|
خمره
نويسنده: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1388 (چاپ چهارم)
قيمت: 1700 تومان
تعداد صفحات: 152 صفحه
شابك: 964-7603-45-2
|
خمرهاي كه در مدرسهي روستا بچهها از آن آب ميخورند ترك برداشته و ديگر آب را در خود نگه نميدارد. براي همين هم بچههاي مدرسه براي خوردن آب دچار مشكل شدهاند و معلم مدرسه تلاش ميكند تا اين مشكل را حل كند. اما حل اين مساله به اين سادگيها نيست.
|
داستان با اين جملات شروع ميشود:
"خمره، شير نداشت. ليواني حلبي را سوراخ كرده بودند و نخ بلند و محكمي بسته بودند به آن. بچهها ليوان را پايين ميفرستادند، پرآب كه ميشد، بالا ميكشيدند و ميخورند. مثل چاه و سطل.
بچههايي كه قدشان بلندتر بود، براي بچههاي كوچولو و قدكوتاه ليوان را آب ميكردند. زنگهاي تفريح دور خمره غوغايي بود. بچهها از سر و كول هم بالا ميرفتند. جيغ و ويغ و داد و قال ميكردند و ميخنديدند و ليوان را از دست هم ميقاپيدند ..."
|