|
چيتي چيتي بنگ بنگ (Chitty Chitty Bang Bang)
نويسنده: يان فلمينگ (Ian Fleming)
ترجمه: احمد ميرعلايي
ناشر: هرمس (كتاب كيميا)
سال نشر: 1384 (چاپ پنجم)
قيمت: 650 تومان
تعداد صفحات: 92 صفحه
شابك: 964-6641-67-9
|
وقتي فرمانده پات تصميم ميگيرد كه با پول يكي از اختراعاتش يك ماشين بخرد، جرمي و جمايما خيلي خوشحال ميشوند. وقتي هم كه فرمانده پات تصميم ميگيرد تا به جاي خريدن يك ماشين معمولي، لاشه يك ماشين اوراقي را از يك گاراژدار بخرد و خودش ماشين را با سليقه خودش تعمير و آماده استفاده كند، ميدانند كه حاصل كار پدرشان از همه ماشينهاي ديگري كه توي خيابانها و جادهها در حركت است اتومبيل بهتري خواهد بود. اما نه بچهها و نه خود فرمانده پات فكرش را هم نميكنند كه ماشين درب و داغاني كه خريدهاند تا تعميرش كنند اتومبيل خارقالعادهاي است كه هيچكدام از ماشينهاي دنيا هم به گردش نميرسند. آنها اسم اين ماشين فوقالعاده را "چيتي چيتي بنگ بنگ" ميگذارند.
|
داستان با اين جملات شروع ميشود:
"اغلب ماشينها معجوني هستند (معجون يعني همان چيز "قاطي پاطي") از فولاد و سيم و لاستيك و پلاستيك و برق و روغن و بنزين و آب و كاغذ شكلاتهايي كه در روز تعطيل روي تشك عقب افتادهاند. از عقبشان دود بيرون ميآيد و از جلوشان صداي بوق. در جلو چراغهاي سفيد دارند، مثل دو تا چشم بزرگ، و در عقب چراغهاي سرخ. ماشين همين است. يك قوطي حلبي چرخدار كه به درد سوار شدن و تند رفتن ميخورد.
اما بعضي ماشينها، مثلا مال من، يا شايد مال شما، فرق دارند. اگر دوستشان بداريم و زبانشان را بفهميم، اگر با آنها مهربان باشيم، بدنهشان را خراش ندهيم، يا درشان را محكم به هم نزنيم، اگر بنزين و باد را مرتب بهشان برسانيم، اگر تميز نگهشان بداريم، با كهنه برقشان بيندازيم و تا ميتوانيم آنها را زير برف و باران نگذاريم، آنوقت متوجه ميشويم كه تقريبا مثل آدمها ميشوند ..."
|