|
بچههاي راهآهن (Railway Children)
نويسنده: ا. نسبيت (E. Nesbit)
ترجمه: پري منصوري
ناشر: كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
سال نشر: 1380 (چاپ سوم)
قيمت: 780 تومان
تعداد صفحات: 324 صفحه
شابك: 964-432-224-X
|
همه چيز از موقعي شروع ميشود كه در يك شب وحشتناك پليس به در خانهي روبرتا، پيتر و فيليس ميآيد و پدرشان را با خود ميبرد. پدر بچهها مرد محترمي است كه اما گرفتار مشكلي شده و همين مساله باعث ميشود كه او به زندان بيافتد. بچهها و مادرشان كه تا پيش از اين به راحتي و آسودگي در شهر زندگي ميكردند مجبور ميشوند به خانهاي روستايي نقل مكان كنند و از اين به بعد نگران دخل و خرجشان باشند. خانه آنها در كنار يك خطآهن قرار دارد كه هر روز در ساعات مشخصي قطار از روي آن عبور ميكند و بچهها وقتي تصميم ميگيرند تا براي رفع دلتنگيشان از نبود پدر هر روز در ساعتي معين براي مسافران قطار دست تكان بدهند به "بچههاي راهآهن" معروف ميشوند و ..."
|
داستان با اين جملات شروع ميشود:
"آنها از اصل بچههاي راهآهن نبودند. تصور نميكنم كه تا آن موقع راجع به راهآهن هيچ فكري هم كرده بودند جز اين كه آن را وسيلهاي براي رسيدن به "ماكسيلين" و "كوك"، "پانتوميم"، باغوحش و "مادام تسو" بدانند. آنها فقط بچههايي حومهنشين و عادي بودند كه با پدر و مادرشان در يك خانهي ييلاقي معمولي با روكار آجر قرمز زندگي ميكردند كه در جلويي آن شيشهي رنگين داشت و يك راهرو و آجر فرش كه اتاق ناهارخوري به حساب ميآمد و يك حمام با آب سرد و گرم و زنگهاي برقي، پنجرههايي به سبك فرانسوي و يك رنگ و روغن سفيد و گرانقيمت، و خلاصه همانطور كه واسطههاي معاملات ملكي ميگويند، داراي كليه وسايل مدرن و راحت ..."
|