|
پلي به سوي ترابيتيا (Bridge to Terabithia)
نويسنده: كاترين پاترسون (Katherine Paterson)
ترجمه: نسرين وكيلي (وكيل)
ناشر: دستان
سال نشر: 1383 (چاپ اول)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 184 صفحه
شابك: 964-7642-30-X
|
بزرگترين آرزوي جس آرونز اين است كه برنده مسابقه دو، بين كلاس پنجميها شود. همه تابستان مشغول تمرين بوده و حالا لحظهشماري ميكند براي روزي كه بعد از شكست دادن همكلاسيها در مسابقه، چهره آنها را تماشا كند. حالا ديگر براي رسيدن به چنان روزي صبرش تمام شده است. اما اولين روز مدرسه، شاگردي جديد، يك دختر، با جسارت وارد زمين بازي پسرها ميشود و از همه جلو ميزند.
اين قضيه براي شروع دوستي، شروع خوبي نيست، اما بين جس و لزلي دوستياي ناگسستني ايجاد ميشود. براي جس مهم نيست كه لزلي لباسهاي مسخره ميپوشد يا اينكه خانواده او با وجود پول زيادي كه دارند، تلويزيون در خانهشان نيست. لزلي قدرت تخيل خوبي دارد، آنها با هم ترابيتيا را خلق ميكنند. سرزميني جادويي در جنگل، سرزميني كه هر دو در آن به عنوان پادشاه و ملكه حكمراني ميكنند و تنها مرزهاي اين قلمرو را تخيل آنها مشخص ميكند ...
|
داستان با اين جملات شروع ميشود:
"پت، پت، پت، كيت، كيت، كيت، رپت، رپت، ... خب پدر بالاخره وانت را راه انداخت. جس حالا ميتوانست بلند شود. از رختخواب بيرون سريد و شلوار بنددار خود را به تن كشيد. نگران پوشيدن پيراهن نبود، زيرا وقتي ميدويد، حتي در هواي سر صبحگاهي درست مثل روغني كه ميجوشد گرمش ميشد. كفش هم نميپوشيد زيرا كف پاهايش حالا ديگر به چغري كف كفشهاي كتانياش شده بود.
ميبل خوابآلود از روي تخت دو طبقهاي كه با جويس آن روي آن ميخوابيد نيمخيز بلند شد و پرسيد: "كجا ميروي، جس؟"
جس هشدار داد: "س..س..س" ديوارها نازك بودند، اگر اين وقت روز مادر را از خواب بيدار ميكردند، مانند مگسي كه در ظرف ميوهاي گير كرده باشد ديوانه ميشد ..."
|