|
نگاشته شده به تاريخ 5/7/87
معرفي CD: سيمين خانم، باروك، ماهور و ... دست ما كوتاه و خرما بر نخيل! (به بهانه "اين گوشه تا اون گوشه")
اين گوشه تا اون گوشه مجموعه تصنيفهاي ايراني براي كودكان
شعر و آهنگ: ليلا حكيمالهي
سپرست اجرا: پيام جهانماني
ناشر: موسسه فرهنگي-هنري ماهور
قيمت: 3500 تومان
اگر اين سيدي را ميخواهيد ...
دريافت فايل نمونه (wma، 542 KB)
|
من بچه دوره سيمين قديريام! از اون بيشتر، در دوره دبستان خانم قديري معلم موسيقيمان بود. وقتي توي كلاس شروع ميكرد به خواندن، ما بچهها همه محو صدايش ميشديم. مدير مدرسهمان معتقد بود كه براي يك مدرسه يك معلم "مو طلايي" كفايت ميكند! احتمالا خانم ميرهادي منظورش اين بوده كه ما بچهها بيشتر از آنكه محو صداي سيمين خانم بشويم محو جمالاش ميشدهايم و خب اين با اهداف آموزشي-تربيتي محيطهاي علمآموزي اصلا همخواني ندارد، حتي اگر در سالهاي ابتدايي دهه 1350 شمسي به مدرسه رفته باشيد!
توي خانهمان هم، ابوي كاملا اهل موسيقي بود. آنقدر كه هميشه در مقابلش، ما ديگر اهالي در اين حيطه (و در بسياري حيطههاي ديگر) احساس بيدست و پايي ميكرديم. شايد به همين دليل هم بود كه هيچكداممان "موسيقيدان" نشديم. موسيقيدان، به اين معني كه موسيقي را بشناسيم، وگرنه منظورم ساختن موسيقي نيست!
او همه جور موسيقياي را گوش ميكرد، ميخريد، ضبط ميكرد و به مجموعهاش اضافه ميكرد. موسيقي كلاسيك غرب، موسيقي دستگاهي ايران، نواهاي فولكلور نواحي مختلف، ... و خلاصه هر چيزي را كه بر روي نوار كاست قابل ضبط شدن بودن مرتب و با دقت، مثل بقيه چيزهاي ديگري كه جمع ميكرد، برچسب ميزد، كم و زياد ميكرد و ... "سر جايش قرار ميداد".
در ميان اين همه صوت و نوا، موسيقي كلاسيك و موسيقي دستگاهي خودمان هميشه از بقيه انواع ديگر پرابهتتر مينمودند. حتي ما با همه بچگيمان تشخيص ميداديم كه اين صداها "بچهبازي" نيستند و علم و دانشي پشتشان خوابيده است كه از دو دو تا چهارتايي كه در مدرسه بهمان درس ميدهند والاتر است.
خلاصه اينكه با وجود مناسب بودن محيط، دانش جدياي درباره موسيقي كسب نكرديم و ترجيح داديم تعطيلات تابستانيمان را با شنيدن صد باره نوارهاي قصه كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، سياهبازيهاي سعدي افشار و البته نوارهاي سيمين قديري بگذرانيم!
يكي ديگر از خريدهاي انجام شده از "شماره 110، خيابان حقوقي" آلبوم جديدالانتشار "اين گوشه تا اون گوشه" است. همانطور كه قبلا برايتان گفتم علت اصلي سر زدن به انتشارات ماهور خريدن كتابهاي باربر بود، اما چندتايي از اين CD هم روي ميز جلوي آقاي موسوي بود، كه آن روز خودش پشت دخل نشسته بود و حساب و كتاب مشتريها را ميرسيد. وقتي كه داشت چيزهايي را كه انتخاب كرده بودم حساب ميكرد، به سبك فروشندگان "سگرمه در هم" اين ملك اشاره به CDهاي روي ميز كرد و گفت: "اين هم چيز بدي نيست، تازه اومده!" من هم بابت اينكه بياحترامي نكرده باشم يكي را برداشتم تا ببينم چيست. عنوان آلبوم از پشت سلوفون آنقدر توجه را جلب ميكرد كه در دام اين توصيه بيافتم. بنابراين كيسه من مقداري سنگينتر شد و دل آقاي موسوي، اميدوارم، در آن صبح تابستاني يك ذره روشنتر!
شب كه در خانه CD را گذاشتم تا بشنوم تازه متوجه شدم، مثل خيلي از كارهاي "ماهور"، عجب تجربه غريبي است. در حين شنيدن، والده هم هي آمد و هي رفت و گفت: "آخه اين چيه؟ اين هم شد موسيقي براي كودكان؟" اما باز هم هر Track كه عوض شد سر و كلهاش دم در اتاق پيدا ميشد تا مقداري از بخش جديد را گوش كند و ... آخرش هم همه Trackها كه تمام شد گفت يك نسخه براي يكي از دوستان ابوي بخرم تا بدهيم ببرد براي نوههايش كه در آنور آب به دنيا آمدهاند و دور از فرهنگ مرز و بوم گل و بلبل در حال رشد و نمو هستند.
در اينكه "از اين گوشه تا اون گوشه" به عنوان اثري موسيقيايي براي كودكان، محصولي نامانوس است شك نكنيد. همانطور كه گفتم گوش ما عادت دارد كه بر موج دستگاههاي موسيقي ايراني، نوايي جدي، و شايد هم مقداري عبوس، را بشنود. Trackهاي مختلف آلبوم هركدام بابت اينكه جاي اين "جديت" را با كودكانگي عوض كردهاند در بارهاي اولي كه آن را گوش ميكنيم حس غريبي به آدم ميدهند. انگار چيزي در سر جايش نيست. اما هيچكدام از قطعات "بد" نيستند. و اگر به سبك دوران كودكي و نوجواني گير بدهيد و بارها و بارها گوشششان كنيد، بعد از مدتي احساس ميكنيد كه آن غريبگي اوليه از بين ميرود.
توضيحاتي كه سازنده قطعات در داخل جلد آلبوم آورده به مقدار زيادي روشنگر ماجراي اين مجموعه است. حيف كه وقتي ميخواهيد آن را بخريد، از پشت سلوفون نميتوانيد اينها را بخوانيد (!!!):
"هنگامي كه در اوايل دههي هفتاد شروع به ساختن تصنيف براي كودكان در دستگاههاي موسيقي ايراني كردم، باور اغلب اطرافيان، همكاران و حتا استادان فن اين بود كه موسيقي اصيل ايراني متعلق به بزرگترهاست و بچهها نميتوانند با آن ارتباط برقرار كنند. اما باور من اين بود كه همچنان كه ما از زبان فارسي، كه زبان شاعران بزرگي چون حافظ و سعدي در غزلسرايي و فردوسي در حماسهپردازي و بهيقي در تاريخنگاري است، براي بيان مطالب روزمرهي خود، از گفتگوهاي عاشقانه گرفته تا مشاجرهها و از طنز و شوخي گرفته تا اخبار سياسي، استفاده ميكنيم، از موسيقي اصيل ايراني هم - به شرط آنكه شيوهي مناسب بيان مطلب را يافته باشيم - ميتوانيم همچون ابزاري براي بيان مقاصد گوناگون و ارتباط برقرار كردن با گروههاي مختلف استفاده كنيم. بر پايهي همين باور بود كه تصنيفهايي براي كودكان در مايههاي ايراني ساختم و در طول اين سالها بارها براي كودكاني كه در مهدكودكها و مدارس شاگرد من بودند خواندم و هر بار كه شور و شوق آنان را براي شنيدن تصنيف جديد ميديدم بر باور خود استوارتر ميشدم. در چند سال اخير گاه پيش آمده است كه بعضي از بچهها قسمتي از تصنيفي
را كه ميخواستهام به آنها ياد بدهم از قبل و از جاي ديگر در ذهن داشتهاند بيآنكه بدانند ساختهي من است. اين نكته را در لابلاي صحبتها و به شوخي با جناب آقاي موسوي ناشر محترم و مدير موسسهي ماهور، در ميان گذاشتم و ايشان پيشنهاد دادند كه اجرايي ساده و مختصر و بدون تنظيم اركستري و تنها با هدف ثبت تعدادي از اين قطعات ارائه دهيم. اين پيشنهاد را پذيرفتم و ايشان، براي اجرا، هنرمند جوان و خلاق و نوازندهي چيرهدست تار آقاي پيام جهانماني را توصيه كردند كه اگرچه پيشتر در زمينهي موسيقي كودكان كاري ارائه نداده بودند اما با جديت و تلاش صميمانهي خود اين قطعات را با استفاده از سازهاي ايراني به طرزي شايسته اجرا كردند.
متاسفانه، از آنجا كه ما در آموزش آواز ايراني به كودكان هنوز به مرحلهاي نرسيدهايم كه بتوانيم براي اجراي حرفهاي از صداي خود بچهها استفاده كنيم، ناگزير از خوانندگان بزرگسال، كه لحن و صداي كودكان را تقليد ميكنند، استفاده شد و اميدوارم كه در آينده، با رواج كلاسهاي آواز ايراني براي كودكان و پرورش خوانندگان حرفهاي خردسال، بتوانيم اجراي جديدي از اين مجموعه همراه با تصنيفهاي جديدتر در حيطهي صدايي، مناسب كودكان ارائه دهيم ...
ليلا حكيمالهي - مرداد 1387"
همچنين در همانجا از قول ساسان فاطمي آمده است:
"اكنون سالهاست كه كودكان ما موسيقي را در كلاسهاي موسوم به ارف كه تماما بر اساس موسيقي غربي برنامهريزي شدهاند، آموزش ميبينند. گوش كودك ايراني از همان ابتدا با گامها و فواصل غربي، نظام ريتميك غربي و همچنين ملوديهاي غربي خو ميگيرد و بديهي است كه به تدريج موسيقي و نظام موسيقيايي ايراني براي او تبديل به موسيقي و نظامي غريبه و ناآشنا ميشود. موسيقيهايي كه براي كودكان توليد و منتشر ميشوند نيز متاسفانه همين نوع موسيقي را ترويج ميكنند و گاه هيچ نيستند جز شعر فارسي بر روي ملوديهاي غربي.
مجموعهي حاضر نتيجهي سالها تجربهي ارزشمند پديدآورندهي آن، ليلا حكيمالهي، در زمينهي آموزش موسيقي به كودكان با استفاده از موسيقي ايراني و نه موسيقي غربي است. وي كه، در ضمن، از ذوقي عالي براي تصنيفسازي برخوردار است، مجموعهاي پديد آورده است كه گام مهمي در جهت خلق موسيقي كودك با استفاده از موسيقي ايراني به شمار ميرود. آثار وي به خوبي نشان ميدهد كه هر نظام موسيقيايياي، از جمله نظام موسيقيايي ايراني، نظام زايندهاي است كه انواع موسيقيها ميتواند براساس آن پديد آيد و تصور اينكه موسيقي ملي ما قابليت تطابق با نسازهاي كودكان را ندارد تصور باطلي است ..."
قطعات اين آلبوم عبارتند از:
1- برف (دشتي)
2- مسواك (ماهور)
3- بازي خوب و شاد (همايون)
4- گنجشك اسير (چهارگاه)
5- پاييز (بيات ترك)
6- سلام دبستان (سهگاه)
7- اصغري
8- مدرسه (ابوعطا)
9- گربهي لنگ (افشاري)
10- شب يلدا (ماهور)
11- چهارشنبهسوري (همايون)
12- حاجي فيروز (سهگاه)
13- نوروز (چهارگاه)
همچنين نوازندگان قطعات به شرح زير هستند:
- پيام جهانماني (تار)
- آرش فلاح (ني)
- سهيل صادقي (كمانچه)
- ساينا خالدي (سنتور)
- سيامك بنايي (تمبك)
- بهزاد ميرزايي (تمبك)
- آرش لطفي (ضرب زورخانه، دف و دايره)
- بابك بنيحسيني (سازهاي كوبهاي)
|
"نوشتههايي به بهانه كتاب" معمولا در آخر هفتهها نوشته ميشوند و از طريق پست الكترونيك براي كليه مشتركين خبرنامه جيرهكتاب ارسال ميشوند. اگر مايل به دريافت مستمر اين نوشتهها هستيد ميتوانيد مشترك خبرنامه جيرهكتاب بشويد.
|
فهرست "نوشتههايي به بهانه كتاب"
|