم در يادداشتي در ابتداي كتاب آورده:
"ترجمهي متني از ويرجينيا وولف آميزهاي از لذت و عذاب توام است و به ماموريتي ناممكن ميماند. هر جملهاش افسوني ابديست و روزنهاي به يك زيبايي ازلي. واژهها آشنايند، ولي همجواريشان تركيبي غريب ميسازد. هر لحظه ممكن است جملهاي به ظاهر ساده با پيچي نامنتظر به كلافي سردرگم بدل شود. دشواري متن اگر از واژهها باشد ميتوان دنبال معناي واژه گشت، و اگر از دلالتهاي ضمني باشد ميتوان به پينوشتها متوسل شد؛ ميتوان جستوجو كرد و پرسيد و يافت. دشواري وولف اغلب از اين جنس نيست؛ حتي تناوب ريتميك واژههايي هماهنگ و هارمونيك نيست ... فقط: جوهر زيباييست، مثل شعر. اما نه شعر فاخر و پرطمطراق شكسپير كه ترجمه را در همان ابتدا ناممكن مينمايد، بلكه شعري پر از واژههاي ساده و آشناي دوروبر، دربارهي لحظههاي جاري، حسرتهاي ديروز، و خاطرههاي ملموس. به سراب ميماند: فكر ميكني بهاش نزديكي ... ولي هرچه ميدوي به او نميرسي! رسيدني در كار نيست، فقط نزديك شدن هست؛ ميتواني دلخوش باشي كه از بقيه به او نزديكتري ... شايد.
"طرحي از گذشته" يك اتوبيوگرافي متعارف نيست، اگر تصور اين است كه اتوبيوگرافي هدفش ثبت خاطرههاست و ثبت گذشتهاي در حال محو شدن فقط. هدف وولف كشف لحظه است - آن هم نه هر لحظهاي - لحظهي آگاهي و نگاه و سكوت ... لحظهي بودن، حضور. نوشته ميچرخد و ميچرخد و فرو ميرود ... به عمق هستي ... به عمق ضمير ناهشيار ... فارغ از هر انگيزهاي، حتي انگيزهي خوانده شدن توسط ديگري ..."
|
كتاب بعدي به اشارهي يكي از مشتركين نوجوان جيره به تورمان خورد كه خواسته بود از كتابهاي خانم نظرآهاري برايشان ارسال كنيم. مدتها بود كه آوازهي نويسنده را شنيده بودم و حالا موقعيتي پيش آمده بود كه از نزديك يكي از كتابهايش را تورق كنم.
كتاب مجموعهاي از قطعات نثر است كه يك نمونه آن را در ذيل مشخصات كتاب آوردهام. نميدانم هنوز براي اين سبك "قطعهنويسي" نام و اصطلاحي فني ابداع شده يا نه. اما هرچه هست اين قطعههاي كوتاه و شاعرانه انگار در اين سالهاي اخير ميان نسل جوان بسيار پرطرفدار هستند.
|
دو روز مانده به پايان جهان
نوشته: عرفان نظرآهاري
ناشر: نور و نار
سال نشر: 1390 (چاپ دوم)
قيمت: 4000 تومان
تعداد صفحات: 72 صفحه
شابك: 978-964-91255-1-0
اولين قطعهي كتاب با عنوان "دو روز مانده به پايان جهان" با اين جملات آغاز ميشود:
"دو روز مانده به پايان جهان، تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است.
تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود.
پريشان شد و آشفته و عصباني. نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت. خدا سكوت كرد. جيغ زد و جار و جنجال به راه انداخت. خدا سكوت كرد. آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد. به پر و پاي فرشته و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد. كفر گفت و سجاده دور انداخت. خدا سكوت كرد. دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد. خدا سكوتش را شكست و گفت: عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت. تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي. تنها يك روز ديگر باقي است. بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن.
ولي او لابهلاي هقهقش گفت: اما با يك روز ... با يك روز چه كار ميتوان كرد ..."
|
اگر هيجان و معنويت و عشق و ... زمينههاي مشابه توجهتان را جلب نميكند شايد بدتان نيايد كه داستانهاي كوتاه و خندهدار ابراهيم رها را بخوانيد. او در اين كتاب كوچك و جمع و جور سر به سر شرلوك هولمز گذاشته و داستانهايي دربارهي او و همكار جدانشدنياش دكتر واتسن برايمان تعريف ميكند.
|
شرلوك هولمز، خالي نبند
نوشته: ابراهيم رها
ناشر: حوض نقره
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 2500 تومان
تعداد صفحات: 64 صفحه
شابك: 978-600-194-016-3
نويسنده در مقدمه كتاب چنين آورده:
"بنا بر آخرين تحقيقات، نوشتن مقدمه در تمام طول تاريخ كار دشواري بوده است. كاوشهايي كه بر روي الواح گلي در بابل صورت گرفته و همين طور مطالعه بر روي فرهنگ سومريان، بررسي فعاليتهاي زمينشناختي در دورهي كامبرين، جستوجو در كتابخانهي ملي ايران، كنكاش در دانشكدهي علوم و صنايع غذايي، گفتههاي زنِ مش ماشاالله بيدرد و برخي شنيدهها حاكي از آن است كه نه، انصافا نوشتن مقدمه در تمام طول تاريخ كار دشواري بوده است.
اما چه ميشود كرد. يك فقره آدميزاد بايد گاهي فداكاري، از جانگذشتگي و بلكه خودكشي كند و به چنين اعمال سخت و دشواري دست بزند (همان دستش را بزند كافيست. من شخصا البته موافق استفاده از ساير اعضا مثل پا و امثالهم نيز هستم، اما شما به همين مقدار بسنده كنيد). از اين رو، در اين دل زمستان سال 89 بر آن شدم (چيز باحاليه) كه قلم در دست گيرم و ... يعني مقدمه را مينويسم و شما خودتان را ناراحت نكنيد!
احتمالا شما و ساير اعضاي جامعهي بشري اطلاع داريد كه شرلوك هولمز يك كارآگاه دستساز بشر بوده (البته باقي كارآگاهها هم ساخت بشر هستند، به هر حال) و كلي داستان در موردش نوشته شده و به زبانهاي زنده و مردهي دنيا ترجمه شده است. واقعيت اين كه من يك مقدار غور كردم (كار بدي نيست) و ديدم حق مطلب در مورد شرلوك (همين چند خط را نوشتم، صميمي شديم!) ادا نشده. در عين حال، به نظرم رسيد (خيلي طول كشيد تا رسيد، راه دور بود) كه بهتر است اثر، براي يك كار تصويري-نمايشي نوشته شود.
از همين رو، اين ده كاري كه ميبينيد، نوشته شد. البته شما نه تا كار را ميتوانيد در اين كتاب بخوانيد، من يكي را گم كردهام! به خدا راست ميگم ..."
|
دربارهي كتاب بعد بايد خدمتتان عرض كنم كه پس از خواندن مجموعهي پنج جلدي "نيروي اهريمنياش" (His Dark Materials) از پولمن بعيد است كه ديگر كتاب جديدي از او ببينم و آن را نخرم. بگذريم آنقدر كه خواندن نسخه كاغذي اين داستان لذتبخش بود، تماشاي فيلم تهيه شده از روي بخش اول مجموعه به دلم ننشست.
(در ردهبندي "آدم بزرگها" اين كتاب براي گروه سني 9 سال به بالا طبقهبندي شده است!)
|
كوكي (Clockwork)
نوشته: فيليپ پولمن (Philip Pullman)
ترجمه: فرزاد فربد
ناشر: كتاب پنجره
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 3000 تومان
تعداد صفحات: 80 صفحه
شابك: 978-964-7822-54-1
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"روزي روزگاري (وقتي كه كوك زمان را تعيين ميكرد) در شهري كوچك در آلمان اتفاق عجيبي افتاد. در حقيقت يك رشته وقايع بود كه همگي مثل قسمتهاي مختلف ساعت به هم جفت و جور شد و هرچند هركس بخشي از آن وقايع را ديد، هيچكس تمام آن را نديد؛ اما تا آنجا كه از دستم برميآيد آن را برايتان تعريف ميكنم.
همه چيز از يك شب زمستاني شروع شد، وقتي كه اهالي شهر در مهمانخانهي اسب سفيد جمع شده بودند، برف از سمت كوهها ميباريد و باد با بيقراري ناقوسهاي برج كليسا را به حركت واميداشت. پنجرهها بخار گرفته بود، بخاري با درخشش ميسوخت، پوتسي گربه سياه پير جلوي بخاري مشغول چرت زدن بود و هوا پر از بوي خوش سوسيس، ترشي كلم و تنباكو بود. گرتل دختر كوچولوي پيشخدمت، دختر مهمانخانهدار، با ليوانهاي دستهدار كفآلود و بشقابهايي بخارآلود به اينسو و آنسو ميدويد ..."
|
در مورد يوستين گاردر البته كمي با احتياط بيشتر عمل ميكنم! چون تجربه بهم ثابت كرده كه لزوما همهي كتابهاي او به درخشاني "دنياي سوفي" نيستند.
|
كتابخانه سحرآميز بيبي بوكن
نوشته: يوستين گاردر (Jostein Gaarder)، كلاس هاگروپ
ترجمه: مهوش خرميپور
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1390 (چاپ دوم)
قيمت: 4500 تومان
تعداد صفحات: 194 صفحه
شابك: 978-964-8944-52-5
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"بريت عزيزم
چه خوب شد امسال تابستون همديگه رو ديديم. واقعا معركه بود. فردا روز اول مدرسه است و نميتونم بگم از اين بابت خوشحالم، چون مدرسه پر شده از دختراي لوس و ننر، اما خوشحالم كه امسال دبستانم تموم ميشه و نيلس بويوم از سال آينده دوران دبيرستان را شروع ميكنه.
اما بريم سر اصل مطلب: دربارهي دفترچهي نامه خيلي فكر كردم، راستش رو بخواي به نظرم فكر بدي نيست كه نامههامون رو توي يك دفتر بنويسيم و از اسلو به فجرلند و برعكس پست كنيم، درست مثل اينه كه يك آلبوم رو به جاي عكس از واژه پر كنيم. البته، اگه چيزي براي نوشتن وجود داشته باشه كه اين خودش جاي بحث داره، چون فعلا اين جا كه خبر خاصي نيست و شك دارم پاييز امسال خيلي جالبتر از خوردن يك تيكه نون خشك و پنير بزغاله باشه. البته اين تصور من از اين جاست، مگه اين كه وسط كوههاي يخي شما آدم برفي مرموزي كشف شده باشه؟
كمكم نامه رو تموم ميكنم، مادر خيلي سلام ميرسونه و اميدواره خاله گرتا از كار تازهاش توي هتل راضي باشه و همونطور كه توي فرودگاه موقع خداحافظي گفت، از ديدن دوباره تو خوشحال باشه ..."
|
و بالاخره دو مجموعه داستان وطني و غيروطني ...
|
آرامبخش ميخواهم
نوشته: محمدهاشم اكبرياني
ناشر: افكار
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 5500 تومان
تعداد صفحات: 218 صفحه
شابك: 978-964-228-087-2
داستان "سيبزميني و خنده" با اين جملات آغاز ميشود:
"از رودخانه كه رد شدم رسيدم به يه دشت بزرگ كه معلوم نبود به كجا ميرسه. با خودم گفتم: "اين جا ديگه ميتوني عاشق باشي." بعد راه افتادم و رفتم. اولش حاليم نبود دارم چي كار ميكنم و به چه كاري دست ميزنم ولي كم كم همه چيز روشن شد و فهميدم اون جوري هم كه فكر ميكردم نيست. عشق كجا بود! عاشقي كدوم بود! آخه چطور ممكنه يهو فكر عشق بزنه به سرت و بعد بتوني عاشق بشي؟ برا همين بود كه بعد از كلي راه رفتن تصميم گرفتم برگردم. به خودم گفتم: "بيكار بودي گذاشتي اومدي اين جهنمدره؟" ولي خب كاريش نميشد كرد و بايد هر طور بود برميگشتم خونه. خونه؟ كدوم خونه؟ مگه خونهاي هم در كار بود كه برگردم اون جا؟ ياد بابام افتادم كه وقت مرگش بهم گفت: "فكر نكنم با خونهي جديدم كنار بيام و بهش عادت كنم." گفتم: "اين قدر سخت نگير بابا. قبرم خودش يه خونهست ديگه." گفت: "آره ولي خونهاي نيست كه من بتونم توش طاقت بيارم." و واقعا هم طاقت نياورد ..."
|
|
خانهاي در دشت
نوشته: اي. ال. داكتروف (E. L. Doctorow)
ترجمه: مهرشيد متولي
ناشر: ترگمان
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 4500 تومان
تعداد صفحات: 178 صفحه
شابك: 978-600-5906-01-1
داستان "خانهاي در دشت" با اين جملات آغاز ميشود:
"ماما گفت قرار است از آن به بعد برادرزادهاش باشم و به او بگويم عمه دورا. گفت سرنوشتمان بسته به اين است كه او پسري هجدهساله كه به نظر بزرگتر و بيستساله ميآيد، نداشته باشد. گفت بگو عمه دورا. گفتم. راضي نشد. دوباره مجبورم كرد چند بار بگويم. گفت بايد يك جوري بگويم كه يعني باورم شده كه او از وقتي برادر بيوهاش هوراس مرده، مرا به فرزندي قبول كرده است. گفتم نميدانستم كه برادري به اسم هوراس داشته. نگاهي از سر رضايت به من كرد و گفت، البته كه ندارم، ولي با اين داستان اگر بتوانم سر به سر پسرش بگذارم، بد داستاني نيست.
هيچ دلخور نشدم و نگاهش كردم كه داشت توي آينه به موهايش ور ميرفت. همانطور مثل زنها كوچولو كوچولو به موهايش دست ميزد كه بعدش آدم اصلا نميفهمد چه فرقي كرده است ..."
|
فهرست اين ماه را با معرفي شش كتاب ديگر به پايان ميبريم! اين شش كتاب عنوانهاي جديدي هستند كه از مجموعهي "تنديسهاي جيبي" به چاپ رسيدهاند. يازده عنوان از اين مجموعه را قبلا اينجا حضورتان معرفي كرده بودم. حالا اين شما و اين عنوانهاي 12 تا 17 اين مجموعه.
|
تابستان الجزاير
نوشته: آلبر كامو (Albert Camus)
ترجمه: پويه ميثاقي
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 71 صفحه
شابك: 978-600-182-015-1
كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"عشقهايي كه با شهرها سهيم ميشويم اغلب، عشقهاي پنهاناند. شهرهاي قديميِ محصور ميان ديوارها چون پاريس، پراگ، و حتي فلورانس، خودشان را بستهاند و به همين خاطر دنيايي را كه بهشان تعلق دارد محدود ميكنند. اما الجزاير (و چند جاي خاص ديگر كه نسبت به بقيه برترياي دارند، چون شهرهاي ساحلي) مثل دهاني يا زخمي خود را در مقابل آسمان ميگشايد. در الجزاير آدم عاشق هر آنچه پيشپاافتاده است ميشود: دريا در انتهاي هر خيابان، ميزان مشخصي از نور خورشيد، زيبايي اين قوم. و مثل هميشه در اين پيشكشهاي عاري از هرگونه شرم، رايحهاي پنهان به مشام ميرسد. در پاريس ميشود دلتنگ فضا شد و به هم خوردن بالها. اينجا دستكم هر آن چه آدمي آرزو كند برآورده ميشود و او آسوده خاطر از خواستههايش سرانجام ميتواند ميزان داراييهاي خود را بسنجد ..."
|
|
غار سايكلوپس
نوشته: هومر (Homer)
ترجمه: نازنين كينژاد
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 69 صفحه
شابك: 978-600-182-019-9
متن كتاب بخشي از حماسهي اوديسه است.
كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"من پسر لارتز اوديسه هستم. در سرتاسر زمين از شگردهاي من حرف ميزنند و آوازهي شهرت من به آسمانها رسيده است. خانهام زير آسمان صاف ايتاكا است. مرز سرزمين ما كوه نريتون با برگهاي لرزانش است. جزيرههاي ديگر - دوليچيوم و سيم و زاسيتوس مشجر نريتون را احاطه كردهاند. ايتاك - دورترين جزيره به دريا - به سمت غرب متمايل است در حالي كه جزاير ديگر رو به سپيده و خورشيد تابان دارند. اين سرزمين خشن مردان خوبي را پرورانده است و من به عنوان يكي از اين مردان هيچ چشماندازي را دوستداشتنيتر از سرزمين مادري نميدانم ..."
|
|
خيابانگردي در لندن
نوشته: ويرجينيا وولف (Virginia Woolf)
ترجمه: خجسته كيهان
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 84 صفحه
شابك: 978-600-182-018-2
كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"شايد هرگز كسي پيدا نشود كه نسبت به يك مداد حسي عاشقانه داشته باشد، اما ممكن است وضعيتي پيش بيايد كه داشتن مداد بسيار دلخواه باشد؛ لحظاتي هست كه ميخواهيم حتما مالك چيزي باشيم و اين خود بهانهاي ميشود كه مابين چاي عصرانه و شام، نيمي از لندن را پياده طي كنيم. همانطور كه شكارچي روباه براي حفظ نژاد روباهها آنها را شكار ميكند، و بازيكن گلف براي محافظت از زمينهاي باير و ممانعت از عمليات ساختمانسازي مرتب بازي ميكند، ما هم وقتي به هوس گشتزدن در خيابانها ميافتيم، خريد مداد را بهانه ميكنيم و هنگام برخاستن ميگوييم: "من واقعا مداد احتياج دارم" انگار به اين بهانه ميتوانيم خود را در كمال امنيت به بالاترين لذتهاي زمستاني زندگي شهري برسانيم - گشت و گذار در خيابانهاي لندن ..."
|
|
مردان مجرد سرزمين تپهها
نوشته: ويليام ترور (William Trevor)
ترجمه: مهرآسا عليزاده
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 69 صفحه
شابك: 978-978-8924-93-8
كتاب حاوي دو داستان از نويسنده است.
داستان اول با نام "همسران پيانو كوككن" با اين جملات آغاز ميشود:
"ويولت وقتي با پيانو كوككن ازدواج كرد كه او مردي جوان بود. بل در كهنسالي همسرش شد.
اما اين كل ماجرا نيست، چون پيانو كوككن با گرفتن ويولت به همسري دست رد به سينه بل زده بود و هنگامي كه خبر عروسي دوم رسما اعلام شد مردم اين مسئله را به خوبي به خاطر داشتند. كشاورزي اهل همان محله گفت: "خب، بالاخره پيانو كوككن هم آخر عمرش نصيب بل شد." البته او با اين حرفش مقصود كينهتوزانهاي نداشت و صرفا حقيقت را آن گونه كه ميديد بيان كرده بود. بقيه مردم هم نظري مشابه داشتند. در عين حال بعضيها هم جور ديگري به مسئله نگاه ميكردند ..."
|
|
نامههايي از مصر
نوشته: گوستاو فلوبر (Gustave Flaubert)
ترجمه: نرگس جلالتي
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 59 صفحه
شابك: 978-600-182-036-6
كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"اسكندريه، 17 نوامبر 1849
دو ساعت قبل از اينكه به ساحل مصر برسيم، نزد فرماندهي كشتي رفتم و به او اداي احترام كردم، در آنجا حرمسراي عباسپاشا را كه شبيه عمارتي سياه بر روي مديترانه بود، ديدم. خورشيد به شدت ميتابيد. براي اولين بار بود كه آسيا را ميديدم، كه همچون نگين سرخي بر روي پهنهي بيكران آبيدريا ميدرخشيد. خيلي زود خشكي نمايان شد. اولين چيزي كه بر روي خشكي به چشم ميخورد شترهايي بود كه به وسيلهي ساربانهايشان هدايت ميشدند و سپس لنگرگاه كه تعدادي عرب با آرامش مشغول ماهيگيري بودند. اسكله در ميان سر و صدايي گوشخراش قرار گرفته بود. زنان و مردان سياهپوست، شتر، دستار و چماقهايي كه به چپ و راست زده ميشدند و اين صداهاي خشن و گوشخراش همه و همه در اسكله به گوش ميرسيدند ..."
|
|
پرواز
نوشته: ماريان كيس (Marian Keyes)
ترجمه: رقيه آسوده
ناشر: كتابسراي تنديس
سال نشر: 1390 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 94 صفحه
شابك: 978-600-182-033-5
كتاب حاوي هشت داستان از نويسنده است.
داستان "ماجراي گذرنامهي من" با اين جملات آغاز ميشود:
"سالها قبل من در لندن ساكن بودم و براي اولين بار تصميم گرفتم به نيويورك بروم چرا كه خواهرم چهار ماه قبل به آنجا نقل مكان كرده بود و ميخواستم كريسمس را با او بگذرانم.
سه شب قبل از سفر شروع كردم به جمع كردن وسايلم و وقتي براي برداشتن گذرنامهام كشوي لوازم اداريام را باز كردم ...
واي - آنجا نبود. اين غيرممكنه.
از تابستان گذشته كه به يونان سفر كرده بودم آن را همين جا گذاشته بودم. همه وسايل و صورت حسابهايم را به اين اميد كه پيدايش كنم جستجو كردم. تمام محتويات كشو را بيرون ريختم و يك به يك را گشتم - نه، نه اين جا نيست.
دهانم خشك شده بود و قلبم به تندي ميزد. اما به خودم گفتم: همين جاست، فقط نميتوانم آن را ببينم. مگر مادرم هميشه نميگفت من حتي نميتوانم آب را در رودخانه پيدا كنم ..."
|
... و بالاخره نكتهي آخر اينكه از اين ماه نشريات براي خودشان جا و مكان مستقلي پيدا كردهاند. بنابراين اطلاعات مربوط به جديدترين شمارههاي "داستان همشهري"، "عروسك سخنگو" و الباقي نشرياتي را كه ميتوانيد از طريق جيره تهيه كنيد در آن بخش مشاهده بفرماييد.
اگر در مورد هريك از كتابهاي بالا اطلاعات بيشتري ميخواهيد:
به سايت www.ketab.ir سر بزنيد. كافيست روي كد شابك هريك از كتابها اشاره كنيد. يادتان باشد كه ketab.ir چند صفحه اول كتابهاي چاپ جديد را كه معمولا شامل فهرست كتاب و مقدمه آن است به صورت PDF عرضه ميكند.
|
|