|
جديخواني آذر و دي 89: دامني از گل (گزيده گلستان سعدي)
دامني از گل گزيده گلستان سعدي
انتخاب و توضيح: غلامحسين يوسفي
ناشر: سخن
سال نشر: 1387 (چاپ سيزدهم)
قيمت: 5500 تومان
تعداد صفحات: 473
شابك: 964-6961-01-0
اگر اين كتاب را ميخواهيد ...
|
چند هفته پيش يكي از دوستان سراغ "گلستان سعدي" را از من گرفت. ازش پرسيدم كه چطور شده يكدفعه ياد سعدي و گلستاناش افتاده (چون خيلي اهل شعر و ادبيات نبود). گفت همينجوري هوس كرده نگاهي به اين اثر سعدي عليهالرحمه بياندازد. انگار همان روزها برنامهاي در راديو شنيده بود يا مطلبي در روزنامه خوانده بود كه در برانگيختن اين كنجكاوي بيتاثير نبوده.
به هر حال جستجويي كرديم و ديدم كه اگر دنبال كتاب نفيس و متن خطاطي شده نباشيد و بخواهيد اثر سعدي را با حروف چاپي بخوانيد، احتمالا نسخهاي كه انتشارات سخن منتشر كرده و توضيحاتش را مرحوم دكتر يوسفي نوشتهاند انتخاب مناسبي است. البته دوست ما نسخهي كامل كتاب را كه قيمتي سه برابر اين "گزيده" دارد (و ناشر آن انتشارات خوارزمي است،) خريد و ... نميدانم چقدرش را تا حالا خوانده است!
اين اتفاق باعث شد تا چند روزي را با ياد سيستم آموزشياي كه همهمان از سر گذراندهايم (يا ميگذرانيم) بگذرانم و اينكه چطور با مهارت كامل دستپروردههايش را تقريبا از هر مادهي مكتوبي فراري ميدهد! اينكه با چه زجري بايد "لغت و معني" حفظ ميكرديم و قرنهاي زندگي بزرگواران "تاريخ ادبيات" را يكي بعد از ديگري، مثل اطلاعات يك دفترچه تلفن، به خاطر ميسپرديم.
دوستان معلم شايد حالا سوال كنند كه خب انتظار داشتي "ادبيات كهن و ريشهدار و فاخر و ..." اين مرز و بوم را چگونه يادت بدهند؟ راستش الان راهحل دستبهنقدي ندارم كه ارائه بدهم. اما شايد از اين چند خط بتوان سرنخهايي به دست آورد:
سعدي موجود رند و بامزهاي است. اين احساسي بود كه وقتي كتاب را همينطور سرسري ورق ميزدم تا براي اين مطلب "فرازهايي" انتخاب كنم، به نظرم رسيد. نكتهي مهمتر اما اينكه پس از انتخاب اين فرازها با خودم به اين نتيجه رسيدم كه من لزوما با همهي نظرات شيخ اجل موافق نيستم! مثلا اين حكايت آشنا را در "باب دوم" هميشه دوست داشتهام:
ياد دارم كه در ايام طفلي متعبد بودمي و شبخيز و مولع زهد و پرهيز. شبي در خدمت پدر، عليهالرحمه، نشسته بودم و همه شب ديده بر هم نبسته و مصحف عزيز در كنار گرفته و طايفهاي گرد ما خفته. پدر را گفتم: يكي از اينان سر بر نميدارد كه دوگانهاي بگزارد. چنان خواب غفلت بردهاند كه گويي نخفتهاند كه مردهاند. گفت: جان پدر تو نيز اگر بخفتي به كه در پوستين مردم افتي.
اما مثلا با اين يكي از "باب اول" چندان موافق نيستم:
مردمآزاري را حكايت كنند كه سنگي بر سر صالحي زد. درويش را مجال انتقام نبود. سنگ را با خود همي داشت تا وقتي كه ملك را بر آن لشكري خشم آمد و او را در چاه كرد. درويش درآمد و سنگش در سر انداخت. گفتا: تو كيستي و مرا اين سنگ چرا زدي؟ گفت: من فلانم و اين همان سنگ است كه در فلان تاريخ بر سر من زدي. گفت: چندين وقت كجا بودي؟ گفت: از جاهت انديشيدم. اكنون كه در چاهت ديدم فرصت غنيمت شمردم.
و بعد هم دوستمان چهار بيتي ميآورد كه در "تحكيم" درس اخلاقي حكايت، كار را تمام ميكند! از حق نگذريم، طرف واقعا "شيرينسخن" است. مثلا به اين يكي توجه كنيد كه چطور با دو جمله حرفاش را ميزند و پندش را ميدهد:
گله كردم پيش يكي از مشايخ كه فلان به فساد من گواهي داده است. گفت: به صلاحش خجل كن.
خلاصه اينكه اينبار، اينكه ميتوانستم حكايت پشت حكايت بخوانم و حق داشته باشم كه هر بخش از "پند و اندرزها" را كه به نظرم قابل قبول بود بپذيرم و آن قسمت را كه با خلق و خويام نميخواند كنار بگذارم، برايم لذتبخش بود. حتي وسوسه شدم تا در فرصتي ديگر كمي كارآگاهبازي دربياورم و ببينم آيا ميتوانم مچ اين شيخ پنددهنده را بگيرم يا نه. ساختار كتاب و "شاخههاي" مختلف اين گلستان آدم را مشكوك ميكند كه گوينده/نويسنده تا چه حد ميتوانسته در زيربناي اخلاقي اينهمه "پند" يا "اندرز" يا "من بهت ميگم اين درسته" وحدت رويه را حفظ بكند. مقايسهاش كنيد با "شهريار" ماكياولي يا "قابوسنامه" كيكاووس وشمگير كه احتمالا به خاطر انسجام موضوعيشان از گزند "تناقض" بدور هستند.
جديخواني چيست؟
فعاليت اصلي جيرهكتاب از ابتدا بر پايه انتخاب و ارسال كتابهاي رمان و داستان براي مشتركين خود شكل گرفته.
با اين انتخاب اما بخش زيادي از كتابهايي كه در بازار كتاب ايران منتشر ميشوند از دايره انتخاب خارج ميشوند.
"جديخواني" راهحلي است كه براي رفع اين كمبود، و ايجاد امكان آشنايي مشتركين جيرهكتاب با انواع ديگر كتابهاي موجود در بازار انديشيدهايم.
كتابهايي كه براي "جديخواني" انتخاب ميشوند موضوعاتي مختلف دارند. و ما آنها را جدي محسوب ميكنيم چون اغلب كتابهايي هستند كه بايد آنها را با حضور ذهن خواند، شايد چندين بار خواند، فهميد و دربارهشان فكر كرد.
بنابراين فرض كردهايم كه خواندن اين كتابها به زمان بيشتري نياز دارد. پس هر دو ماه يكبار به معرفي يك كتاب در اين زمينه اقدام خواهيم كرد.
"جديخواني" يكي از فعاليتهاي جانبي جيرهكتاب است بنابراين مشترك جيرهكتاب در صورت علاقه بايد در هر نوبت درخواست "سفارش كتاب" جديخواني را ارسال نمايد.
|
"دامني از گل" بخشي از مجموعهي "از ميراث ادب فارسي" است كه انتشارات سخن سالهاست انتشار آن را آغاز كرده. علاقمندان در اين مجموعه از گزيدههاي كليله و دمنه و اسرارالتوحيد تا اشعار صائب و انوري و سفرنامهي ناصرخسرو را ميتوانند بيابند. اغلب كتابها هم با توضيحات "اهل فن" همراه است. از دكتر يوسفي و دكتر اسلامي ندوشن بگيريد تا دكتر دبيرسياقي و دكتر كدكني. (احتمالا در فرصتي بايد فهرستي از اين مجموعه براي جيرهكتابيها آماده و "منتشر" كنم!)
182 صفحهي اول كتاب متن گزيدهي گلستان است و بقيه كتاب توضيحات دكتر يوسفي بر حكايتها و ابيات سعدي كه بصورت سطر به سطر به متن اصلي نشانيدهي شده است.
... و بالاخره اينكه علاقمندان احتمالا در تصميمگيري براي اينكه متن كاملي از گلستان را تهيه كنند يا متني گزيده (مثل كتاب حاضر) كمي دچار ترديد خواهند شد. راستش براي حل مشكل چندان كمكي از دست من برنميآيد! "گلستان" به دليل شهرتاش در انواع و اقسام قطعها و اندازهها، با انواع كاغذهاي مرغوب و نامرغوب، با توضيحات اشخاص مختلف معروف و كمتر معروف در بازار موجود است. بنابراين فكر ميكنم اگر تصميم به خريد گلستان داريد، با هر بودجه و سليقهاي ميتوانيد چاپ مورد نظرتان را در بازار پيدا كنيد. من اين نسخه را انتخاب كردم چون حروف آن چاپي است و بنابراين خواندنش از چاپهايي كه با خط نستعليق (يا ديگر خطوط) نگاشته شده برايم آسانتر است. همچنين اين چاپ جزئي از مجموعهي "از ميراث ادب فارسي" است (و شما ديگر ميدانيد كه هر چيزي كه اسماش را مجموعه ميگذارند جذابيتاش براي من چند برابر ميشود). ابعاد و اندازهي كتاب، اندازهي استاندارد و معمولي رقعي است بنابراين در كليهي وضعيتهاي معمول خواندن ميتوان آن را به دست گرفت و مطالعهاش كرد و ... راستش با خودم به اين نتيجه رسيدم كه بعيد است به اين زوديها فرصت كنم و كتاب شيخ اجل
را بطور كامل از ابتدا تا انتها بخوانم. بنابراين شما را نميدانم اما فكر ميكنم "گزيده"ي كتاب كار من را راه بياندازد.
جديخواني اين دورهي جيرهكتاب "گلستان سعدي" است. اميدوارم كه از آن لذت ببريد.
كتابهاي انتخاب شده براي ديگر دورههاي جديخواني به روايت زير است:
- جديخواني ارديبهشت و خرداد 90: گستاخي اميد
- جديخواني آذر و دي 89: دامني از گل، گزيده گلستان سعدي
- جديخواني مهر و آبان 89: در ستايش گفتوگو
- جديخواني خرداد و تير 89: روشنفكران و دولت در ايران
- جديخواني آذر و دي 88: مدارهاي توسعهنيافتگي در اقتصاد ايران
- جديخواني مرداد و شهريور 88: شهريار
- جديخواني خرداد و تير 88: از زخم قلب ...
- جديخواني بهمن و اسفند 87: حسابداري به زبان آدميزاد
- جديخواني تير و مرداد 87: اقتصاد براي همه
- جديخواني ارديبهشت و خرداد 87: شهروندي سبز، دموكراسي سبز، عدالت سبز
- جديخواني اسفند 86 و فروردين 87: آيندهي آزادي
- جديخواني دي و بهمن 86: جهان هولوگرافيك
- جديخواني آبان و آذر 86: ايران آينده از نگاه سه انديشمند ايران امروز
- جديخواني شهريور و مهر 86: از زبان داريوش
- جديخواني تير و مرداد 86: هنر سير و سفر
- جديخواني ارديبهشت و خرداد 86: اتمهاي سكوت، شگفتيهاي تكامل كيهان
- جديخواني اسفند 85 و فروردين 86: در اين دوره كتابي در اين بخش انتخاب نشد!
- جديخواني دي و بهمن 85: آشنايي با موسيقي كلاسيك
- جديخواني آبان و آذر 85: پرسشهاي زندگي
- جديخواني شهريور و مهر 85: زندگي و مرگ پهلوانان در شاهنامه
|