نگاشته شده
به تاريخ 11/8/86

معرفي كتاب:
"بيگانه"ي كامو


بيگانه
نويسنده: آلبر كامو
مترجم: ليلي گلستان
ناشر: مركز
قيمت: 2300 تومان
تعداد صفحات: 171 صفحه
كد شابك:
978-964-305-914-9
چاپ: دوم، 1386

اگر اين كتاب را مي‌خواهيد ...
در بهار امسال، شايد همزمان با نمايشگاه كتاب تهران، ترجمه جديدي از كتاب "بيگانه" اثر آلبر كامو و با ترجمه ليلي گلستان به بازار آمد.
"بيگانه" كتاب معروفي است. نه تنها جزو فهرست 1001 كتابي است كه بايد پيش از مرگ خواند بلكه احتمالا اگر گروه سخت‌گيرتري بخواهند به جاي هزار، يكصد كتاب مهم تاريخ ادبيات را انتخاب كنند به احتمال زياد باز هم "بيگانه" در ميان اين فهرست جاي خواهد داشت.

كتاب البته مدرن است. پس براي ما كه اغلب عادت داريم كلاسيك بخوانيم، شايد خواندنش آسان نباشد. موضوع سرراست و خوش‌عاقبتي هم ندارد. پس باز هم شايد براي مائي كه از خواندن اغلب هدفمان لذت بردن و غرق شدن در فضائي شادي‌بخش و فراموش كردن دنياي ديوانه كنوني است باز هم خواندني ايده‌آلي نباشد. اما خب همانطور كه گفتم كتاب و داستانش معروف است، خيلي معروف، و شايد همين ويژگي كنجكاوان را برانگيزد تا رمز و راز اين شهرت را دريابند.

تصميم داشتم در معرفي "بيگانه" مطلب "فرهنگ آثار" را در توضيح اين كتاب بياورم (بله، "بيگانه" جزو 6000 كتاب بررسي شده در فرهنگ آثار هم هست). اما بعد ديدم كه مطلب مقدار زيادي از داستان كتاب را شرح مي‌دهد و شايد اين موضوع براي كسي كه تصميم به خواندن كتاب مي‌گيرد چندان خوشايند نباشد. بنابراين بخش عمده‌اي از مطلب را حذف كردم و جايش چندين نقطه گذاشتم و حاصلش شد اين چند خط كه مي‌خوانيد:

بيگانه – رماني از آلبر كامو (1913-1960)، نويسنده فرانسوي كه در 1942 منتشر شد. اين رمان يكي از مهم‌ترين آثار ادبيات قرن بيستم است و، با شخصيت غيرعادي، غرابت نوشته و رازي كه در خود دارد، يكي از تكان‌دهنده‌ترين اين آثار است.

مورسو، راوي داستان خويشتن است. حكايت بسيار حساب‌شده او شامل دو قسمت است كه به طور محسوسي هم در لحن و هم در محتوا با هم متفاوت‌اند. در قسمت اول، مورسو، با ظاهري حاكي از لاقيدي كامل زندگي روزمره خود را در الجزيره، ... شرح مي‌دهد. مورسو با لحن راوي بي‌طرف، با جملات پياپي كه اغلب به ماضي نقلي‌اند، احتياجات جسم، خستگي، ميل به سيگار كشيدن و مشكلاتش را در تحمل گرما قيد مي‌كند. احساسهايش را ذكر مي‌كند و همچنين به ملال يا بي‌تفاوتي‌اش اشاره مي‌كند: "برايم فرقي نداشت" يا "تفاوتي نداشت". نه اعتنايي به تحليل روان‌شناختي دارد نه به بيان احساساتش. با اينكه رسيدنش را به خانه سالمندان، كه مادرش در آنجا به تازگي مرده است، موشكافانه شرح مي‌دهد، ضمن شب‌زنده‌داري در كنار جنازه يا به هنگام تشييع، اندوهي را كه از او انتظار مي‌رود نشان نمي‌دهد.

... در قسمت دوم رمان، روايت آن لحن بي‌تفاوت آغازين را ندارد. مورسو، كه زنداني شده است، ياد مي‌گيرد كه با زمان و يادآوري خاطراتش بسازد. ديگر آن كسي نيست كه فقط در زمان حال با احساساتش زندگي مي‌كرد. او كه به اراده معطوف به حقيقت وفادار است، قبول نمي‌كند كه تظاهر به پشيماني كند يا با دادن جوابهايي كه از او انتظار دارند وارد بازي اجتماع شود. محاكمه‌اش كه همچون تماشاچي در آن شركت مي‌كند، كاريكاتوري است از عدالت و مجريان آن كه خالي از طنز نيست.

... قدرت و موفقيت ماندگار رمان، بي‌شك به اين بازمي‌گردد كه از همان جمله‌هاي اول: "امروز مامان مرد، شايد هم ديروز، نمي‌دانم"، بيگانه دنياي خود و حضور جسماني شخصيت راوي‌اش را به عنوان واقعيتي چشمگير تحميل مي‌كند. رمان به انديشه فلسفي اسطوره سيزيف، كه در همان زمان نوشته شده است، شكلي داستاني، ولي به طرز قابل ستايشي زنده، مي‌دهد. پوچي، در عين حال در توالي روزهاي يك زندگي بيهوده، در ادامه اتفاقاتي كه از مورسو يك قاتل مي‌سازند، حتي در ازدياد خود پوچي كه حاصل جامعه، عملكرد دستگاه قضايي و اندوه مرگ است، نشان داده شده است. مورسو كه اساسا بي‌گناه است و با دنيا و خودش بيگانه است، انسان پوچ است. يقيني غير از زندگي زميني و خوشبختيي غير از خوشبختي زيستن ندارد و عظمتش را در حقيقت و عصيان خود مي‌يابد. رمان، اينجا و اكنون، در زمان و مكاني اتفاق مي‌افتد كه قابل تطبيق با هر زمان و مكان ديگري است. با اين حال، واقع‌گرايي نمادين و درخشندگي اسرارآميز شخصيت آن به قلمروي جهاني دست مي‌يابد. نوعي اسطوره حقيقي مدرن است، اسطوره پوچي كه ماجراي مورسو را آفريده است.

فرهنگ آثار، جلد اول، صفحه 828 و 829

جايزه بگيريد!
جلال آريان، قهرمان معروف اسماعيل فصيح عادت دارد كه در ميانه داستان‌ها و ماجراهايش شب‌ها قبل از خواب مقداري هم مطالعه كند! او اغلب در هريك از كتاب‌هاي فصيح از ابتداي داستان شروع به خواندن كتابي مي‌كند و در طول داستان خواننده را بيش و كم در جريان اتفاقات كليدي فصل‌هاي كتابي كه مي‌خواند مي‌گذارد.
جلال آريان در يكي از كتاب‌هاي فصيح به خواندن "بيگانه" آلبر كامو مي‌پردازد. برايمان بنويسيد كه اين كدام كتاب اسماعيل فصيح بوده تا برنده يك نسخه كتاب "بيگانه" شويد!
ترجمه خانم گلستان حاوي حجم زيادي مطلب "درباره بيگانه" است. 60 صفحه ابتدائي اين كتاب 170 صفحه‌اي به ارائه خواندني‌هاي جالبي درباره "بيگانه" و نويسنده آن اختصاص دارد. متن نامه‌اي كه كامو درست در شب پايان يافتن نوشتن رمان به همسرش مي‌نويسد، متن نامه‌اي كه ناشر كتاب در سال انتشار آن درباره اهميت كتاب و پيش‌بيني خود از موفقيتش به يكي از دوستانش مي‌نويسد و مقاله‌اي از سارتر در تفسير "بيگانه" جزو مطالب اين بخش ابتدايي كتاب است.

همچنين با گشتي در سايت ketab.ir به نام و نشان سه ترجمه ديگر از "بيگانه" برخوردم. اولي ترجمه هدايت‌الله ميرزماني كه از سوي انتشارات گلشايي سال‌ها پيش چاپ شده. دومي ترجمه جلال آل‌احمد و علي‌اصغر خبره‌زاده كه موسسه انتشارات نگاه به چاپ آن اقدام كرده و بالاخره ترجمه اميرجلال‌الدين اعلم كه از سوي انتشارات نيلوفر منتشر شده. و حالا ترجمه خانم گلستان چهارمين ترجمه از اين رمان به زبان فارسي است.

ترجمه خانم گلستان در تابستان امسال به چاپ دوم رسيده و ناشر تيراژ اين چاپ اخير را 3000 نسخه اعلام كرده كه در بازار نحيف نشر عدد بالايي است.

كتاب با اين جملات آغاز مي‌شود:

امروز مادرم مرد. شايد هم ديروز. نمي‌دانم. از آسايشگاه يك تلگراف دريافت كردم: "مادر فوت شد. خاكسپاري فردا. احترام فائقه." اين معنايي ندارد. شايد ديروز بود.

آسايشگاه سالمندان در مارنگو است. هشتاد كيلومتري الجزاير. ساعت دو اتوبوس سوار مي‌شوم و عصر مي‌رسم. اينجوري مي‌توانم شب احيا بگيرم و فردا شب برگردم. از رئيسم دو روز مرخصي خواستم و با چنين عذري نمي‌توانست درخواستم را رد كند. اما قيافه‌اش راضي نبود. حتي به او گفتم: "تقصير من نيست." جوابي نداد. فكر كردم نبايد اين را به او مي‌گفتم. به هر حال لزومي نداشت عذر بياورم. در واقع بايد خودش به من تسليت مي‌گفت. بدون شك وقتي مرا پس‌فردا عزادار ببيند اين كار را مي‌كند. در حال حاضر انگار مثل اين است كه مادرم نمرده است. برعكس، كارها پس از خاكسپاري رديف مي‌شوند و همه چيز حالت رسمي‌تر به خودش مي‌گيرد.

بيگانه، ترجمه ليلي گلستان، صفحه 61

"نوشته‌هايي به بهانه كتاب" معمولا در آخر هفته‌ها نوشته مي‌شوند و از طريق پست الكترونيك براي كليه مشتركين خبرنامه جيره‌كتاب ارسال مي‌شوند. اگر مايل به دريافت مستمر اين نوشته‌ها هستيد مي‌توانيد مشترك خبرنامه جيره‌كتاب بشويد.

فهرست "نوشته‌هايي به بهانه كتاب"


جيره كتاب چيست؟    چگونه مي‌توان عضو شد؟    لطفا نظر بدهيد!    مبلغ ما، شما هستيد
خرده‌ريز‌هاي مفيد    اگر كارمان داشتيد